آزادی ۵ زندانی به شکرانه رهایی از قصاص
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ مرد زندانی وقتی ۱۰ سال پس از ارتکاب جنایت بخشیده و آزاد شد به شکرانه این آزادی ۵ زندانی را با پرداخت دیه آزاد کرد.
به گزارش «ایران»، مرد جوان در حالی که دستبند بهدست داشت وارد شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران شد تا برگه آزادیاش را امضا کند. چند روز قبل بود که اولیای دم مقتول بعد از ۱۰ سال بالاخره تصمیم گرفتند به شرط دریافت دیه از قصاص او گذشت کنند.
حامد تابستان سال 94 زمانی که سوار بر خودرو به خانه می رفت بر سر پیچیدن به خیابانی فرعی با راننده پرایدی دعوا کرد . راننده پراید که پسری ۲۴ ساله بود مسافری هم در خودرو داشت که می خواست او را به مقصد برساند اما هنگام درگیری چاقویی بیرون آورد و به سمت حامد چند ضربه ای پرتاب کرد. مهندس حامد جوان هم در دفاع از خود قفل فرمان ماشین را برداشت و به سمت راننده پراید رفت و ضربه ای به سرش زد که باعث شد پسر جوان به کما برود. او یک هفته با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت تسلیم مرگ شد.
درخواست اشد مجازات
با مرگ راننده پراید ، حامد به اتهام قتل عمد بازداشت شد گرچه او در تمام مراحل تحقیقات مدعی بود که ناخواسته مرتکب قتل شده و قصد قتل نداشته اما اولیای دم درخواست قصاص دادند. باتوجه به خواسته اولیای دم دادگاه نیز رأی بر اشد مجازات صادر کرد و با تأیید این حکم در دیوانعالی کشور پرونده برای اجرا به دادسرای ناحیه ۲۷ ارجاع شد.
در مدتی که مهندس جوان در زندان به سر میبرد باتوجه به خواسته اولیای دم دوبار اسمش در لیست محکومان به قصاص قرار گرفت و او دو مرتبه به انفرادی منتقل شد. اما هر بار که در چند قدمی چوبه دار قرار گرفت با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای جنایی و خیرین، او موفق شد از اولیای دم مهلت بگیرد و به سلولش برگردد.
نام حامد برای سومین بار در لیست محکومان به اجرا قرار گرفت اما اینبار تلاش واحد صلح و سازش دادسرا نتیجه داد. حامد به شرط پرداخت وجه المصالحه از قصاص رهایی یافت. از آنجایی که حامد ۱۰ سال در زندان به سر میبرد، مدت حبس از جنبه عمومی جرم خود را گذرانده بود. او به دادسرا منتقل شد تا با امضای برگه آزادی اش، به کانون خانواده بازگردد.
فکر نمی کردم بخشیده شوم
مرد جوان که باورش نمی شد بعد از 10 سال باردیگر طعم آزادی را حس کند در حالی که اشک شوق می ریخت گفت: من شرمنده پدر و مادر مقتول هستم و امیدوارم که با انجام کارهای خیر برای آمرزش روح مقتول قدم بردارم.
مرد جوان در ادامه گفت: « در تمام سالهایی که در زندان بودم به معنای واقعی حس حبس و اسارت را لمس کردم و قدر آزادی را فهمیدم. رنج و ناراحتی هم سلولیهایم را می دیدم و به همین دلیل همیشه دلم می خواست برای آزادی زندانیان تلاش کنم.
در اندرزگاه ما دو زندانی محکوم به قتل بودند که از اولیای دم رضایت گرفتند اما شرط آزادیشان پرداخت دیه بود. هر کدام از آنها به خاطر درگیری بر سر نگاه چپ و دعوا هنگام پارک ماشین قاتل شده بودند که من دیه آنها را پرداخت کردم. سه مرد هم متهم به قتل شبه عمد بودند که برای آزادی آنها نیز مبلغ دیه شان را
پرداخت کردم.»
وی درباره اینکه پول دیه زندانیان را چگونه فراهم کرده گفت: «من مشکل مالی نداشتم، مهندس یکی از شرکت های معتبر بودم و درآمدم خوب بود. خانواده ام نیز اوضاع مالی خوبی داشتند. من این کارها را انجام دادم تا حداقل چند نفر دیگر طعم آزادی را بچشند و از کابوس زندان رهایی یابند.
باورتان نمی شود اما هرگز فکر نمی کردم یک روز مهر قاتل بر پیشانی ام بخورد همه چیز در چشم برهم زدنی رقم خورد. ترسیدهبودماگر آن روز از خودم دفاع نمی کردم حتماً او مرا با چاقو می زد. او چند ضربه نیز به سمتم پرتاب کرد. آن روز بخت با من یار نبود و همیشه با خودم میگویم ای کاش هرگز از خانه بیرون نیامده بودم. خیلی پشیمانم.»

