روزنوشت جنگ(۸)
درباره چیزهای ساده و کوچک زندگی
معاون سردبیر
چیزهایی که به یخچال خانههایمان میچسبانیم، بخشی از زندگی ما را تعریف میکنند. عکسی که روی یخچال میچسبانیم، نوشتهای که به در آن چسباندهایم، اشیای تزئینی یا نقاشی کودکانمان؛ همه این چیزهای ساده و کوچک نشانههایی از یک چیز بزرگتر و عزیزتر هستند؛ نشانههای زندگی ما، طرز فکر و شیوه زیست ما، خاطرات و گذشته ما و امیدها و آینده ما. یک عکس خانوادگی روی یخچال، بیانگر صمیمیت و مهر اعضای خانواده است و اصلاً آنجا چسبانده شده تا این مهر و محبت را هر بار یاد بیاورد. ما با چسباندن نقاشی کودکانمان به یخچال به آنان نشان میدهیم که چقدر برای کارشان ارزش قائل هستیم. دستورپخت، فهرست خرید یا جملات انگیزشی، دیگر چیزهایی هستند که به یخچال میچسبانیم. در تجاوز نظامی دشمن آمریکایی- اسرائیلی به مناطق مسکونی تهران و دیگر شهرهای ایران، همه این چیزهای ساده و کوچک در معرض تخریب و نابودی قرار گرفتند و این تهدیدی است برای تخریب کل زندگی ما.
در یکی از گزارشهای تصویری «ایرنا» از خانههای «سابقاً» مسکونی تهران که بر اثر تجاوز نظامی دشمن اسرائیلی-آمریکایی تخریب شد، یخچالی دیده میشود که روی آن نوشتههایی چسبانده شده. این نوشتهها احتمالاً کار خانم خانه باشد. بخش عمده متنها انگیزشی است: «جهان هیچ چیز را رایگان به کسی نمی ده»، «سفرهدار باش، همه چیز را برای خودت نخواه»، «زمانت را آزاد کن، هر شی مفیدی را استفاده کن.»
این جمله هم که با ماژیک نوشته شده بود، جالب بود: «حامی مالی-خوشقول باشید. زمانی که قرض میگیرید، بعدا به صاحبش برگردانید.» البته آنچه در این کاغذ بود، فقط این جملات انگیزشی نبود. کلمات دیگری هم نوشته شده بود؛ مانند «عصر پنجشنبه، 40 بار نصر»، «قالب پای سیب»، «لوبیا چیتی»، «سبزی آش» یا «-زمان-انرژی.» این کلمات یا آن جملات انگیزشی برای ما معنای خاصی ندارند، اما هر جزء و هر واژهاش برای نویسنده، برای خانم خانه، پدر خانواده و کودک آنان دارای معنی و اهمیت بوده است. در این تصویر از این خانه ویران شده به دست دشمن، نوشتهها جایی چسبانده شده که خانم خانه موقع آشپزی یا دیگر کارها به راحتی آنها را ببیند. در تصویر، میز مخصوص آشپزخانه هم هست که روی آن مجموعه چاقوها قرار دارد، بالای چاقوها، روی دیوار، دستگیرههای پختوپز و پایین این دستگیرهها، ظرف شکر و نمک. روی میز، یک جانانی بیضویشکل قرار دارد. احتمالاً در این جانانی هزاران بار باز و بسته شده تا نان تازه را در آن بگذارند و از آن نان بردارند. اما حالا تصویر این خانه را در شرایطی میبینیم که روی همه این اشیا چندین لایه خاک سیاه و دوده و سنگریزه نشسته است؛ سنگریزههایی که احتمالاً از بلوکهای منهدم شده دیوارهای خانه آمدهاند. روی میز پر از خاک و سنگریزه و ترکش موشک است؛ گلدان شیشهای کوچک، شکسته و گل میز پرت شده. اشیای این آشپزخانه از شدت انفجار تغییر شکل دادهاند. این اشیای درهم ریخته که زمانی نشانهای از زندگی بودهاند و خاطرهای با خود داشته اند؛ خاطره خرید یا خاطره یک غذای خوشمزه با خانواده؛ یا نابود شدهاند یا از شدت انفجار قابل استفاده نیستند و به جای بیان زندگی، حالا بیانگر نابودی زندگی هستند.
این صرفاً یک نابودی ناشی از جنگ نیست که با ادبیات نظامی تعریف میشود. این نابودی، نابودی خود زندگی است. این تصویر، نمایانگر انهدام زندگی است، انهدام زندگی عادی، کوچک و سادهای که از هیاهوی سیاست و ژئوپلتیک و روابط بینالملل دور بوده، اما این دوری و سادگی نتوانست آن را از دست دشمن متجاوز دور نگه دارد. این زندگیهای منهدم شده با موشکهای دشمن متجاوز، آن هم تجاوز به مناطق مسکونی شهرها و روستاها، حاصل 10 سال یا 50 سال زندگی هستند که در ثانیهای نابود میشوند.
در تصاویر دیگری از خانههای ویرانشده ، مردمی دیده میشوند که درحال جمعآوری هر چیزی هستند که از زندگی سابق باقی مانده؛ دیگهای بزرگ، آبکش، پنکه رومیزی، پتوها و فرشها، کتابها. تازه، برای استفاده از این باقیماندهها باید حسابی آنها را شست تا شاید بتوان خاک و دودهای که با شدت انفجار در جان آنها نشسته را پاک کرد.
گاهی لباسها روی درختهای خیابان پرت شدهاند. درختان در این فصل سال باید شکوفه بدهند یا جوانه بزنند، نه اینکه رویشان دود و لباس و اشیا باشد.
در تصویر دیگری، مردی کبوترها را توی قفس گذاشته و از ویرانههای خانه و کوچهاش بیرون میآید. جوانی سگ وحشتزدهاش را در آغوش گرفته.
خانهای که تا دیروز غریبهها راهی به آن نداشتند، حالا پر از رفتوآمد امدادگران است. هم امدادگران و هم زنان و مردانی که در ویرانهها دنبال باقی مانده زندگی هستند، سرتاپایشان پر از خاک است. ماسکها نمیتوانند مانع ورود خاک به دهان و حلق روزهدار آنان شود. تلاشها برای یافتن باقی مانده زندگی ساده نیست. اولاً که باید کسی از آن زندگی باقی مانده باشد. اگر همه اعضای خانواده یا همسایهها شهید نشده باشند، آنچه از آن زندگی منهدم شده بر اثر تجاوز دشمن باقی مانده، به سختی به اندازه یک وانتبار میشود. در تصاویر از میزان بهت و اشک خانوادهها میشود فهمید چه خانوادههایی چه مقدار از زندگی و خاطره و گذشته شان را از دست دادهاند.
تا 24 اسفندماه، بر اثر تجاوز دشمنان، 13 کودک کمتر از 5 سال شهید، هزار و 275 ایرانی زیر 18 سال مجروح ، 45 کودک زیر 2 سال مجروح ، 204 ایرانی زیر 18 سال شهید ، 225 زن ایرانی شهید و 2 هزار و 969 زن ایرانی مجروح شده اند. آمار شهادت و مجروحیت کودکان، زنان و نوجوانان ایرانی، شدت تجاوز دشمنان به مناطق مسکونی شهرها و روستاهای ایران را نشان میدهد.
دیروز -دوشنبه- از ساعات اولیه بامداد تا ظهر، مناطق متعددی از تهران موشک باران شد که همه آنها غیرنظامی و مسکونی بودند. در یک مورد، موشکهای دشمن اسرائیلی-آمریکایی اداره برق خیابان شهدا را هدف قرار داد و مهندسان و کارکنانی که برای خدمترسانی به مردم غیرنظامی در آن حضور داشتند را به شهادت رساند.
چرا دشمنان خانههای مردم و مناطق غیرنظامی را منهدم میکنند؟ دلیل این سبوعیت این است که دشمن آمریکایی-اسرائیلی در تجاوز به سرزمین ما، برای انهدام زندگی ما آمده است. آنان به جنگ خاطرات ما، به قصد نابودی تجربههای ما و باهدف انهدام همه اندوختهها و دستاوردهای یک عمر زندگی ما این تجاوز را آغاز کردهاند. با تجاوز به شهرکهای صنعتی، دستاوردهای اقتصادی جمعی و ملی ایران را نابود میکنند و با حمله به خانههای ما، دستاوردهای فردی و شخصی ایرانیان را.
اگر تجاوز نظامی دشمن به آن خانه، آشپزخانهاش را نابود نمیکرد، هرگز نمیتوانستیم به رازهای این خانواده و چیزهای ساده و عزیز زندگی شان پی ببریم. تجاوز نظامی دشمن خاطراتشان را از آنان گرفت، سادگی زندگی شان را از بین برد و تجربههای مشترکشان که در اشیای خانه نمود داشت را نابود کرد.
در ساعات اولیه دیروز – دوشنبه- که دشمن اسرائیلی-آمریکایی حملات به مناطق مسکونی تهران را شروع کرد، به نوشتهای از دخترم روی یخچال خانه نگاه کردم؛ یک گل نقاشی شده که در برگهای آن، این آیات از قرآن نوشته بود: «و هو معکم این ما کنتم» یعنی «خدا با شما است، در هر جا که باشید»
«و لسوف یعطیک ربک فترضی» یعنی «بزودی پروردگارت به تو پاداشی عطا میکند که راضی خواهی شد.»

