تاب‌آوری ایرانی

بررسی واکنش ایرانیان به هجوم بیگانگان در دوره‌های مختلف بر اساس رویکرد تحلیلی انیاگرام و کتاب نه‌گانه ایرانی

مهشید رضوی رضوانی
مدیر مؤسسه فرهنگی ،هنری ماه‌شید خرد


واکنش ایرانیان در طول دوره‌های مختلف تاریخی‌ نسبت به هجوم و تجاوز بیگانگان در ایستادگی و حفظ تمامیت ارضی کشور خود، بسیار تأمل‌برانگیز بوده و هست؛ و شاید بخش قابل توجهی از درک عمیق آن را باید در کارکرد و نقش زبان فارسی دانست. موقعیت ایران امروز به گونه‌‌ای است که فارغ از هر گونه نگاه سیاسی و سوگیرانه، همچون ققنوسی از آتش و خاکستر سر برمی‌­آورد.
مفهوم «تاب‌آوری»، معادل Resilience، 
در لغت به معنای کشسانی، بازگشت‌پذیری و ارتجاعی آمده و مترادف با تحمل کردن و طاقت‌ آوردن است؛ یک فرایند توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت‌آمیز، به‌رغم شرایط تهدیدکننده در مقابله با تنیدگی‌ها و تهدید‌های زندگی و آثار نامطلوب آنها. «تاب‌آوری» سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است و نقش مهمی در بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر دارد. این مفهوم گستره‌‌ای وسیع از حوزه‌ها را دربرمی‌‌گیرد ؛ از اکولوژی و روان‌شناسی فردی گرفته تا بحران‌های اجتماعی چون جنگ. «تاب­‌آوری» مفهومی است که اغلب با مفاهیم دیگری همچون صبر، توکل، ایمان و... همراه می‌شود.
 مفهوم «تاب­‌آوری» در مطالعات انسان‌شناسی و مردم‌شناسی، در طول تاریخ و از آغاز آن؛ از عصر باستان با اعتقادات اسطوره‌‌ای ناپیدا، تا قرون وسطی و ظهور امپراطوری‌های بزرگی چون امپراطوری‌ ایران و افول غرب در دوران تاریک‌اندیشی، شکوفایی اسلام در خاورمیانه و در عصر حاضر که مطالعات علمی بر توصیف «شخصیت ملی» یا «شخصیت پایه» تعریف شده، همواره مورد‌ مداقه بوده است. در رویکرد انسان­‌شناسی فرهنگ-شخصیت، فرهنگ به مجموعه‌‌ای از رفتار اطلاق می‌شود که در یک جامعه مفروض میان اعضای آن جامعه مشترک است؛ به‌طوری که وقتی می­‌گوییم آلمانی یا انگلیسی یا ایرانی، به‌سرعت برخی ویژگی­‌های رفتاری از آنان در ذهن ما نقش می‌بندد. این فرهنگ ورای یک مفهوم انتزاعی یا مادی، در قالب مفهوم «شخصیت» انسان مورد نظر است. انسان‌ها حاملان اصلی فرهنگ هستند و همه امور فرهنگی مانند «تاب‌آوری» باید از رسانه‌‌ای به‌نام انسان بگذرد. با این نگاه مفهوم شخصیت، فراتر از مفهوم «فرد» در آن و رشد و تبلور فرهنگ معطوف به‌حضور تک تک افراد جامعه است. گسترش مکتب فرهنگ-شخصیت با اندیشه‌های اندیشمندان و متفکرانی چون فرانس بوآس، روث بندیکت، مارگارت مید تا آبرام کاردینر، ادوارد ساپیر و دیگران شکل گرفت. این دانشمندان با وجود بیان‌های متنوع، همگی معتقد بودند همان‌گونه که فرهنگ‌ها مانند هر زبانی بی‌همتا هستند، انسان‌ها نیز مسیری را پیش می‌گیرند که در فرهنگ‌شان حضور دارد و به شخصیت‌هایی تبدیل می‌شوند که از پیش آماده و بر آن اساس تعریف شده است. آبرام کاردینر این مضمون را با مفهوم «شخصیت پایه» مفروض می‌دارد. «شخصیت پایه» نوعی مخرج مشترک از جامعه است که خود در یک شخصیت میانگین جامعه منعکس می‌شود و حاصل مناظره دیالکتیک فرد یا سوژه با نهاد‌هاست. در کنار مفهوم «شخصیت پایه» سایر پژوهشگران از مفاهیم دیگری چون «شخصیت اجتماعی»، «شخصیت ملی»و «منش ملی» استفاده کرده­‌اند که همگی انعکاس‌دهنده روح یا روحیات ملی و خلقیات ملی جامعه است.
 
 نگاه معناگرا و اصالت‌گرای ایرانی
 بر مبنای چنین دیدگاهی از فرهنگ که مترادف شخصیت و شخصیت فراتر از فرد و منعکس کننده منش ملی است، در شرایط و موقعیت کنونی جامعه ایران، مسأله و پرسش بنیادین این است که چه احتمالی از تاب‌آوری ایرانی در منش ملی ایرانیان در  برابر جنگ متجاوزانه آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران انتظار می‌­رود؟
همواره سوژه ایرانی و ایرانیان موضوع مطالعات پژوهشگران داخلی و خارجی بوده است. در طول سال‌های اخیر پژوهشگران و اساتید برجسته‌‌ای در ایران پژوهش‌های متنوع و قابل توجهی به‌صورت تحلیلی و میدانی انجام داده و تألیفاتی متعدد داشته‌اند؛ پژوهشگران و اساتید برجسته‌­ای همچون تقی آزاد ارمکی، مقصود فراستخواه، محمد فاضلی، ناصر فکوهی، داریوش شایگان، جبار رحمانی، زاگرس زند، حسین میرزایی و دیگران. محور موضوعات مطالعاتی این پژوهشگران معطوف به درک روشن، دقیق و باریک‌بینانه از بنیان‌های فکری جامعه ایرانی، خلقیات، فرهنگ، هویت، منش، اهمیت نماد‌ها و اسطوره‌ها تا مفهوم «ایران» برای ایرانی و همچنین نگاه مستشرقین را در برگرفته است. برخی از آثار این اندیشمندان بارها تجدید چاپ شده که این خود نشانه‌‌ای مثبت از تحول در فهم ایرانی نسبت به «دیگری» است.
در این مجال، نگارنده در پیش‌فرض خود با نگاهی بسیار گذرا و به نقل از این پژوهشگران به معرفی برخی از ویژگی‌های خلقیات و منش ملی ایرانی -اعم از مثبت و منفی- پرداخته و در رویکرد تیپ‌های شخصیتی انیاگرام (نه آرکی تایپ) به تحلیل و جست ­وجو بر معادل‌های آن می‌پردازد. پس ازآن نیز نظر به پیشینه این مدل کهن حکمیِ ایرانی با‎‌عنوان «نه‌گانه ایرانی» پاسخی احتمالی به سؤالی می‌دهد که پیش­تر در این نوشتار مطرح شده است.
اغلب تحقیقات و مطالعات، مردم ایران را برخوردار از روحیه زیبا‌شناسی و مأنوس به هنر می‎‌شناسند. در همین راستا آثار برجسته‌‌ای از هنر معماری پیش از هخامنشیان تا شکوفایی امپراطوری و پس از آن، همراه با ورود غنای معنوی به روح معماری اسلامی، تا هنر‌های دستی مختلف، ادبیات، شعر و روحیه شاعرانگی، همگی بیانگر نوعی بازنمایی و شناسایی ویژه‌ از ایرانیان است.
تصویری از خودانگاره ایرانی (تصویر یا برداشت ما از ایرانی بودن­ خودمان) از دیرباز از ادب حماسی و دینی کهن ما نشأت می‌‌گیرد  و در ادبیات عرفانی حکما و عرفای ما جایگاه ارزشمندی می‌یابد. به‌طوری که داریوش شایگان این شناخت را در کتاب «پنج اقلیم حضور» با اشاره به پنج شاعر معروف ایرانی؛ (فردوسی، خیام، حافظ، مولوی و سعدی) بازتاب می‌دهد؛ تصویری از ایرانی با روحی معناگرا و اصالت‌­گرا و تشنه حکمت در مسیر درک حقیقت انسان. در این پژوهش‌ها از سایر ویژگی‌های ایرانیان همچون نبوغ در بازرگانی، مهمان‌نوازی، نوع­دوستی و مردم دوستی و تعامل با ملل دیگر نیز یاد می‌شود. در کنار این صفات، از برخی ویژگی‌هایی که در این پژوهش‌ها ذکر شده است می‌­توان به مواردی چون بروز واکنش‌های هیجانی و سریع و احساساتی بودن، اهل شایعه‌پراکنی، حرص‌ورزی، دروغ، ریا و تقلب و راحت‌طلبی یا واگذار کردن امور به‌تقدیر به‌جای تدبیر اشاره کرد. محققان این پژوهش‌ها بر این باورند که اگر در بیان ویژگی‌های منفی و مثبت گزافه‌گویی نشده باشد، اما بی‌تردید واکنش‌های منفی در بروز این خصایص اغلب در موقعیت‌های پرفشار و اضطراری در شرایط بحرانی ظهور پیدا می‌کند.
کارل گوستاو یونگ، روانکاو، در تحلیل و بررسی‌ها روی جوامع و ملل مختلف به اهمیت مفهوم «ناخودآگاه جمعی» و آرکی تایپ‌ها (کهن الگوها)ی درون هر جامعه و همچنین «سایه جمعی» هر جامعه می‌پردازد. «کهن الگوها» مفاهیمی مهم در ساختار روانی و ناخودآگاه فرد و جامعه هستند. در جامعه ایرانی علاوه بر آرکی تایپ‌های عموم مردم جهان چون خدا، پدر و مادر و... کهن الگو‌هایی چون رستم، سیمرغ، جوانمرد، پهلوان، پیرخردمند و... جلوه‌های مثبتی را در روان ما دارند. در مقابل، مفاهیمی چون دروغ، ریا، تزویر، تقلب، کاهلی و... در بخش تاریک روان ما، در سایه جمعی جامعه قرار می­‌گیرد.
در این نگاه، مجموعه‌‌ای از ویژگی‌های مثبت و منفی از خلقیات و روحیات ایرانی در ناخودآگاه جمعی و منش ملی و شخصیت ملی ایرانیان وجود دارد و به‌طور معمول به‌ صورت عادات در رفتار و گفتار و شیوه مواجهه ایشان با موضوعات و موقعیت‌ها مشخص می‌شود. محققان در پژوهش‌های میدانی برای مطالعه منش و سبک شخصیتی جوامع از روش‌هایی همچون آزمون شخصیت پنج عاملی (نئو) استفاده کرده‌­اند. همچنین دان ریسو و راس هادسون، پژوهشگران مطالعات فرهنگی و سازندگان آزمون شخصیتی انیاگرام (RHETI) در مطالعات خود روی کشور‌های مختلف و نظر به خلقیات این جوامع به بیان و معرفی سه سبک شخصیتی انیاگرام که در این کشور‌ها شایع است، پرداخته‌اند. آنان بر این باور هستند که آزمون شخصیتی 144 سؤالی انیاگرام (RHETI) می‌­تواند سبک شخصیتی یا شخصیت پایه در کشور را مشخص ‌کند.
در ایران پژوهشی با همین آزمون 144 سؤالی شخصیت‌شناسی انیاگرام (RHETI) روی نمونه‌‌ای 957 نفری از پنج استان کشور انجام شده است. نتایج این آزمون نشان داده سه سبک شخصیتی غالب در این استان‌ها شامل «یاریگر»، «کمال‌گرا» و «موفقیت‌طلب» بوده‌اند. درصد‌های پایین‌تری نیز به شش سبک شخصیتی دیگر در تیپ­‌های انیاگرام اختصاص داشت. نتایج حاصل از این پژوهش در این استان‌ها برخی از همان خصوصیات ایرانیان را که پیش‌تر در پژوهش­‌ها مشاهده شده بود، در تیپ‌ها یا سبک‌های حاصل از این تحقیق تأیید می‌کند؛ اما پژوهش کامل‌تری در سطح کشور و در دوره‌های مختلف لازم است تا بتواند سبک شخصیتی ایرانیان را در تعیین منش ملی آنها مشخص کند تا بازتاب ویژگی‌های رایج در ایرانیان باشد.
مشاهدات نگارنده (مهشید رضوی‌ رضوانی) بر اساس تجربه زیسته و نظر به مشاوره‌هایی در رویکرد تحلیلی انیاگرام نشان می‌دهد برخی دیگر از ویژگی‌های ایرانیان، چون داشتن نگاه نوستالژیک، روحیه زیبا‌شناسی، شاعرانگی، احساساتی بودن، فرد‌گرایی و معنا‌گرایی در تیپ یا سبک شخصیتی رمانتیک یا فرد‌گرا قابل مشاهده است. انسان ایرانی به‌ دلیل همین ساختار روحی‌، با نگاهی معناگرا و اصالت­‌گرا گویی آموخته از رنج‌ها معنا بیافریند و آن را همواره با نوعی حکمت درک کند. این نگاه بر این باور است که در پس هر امری، خیری نهفته
 است.
برای شناخت منش، شخصیت اجتماعی یا سبک شخصیتی ایرانیان، انجام پژوهش و تحقیقات جامع در دوره‌های زمانی مختلف لازم است تا این نکته روشن‌ شود که ایرانی چگونه نظر به درکی که از هویت خود و استنباط خود دارد و با زبان شعر، ادبیات و عرفان از همه فرازونشیب‌های تاریخی با سربلندی عبور کرده است.
مطالعات نشان می‌­دهد شخصیت اجتماعی یا سبک شخصیتی جوامع در شرایط بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تاریخی تغییر می­‌کند، ولی این تغییرات معمولاً به‌گونه‌‌ای است که رفتار‌های عمومی جامعه همچنان در چهارچوب همان الگو‌های عادتی رایج، قابل تبیین و پیش‌بینی‌پذیر می‌ماند و این پیش­‌بینی‌پذیری را می‌توان با نماد و کهن الگوی انیاگرام 
تحلیل کرد.
در نتیجه، این ویژگی­‌ها در خلقیات و منش ایرانیان، باعث می‌شود شیوه تاب‌‌آوری در جامعه ایرانی و ایرانیان به‌ نحوی با مفاهیم صبر، حلم و خویشتنداری همراه شود. در این نگاه، نوعی معناگرایی و حکمت و البته تدین رنگ می­‌گیرد؛ در جایی که فرهنگ با حیات معنوی این جامعه کلید خورده و در آن فرهنگ معنوی جوانمردی و فتوت در بافت سنتی و پیشینه آن در قالب الگوی نه‌گانه ایرانی قابل درک است. به طوری که در چنین جامعه‌‌ای تحمل و بردباری، خویشتنداری به وقت ضرورت در پس نگاهی الوهیتی قرار می‌‌گیرد  و به نحوی آن را در مسیر آزمون و تحول معنوی خودش قرار می­‌دهد.
 
  انیاگرام به‌عنوان حکمتی کهن
از میان رویکردهای متعددی که در روانشناسی شخصیت وجود دارد، رویکردهای تحلیلی بر شخصیت، جایگاه ویژه‌‌ای دارد؛ زیرا به ما کمک می­‌کند تا عمیق‌تر و بهتر رفتار خود و دیگران را درک کنیم و بتوانیم در وقت لازم پیش‌­بینی بهتری بر  موقعیت‌ها داشته باشیم و پاسخ مناسب و کامل‌­تری به موضوع ارائه بدهیم. کارل گوستاو یونگ از پیشگامان رویکرد تحلیلی  در روانشناسی و­ روانکاوی است. یونگ در نقدی بر زیگموند فروید بر این باور بود که ضمیر ناخودآگاه فرد تنها معرف امیال سرکوب شده در او نیست. ضمیر ناخودآگاه  هر فردی با بخش عظیم‌تر دیگری ارتباط دارد؛ این بخش با جامعه فرد و بلکه جامعه جهانی انسانی هم مرتبط است. یونگ این قسمت از روان انسان  را «ناخودآگاه جمعی» معرفی کرد. محتوای ناخودآگاه جمعی شامل مفاهیمی به نام «آرکی تایپ» یا «کهن الگو» است. کهن الگوها یا آرکی ­تایپ­‌ها معرف الگوهایی ذهنی و روانی هستند که گویی همزمان با تاریخ حیات بشر در ذهن انسان شکل گرفته‌‌اند. برای مثال، نمی‌توان زمان مشخصی را برای پیدایش مفهوم «خدا» تعیین کرد. برخی از این کهن الگوها میان همه جوامع در دنیا مشترک هستند و برخی دیگر به جامعه کوچک‌تری اختصاص دارند؛ مانند کهن الگوهای متعلق به یک کشور یا یک قوم. کهن الگوها نقش بسزایی در شخصیت ما و انعکاس آن در جنبه‌های مختلف زندگی ما دارند. برخی از آنها مانند مفهوم خدا، پدر، قهرمان و... کهن‌الگوهای مشترک میان همه جوامع هستند. یک کهن الگو به نام «سایه» نیز وجود دارد که مفهومی است بیانگر ظرفیت ویژگی‌های منفی ممکن در یک فرد. همچنین مفهوم یا کهن الگوی «سایه جمعی» بازتاب ویژگی‌های منفی و شایع در یک جامعه است. در ایران برخی از کهن الگوهای جمعی مانند رستم، سیمرغ، کاوه و پهلوان در ناخودآگاه جمعی ایرانیان وجود دارد که جنبه‌‌ای مثبت دارند؛ اما مفاهیمی مثل دروغگویی، دروغ، ریا و تزویر که از ایران هخامنشی تا امروز شاهد آن هستیم، نشان‌دهنده جلوه‌های «سایه جمعی» ایرانیان
 است.
رویکرد تیپ­‌های نه‌گانه شخصیت با عنوان انیاگرام که در طول چند دهه اخیر در جامعه جهانی پیشرفت چشمگیری داشته است، به واقع رویکردی کهن با قدمتی بیش از چند هزار سال در میان نیاکان ما، به‌ویژه در بین‌­النهرین و ایران باستان بوده است. پیشینه انیاگرام به‌عنوان حکمتی کهن، بر نگاهی تحلیلی و عمیق به رفتار و لایه‌های عمیق روان انسان توجه دارد. انیاگرام در نیاکان‌مان به‌عنوان نوعی حکمت عملی برای تربیت انسان مورد توجه بوده که در نیمه دوم قرن بیستم در انتقال به غرب و آمریکا توسط روانپزشکی به نام کلودیو نارنجو با همفکری فریتز پرلز، گشتالت­ درمانگر به حوزه روانشناسی
 وارد شده است.
دانش انیاگرام در روانشناسی شخصیت و مشاوره به معرفی نه کهن الگو یا نه تیپ شخصیتی می‌­پردازد که هر یک از این تیپ‌­های شخصیتی دارای ساختار و الگوی ذهنی و رفتاری و احساسی ویژه خود است و مستقل از دیگری عمل می‌کنند. هر یک از تیپ‌های شخصیتی نقاط مثبت و منفی خاص خود را دارد و با توجه به جناح‌ها، سمت­‌ها، ساب‌­تایپ­‌ها، لایه‌ها و عوامل دیگر به تعداد افراد روی زمین تنوع دارد. این دانش امروزه در حوزه‌های مختلف علوم انسانی؛ اعم از روانشناسی، مشاوره، حقوق، منابع انسانی، تجارت و بازرگانی، سیاست، هنر و حتی پزشکی کاربرد یافته است.
دکتر لاله بختیار پژوهشگر ایرانی-آمریکایی، در حوزه میان رشته‌ای روانشناسی تربیتی، معارف اسلامی، عرفان و تصوف اسلامی با آگاهی از ریشه‌­های این دانش در حکمت، اخلاق، عرفان و تصوف به ریشه‌­های کهن این دانش در نزد حکمای مسلمان دست یافت. پژوهش او در مجموعه‌‌ای سه جلدی با عنوان «God's Will Be Done/ خواست خداوند تحقق  می‌یابد»، در سال ۱۹۹۴میلادی توسط انتشارات قاضی در شیکاگو  منتشر شد.
این مجموعه سه جلدی که جلد نخست آن به چاپ رسیده؛ با اهتمام و نظارت انتشارات ماه خورشید خرد در دست چاپ است. جلد دوم این مجموعه نیز در ۲۸۰ صفحه به‌زودی منتشر خواهد شد و در دسترس علاقه‌مندان قرار  خواهد گرفت.
در مقدمه جلد دوم این کتاب با عنوان «نه‌گانه ایرانی: راهنمای شفاگر اخلاق؛ روان­شناسی فتوت و جوانمردی، خواست خداوند تحقق می‌­یابد» سید حسین نصر؛ پس از شرح مفصلی بر موقعیت جهان و مواجهه ادیان و سنت­‌های باستانی دنیا بر بقا و در برخی موارد آثار سوء مناسکی که در جهان وجود دارد، به انیاگرام اشاره می‌­کند و می­‌گوید: «یکی از فنون، اندیشه و موضوعی است که به انیاگرام مربوط می­‌شود و در زمان حاضر به‌عنوان روشی درمانی در حوزه­ روان‌شناسی و حتی «پیشرفت و ترقی معنوی» به کار  می‌­رود.
انیاگرام که در ریشه‌­های شرقی خود با عنوان «نه گانه» توسط برخی مرشدان خود گمارده و مربیان طی سال­‌های اولیه­ این قرن محبوبیت یافت و حتی بعضی از آنها هنوز هم فعال هستند، در میان جمعیت مسیحی به ویژه کاتولیک­‌ها نیز رواج داشته است و میلیون­‌ها نفر از این افراد به طور مرتب از آن بهره می­برند؛ ولی شمار اندکی از آنها به منشا سنتی این نماد (نه‌گانه) می‌­پردازند و نقش کلیدی آن در جهان قدسی را مورد توجه قرار می‌­دهند. ویژگی مثبت این کتاب این است که برای اولین بار به این موضوع می‌­پردازد و منشا انیاگرام (نه گانه) را که در شفای اخلاق و تمرینات معنوی سنت اسلامی کاربرد دارد، آشکار 
می­‌سازد». نصر پس از شرح ویژگی‌­های بسیار مهم از بهره­مندی علوم کهن، درباره چنین تلاشی از بختیار می­نویسد: «لاله بختیار شواهد مهم دیگری را در رابطه با منشا اسلامی نماد نه‌گانه که در تمرینات معنوی مورد استفاده قرا می‌گیرد، برمی‌­شمارد و این مهم نه تنها به واسطه­ متون عرفا، بلکه از طریق آثار حوزه­ فلسفه­ اخلاق مانند آثار خواجه نصیرالدین طوسی صورت گرفته است. با این حال، بزرگترین سهم این کتاب کاربرد انیاگرام (نه‌گانه) در بافت سنتی اسلامی «فتوت» است. فتوت که در زبان عربی «فتوت» و در زبان فارسی «جوانمردی» خوانده می‌­شود، یکی از مهمترین جنبه‌های درک حیات معنوی اسلام است. فتوت که اساساً در قرآن کریم پیوند و همبستگی نزدیکی با حضرت ابراهیم(ع) دارد، در قالب سنت اسلامی با علی بن ابی­طالب مجسم می­‌شود. حضرت علی(ع) به‌عنوان وارث تعالیم باطنی پیامبر اسلام، نه تنها در مناسبات عرفا، بلکه در سلحشوری و جوانمردی نقشی حیاتی بازی می­‌کند. فتوت میدان جنگ معنوی است که هر لحظه ادامه دارد و به واسطه­ آن  روح انسان به فضایلی دست می‌­یابد که زخم‌­های روح سقوط کرده­ او را التیام بخشیده و او را (روح او را) برای رویارویی (لقاء الله) با خداوند آماده می‌­سازد.»
از این منظر «نه گانه ایرانی» ریشه دانش و رویکرد انیاگرام، به مثابه حکمت عملی کهن در فرهنگ ایرانیان در اشاعه فضایل انسانی و فرهنگ جوانمردی و پهلوانی در جامعه ایرانی و در روان جمعی، «حافظه جمعی» یا «ناخودآگاه جمعی» ایرانیان حضور دارد. این تجلی را می‌توان در اسطوره رستم یا در جلوه انسان کاملی چون علی­ ابن ابی­طالب(ع) یا در نقش پهلوانانی همچون پوریای ولی تا جهان‌پهلوان تختی­ 
مشاهده کرد.
در نتیجه در پاسخ به پرسش ابتدایی مبنی بر اینکه آیا با توجه روحیات و خلق و خوی ایرانیان، با چنین الگویی می‌توانند در مقابل تجاوز آمریکایی-صهیونیستی تاب‌آوری کنند؟ می­توان گفت منشِ ایرانیان در جامعه ایرانی، در مقابله با جنگ آمریکایی- صهیونی علیه ایران، با بردباری و حلم و توکل در کنار تاب­آوری موجود در منش ایرانیان به عنوان بخشی از این سنت روانی و اخلاقی امکان­پذیر  است.

 

نه‌گانه ایرانی چیست؟
«نه گانه ایرانی» که در جامعه انگلیسی زبان اولین بار با عنوان صوفی انیاگرام/ Sufi Enneagram توسط دکتر لاله بختیار معرفی شد؛ به معرفی نه کهن الگو در قوای نَفس در انسان می‌­پردازد. این نه کهن الگو به واقع بازتاب همان مفهوم «شاکله» در فرهنگ و معارف را دارد. «شاکله» ظرفیت ذاتی و وجودی هر انسان است که با تولد و مرگ او همراه است. الگوی «نه گانه ایرانی» مبتنی بر حکمت عملی و کهن ایرانیان است.
دکتر لاله بختیار در مقدمه کتاب «نه گانه ایرانی: نشانی از حضور خداوند، مفاهیم بنیادین نماد» ضمن توجه به معرفی و نقش حکما و عرفای مسلمان در آن می­‌گوید: «یکی از عناصر حیاتی نه‌گانه برگرفته از «علم اخلاق» و اهمیت چهار فضیلت بنیادین یعنی عفت، شجاعت، حکمت و عدالت است. غرب ادعا می‌­کند که افلاطون اولین کسی بود که این فضایل را برشمرد. با انجام تحقیقات بیشتر، دریافتم که این چهار فضیلت از ایرانیان و سنت دین باستان زرتشت آغاز می‌­شود و نه افلاطون. افلاطون از زبان سقراط به فرمانده یونانی آلکیبیادس می‌گوید که چگونه زرتشتیان چهار آموزگار را برای شاهزادگان جوان خود استخدام کردند. یکی از آنها نمایانگر حکمت، دیگری عفت و دو دیگر نماد شجاعت و عدالت بودند. آموزگار حکمت به شاگرد خود درباره پیامبر خود و اینکه چگونه می­توان رهبری خوب بود، تعلیم داد. آموزگار عدالت یاد داد که باید سراسر زندگی صادق و راستگو بود. آموزگار عفت به شاگرد خود تعلیم داد که نباید حتی تحت سلطه یک لذت بود و انسان باید بیاموزد که فردی آزاده بوده و ارباب خویش باشد و نه برده و اسیرخویش. و آموزگار شجاعت به شاگردش یاد داد که باید بی‌باک و نترس باشد که ترس بردگی می‌آورد.» بختیار در ادامه با ذکر منبع این شیوه از آموزش به شاهزادگان ایرانی برای اینکه به امر حکومت­داری آماده شوند؛ می‌آورد. «همانطور که در تحقیقات خود پیش می‌رفتم، دریافتم که بسیاری از اشخاص اصیلی که در مکتب روان­شناسی سنتی شفای اخلاق کار کرده‌اند، خود نیز ایرانی بوده‌اند. می‌توان نام چند نفر از آنها را به ترتیب تاریخی ذکر کرد: محمد ابن زکریای رازی، ابونصر فارابی، ابویعقوب ابن مسکویه، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، ابوحامد محمد غزالی، فخرالدین رازی، افضل‌الدین کاشانی، جلال‌الدین رومی، نصیرالدین طوسی، جلال الدین دوانی، ملاصدرا، محمد مهدی نراقی و حاج ملا هادی سبزواری. اما شاید بتوان گفت که مهمترین و تاثیرگذارترین افراد بر الگوی نه گانه، نصیرالدین طوسی و مولانا بوده‌اند که در یک عصر می‌زیستند.»
منابع دیگری نیز بر حکمت نه‌گانه ایرانی وجود دارد که نشان می‌دهد این دانش از خاورمیانه و جامعه اهل تصوف، در دهه چهارم قرن بیست به غرب و آمریکا منتقل شده است و پس از آن در دهه ششم میلادی، توسط اسکار ایچازو، کشیش کاتولیک مذهب در اریکای شیلی، این دانش به فرهنگ مسیحی راه باز کرد و گسترش یافت. ایچازو مدعی بود که این دانش به واسطه لطف الهی به او رسیده است. ایچازو ریشه‌های این دانش را در یونان و نزد فیثاغورث معرفی کرد. کلودیو نارنجو، روان‌پزشک از جمله کسانی بود که در جلسات آموزشی ایچازو شرکت کرده بود.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • علم و فناوری-خودرو
  • حوادث
  • گزارش
  • ورزشی
  • کتاب
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و چهار
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و چهار - ۱۸ فروردین ۱۴۰۵