اساتید تاریخ و پژوهشگران سیاست به سؤال « ایران» پاسخ می دهند
پشتوانه ایستادگی ایرانیان در برابر تجاوز چیست؟
ایران و مردمانش در فراز و نشیب های تاریخ چند هزار ساله آبدیده شده اند. تجاوز رژیم اسرائیل و آمریکا به سرزمین ایران، اولین تجربه مواجهه ایرانی ها با هجوم خارجی نیست. در طول تاریخ بوده اند کسان دیگری که وسوسه شده اند این زورآزمایی را تجربه کنند. برخی، پایشان به جغرافیای این مرزو بوم هم باز شده است و چند صباحی غارت کرده، کشته و سوزانده اند اما در تاریخ این مرز و بوم ماندگار نشده اند یا دست از پا دراز تر با همیت و غیرت ایرانی ها بیرون رانده شده اند یا در طول دهه ها و سده ها مقهور تمدن و فرهنگ ایرانی شده و در دل این تمدن بزرگ هضم شده اند. در مواجهه با تجاوز های متعدد، هر بار اما این ایران بود که ققنوس وار از خاکستر جنگ و ویرانی سر برآورد و مسیر بالندگی را پیمود. در دوران معاصر هم کم حوادث مشابه تکرار نشده است. از جنگ های ایران و روس گرفته تا ورود متفقین به ایران بعد از جنگ جهانی و در نهایت حمله رژیم بعث صدام به ایران که دفاع جانانه ۸ ساله را رقم زد. کمتر از چند ماه پیش هم اسرائیل و آمریکا ۱۲ روز جنگ به ایران را تحمیل کردند و حالا به خیال خود آمده اند که کار ناتمام جنگ ۱۲ روزه را تمام کنند. اما در شانزدهمین روز جنگ تمام عیار، نشانه ای از فرجام خوش برای تمام کردن آن کار ناتمام دیده نمی شود. ایرانی ها یک بار دیگر در برابر تجاوز خارجی حول ارزش های مشترکشان و برای دفاع از وطن گرد هم آمده اند و دشمن متجاوز را در تحقق منویاتش ناکام گذاشته اند. در چند روز گذشته بسیار دیده ایم تحلیل ها و گزارش هایی از نویسندگان و سیاستمداران غربی که به ترامپ و نتانیاهو، ارزیابی های اشتباهشان نسبت به ایران را یادآوری کرده اند. مشخصاً اینکه اینجا نه عراق است و نه ونزوئلا. مردم ایران به همراه مسئولان خود در نهادهای مختلف در برابر تجاوز ایستادگی کرده اند. این ایستادگی مستظهر به چه عناصر و مؤلفه هایی است؟ ریشه در تاریخ و تمدن کهن این دیار دارد؟ برگرفته از حس وطن دوستی و غرور ملی است؟ به آموزه های اسلامی و شیعی مردم ایران ارتباط دارد؟ همین موضوع را با چند استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ و سیاست در میان گذاشته ایم و پاسخهای آنها را آورده ایم.
راز ماندگاری ایران
غلامرضا ظریفیان
استاد تاریخ
ایرانیان در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، همواره در بزنگاههای سرنوشتساز، روحیهای خستگیناپذیر و مقاوم از خود نشان دادهاند. این خصیصه، ریشه در لایههای عمیقی از هویت جمعی، جغرافیا و تاریخی دارد که درنهایت ملتی را ساخته با توانایی منحصربهفرد در «تبدیل بیقراری به قرار». در شرایط کنونی که کشور با تهدیدات نظامی و چالشهای وجودی مواجه است، بازخوانی این میراث کهن میتواند کلید درک همبستگی ملی و راهبردی برای عبور از بحران باشد.
ایران امروز، وارث سرزمینی است با پیشینهای چند هزار ساله که در قلب راهبردیترین معبر جهان واقع شده است. قرارگرفتن بر سر راه جاده ابریشم، این فلات را به چهارراه تمدنها و مرکز ثقل اقتصادی دنیای باستان تبدیل کرده بود. این موقعیت منحصربهفرد، ضمن رونق اقتصادی، ایران را به محل عبور و سکونت اقوام گوناگون از شرق و غرب عالم مبدل ساخت. همچنین، پهناوری و چهارفصل بودن این سرزمین، ازیکسو به غنای منابع آن افزود و از سوی دیگر، آن را به هدفی دائمی برای هجوم اقوام مختلف تبدیل کرد. آمار تجربه ۱۲۰۰ جنگ در طول تاریخ، گواهی بر این مدعاست. تنوع زیستمحیطی نیز ایران را در معرض بلایای طبیعی متعددی چون زلزله قرار داده است. حاصل جمع این عوامل، تصویری از ایران بهعنوان یک «سرزمین بیقرار» است که همواره صحنه کوچها، جنگها و تحولات بنیادین بوده است.
اما نکته شگفتانگیز در تاریخ ایران، نه در انباشت این رنجها، که در واکنش ایرانی به آنهاست. اینگونه نبوده که ایرانی در برابر این بیقراری، زانوی تسلیم بر زمین بزند؛ بلکه او این تلاطمها را در درون خود هضم کرده و از دل آنها به «قرار» و آرامش رسیده است. این همان معنای عمیق بیت «بیقراری در طلب قرار توست» است که نشان میدهد آرامش در دل بیقراری جستوجو میشود. حال چه عاملی این توان تابآوری را به ایرانی بخشیده است؟
۱. دستی در آسمان: نخستین و مهمترین عامل، باور به «جهان مینوی» است. برای ایرانی، جهان محسوس و مادی، محدود به این دنیای پررنج نبوده و نیست. او همواره جهانی بزرگتر و والاتر را در نظر داشته است که از آن به «پردیس» یا بهشت تعبیر میشود. این باور، چشماندازی از آرمانشهر را پیش روی او میگذارد که تحمل سختیهای دنیوی را آسانتر میکند. بهبیان دیگر، ایرانی پایی در زمین دارد و برای آبادانی آن میکوشد، اما دستی در آسمان دارد و از آن مدد میجوید. این نعمتهای آسمانی و امید به جهان دیگر، همواره منبعی پایانناپذیر برای مقاومت در برابر ناملایمات بوده است.
۲. پای در زمین و طعم شیرین فردا: این روحیه مینوی، در کنار تجربه زیسته تاریخی قرار گرفته است. ایرانی در طول صدها سال، این حقیقت را بارها آزموده که «این نیز بگذرد». او تجربه کرده که سختیها و جنگها دائمی نیستند و با صبر و شکیبایی، پایان میپذیرند. این حافظه تاریخی که به پشتوانه اتکا به نیروهای فرامادی تقویت شده، به او میگوید: «پایان شب سیه، سپید است.» این ایمان به پایانپذیری مصیبتها، رکن اصلی روحیه مقاومت است.
این تجربه چندلایه، شخصیتی چندبعدی برای ایرانی ساخته است. او درعینحال که سلحشور و مقاوم است، از روحیه «همسازی» نیز برخوردار است. او مهاجمان و فرهنگهای گوناگون را در خود هضم کرده و به عنصری نو بدل ساخته است. افزون بر این، دو ویژگی برجسته دیگر در این منظومه نقشی کلیدی دارند: «دادخواهی و ظلمستیزی» که او را در برابر بیدادگری به پا میخیزاند و «بخشش و بخشندگی» که ریشه در کرامت انسانی او دارد. این عناصر در کنار هم، شخصیتی ساخته که با اتکا به تجربه نیاکانش میداند اگر صبوری کند و مقاومت نشان دهد، هم آسمان به یاریاش خواهد آمد و هم بر سختیها چیره خواهد شد.
نتیجه این جهانبینی، ماندگاری ایرانی در خانه خود بوده است. برخلاف تصور رایج که از هجومها و بحرانها آوارگی را انتظار دارد، ایرانی با صبر و توکل و فرهیختگی، خانه خود را حفظ کرده و از پس ستمها و جنگها، سرافراز بیرون آمده است. امروز نیز که بار دیگر پای تهدیدات نظامی به میان آمده، این تجربه تاریخی بهیاری جامعه میآید.
وقتی ایرانی احساس کند که «خطر وجودی» سرزمین و فرهنگش را تهدید میکند، همان روح همبستگی و اتحاد دیرین در او زنده میشود.
روایت پایداری یک تمدن
محمدجواد حق شناس
استاد علوم سیاسی
اگر بخواهیم برای ایران امروز یک نماد انتخاب کنیم، بی شک می توانیم به سرو اشاره کنیم؛ سروی که در کویر یا در دل کوههای ابرکوه ایستاده است. این درخت کهن که هزاران سال از عمرش می گذرد، ریشه در عمق خاک این سرزمین دارد. در منطقه ای که هم کویری است و هم طعم تلخ سرما و گرمای سوزان را به یک اندازه چشیده، سرو پابرجاست. این درخت که در مرکز ایران قد برافراشته، گویی روایتگر سرگذشت مردمانی است که در سخت ترین شرایط، زیستن و مقاومت را یاد گرفته اند.
انسان ایرانی نیز همچون این سرو کهن، آموخته که در برابر طوفان های شن، بادهای مخرب، سرما و گرمای سخت روزگار، نه تنها نشکند، که سبز بماند و سربلند. او در طول تاریخ ثابت کرده که می تواند خود را از دل بحران ها بیرون بکشد و ایستادگی کند.
ما ایرانیان از معدود ملت های باستانی هستیم که توانسته ایم با وجود همه مصائب، هویت خود را حفظ کنیم. از میان بیش از دویست کشوری که امروز در سازمان ملل عضو هستند، شاید تنها چند کشور مانند ایران، چین، هند، مصر و یونان باشند که ریشه در اعماق تاریخ دارند و همچنان پابرجا مانده اند. تمدن ما با همه فراز و نشیب ها، توانسته در برابر هجوم های بزرگ تاریخ مثل حمله اسکندر مقدونی، مغول ها و تیمور و حتی در جنگ جهانی دوم که قدرت های بزرگ به ایران تاختند، تاب بیاورد و بماند.
آنچه می خواهم به آن برسم این است که امروز درباره پایداری مردم ایران و توانایی آنها برای عبور از شرایط دشوار، ذره ای تردید ندارم. این مردم در طول هزاره ها امتحان خود را پس داده اند. در هشت سال دفاع مقدس نیز، جوانان این سرزمین در حالی که تمام دنیا از دشمن پشتیبانی می کردند، ایستادند. بله، خرمشهر و قصر شیرین رفت، اما همان جوانان دوباره خود را پیدا کردند و تمام سرزمین های از دست رفته را پس گرفتند.
آنچه امروز به کمک ما می آید و می تواند پشتوانه این ملت باشد، خود ایران است. مفهوم ایران، فرهنگ ایرانی، تاریخ این سرزمین و کلیتی به نام ایرانیت، همان چیزی است که موجب ماندگاری ما خواهد شد. نباید از این سرمایه عظیم غفلت کنیم.
شاعران و حکیمان ما نیز به خوبی این روحیه پایداری را تصویر کرده اند. فردوسی و مولوی، هر دو نمادهایی را ترسیم کرده اند؛ شیر خدا (علی علیه السلام) و رستم دستان. این دو نماد که از دل تاریخ و باورهای ما برخاسته اند، در کنار هم توانسته اند پایداری ایران را رقم بزنند. یکی نماد غیرت دینی و دیگری نماد غیرت ملی.
در مقابل این عظمت تاریخی و فرهنگی، چهرههای پلیدی مانند ترامپ و نتانیاهو و امثال آنها، هیچگاه نمی توانند خللی در روحیه ایرانیان، شیرزنان و شیرمردان این سرزمین ایجاد کنند. اینها افرادی نیستند که بتوانند خدشه ای به اراده پولادین مردمی وارد کنند که ریشه در تاریخی چند هزار ساله دارند.
نگرانی برخی از آینده و نسل جوان، شاید ریشه در ناآشنایی با عمق فرهنگ این سرزمین داشته باشد. نسل جدید ایران، اگرچه ممکن است با برخی از شیوههای گذشته فاصله گرفته باشد، اما همچنان عشق به ایران در قلبش موج میزند. جوانان امروز، با دانش و آگاهی بیشتر، با ابزارهای جدیدتر و با انگیزهای پرشورتر، آمادهاند از کیان این مرز و بوم دفاع کنند.
آنها در دانشگاهها، در آزمایشگاهها، در شرکتهای دانشبنیان، در کارگاهها و کارخانهها، مشغول ساختن ایرانی هستند که شایسته نامش باشد. آنها نشان دادهاند که میتوانند در عرصههای علمی و فناوری، افتخارآفرین باشند و نام ایران را در جهان بلندآوازه کنند. این همان روحیه سروگونه است که در نسلهای مختلف جاری میشود و هرگز نمیمیرد.
ایران امروز، با همه چالش ها و مشکلات، همچنان ایستاده است؛ چون ایرانیان یاد گرفتهاند که چگونه مانند سرو، در دل کویر هم سبز بمانند و سایه امنیت و افتخار را بر سر فرهنگ و تاریخ خود بگسترانند. این روحیه مقاومت و پایداری، میراث گرانبهایی است که از نیاکان ما به جا مانده و نسل به نسل منتقل شده است.
در پایان، باید گفت که آینده از آن ملت هایی است که ریشه در خاک خود دارند و از گذشته خود درس مقاومت آموخته اند. ایران و ایرانی، با تکیه بر این پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی، از هر طوفانی سالم عبور خواهد کرد و همچنان سربلند خواهد ماند.
خرد ایرانی؛ بنیان مقاومت ملی
بیژن عبدالکریمی استاد دانشگاه
ملت ایران یکی از کهن ترین و متمدن ترین تمدنهای تاریخ بشر بوده است. این ملت دارای یک سنت بزرگ فکری، دینی و معنوی است. آنچه من آن را لوگوس یا خرد ایرانی می خوانم؛ خردی است که با اسلام آغاز نشده زیرا حتی اسلام هم وقتی وارد این حوزه فرهنگی شد رنگ و بوی خاص معنویت ایرانی را گرفت. ایران یگانه سرزمین شیعه جهان است.
این سنت نظری و تاریخی یعنی همان چیزی که ما ایرانیها را «ما» می کند و ما را از دیگر اقوام مثل یونانیها ، چینی ها، ژاپنی ها، کره ای ها ، هندی ها و آفریقاییها و اقوام آمریکای لاتین و دیگر اقوام جدا می کند و به ما هویت می بخشد. این همان خردی است که خود را در شعر و ادب فارسی، اشعار مولانا و حافظ، اشعار سنایی و عطار، در فلسفه فارابی، در حکمت اشراقی شیخ شهاب الدین سهروردی و در اندیشههای ملاصدرا خودش را نشان می دهد. خردی است که خودش را در نوروز، زیارت عاشورا و اسطورههایی مثل سیاوش، حسین ابن علی (ع) و دیگر سرمایههای بزرگ فرهنگی – دینی، در جای جای این فرهنگ، در معماری، موسیقی، هنر خطاطی و تذهیبش، در مسجد شیخ لطف الله ، در چهار باغ اصفهان، در خانه جعفریها و طباطباییها در کاشان و قزوین و در آواز شجریان و شهامت سردار سلیمانی، حاجی زادهها، همتها، باکریها و در شعر هوشنگ ابتهاج ها، شفیعی کدکنیها و در قلم سحرآمیز شریعتی و بسیاری از عناصر دیگر نشان می دهد.
این خرد، حافظ ماست. به میزانی که ما حافظ این خردیم ، این خرد حافظ ما است. این خاکی است که ریشههای ما در آن است. علی رغم اینکه شاخهها و میوههای ما را زدند و حتی تنه مان را کوشیدند بسوزانند اما ریشههای ما در این لوگوس و خرد جای دارد و از آن سیراب می شود. این خرد و این حکمت، حافظ ماست و در بزنگاههای تاریخی به ما کمک می کند که جهت گیری درست را تشخیص بدهیم. من فکر می کنم آن بخش اصیل جامعه که با این خرد نسبت دارد امروز حافظ این کشور است؛ هم در عرصههای مقاومت و دفاع نظامی و هم در عرصه خیابان. در واقع این مقاومت در خرد و لوگوس و فرهنگ ایرانی ریشه دارد. اینکه می گویم فرهنگ ایرانی ، این در برابر امر دینی نیست. زیرا خرد ایرانی و فرهنگ دینی دو امر جدا از یکدیگر نیستند. خرد ایرانی منطبق بر خرد دینی و معنوی است.
امروز همین خرد است که در می یابد ایران در خطر است. ایران فقط یک سرزمین جغرافیایی نیست؛ ایران خانه و مأوای ماست؛ ایران سرزمینی است که ما در آن می توانیم زیست انسانی داشته باشیم و این شیوه زیست ما و هویت تاریخی و فرهنگ و تمدن ما و تمامیت ارضی ما در خطر است؛ این جنگ یک جنگ موجودیتی است و این خرد به ما حکم می کند که ما نمیتوانیم نسبت به موجودیت ، خانه و کاشانه و نسبت به فرهنگمان بی تفاوت باشیم. این خرد به ما حکم می کند که تا آخرین قطره خون از این میراث، از این فرهنگ و از این کشور و از استقلال و کرامت انسانی مان دفاع کنیم.ما نمی توانیم به بردگی تن بدهیم. نظام جهانی نظام بردگی است و بخش بزرگی از ملت ما خودآگاه است که دشمنان آمده اند تا نظام بردگی را بر ما تحمیل کنند و ما امروز در برابر بردگی ایستادهایم. بخش بزرگی از مردم ما به یک خودآگاهی عمیق تاریخی رسیده اند که ایران دارد به آرزوی دیرینه خودش بعد از یک قرن می رسد . دارد خودش را بازیابی میکند و میخواهد به بازتعریف خودش در جهان کنونی بپردازد و نمی خواهد به عنوان یک کشور استعماری که غربیها سرنوشتش را تعیین می کنند شناخته شود. این ملت ایستاده تا شأن و جایگاه انسانی خودش را در جهان اثبات کند.
ریشههای تاریخی و فرهنگی مقاومت در ایران
علی شریفی یزدی
استاد جامعهشناسی
وقتی یک کشور قدمت تاریخی و تجربه رویارویی با انواع تجاوزها، حملات و جنگها را طی یک دوره ۳۰۰۰ ساله پشت سر خود دارد، طبیعتاً از نظر فرهنگی با کشورهایی که چنین تجربهای ندارند، متفاوت است. به نظر من، در گام اول، مقوله مقاومت و ایستادگی ایرانیها به عنصر تاریخی و عنصر فرهنگی ناشی از آن تاریخ بازمیگردد. وقتی فرهنگ و تاریخ مورد بررسی قرار میگیرد، مباحث تمدنی نیز در کنار آن معنا و مفهوم پیدا میکند؛ یعنی تعریفی که یک جامعه از تمدن و فرهنگ دارد، بسیار تحت تأثیر تاریخ طولانیمدتی است که این کشور را تا به امروز پیش آورده و تجربه زیسته مردم. به عبارت سادهتر، بخش اصلی و هسته مرکزی مقاومت و ایستادگی قاطبه مردم و جامعه ایران، جنبه فرهنگی و تاریخی آن است.
در کنار این، جنبه مذهبی نیز برای گروههایی که اعتقادات مذهبی قوی دارند، الهامبخش است؛ بهویژه در مذهب شیعه که مفاهیمی چون تاسوعا، عاشورا و مقوله کربلا را در تاریخ خود دارد. اما در مورد ترس از تجزیه؛ اگر چه برخی ممکن است به دنبال این مسأله باشند اما همه مطالعات مستقل نشان میدهد که مثلاً در کردستان که ترس از تجزیه در آنجا بیشتر است، امکان تجزیه تقریباً وجود ندارد و اقبال عمومی برای این مسأله وجود ندارد. بنابراین، اگر بخواهیم به یک نتیجهگیری ساده برسیم، باید عرض کنم که آنچه امروز شاهد آن هستیم و در جنگ هشت ساله نیز تجربه کردیم، بیشتر در مورد مقاومت و ایستادگی مردم است که بخش زیادی از آن به ایران دوستی و نمادهای آن بازمیگردد.
نظام حکمرانی نیز این موضوع را متوجه شده است و دریافته است که برای حفظ تمامیت ارضی کشور و همراه کردن مردم، باید روی نمادهای ملی سرمایهگذاری بیشتری کند برخی این ذهنیت را دارند که برخی رخدادهای مذهبی با نمادهای ملی در تضاد هستند، در حالی که این طور نیست.
واقعیت امر این است که وقتی از نمادهای ملی صحبت میکنیم، بسیاری از چیزهایی که مختص جامعه ایران است و جنبه مذهبی دارد و از اینجا به کشورهای دیگر رفته (مانند عراق، بحرین، لبنان و امثال اینها)، جزو نمادهای ملی ما محسوب میشوند؛ در کنار نمادهای ملی پیش از اسلام و اسطورههای ما مانند شاهنامه و امثال اینها. همه اینها میتواند به ما کمک کند تا وحدت و انسجام را در کشورمان حفظ کنیم و مقاومت و ایستادگی در مقابل تجاوز را بهتر تجربه کنیم. شما امروز در لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، در زمینه مباحث ملیگرایانه، تقریباً از همان نمادهایی استفاده میکنید که در خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، مناطق دوردست، استان گلستان یا سیستان و بلوچستان استفاده میشود. این نشان میدهد که فلات ایران که بزرگتر از مرزهای سیاسی امروز ایران است، ماندگاری فرهنگ، تجربه زیسته ایستادگی در برابر دشمنان را دارد و این امر بسیار عمیق و گرهخورده با نمادهای ملی است.
تقویت امید به آینده
مهرداد عربستانی
دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در خصوص مقاومت و صبر جامعه ایرانی در برابر تهاجم نظامی به ایران؛ امری که شاید کمتر به آن توجه شده است، ایجاد چشم اندازی برای زندگی بهتر در آینده پس از جنگ است. پیامها و نشانههایی که نوید آیندهای متفاوت و مطلوب را به جامعه ایرانی منتقل کند.
لازمه انسجام ملی، تثبیت آرمانی است که بتواند حداکثر جامعه ایرانی را حول خود گرد آورد؛ آرمانی که چشم اندازی دال بر اراده محقق ساختن آرزوها و پر کردن فقدان هایی را که جامعه ایرانی تجربه کرده است، پیش روی بگذارد. اگرچه در اوضاع جنگی امر بقا و محافظت به ناچار در صدر مدیریت اجتماعی قرار می گیرد، ولی لایههای دیگر مدیریت اجتماعی همچنان می توانند به مقتضای جایگاهشان تصویری از اراده معطوف به ثبات و رفاه و شمول گرایی را ارائه دهند. کما اینکه هم اکنون نیز این بخشها در اداره زنجیره تدارک کالا و خدمات برای همه مردم کشور، علی رغم وضعیت اضطراری، بدون تمایز و تبعیض فعالانه فعالیت دارند. لذا احتراز اقدامات و پیام هایی که خطر قطبی شدن اجتماع را تشدید می کنند و مبادرت به اقداماتی در جهت تثبیت و تضمین آینده ای امیدبخش، می تواند سرلوحه همه کنشگران و مسئولان باشد برای تقویت امید به آینده.

