پزشکیان افکار عمومی آمریکا را مخاطب قرار داد
جنگ در راستای کدام منفعت واقعی مردم آمریکا است؟
آمریکا بهعنوان نیروی نیابتی اسرائیل و با تحریک این رژیم پا به این تجاوز گذاشته است
رئیسجمهوری در پیامی به مردم آمریکا با طرح پرسشهایی، تجاوز آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران را به چالش کشید و تأکید کرد که این جنگ به نفع مردم آمریکا هم نیست. بنا بر نوشته مسعود پزشکیان، هدف این تجاوز بر خلاف ادعاهای ریاستجمهوری این کشور، مردم ایران است، چنانکه این حملات متوجه زیرساختهای حیاتی از جمله تأسیسات انرژی و صنعتی است. رئیسجمهوری البته یادآوری کرده ایران در طول هزاران سال حیات پرافتخار خود متجاوزان بسیاری را دیده است که از آنها جز نام ننگی در تاریخ نمانده و ایران همچنان پرافتخار ایستاده است.
متن پیام رئیسجمهوری به مردم آمریکا به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
به مردم ایالات متحده آمریکا و آنان که در میان انبوه تحریف و روایتهای برساخته، در جستوجوی حقیقت و زندگی بهتر هستند.
ایران، با همین نام، همین هویت و همین موجودیت، یکی از کهنترین تمدنهای پیوسته تاریخ بشر است؛ تمدنی که با وجود برخورداری از برتریهای تاریخی و جغرافیایی در مقاطع متعدد، در تاریخ معاصر خود هرگز مسیر جنگطلبی، تجاوز، استعمار و سلطهگری را انتخاب نکرده و بهرغم تجربه اشغال، تجاوز و فشارهای تحمیلی از سوی قدرتهای جهانی و با وجود توانمندیهای نظامی نسبت به بسیاری از کشورهای پیرامون خود، آغازگر جنگ نبوده اما متجاوزان را دلاورانه به عقب رانده است.
ملت ایران هیچ دشمنی با ملتهای دیگر، از جمله مردم آمریکا، اروپا و همسایگان خود نداشته است. ایرانیان، حتی در مواجهه با مداخلات و فشارهای دولتهای خارجی در طول تاریخ، همواره میان ملتها و دولتها تمایز قائل شدهاند؛ این یک اصل ریشهدار در ذهن و فرهنگ این ملت است، نه یک موضع مقطعی.
تصویرسازی از ایران بهعنوان تهدید، واقعی نیست
بر همین اساس، تصویرسازی از ایران بهعنوان یک تهدید، نه با واقعیت تاریخی سازگار است و نه با واقعیتهای عینی امروز. این تصویر، محصول نیازهای سیاسی و اقتصادی ساختارهای قدرت است؛ نیاز به دشمنسازی برای توجیه فشار، حفظ برتری نظامی، تغذیه صنایع تسلیحاتی و مدیریت بازارهای راهبردی. در چنین چهارچوبی، اگر تهدیدی وجود نداشته باشد، ساخته میشود.
در نتیجه همین رویکرد است که امروز، بیشترین تمرکز نیروها، پایگاهها و ظرفیتهای نظامی ایالات متحده پیرامون ایرانی شکل گرفته است که دستکم از ابتدای حیات ایالات متحده آغازگر هیچ جنگی نبوده است.
تجاوزات اخیر آمریکا از مبدأ این پایگاهها، تهدیدآمیز بودن چنین حضوری را به اثبات رسانده است و بدیهی است که هیچ کشوری در برابر چنین شرایطی، از تقویت توان دفاعی خود صرفنظر نخواهد کرد؛ آنچه ایران انجام داده و میدهد، تنها واکنش و دفاع است و نه آغاز حمله، جنگ و تجاوز.
روابط ایران و آمریکا بر پایه تقابل شکل نگرفته بود و ارتباط میان دو ملت، بدون خصومت و تنش پیش میرفت. نقطه عطف این مسیر، کودتای ۱۳۳۲ بود؛ مداخلهای که با هدف مقابله با ملی شدن منابع ایران صورت گرفت، روند دموکراسی را متوقف کرد، دیکتاتوری را بازگرداند و بیاعتمادی را در ذهن ایرانیان نسبت به سیاستهای ایالات متحده شکل داد. این بیاعتمادی، با حمایت از حکومت پیش از انقلاب، پشتیبانی از صدام حسین در جنگ تحمیلی، اعمال طولانیترین و گستردهترین تحریمها و در نهایت، اقدامات نظامی مستقیم علیه ایران هر روز عمیقتر شده است.
ایران بهرغم فشارها، تضعیف نشده است
با وجود این فشارها، ایران نهتنها تضعیف نشده، بلکه در حوزههای مختلف تقویت شده است: رشد چشمگیر و سه برابری سطح سواد (از ۳۰ درصد به ۹۰ درصد)، توسعه آموزش عالی، پیشرفت در فناوریهای نوین، گسترش خدمات بهداشتی و تقویت چشمگیر و غیرقابل مقایسه زیرساختها، نشاندهنده ظرفیت درونی و توان سازگاری این کشور است. این واقعیتها، مستقل از روایتهای رسانهای، قابل مشاهده و سنجشاند. البته نمیتوان از تأثیر مخرب و ضدانسانی تحریم، جنگ و تجاوز بر زندگی مردم دلاور ایران چشمپوشی کرد.
تداوم اقدامات نظامی، از جمله حملات اخیر، بهطور طبیعی بر نگاه و احساسات ملتها اثر میگذارد. این یک واقعیت انسانی است: مردمی که هزینه جنگ را با جان، خانه، شهر و آینده خود میپردازند، نسبت به عامل آن بیتفاوت نخواهند ماند.
در این میان، پرسشی اساسی مطرح است: این جنگ دقیقاً در راستای کدام منفعت واقعی مردم آمریکا است؟ چه تهدید عینیای از سوی ایران وجود داشته که چنین اقداماتی را توجیه کند؟ آیا قتلعام کودکان بیگناه، تخریب مراکز داروسازی برای سرطان یا زیادهگویی مبنی بر بمباران یک ملت به عصر حجر، منفعتی جز تخریب هر چه بیشتر تصویر جهانی آمریکا دارد؟ ایران مسیر مذاکره را پیموده، به توافق رسیده و تعهدات خود را اجرا کرده است؛ این خروج از توافق و حرکت به سوی تقابل و بعد، دو بار حمله در میانه مذاکره، تصمیمهای مخربی بوده که از سوی دولت ایالات متحده و در اجرای مطامع تجاوزگران خارجی اتخاذ شده است.
هدف حملات، مردم ایران هستند
آغاز حملات علیه زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله تأسیسات انرژی و صنعتی، اقدامی است که هدف مستقیم آن مردم ایران هستند و افزون بر اینکه یک جنایت جنگی به شمار میآید، پیامدهای آن بیهیچ تردیدی فراتر از مرزهای ایران خواهد رفت. این حملات، به معنای گسترش بیثباتی، افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی و ایجاد چرخهای از تنش و کاشتن بذر کینه است که آثار آن برای سالها باقی خواهد ماند.
این مسیر، نشانه قدرت نیست؛ نشانه سردرگمی و ناتوانی در دستیابی به راهحل پایدار است. آیا غیر از این است که آمریکا بهعنوان نیروی نیابتی اسرائیل و با تحریک این رژیم پا به این تجاوز گذاشته است؟ آیا غیر از این است که اسرائیل با تهدیدنمایی ایران میخواسته افکار عمومی جهان را از جرائم خود به سمت تهدید غیرواقعی که از ایران بازنمایی کرده است، متمرکز کند؟ آیا غیر از این است که حالا اسرائیل تصمیم گرفته تا آخرین سرباز آمریکایی و آخرین سنت مالیات آمریکاییها با ایران بجنگد، هزینهها را به ایران، کشورهای منطقه و آمریکا تحمیل کند و خود در حاشیه امن قرار بگیرد؟ آیا واقعاً امروز در فهرست اولویتهای دولت ایالات متحده، اول آمریکاست؟
من از شما دعوت میکنم به جای توجه به تبلیغات رسانهای هدفمند که خود بخشی از جنگ است، به دوستان خود که به ایران آمدهاند، به آمار ایرانیانی که پس از تحصیلات عالی در ایران در بهترین دانشگاههای جهان در حال تدریس و تحقیق یا در مهمترین شرکتها در حال کار هستند، نگاه کنید. آیا این واقعیات با آنچه رسانه از ایران به شما میگوید، مطابقت دارد؟ جهان امروز در نقطهای قرار دارد که تداوم مسیر تقابل، بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و بینتیجه است.
انتخاب میان تقابل و تعامل، یک انتخاب واقعی و سرنوشتساز است؛ انتخابی که پیامدهای آن، آینده نسلها را رقم خواهد زد. ایران در طول هزاران سال حیات پرافتخار خود متجاوزان بسیاری را دیده است. از آنها جز نام ننگی در تاریخ نمانده و ایران همچنان پرافتخار ایستاده است.

