همبستگی ملی و دیپلماسی نرم
حسین مرعشی
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی
در این روزها بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام و همدلی ملی هستیم. اختلافات داخلی و پراکندگی افکار تنها قدرت کشور را تضعیف میکند و دشمنان را جسورتر میسازد. بنابراین لازم است همه اقشار و نهادها در راستای منافع ملی متحد شوند، با حفظ آرامش و مسئولیتپذیری از تلاشهای دستگاههای رسمی حمایت کرده و ظرفیتهای فرهنگی و دیپلماتیک را برای دفاع از حقایق کشور بسیج کنند. همبستگی اجتماعی و هماهنگی میان داخل و خارج کشور، مهمترین سرمایهای است که میتواند ما را در مواجهه با تهدیدات و پروندهسازیهای بینالمللی تقویت کند.
درهمین راستا واقعیت این است که باید از اقدام رئیسجمهوری در روزهای اخیر قدردانی کرد. ارسال نامهای خطاب به مردم آمریکا گامی مهم در افشای بخشی از حقایق جمهوری اسلامی و نشان دادن مظلومیت ایران در جنگ اخیر بود. این نامه با اشاره به واقعیات و افشای پیشزمینهها و بهانهسازیهای آمریکا، تلاش کرد آرا و انگیزههای قدرتهای خارجی را روشن کند. با این همه، باید پذیرفت که تنها افشاگری یک گام است و برای تأثیرگذاری پایدار لازم است مجموعهای از اقدامات مکمل و هدفمند دنبال شود.
اولین ضرورت این است که وزارت امور خارجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت متمرکز روی ارتباطات بینالمللی کار کنند و رسانههای حرفهای و معتبر در آمریکا را بهعنوان همکار و ظرفیت انتقال پیامهای ما جذب نمایند. جامعه آمریکا، برخلاف برخی جوامع دیگر، بسیار تحت تأثیر رسانههای رسمی و صنفی است؛ بنابراین پیامرسانی پراکنده و صرفاً مبتنی بر فضای مجازی داخلی کافی نخواهد بود. باید مقدمات حرفهای شامل ترجمه دقیق مطالب، تولید محتوای مستند و دسترسی به شبکههای تلویزیونی، روزنامهها و پایگاههای خبری معتبر فراهم شده تا واقعیتها به مخاطبان آمریکایی و جهانی بهصورت قابلاطمینان منتقل شود.
نکته دوم، فعالسازی و سازماندهی جامعه ایرانیان مقیم آمریکا و دیگر ایرانیان برجسته در اروپا و آمریکاست. متأسفانه بهدنبال حوادث دیماه و پیش از آن، بخشهایی از افکارعمومی ایرانیان خارج از کشور از جریان رسمی کشور فاصله گرفتند. جمهوری اسلامی باید در اولین فرصت با برنامهها و سیاستهای مدون، این همافزایی را بازسازی و تلاش کند تا ایرانیان خارج از کشور را هماهنگ با منافع ملی و افکارعمومی داخل کشور قرار دهد. ایجاد شبکههای مؤثر، ارتباطات منظم و اعتمادسازی از طریق شفافیت و مشارکت در تصمیمگیری، از جمله ابزارهایی است که میتواند این ائتلاف را بازگرداند.
لذا با تکیه بر انسجام داخلی و استفاده هوشمندانه از ابزارهای فرهنگی و تبلیغاتی، ایران میتواند در میانمدت جریانهای تندرو و تصمیمگیرندههایی مانند آنچه در آمریکا و منطقه ظهور کردهاند را از طریق تضعیف مشروعیت بینالمللی و فشار افکارعمومی زمینگیر کند. مقاومت ملی، جانفشانی نیروهای مسلح و ایستادگی فرماندهان و سیاستمداران کشور تاکنون چهرهای سربلند از ایران به جهانیان نشان داده و ما را در موضع برتر قرار داده است. با این حال باید به یاد داشت که هر جنگی، دیر یا زود به پایان میرسد و باید از هماکنون برای روز بعد از جنگ نیز برنامهریزی کرد.
از آنجایی که تجاوزاتی که علیه ایران صورت میگیرد برخلاف قوانین بینالمللی و بر پایه ادعاهای نادرست شکل گرفته است، لازم است در کنار افشای حقایق و مواجهه رسانهای، پیگیری حقوقی و قضایی بینالمللی نیز آغاز شود. افکارعمومی جهانی و حتی بخشی از افکارعمومی در آمریکا و اروپا نسبت به این نوع رفتارهای یکجانبه که دستاوردهای پس از جنگ جهانی دوم را نادیده میگیرد، حساس است. اگرچه یک رئیسجمهور ممکن است با تصمیمات یکطرفه و با اتکا به زور، صحنهای از تجاوز را رقم بزند اما افکارعمومی جهانی نسبت به چنین اقدامی همراه نخواهد بود. بنابراین باید این حساسیت را به نحو مؤثری مدیریت و جهتدهی کنیم.
بهاینترتیب، دو محور اصلی باید بهصورت همزمان دنبال شوند: نخست، دیپلماسی فرهنگی و رسانهای هدفمند برای رساندن واقعیتها به مردم آمریکا و جامعه جهانی از مسیرهای معتبر و اثرگذار. دوم، اقدام حقوقی و قضایی بینالمللی برای ثبت و پیگیری نقض قوانین بینالمللی و مسئولیتپذیری عاملان تجاوز. این دو مسیر در کنار حفظ انسجام داخلی، تقویت هماهنگی و برنامهریزی برای بازسازی اعتماد عمومی، میتواند هم مشروعیت کشور را تقویت کند و هم زمینههای تضعیف سیاستهای جنگطلبانه و یکجانبهگرایانه را فراهم آورد.

