دانشگاه در آتش، تاریخ در سوگ
باقر شاملو
استادیار حقوق دانشگاه شهید بهشتی
بیتردید حمله و تجاوز به مراکز دانشگاهی، دانشمندان و ساحت علم و مراکز علمی، در تاریخ معاصرـ دستکم در یک قرن اخیرـ سابقه نداشته است. چنین رفتاری بیش از آنکه به جهان امروز شباهت داشته باشد، یادآور دورههای تاریک بربریت و عصر حجر است؛ زمانهای که انسان هنوز بویی از علم، اخلاق و انصاف نبرده بود.
البته در تاریخ، نمونههایی از تعرض به مراکز علمی و کتابخانهها را میتوان در دوران هجوم چنگیز مغول و دیگر یورشهای ویرانگر مشاهده کرد. اما در یک قرن گذشته، با وجود جنگها و منازعات بزرگ، روند حرکت جوامع انسانی به گونهای بوده که مراکز علمی، دانشگاهها و نهادهای دانشمحور، کمتر هدف تعرض مستقیم قرار گرفتهاند. از همین رو، چنین اقدامی نشانهای از سقوطی تأسفبار به ورطه جهل و بیخردی است.
در چنین شرایطی، بر نیکاندیشان، اندیشمندان و انسانهای منصف در جهان امروز است که در برابر این رخدادها سکوت نکنند. سازمانهای بینالمللی و جامعه جهانی دانشگاهی باید موضعی روشن و جدی اتخاذ کنند؛ چراکه حتی در دو جنگ جهانی ـ که اوج خشونت و بیرحمی در تاریخ معاصر به شمار میروند ـ نیز شاهد چنین سطحی از تعرض به مراکز علمی و آموزشی نبودیم. با این حال، در پیوند نامبارکی که امروز میان قدرتهای سیاسی شکل گرفته، متأسفانه شاهد فجایعی هستیم؛ از کشتار کودکان و دانشآموزان گرفته تا حمله به مراکز فرهنگی و بهویژه دانشگاهها. حال آنکه دانشگاه، کانون تولید دانش، پرورش اندیشه و پیشرفت فناوری است و باید از دایره درگیریها و خشونتها دور بماند.
از منظر حقوقی نیز، اسناد بینالمللی، از جمله اسناد حقوق بشر و حقوق بینالملل بشردوستانه، بر مصونیت مراکز علمی و غیرنظامی تأکید دارند و تعرض به چنین مراکزی را در زمره مصادیق جنایات جنگی قرار میدهند. با این حال، هنگامی که قدرتهای بزرگ با پیشرفتهترین فناوریها و ابزارهای نظامی عمل میکنند، گاه نتایجی فاجعهبار از دل این قدرت بیرون میآید.
واقعیت آن است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و فروریختن دیوار برلین، ایالات متحده خود را قدرتی بیرقیب در عرصه جهانی میپنداشت. این تصور بهتدریج نوعی توهم برتری تمدنی را در میان برخی سیاستگذاران آن کشور تقویت کرد؛ این گمان که تمدن مبتنی بر فناوری و قدرت نظامی، تمدنی برتر است و دیگر تمدنها باید در برابر آن کنار بروند. نظریههایی مانند «برخورد تمدنها» نیز در همین فضا شکل گرفتند و بر تقابل و حذف دیگر فرهنگها و تمدنها تأکید داشتند.
با این حال، تاریخ نشان میدهد که سرزمین ایران از دیرباز یکی از کانونهای مهم علم و تمدن در جهان بوده و دستاوردهای بزرگی به بشریت عرضه کرده است. در دورههایی که بخشهایی از جهان غرب هنوز در مراحل ابتدایی تمدن قرار داشتند، اندیشه و دانش در این سرزمین بالندگی چشمگیری داشت و به تعبیر برخی متفکران غربی، از جمله هگل، تمدن ایرانی نقشی مهم در روشناییبخشی به جهان ایفا کرده است.
شاید همین پیشینه تاریخی و ظرفیت علمی، سبب شده باشد که برخی قدرتها از رشد علمی و فناوری ایران احساس نگرانی کنند؛ زیرا کشوری که در مسیر پیشرفت علمی قرار گیرد، میتواند در برابر زیادهخواهیها نیز ایستادگی کند. از این رو، گاه این تصور نادرست شکل میگیرد که با هدف قرار دادن مراکز علمی و دانشگاهی میتوان روند پیشرفت یک ملت را متوقف کرد.
اما حقیقت این است که علم و تمدن صرفاً در ساختمانها و دیوارها متولد نمیشوند؛ ریشه آنها در اندیشه و خلاقیت انسانهاست. حتی اگر مراکز فیزیکی آسیب ببینند، اندیشه و توان علمی یک ملت از میان نخواهد رفت. تاریخ بارها نشان داده است که دانش و خلاقیت انسانی از دل سختترین شرایط نیز سر برمیآورد.
از همین رو، تصور اینکه با تخریب دانشگاهها میتوان مسیر پیشرفت یک ملت را متوقف کرد، تصوری نادرست و خیالی باطل است.
سرزمین ایران در گستره تاریخ، همواره مأمن علم و اندیشه و منبع زایش و رشد دانش در حوزههای گوناگون بوده است؛ از فلسفه و پزشکی گرفته تا شیمی و دیگر شاخههای دانش. تمدن ایرانی از آغاز، بر پایه خرد، دانایی و اندیشه نیک بنا شده و همواره در مسیر ارتقای دانش بشر گام برداشته است.
اما تأسفبرانگیز آنکه دانش و فناوری نوین، در روزگار کنونی در دستان قدرتهایی قرار گرفته که از اخلاق، انسانیت و عدالت بیبهرهاند. این وضعیت، همانند آن مثل مشهور است که میگوید: «تیغ تیز را به دست مستی سپردهاند.» هنگامی که علم و قدرت از اخلاق جدا میشود، نتیجهاش چیزی جز ویرانی و فاجعه نیست.
حملاتی که امروزه به دانشگاهها و مراکز علمی صورت میگیرد، گواه همین حقیقت تلخ است.

