«فارن افرز» تحلیل کرد؛ آمریکا و اسرائیل ممکن است لقمه بزرگتری از دهانشان برداشته باشند

چرا تشدید تنش به نفع ایران است؟

 ساعات اولیه عملیات خشم حماسی -حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در 28 فوریه آغاز شد- دامنه جنگ دقیق مدرن را نشان داد. حملات آمریکا و اسرائیل، رهبر معظم ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، را به همراه فرماندهان ارشد هدف قرار داد، اقدامی که واشنگتن و تل آویو آن را ضربه‌ای قاطع با هدف فلج کردن ساختار فرماندهی تهران و بی‌ثبات کردن آن توصیف کردند. با این حال، ظرف چند ساعت، هرگونه امیدی که این حملات، دامنه جنگ را محدود کند، از بین رفت. ایران صدها موشک بالستیک و پهپاد را نه تنها به سمت اسرائیل بلکه در سراسر خلیج فارس نیز شلیک کرد.
واکنش ایران پیامدهای عظیمی برای خلیج فارس داشته است، از جمله تعطیلی فرودگاه‌ها، تهدید کشتیرانی و صادرات نفت. طبق گزارش‌های خبری، چندین نفتکش در نزدیکی تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفته‌اند که باعث افزایش شدید حق بیمه برای حمل و نقل از طریق خلیج فارس شده است. اندکی پس از آغاز درگیری، قیمت نفت به شدت افزایش یافت، زیرا معامله‌گران خطر اختلال مداوم در یکی از مهمترین نقاط حیاتی انرژی جهان را پیش‌بینی کردند.
حملات ایران را نمی‌توان نادیده گرفت بلکه آنها نمایانگر استراتژی تشدید افقی، تلاشی برای تغییر خطرات یک درگیری با گسترش دامنه و طولانی کردن مدت زمان آن هستند. چنین استراتژی اجازه می‌دهد تا محاسبات طرف قدرتمندتر را تغییر دهد و این موضوع به ضرر ایالات متحده جواب داده است. در ویتنام و صربستان، آنها به نمایش‌های عظیم قدرت هوایی آمریکا با تشدید افقی پاسخ دادند که در نهایت منجر به شکست آمریکا در مورد اول و در مورد دوم، خنثی کردن اهداف جنگی ایالات متحده شد.
افق‌های دور
تشدید افقی زمانی اتفاق می‌افتد که یک کشور به جای تشدید عمودی درگیری در یک صحنه واحد، دامنه جغرافیایی و سیاسی آن را گسترش می‌دهد.
استراتژی تشدید افقی تنش از یک الگوی قابل تشخیص پیروی می‌کند. اولاً، ایران انعطاف‌پذیری خود را نشان داده است. حملات هوایی آمریکا با هدف فلج کردن نیروهای مسلح ایران انجام شد. تهران با انجام اقدامات تلافی‌جویانه گسترده در عرض چند ساعت پس از شهادت رهبر معظم انقلاب و بسیاری از فرماندهان ارشد، تداوم فرماندهی و ظرفیت عملیاتی خود را نشان داد.
دوم، ایران درگیری را بسیار فراتر از قلمرو ایران گسترش داده است. ایران به جای محدود کردن تلافی‌جویی به اسرائیل، حداقل در چند کشور که بیشتر میزبان نیروهای آمریکایی هستند، به اهدافی حمله کرده یا آنها را هدف قرار داده است: بحرین، عراق، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی. 
پیام غیرقابل انکار بود:«کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند با عواقب شدیدی روبه رو خواهند شد و جنگی که اسرائیل و ایالات متحده آغاز کرده‌اند، گسترش خواهد یافت.»
سوم، ایران از طریق حملات خود، این درگیری را سیاسی کرده است. انتقام ایران منجر به تعطیلی فرودگاه‌ها، آتش زدن اموال تجاری، کشته شدن کارگران خارجی و اختلال در بازارهای انرژی و بیمه شده است. رهبران خلیج‌فارس مجبور شده‌اند به سرمایه‌گذاران و گردشگران خارجی اطمینان خاطر بدهند. جنگ به اتاق‌های هیأت‌مدیره و پارلمان‌ها کشیده شده است. در ایالات متحده، گسترش دامنه جنگ، اعضای کنگره را نگران کرده است. اکنون بازیگران متعددی وارد این درگیری شده‌اند که هر کدام منافع متمایزی را دنبال می‌کنند، هیچ‌کدام کاملاً هماهنگ نیستند و همگی قادر به تغییر مسیر تشدید اوضاع فراتر از کنترل واشنگتن هستند.
بعد نهایی استراتژی ایران، زمان است. هر چه کشورهای متعدد بیشتر احساس فشار کنند، سیاست‌های درون و بین کشورهای منطقه‌ای می‌تواند درگیری را تشدید کند. سرنگونی اخیر سه جت آمریکایی بر فراز کویت نیز مشکلات لجستیکی و هماهنگی را نشان می‌دهد که هرگونه تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش ایران در خلیج‌فارس را با مشکل مواجه می‌کند.
عملیات خشم حماسی؛ مطمئناً اولین بار نیست که ایالات متحده با این باور که قدرت هوایی عظیم می‌تواند فروپاشی سیاسی سریع را به دنبال داشته باشد، عمل کرده است. جنگ ایالات متحده در ویتنام محدودیت‌های این فرض را آشکار کرد. در ویتنام، ایالات متحده هرگز نبردی را نباخت - اما با این حال یک جنگ را باخت.

ابزارها و اهداف تهران
انتقام ایران اهداف سیاسی روشنی دارد: اول، تهران می‌خواهد تصورات مبنی بر آسیب‌ناپذیری خلیج فارس را از بین ببرد. شهرهایی مانند دوبی و دوحه خود را به عنوان مراکز امن مالی، گردشگری و لجستیکی به جهان معرفی می‌کنند. وقتی هشدارهای موشکی عملیات فرودگاه بین‌المللی دوبی - یکی از شلوغ‌ترین فرودگاه‌های جهان - را مختل می‌کند، هزینه اعتبار آن بسیار بیشتر از هرگونه خسارت فیزیکی است که ایران وارد می‌کند.
دوم، ایران هزینه سیاسی میزبانی نیروهای آمریکایی را برای کشورهای خلیج فارس افزایش داده است. تهران با حمله به پایگاه‌های آمریکایی در العدید، الظفره و شاهزاده سلطان، نشان داد که اتحاد با واشنگتن مستلزم قرار گرفتن در معرض حمله است. رهبران خلیج فارس باید تعهدات اتحاد را در برابر ثبات داخلی و اقتصادی متعادل کنند.
سوم، تهران در حال شکل‌دهی به روایتی درباره نظم منطقه‌ای است. ایران با به تصویر کشیدن اقدامات خود به عنوان مقاومت در برابر کارزار آمریکا و اسرائیل که هدفش تسلط منطقه‌ای است، می‌تواند شکاف بین رهبران کشورهای خلیج فارس و مردم آنها را بسته به مدت زمان ادامه درگیری بیشتر کند.
چهارم، ایران از نقاط حساس اقتصادی بهره می‌برد. تقریباً یک پنجم محموله‌های نفتی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. داده‌های اولیه کشتیرانی نشان می‌دهد که ترافیک از طریق این تنگه از زمان شروع جنگ حدود ۷۵ درصد کاهش یافته است. حتی یک اختلال جزئی و پایدار - از طریق حملات موشکی، حوادث دریایی یا افزایش هزینه‌های بیمه - اثرات فوری جهانی و نگرانی‌هایی را در مورد تورم و فشار سیاسی داخلی در ایالات متحده و اروپا ایجاد می‌کند. هیچ یک از این اهداف نیازی به پیروزی در میدان نبرد ندارند. آنها فقط به استقامت ایران نیاز دارند.

هزینه زمان
تشدید افقی صرفاً به معنای هدف قرار دادن طیف وسیع‌تری از اهداف نیست. تأثیر عمیق‌تر آن تغییر نحوه درک دشمن از خطرات است. در یک جنگ کوتاه، خطر با تعداد سورتی پرواز و میزان رهگیری سنجیده می‌شود. در یک درگیری طولانی، خطرات به حوزه سیاسی نیز گسترش می‌یابد. یک درگیری طولانی، انتخاب‌های دشواری را ایجاب می‌کند.
یک جنگ طولانی مدت همچنین سیاست آمریکا را تغییر خواهد داد. یک حمله ناگهانی می‌تواند حمایت از رئیس‌جمهوری آمریکا را حداقل به طور موقت افزایش دهد - اگرچه نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثر آمریکایی‌ها حتی با گذشت تنها یک هفته از جنگ با آن مخالف هستند- یک جنگ منطقه‌ای طاقت‌فرسا که با افزایش قیمت انرژی، تلفات آمریکایی‌ها و اهداف نامشخص مشخص می‌شود، باعث ایجاد ناآرامی در داخل کشور خواهد شد. عناصر قابل توجهی از ائتلاف سیاسی رئیس‌جمهوری دونالد ترامپ نسبت به درگیری‌های خاورمیانه محتاط بوده‌اند و رهبران آمریکا را به پیروی صرف از اسرائیل متهم کرده‌اند. هرچه عملیات نظامی ایالات متحده بیشتر ادامه یابد، شکاف‌های بیشتری می‌تواند در پایگاه خود ترامپ ایجاد شود.
حتی ممکن است تنش‌های فراآتلانتیکی در پی آن ایجاد شود. دولت‌های اروپایی به شدت در معرض نوسانات انرژی و فشارهای مهاجرتی قرار دارند. اگر واشنگتن -در حالی که پایتخت‌های اروپایی می‌خواهند درگیری را مهار کنند- اقداماتش تشدید شود، دو طرف می‌توانند از هم جدا شوند زیرا اروپایی‌ها سعی می‌کنند خود را از جنگ دور نگه دارند. اگر کشورهای اروپایی تصمیم بگیرند استفاده از خاک خود را برای تدارکات و پروازهای سوخت‌گیری تانکرها محدود کنند، ایالات متحده با چالش‌ بمباران مداوم روبه رو خواهد شد. بریتانیا از قبل از سیاست دیرینه هواپیماهای نظامی آمریکایی که از دیگو گارسیا، متعلق به بریتانیا، عملیات انجام می‌دهند، ناراحت است. ترامپ ممکن است در ازای حمایت اروپا در مبارزات انتخاباتی خود علیه ایران، مجبور شود تعهدات بیشتری به اهداف نظامی اروپا در اوکراین بدهد، با این خطر که پایگاه MAGA را بیشتر آزرده خاطر کند.
در نهایت، طولانی شدن جنگ، تهدیدات نامتقارن را چند برابر می‌کند. یک درگیری گسترده در خلیج فارس احتمالاً شاهد دخالت بازیگران غیردولتی خواهد بود، به خصوص اگر نیروهای زمینی ایالات متحده حتی به صورت محدود درگیر شوند. گروه‌های شبه‌نظامی جدید و موجود که به دنبال بهره‌برداری از خشم منطقه‌ای هستند، ممکن است رهبرانی را که آشکارا با عملیات ایالات متحده همسو هستند، هدف قرار دهند.
 منبع: Foreign Affairs

 

برش

چنگال استراتژیک
 ترامپ بر سر یک دوراهی قرار دارد و باید تصمیم بگیرد که آیا واشنگتن باید اکنون با هزینه‌های سیاسی کوتاه اما محدود یا هزینه‌های سیاسی طولانی‌تر و نامشخص‌تر در آینده مواجه شود. هیچ راه فرار طلایی وجود ندارد، راهی که مزایای سیاسی را برای واشنگتن افزایش دهد. اکنون هر گزینه‌ای هزینه‌ها و خطرات سیاسی به همراه دارد؛ حمله اولیه ممکن است یک مسأله تاکتیکی را حل کرده باشد، اما یک مشکل استراتژیک ایجاد کرده است. با توجه به این واقعیت‌ها، عاقلانه‌ترین انتخاب برای ایالات متحده می‌تواند این باشد که اکنون یک ضرر محدود را بپذیرد تا اینکه ریسک افزایش ضررها را در آینده بپذیرد.
حملاتی که ساختار سیاسی ایران را هدف ترور قرار داد، تسلط تاکتیکی را نشان داد. با این حال، تسلط تاکتیکی، استراتژی نیست. پاسخ ایران - که از نظر جغرافیایی گسترده، از نظر اقتصادی مخرب و از نظر سیاسی تنظیم شده است - با هدف تغییر شکل ساختار درگیری انجام می‌شود. تهران با گسترش صحنه نبرد و طولانی کردن جنگ، این رقابت را از نبرد توانایی‌های نظامی به نبرد استقامت سیاسی تغییر می‌دهد.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی- ایران زمین
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • علم و فناوری
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و پنج - ۲۷ اسفند ۱۴۰۴