«ایران» مهم‌ترین تحولات سیاست خارجی کشور در ۱۴۰۴ را بررسی می کند

دیپلماسی در «اتاق جنگ»

سیاست خارجی ایران در سالی که گذشت روزهای پرفراز و فرودی را از سر گذراند تا جایی که روزهای انتهایی آن به جنگی خونین و گسترده تبدیل شد که قریب به اتفاق کشورهای منطقه خاورمیانه را نیز درگیر کرد. روزهای آغازین سال با روند دیپلماتیکی کلید خورد.
نشست عمان اولین مذاکره رسمی در دوران دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در فروردین ماه 1404 بود؛ رئیس‌جمهوری که با شعار فشار حداکثری برگشت اما در عین حال وانمود کرد که می خواهد گزینه دیپلماسی را پیش از تکرار سیاست نافرجامش درباره ایران بیازماید. سیدعباس عراقچی و «استیو ویتکاف»، فرستاده ترامپ درحالی پنج دور مذاکره غیرمستقیم را در فروردین و اردیبهشت سال جاری برگزار کردند که همچون گذشته عمان و وزیر خارجه‌اش، «بدر البوسعیدی»، نقش میانجی را در این گفت‌وگوهای حساس ایفا کردند. این مذاکرات در ادامه پنج دور انجام شد و در میانه‌های آن «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی راهی تهران شد؛ سفری که حرکتی کاملاً سیاسی و پیام‌دار تلقی می‌شد. همزمان با این مذاکرات دیپلمات‌های ایران و نمایندگان سه قدرت آلمان، فرانسه و انگلیس چهارمین دور گفت‌وگوهای سیاسی خود را به میزبانی استانبول برگزار کردند که مانند همیشه، سایه سنگین پرونده هسته‌ای ایران بر سر این مذاکرات گسترده بود؛ پرونده‌ای که قرار بود در مهرماه ۱۴۰۴ با انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، به ایستگاه حساسی برسد.

میزبانی گفت‌وگوهای صلح
در همین حال تهران در اردیبهشت ماه میزبان گفت‌وگوهای صلح بود. حضور 200 هیأت مشتمل بر مقامات ارشد 53 کشور، وزرا و تصمیم‌سازان خلیج‌فارس، نمایندگان سازمان ملل و صاحب‌نظران بین‌المللی در تهران گرد هم آمدند تا در فضایی که در بیش از یک سال گذشته نظاره‌گر دوره پرشتابی از جنگ و خشونت بوده است، از ضرورت اجماع و تبیین نظم نوین منطقه‌ای بگویند؛ فضایی که بی تأثیر از سیاست تفاهم‌جویانه تهران در مسیر کاهش تنش هسته‌ای نبود و میهمانان تهران را نسبت به پیامدهای برآمده از این سیاست که در مذاکرات ایران و آمریکا بازتاب یافته است، امیدوار ساخته بود.

رفت‌وآمد متقابل سران
همزمان با مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا و نشست‌های جمعی منطقه‌ای، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری در میانه‌های اردیبهشت ماه در سفری مهم راهی باکو شد که عبوری معنادار از خوانش‌های متعارف دیپلماسی به شمار می رفت و یادآور این نکته بود که مرزهای حکمرانی نباید در تاریخ و جغرافیا محصور بمانند، بلکه می ‌توانند در ایستگاه مشترک منافع و ارزش‌ها به هم گره بخورند. تهران، همچنین 5 خرداد ماه میزبان «شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان بود که در روند یک مأموریت دیپلماتیک چندمرحله‌ای قرار داشت که از آنکارا آغاز شده بود، در تهران توقف کرد و در ادامه به باکو و دوشنبه رفت.
چند روز پس از این میزبانی، پزشکیان در پاسخ به دعوت رسمی سلطان عمان و در راستای تحکیم روابط با این همسایه نزدیک و میانجی قابل اعتماد، راهی عمان شد تا ضمن قدردانی ملت ایران از  نقش خیرخواهانه، متعهدانه و سازنده این کشور در میزبانی از مذاکرات هسته‌ای، برای تعمیق روابط همه‌جانبه میان دو کشور بکوشد.

آتش‌افروزی برای جنگ
دو روز پیش از ششمین نشست مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا بود که جنگ ایران و اسرائیل با تجاوز این رژیم  از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۳ تیر ادامه یافت. 
این جنگ با حملات غیرقانونی رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز و با پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی رو‌به‌رو شد. با حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات نظامی ایران و ترور شخصیت‌های نظامی بلندپایه ایران و پاسخ موشکی ایران، جنگ به سرعت گسترش یافت و به تلفات سنگینی منجر شد. 
آمریکا در روز نهم جنگ با حمله به سه مرکز هسته‌ای ایران عملاً در کنار رژیم صهیونیستی وارد میدان شد. در نهایت پس از 12 روز نبرد، آتش‌بس به  درخواست اسرائیل برقرار و مذاکرات دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها آغاز شد. این جنگ تأثیرات عمیقی بر سیاست‌های داخلی و معادلات منطقه‌ای داشت و نیاز به دیپلماسی فعال را برای جلوگیری از درگیری‌های آینده آشکار ساخت. بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله مصر، اردن، پاکستان و ترکیه تجاوز رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. کشورهای روسیه، چین، کوبا و آفریقای جنوبی نیز این حملات را نقض قوانین بین‌المللی دانستند. آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی کشورهای غربی به حمایت از رژیم صهیونیستی پرداختند.

چالش «اسنپ بک»
با پایان یافتن دوره ده‌ساله توافق هسته‌ای و قطعنامه ۲۲۳۱ و در نتیجه لغو رسمی محدودیت‌های تحریمی سازمان ملل علیه ایران در 26 مهرماه مرحله‌ای تازه در پرونده هسته‌ای کشور آغاز شد. این تحول، در حالی رقم خورد که تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) با فعال‌سازی سازوکار موسوم به «ماشه»، بازگشت تحریم‌های بین‌المللی را اعلام کردند؛ اقدامی که نه از منظر حقوقی مشروعیت داشت و نه با اصول و عرف روابط بین‌الملل سازگار بود. در واقع، این تصمیم بیش از آنکه بر مبنای منطق حقوقی باشد، بازتابی از پیروی سیاسی اروپا از سیاست‌های ایالات متحده به شمار می رفت. با پایان یافتن مهلت ده‌ساله برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ صحنه‌ای تازه از اختلاف حقوقی و سیاسی میان ایران و غرب پدید آمد. ایران، روسیه و چین معتقد بودند که بر اساس مفاد قطعنامه، تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران به پایان رسیده و باید لغو آنها به طور رسمی اعلام شود اما در سوی مقابل، کشورهای غربی به‌ویژه تروئیکای اروپایی با فعال‌سازی مکانیزم موسوم به «ماشه»، بازگشت تحریم‌ها را اعلام کردند. این در حالی بود که دو عضو دائم شورای امنیت یعنی روسیه و چین به‌طور صریح با این اقدام مخالفت کردند. 
از نظر آنها، این تصمیم اروپایی‌ها از چند جهت غیرقانونی به شمار می‌رفت: نخست آنکه موضوع اختلاف باید پیش از هر چیز در کمیسیون حل اختلاف برجام مطرح می‌شد، اما این مسیر طی نشد؛ دوم آنکه خود اروپایی‌ها در اجرای تعهداتشان پیشگام نقض برجام بودند.
با به پایان رسیدن این توافق، تهران به همراه مسکو و پکن در سوم آبان ماه در اقدامی هماهنگ نامه‌ای رسمی به «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارسال کردند که پیام پایان یک فصل پرفراز و فرود در شورای حکام را روشن اعلام می‌کرد. 
سه کشور در این نامه مشترک به صراحت اعلام کردند که مأموریت ویژه آژانس در چهارچوب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت به نقطه پایان خود رسیده است و از این پس، تمامی ارزیابی‌ها درباره برنامه هسته‌ای ایران باید صرفاً در چهارچوب تعهدات پادمانی و اصول معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای انجام شود.

دو دور مذاکره و باز هم جنگ
ایران و آمریکا بیست‌وهشت بهمن ماه بار دیگر تصمیم گرفتند موضوعات اختلافی از جمله پرونده هسته‌ای را با میانجیگری عمان در شهر مسقط برگزار کنند. 
این مذاکرات در شرایطی به پایان رسید که به ظاهر از دل گفت ‌وگوهای غیرمستقیم، نشانه‌هایی از شکل‌گیری اصول راهنما سر برآورده بود.  
پنجشنبه 7 اسفندماه نیز دور دیگری از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا این بار در ژنو برگزار شد و بنا به اعلام وزارت خارجه عمان، طرفین دست‌کم در سطحی از چهارچوب‌های مفهومی به اشتراک نظر رسیده‌ بودند اما در حالی که قرار بود دو طرف برای ورود به متن مشترک روز دوشنبه بعد از آن نشست، در وین به تبادل نظر درباره مباحث فنی بنشینند، نهم اسفند ماه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در تجاوزی آشکار به ایران، مقام معظم رهبری و شماری از فرماندهان نظامی را به شهادت رساندند؛ تجاوزی که با واکنش گسترده ایران و هدف قرار دادن همه پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی به یک جنگ منطقه‌ای فراگیر تبدیل شد.
یکی از تحولات مهم سیاسی در جنگ جاری، ترور تعدادی از مقامات عالی‌رتبه ایران بود که سبب شدآیت الله مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید معرفی شوند.  ایشان با توان مدیریتی و قدرت رهبری خود، شرایط بحرانی را مدیریت کرده و نیروهای نظامی و سیاسی کشور را در حالت آماده‌باش نگه داشتند.  
در همین راستا یکی از بزرگ‌ترین تحولات نظامی جنگ، ضربه شدید ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا و سامانه‌های راداری و پدافندی این کشور در منطقه بود و ایران توانست ضربات جدی به این سامانه‌ها وارد کند و به نوعی از نظر نظامی دست بالا را پیدا کند. 
حالا در آستانه پایان سال 1404 و در بحبوحه تجاوز نظامی دشمن آمریکایی-صهیونیستی یکی از جدی‌ترین تنش‌های نظامی، ایران تنگه هرمز را به عنوان حیاتی‌ترین اهرم ژئوپلتیک خود می‌داند و تمام ظرفیت خود را برای حفظ تسلط بر این شاهراه حیاتی به کار بسته است و بی تردید از آن کوتاه نخواهد آمد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • گزارش
  • خودرو - حوادث
  • اندیشه - ایران زمین
  • زیست بوم
  • ورزشی
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و چهار
 - شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و چهار - ۲۶ اسفند ۱۴۰۴