سرقت جواهرات رقیب عشقی به خاطر انتقام

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ دختر جوان وقتی فهمید دوست سابق نامزدش قصد دارد زندگی مشترک او را به هم بزند برای انتقام از خانه اش سرقت کرد.
به گزارش« ایران»، چندی قبل دختر جوانی در تماس با پلیس از سرقت خانه اش خبر داد و گفت: «به همراه دوستم میثم به رستوران رفته بودم اما زمانی که به خانه برگشتم  با خانه بهم ریخته مواجه شدم. من پشت یکی از کشوهای کمد خانه ام جایی درست کرده و طلا و جواهراتم را در آنجا مخفی کرده بودم البته غیر از میثم کسی از آنجا  با خبر نبود اما امروز که به سراغ طلاها رفتم متوجه شدم طلا و جواهراتم که ارزش آنها حدود سه میلیارد تومان است به سرقت رفته است.»

سارقان آشنا
با شکایت دختر جوان تحقیقات برای شناسایی سارق یا سارقان آغاز شد و در بررسی های صورت گرفته از سوی پلیس مشخص شد در ورودی خانه ابتدا باز و بعد تخریب شده است. این موضوع نشان می داد سارق یا سارقان با کلید در را باز کرده و برای صحنه سازی آن را تخریب کرده اند. 
در گام بعدی کارآگاهان پلیس به بازبینی دوربین های مداربسته اطراف خانه شاکی پرداخته و دوربین ها نشان می داد شخصی که لباس مردانه به تن داشته و صورت و سرش را با نقاب و ماسک پوشانده وارد شده و سناریوی سرقت را رقم زده است. 
با کنار هم قرار دادن مدارک و باتوجه به اینکه محل جاساز طلا و جواهرات شاکی، مخفیانه بود و در ورودی نیز با کلید باز شده بود احتمال سرقت به دست شخصی آشنا از سوی بازپرس دادسرای ویژه سرقت مطرح شد. 
در ادامه تحقیقات کارآگاهان پی بردند که میثم از مدتی قبل رابطه اش را با المیرا، شاکی پرونده بهم زده  اما شب حادثه به طور ناگهانی او را برای شامی دوستانه در رستوران دعوت کرده بود. با برملا شدن این موضوع احتمال دست داشتن میثم در سرقت پررنگ شد و تیم تحقیق به سراغ پسر جوان رفتند.
 
همدستی در سرقت 
میثم که در برابر مدارک پلیسی قرار گرفته بود به سرقت با همدستی دختری به نام مریم اعتراف کرد . 
با اعتراف پسر جوان، مریم بازداشت شد و اموال سرقتی از مخفیگاه آنان کشف و در اختیار مالباخته قرار داده شد.  
مریم، ۲۵ ساله، طراح و مجری سرقت درباره جزییات ماجرا گفت: «من و میثم چند ماهی بود که باهم نامزد کرده بودیم و قرار بود تا پایان سال مراسم عقد و عروسی مان نیز برگزار شود. تا اینکه متوجه شدم میثم قبلا با المیرا دوست بوده البته اوایل  این موضوع برایم مهم نبود اما وقتی فهمیدم المیرا دوباره با میثم تماس گرفته و پیام داده است، عصبانی شدم . شماره اش را بلاک کردم اما او از شماره های دیگری تماس می گرفت .»
نامزدت در مورد تو با او صحبت نکرده بود؟ 
چرا حتی من خودم هم با او صحبت کردم و گفتم دست از سر زندگی ما بردارد اما توجهی نکرد و می خواست با این تماس ها رندگی ما را بهم بزند. همین موضوع باعث شد که از او کینه به دل بگیرم و دنبال انتقام باشم.

چطور از خانه اش سرقت کردی؟
از میثم خواستم با او قرار بگذارد و او را از خانه بیرون بکشد. المیرا در تهران به تنهایی زندگی می کرد و از طرفی در زمانی که با میثم دوست بود کلید خانه اش را در اختیار میثم قرار داده بود. شب حادثه، زمانی که میثم و المیرا در رستوران بودند من لباس مردانه پوشیدم تا مشخص نشود زن هستم و وارد خانه او شدم. میثم از جاساز طلاهای او به من گفته بود و من هم سناریوی سرقت را اجرا کردم. 

به نظرت اینطوری المیرا تنبیه شد؟
واقعاً او دست بردار نبود. ما حتی به طلاهای او دست نزدیم و می خواستیم در فرصتی مناسب طلاها را به او برگردانیم. ما دزد نبودیم فقط
 می خواستیم المیرا را اذیت کنیم.