بررسی ۱۵ تحول عمده جنگ تا روز پانزدهم
تهدید نامعتبر ترامپ علیه تنگه هرمز
مصطفی نجفی
کارشناس ارشد مسائل راهبردی
با گذشت 15 روز از تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، تحولات مختلفی در ابعاد سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و دیپلماتیک در سطح جهانی و منطقهای اتفاق افتاد که هرکدام به نوعی مسیر جنگ و اثرات آن بر آینده منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار می دهند. این تحولات نه تنها نشاندهنده تغییرات عمده در موازنههای قدرت بین کشورهای درگیر است، بلکه بر روندهای مختلف جهانی از جمله اقتصاد، امنیت و سیاستهای خارجی نیز تأثیرات عمیقی می گذارد. در اینجا، به توضیح مفصلتری از ۱۵ تحول مهم جنگ تا روز پانزدهم پرداخته میشود که هرکدام بخشهای مختلفی از این روند پیچیده را به تصویر میکشند.
برتری هوایی امریکا و اسرائیل در آسمان ایران
در آغاز جنگ، یکی از اولین تحولات مهم به تسلط کامل نیروی هوایی ایالات متحده و اسرائیل بر آسمان ایران مربوط میشود. استفاده از تکنولوژی پیشرفته، هواپیماهای رادارگریز و سیستمهای دفاعی پیشرفته باعث شد که نیروهای هوایی امریکا و اسرائیل کنترل فضای ایران را در دست بگیرند. این برتری هوایی به آنها این امکان را میداد که عملیاتهای هوایی گستردهای را علیه اهداف مختلف در داخل ایران انجام دهند، از جمله حملات به مراکز نظامی، تأسیسات هستهای و زیرساختهای مهم کشور و همچنین مراکز و مردم غیرنظامی. این وضعیت به نوعی ایران را در موقعیت دفاعی قرار داد.
برتری ایران در دریا
با مسدود کردن کامل تنگه هرمز
یکی از واکنشهای سریع و تأثیرگذار ایران در ابتدای جنگ، مسدود کردن تنگه هرمز بود. این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای عبور نفت جهان است و ایران بهطور استراتژیک این مسیر را برای قطع صادرات نفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و همچنین کشورهای دیگر مسدود کرد. این اقدام نه تنها ضربهای بزرگ به اقتصاد جهانی وارد کرد، بلکه فشار زیادی به ایالات متحده و اسرائیل وارد کرد که هر دو بهطور مستقیم از این مسیر به تأمین منابع انرژی خود وابسته بودند. مسدودسازی این تنگه به نوعی یکی از بزرگترین چالشها برای منافع غرب در منطقه شد.
ترور مقامات سیاسی و نظامی ایران و انتخاب و معرفی
رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران
یکی از تحولات مهم سیاسی در ابتدای جنگ، ترور تعدادی از مقامات عالیرتبه ایران بود. این ترورها بهویژه در سطوح سیاسی و نظامی انجام گرفت و موجب شد که خلأ رهبری در ایران به وجود آید. در پاسخ به این وضعیت، رهبر جدیدی از میان مقامات جمهوری اسلامی ایران معرفی شد که با توان مدیریتی و قدرت رهبری خود، توانست شرایط بحرانی را مدیریت کرده و نیروهای نظامی و سیاسی کشور را به حالت آمادهباش درآورد. این تحول برای بسیاری از تحلیلگران یک نقطه عطف در جنگ بود، زیرا توانایی رهبری جدید ایران به سرعت تثبیت شد.
ارتقای قابل توجه اشراف اطلاعاتی ایران بر تحرکات نیروهای امریکا در منطقه
یکی دیگر از تحولات اساسی، ارتقای سطح اطلاعات و نظارت ایران بر تحرکات نظامی امریکا در منطقه بود. ایران با استفاده از همکاری های بین المللی اطلاعاتی و همکاری با گروههای منطقهای مانند حزبالله و دیگر بازیگران همسو، توانست بهطور دقیق تحرکات نیروهای امریکایی را رصد کند. این اشراف اطلاعاتی ایران باعث شد که مواضع و منافع امریکایی در منطقه تحت هدفگیریهای دقیقتری قرار بگیرد و به این ترتیب، جنگ به یک نبرد اطلاعاتی پیچیده تبدیل شد.
تداوم توان تهاجمی نیروهای مسلح ایران علیه مواضع آمریکا و اسرائیل
یکی از ویژگیهای جنگ در این مرحله، تداوم توان تهاجمی ایران علیه اهداف آمریکا و اسرائیل بود. نیروهای مسلح ایران بهویژه از طریق حملات به تأسیسات دریایی در دریای عمان و خلیج فارس و همچنین حملات موشکی به تلآویو و دیگر اهداف اسرائیلی، توانستند فشار زیادی به طرفهای مقابل وارد کنند.
پیوستن بازیگران همسو به ایران در منطقه
در پی تحولات جنگ، ایران موفق شد که بازیگران همسو در منطقه را به همراه خود بیاورد. گروههای عراقی و حزبالله لبنان از جمله مهمترین نیروهایی بودند که بهطور مستقیم وارد جنگ شدند و با ایران همکاری کردند. این تحولات به این معنا بود که جنگ تنها محدود به ایران، امریکا و اسرائیل نمانده و به یک جنگ منطقهای تبدیل شده بود که دیگر کشورها را نیز درگیر کرد.
حمله ایران به منافع امریکا و اسرائیل در ۱۰ کشور
ایران در این مرحله توانست بهطور همزمان حملات گستردهای را به منافع امریکا و اسرائیل در ۱۰ کشور مختلف از جمله کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی ترتیب دهد. این حملات به صورت هدفمند به تأسیسات و مراکز حساس اقتصادی و نظامی امریکا و اسرائیل انجام و موجب شد که این کشورها فشار بیشتری را متحمل شوند. علیرغم این حملات گسترده، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورهای همسایه از ورود مستقیم به جنگ اجتناب کردند.
تلاش کشورهای اروپایی برای اقدامات غیرتهاجمی علیه ایران
کشورهای اروپایی در این مقطع تلاش کردند تا از ورود مستقیم به جنگ جلوگیری کنند و به جای آن، اقدامات غیرتهاجمیتری را در پیش بگیرند. آنها بهویژه در زمینه دیپلماسی و فشارهای دیگر بر ایران متمرکز شدند، اما از آنجا که ایران به تهدیدات آنها پاسخهای محکمتری داد، عملاً تلاشهای اروپاییها برای جلوگیری از تشدید درگیریها چندان مؤثر واقع نشد.
ثبات داخلی و فقدان
هرگونه ناآرامی داخلی در ایران
با وجود فشارهای داخلی و خارجی، ایران توانست ثبات داخلی خود را حفظ کند و هیچگونه ناآرامی یا آشوبی در کشور رخ نداد. این وضعیت بهویژه با وجود تلاشهای مستمر آمریکا، اسرائیل و سایر معارضین جمهوری اسلامی ایران برای برانگیختن اعتراضات داخلی بهویژه از سوی اپوزیسیون، قابل توجه بود. ثبات سیاسی ایران یکی از عواملی است که قدرت دفاعی این کشور را در برابر دشمنان تقویت کرد.
حملات محدود و متقابل طرفین به زیرساختهای اقتصادی
در این مرحله، طرفین درگیر جنگ به انجام حملات محدود و متقابل به زیرساختهای اقتصادی یکدیگر روی آوردند. این حملات که عمدتاً با هدف ضربه زدن به اقتصاد و فشار متقابل طراحی شده بودند، به سرعت متوقف شدند تا از تشدید بحرانهای اقتصادی و انسانی جلوگیری شود. این تحولات نشان میدهد که هر دو طرف تاکنون تمایلی به ورود به فازهای ویرانگرتر آن نداشته اند. اما احتمال اینکه با افزایش تنش ها به این سو گام بردارند زیاد است.
دفع حملات سایبری بزرگ توسط ایران
یکی دیگر از تحولات برجسته در این جنگ، توانایی ایران در دفع حملات سایبری بزرگ بود. گروههای هکری آمریکایی و اسرائیلی تلاش کردند تا به زیرساختهای حساس ایران حمله کنند، اما ایران توانست با استفاده از شبکههای سایبری و ابزارهای دفاع سایبری ، بسیاری از این حملات را دفع کند.
ساقط شدن بیش از ۱۰۰ پهپاد آمریکا و اسرائیل در آسمان ایران
یکی دیگر از موفقیتهای دفاعی ایران در این مرحله، ساقط کردن بیش از ۱۰۰ پهپاد آمریکایی و اسرائیلی در آسمان ایران بود. این پهپادها که به منظور جمعآوری اطلاعات و انجام عملیاتهای هدفمند رزمی و شناسایی بهکار گرفته شده بودند، با استفاده از سامانههای پدافند هوایی ایران هدف قرار گرفتند و ساقط شدند.
جهش قیمت نفت
و شوک به بازارهای جهانی
مسدود شدن تنگه هرمز و حملات به تأسیسات نفتی، باعث ایجاد شوک بزرگی به بازارهای جهانی نفت شد. قیمت نفت به شدت افزایش یافت و کشورهای واردکننده نفت با مشکلات اقتصادی و تورم مواجه شدند. این جهش قیمت نفت یکی از بزرگترین تأثیرات اقتصادی جنگ بر جهان بود که به بحرانهای مالی جهانی دامن زد.
عدم تمایل طرفین
(به ویژه ایران) به آتشبس
یکی دیگر از ویژگیهای جنگ در این مقطع، عدم تمایل جدی طرفین به آتشبس بوده است. هرچند که فشارهای بینالمللی و برخی تلاشها برای میانجیگری وجود دارد، اما هیچیک از طرفین از جمله ایران تمایل ندارند که به سرعت وارد مذاکرات آتشبس شوند.
ضربه کمسابقه به پایگاهها، سامانههای راداری و پدافندی آمریکا در منطقه
در نهایت، یکی از بزرگترین تحولات نظامی جنگ، ضربه شدید به پایگاههای نظامی آمریکا و سامانههای راداری و پدافندی این کشور در منطقه بود. ایران توانست ضرباتی کوبنده به این سامانهها وارد کند و به نوعی از نظر نظامی دست بالا را پیدا کند. این اقدام بهویژه برای آمریکا یک شوک بزرگ بود که به افزایش حساسیتهای امنیتی در منطقه و دنیا انجامید.
این تحولات، تنها بخش کوچکی از پیچیدگیهای جنگ و تحولات آن را نمایان میسازد. جنگ تنها به سطح نظامی محدود نبود، بلکه در عرصههای اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک نیز به شدت تأثیر گذاشت. به طورکلی، منطقه در حال ورود به وضعیت بسیار خطرناک و غیرقابلکنترلی است. با توجه به حمله آمریکا به خارک، به نظر میرسد حملات ایران به بنادر نفتی امارات شدت میگیرد. گام بعدی آمریکا در خارک و یا جزایر سهگانه، حملات ایران به سایر مراکز مهم در منطقه را به دنبال خواهد داشت. در خلیجفارس هر هدفی، اهداف متناسب و متنوع برای پاسخ و تلافی دارد.
ترامپ با اشاره به حملات علیه تأسیسات نظامی در جزیره خارک و تهدید به نابودی ظرفیتهای نفتی آن، تلاش کرده است تا معادلهای جدید تحت عنوان «جزیره خارک» در برابر «تنگه هرمز» بسازد. اما این تهدید به احتمال فراوان به یک معادله معتبر تبدیل نخواهد شد. چرا که تهران تنگه هرمز را به عنوان حیاتیترین اهرم ژئوپلتیک خود در نظر گرفته و تمام توان خود را برای حفظ تسلط بر این شاهراه حیاتی و یکی از مهم ترین اهرم ها برای خروج موفق از جنگ به کار بسته است و از آن کوتاه نخواهد آمد. به نظر میرسد به زودی تنگه باب المندب نیز وارد این معادله پیچیده خواهد شد و معادله دومجهولی می شود!

