مدیرکل بهزیستی البرز در گفتوگو با «ایران»:
زنده ماندن افراد معلول مثل معجزه بود
آسایشگاه معلولان ذهنی شدید زیر ۱۴ سال «توانمهر» نیز از تهاجم در امان نماند
آسایشگاه معلولان ذهنی شدید زیر ۱۴ سال «توانمهر» در استان البرز که متشکل از افراد دارای معلولیت شدید است و وابسته به تخت هستند، دوشنبهشب وقتی شهرک مسکونی وحدت در فردیس مورد اصابت موشکهای دشمن قرار میگیرد، شیشهها خرد میشود و روی افرادی میریزد که توان هیچ حرکتی نداشتند و مرکز هم دچار خسارت میشود. وجیهه محمدیفلاح، مدیرکل بهزیستی استان البرز در گفتوگو با «ایران» با اشاره به اینکه مرکز توانمهر یک مرکز نگهداری از افراد معلول است و در منطقه مسکونی قرار دارد، میگوید:« شهرک وحدت فردیس، شهرکی مسکونی است و در جوار آن منطقه نظامی و تأسیسات خاصی وجود ندارد. متأسفانه این مرکز که یکی از مراکز قدیمی نگهداری معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال است، درست روبهروی این منطقه مسکونی قرار دارد و وقتی شهرک مورد اصابت مستقیم قرار گرفت، مرکز نگهداری ما متأثر از موج انفجار دچار آسیبهایی به ساختمان و افراد مقیم در مرکز شد.» او توضیح میدهد:«افراد دارای معلولیت ذهنی خیلی شدید با سایر معلولان فرق دارند؛ آنها وابسته به تخت هستند و هیچ امکانی برای دفاع از خودشان ندارند. با اینکه ساختمان مرکز، ساختمان جدیدی بود که بهتازگی به آن منتقل شده بودند، اما شیشهها شکست و روی تخت بچهها ریخت؛ به نظرم فقط معجزه بود که تلفات جانی نداشتیم.»
خدا به ما رحم کرد
محمدیفلاح با بیان اینکه هر اتفاقی میتوانست برای این بچهها بیفتد، میگوید:«خدا به ما رحم کرد که تلفات جانی نداشتیم، اما ریختن شیشهها باعث زخمی شدن تعدادی از آنها شده بود، البته بلافاصله امدادگران اورژانس حضور پیدا کردند و اقدامات درمانی اولیه انجام شد.» او میگوید:«در همان شب با هماهنگیهای انجام شده بخشی از افراد جانمایی شدند، افرادی هم که خانواده داشتند به خانوادهها تحویل دادیم.» مدیرکل بهزیستی البرز تأکید میکند:«این دومین مرکز بهزیستی در استان البرز است که مورد تهاجم دشمن صهیونی-آمریکایی قرار گرفته است. در شبی که انبار نفت فردیس بمباران شد، ساختمان مرکز نگهداری معلولان «طراوت» هم دچار آسیب شد. البته آسیب آن مرکز کمتر بود ولی در آنجا هم مجبور به جابهجایی افراد دارای معلولیت شدیم.» به گفته محمدیفلاح، یکی از مشکلات این است که فردیس فضای کوچکی دارد و هر جایی نمیتوانند این افراد را جابهجا کنند. او میگوید:«قبلاً میگفتند این مراکز، نزدیک اماکن نظامی و حساس نباشد و با این مکانها همجواری نداشته باشد. ما این پیشبینیها را انجام داده بودیم و معلولان را به سه مرکزی که تصور میکردیم این شرایط را دارند منتقل کرده بودیم، ولی مرکز توانمهر در یک محیط کاملاً مسکونی قرار داشت و برداشتهایمان این بود که یکی از مراکز امن ماست. متأسفانه از اینکه دشمن جنایتکار هیچ حد و مرزی قائل نیست، غافل بودیم.» محمدیفلاح با بیان اینکه در بحث مدیریت بحران بهزیستی قبل از شروع جنگ اقدامات خوبی انجام شده است، میگوید:«همه پیشبینیهای لازم را انجام داده بودیم بهخصوص روی ژنراتور برق مراکز تأکید کرده بودیم و بعد از این اتفاق متوجه شدیم این ژنراتور برق چقدر کمککننده بوده است، چون این افراد متوجه اتفاقات پیرامونشان نمیشوند و اگر ژنراتور بلافاصله بعد از قطع شدن برق وصل نمیشد تا مادریاران بتوانند اوضاع را ساماندهی کنند، بچهها در شیشهها میغلتیدند و اتفاق بدتری به وقوع میپیوست.»
آسیب به ساختمان
اورژانس اجتماعی
مدیرکل بهزیستی البرز با اشاره به اینکه در کنار مرکز توانمهر، ساختمان اورژانس اجتماعی بهزیستی قرار داشته که بر اثر شدت انفجار غیرقابل استفاده شده است، میگوید:«اورژانس اجتماعی خط مقدم بهزیستی برای موقعیتهای بحران است. متأسفانه این ساختمان هم آسیب دیده و شیشهها و سقفها ریخته و شرایط خوبی ندارد.» محمدیفلاح معتقد است، با استفاده از تجربیات جنگ ۱۲ روزه تمام تدابیر لازم را اندیشیده بودند. او در مورد این اقدامات میگوید:«برای افزایش تمرکز مادریاران و مدیریت بهتر مرکز، افرادی را که خانواده داشتند به خانوادهها تحویل دادهایم. اما حدود ۲۵ تا ۳۰ نفر فاقد سرپرست بودند که نگهداری از آنها وظیفه دولت است. تعدادی از خانوادهها هم شرایط نگهداری بچههایشان را نداشتند، بنابراین جمعیت مراکز کمتر شده بود. در همه مراکز بحث اسکان اضطراری را با جدیت دنبال کردهایم و بلافاصله در استان میتوانیم این امکان را فراهم کنیم که افراد را در حوزههای مختلف معلول، سالمند، اعصاب و روان، معلول ذهنی، کودکان بیسرپرست و… در مراکز مختلف جانمایی کنیم.» او با تأکید بر اینکه در حال حاضر در شیرخوارگاه این استان، هیچ نوزادی وجود ندارد و شیرخوارگاه کاملاً از حضور بچهها تخلیه شده است، توضیح میدهد:«به همه مراکز ابلاغ شده تا از نظر مواد غذایی برای حدود سه ماه ذخیرهسازی انجام دهند. پیشبینی سوخت جایگزین انجام شده است، حتی برای تانکرهای آب در مراکز پیشبینی کردهایم. به همه مراکز برای تهیه ژنراتور و غذای خشک الزام کردهایم و بر تأمین همه این موارد نظارتها انجام شده است. حتی پنجرههای همه مراکز از جمله این مرکز را چسب زده بودیم اما شدت انفجار به حدی بود که چسب جوابگو نبوده است.»
شانس آوردیم که شب بود
ناصر زمانی مسئول فنی مرکز توانبخشی و نگهداری معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال توانمهر که شامگاه ۱۸ اسفند در مرکز بوده در توضیح آن لحظات دلهره و آشوب به «ایران» میگوید:«ظرفیت مرکز ۱۰۰ نفر است؛ قبل از شروع جنگ برای ترخیص بچهها به خانوادهها اطلاعرسانی کرده بودیم که برای بردن آنها مراجعه کنند، اما همه خانوادهها امکان بردن بچه ها را ندارند. بچهها معلول ذهنی خیلی شدید هستند و نگهداری آنها در خانه مشکل است. آن شب ۷۹ نفر در مرکز حضور داشتند. در شب حادثه ۲۹ نفر از افراد دارای معلولیت شدید فاقد سرپرست و ۴۰ نفر افراد دارای معلولیتی بودند که خانواده داشتند.» او با بیان اینکه طبقات بالای مرکز کلاً غیرقابل سکونت شده است، میگوید:« بعد ازبمباران، طبقه بالای مرکز غیرقابل سکونت شده است. هرچند بعضی افراد آسیبهایی با خرده شیشه دیده بودند، اما خوشبختانه در بین بچهها و مادریاران تلفات جانی نداشتیم.» به گفته زمانی، در شیفت شب ۵ نفر مادریار و یک پرستار در مرکز میمانند و بقیه کارکنان بعد از ۸ شب مرکز را ترک میکنند. او میگوید:«خوشبختانه همه پرسنل در زمان حمله حضور نداشتند. خدا را شکر که این اتفاق در ساعات روز نبوده است. در حقیقت شانس آوردیم اگر این اتفاق در روز میافتاد که تعداد پرسنل ما هم بیشتر بود، احتمال آسیب بسیار بالاتر میشد، اما در شب خوشبختانه همه داخل ساختمان بودند و کسی بیرون نبوده، چون بخشی از شیشههای ساختمان به بیرون پرتاب شده و در بخشی از ساختمان، شیشهها به داخل ریخته است. البته از قبل تختهای افراد را از شیشهها دور کرده بودیم، اگر این کار انجام نمیشد، صددرصد آسیب بیشتر بود.» به گفته زمانی، موج انفجار باعث قطعی برق شده بود، اما ژنراتور کمکشان کرد. او می گوید:«بلافاصله مدیر مرکز، فرماندار، مدیرکل بهزیستی و کارکنانی که حتی شیفت کاریشان هم نبود، خودشان را به مرکز رساندند. امدادگران و بقیه نیروهای کمکی هم آمدند و محوطه داخلی را پاکسازی و بچهها را به بخش سالمتر ساختمان منتقل کردیم، در و پنجرهها را با نایلون پوشاندیم و چون تأسیساتی مثل شوفاژها آسیب زیادی ندیده بود، مشکل گرمایشی نداشتیم. خوشبختانه بچهها ساعت ۸ شب داروهایشان را خورده و خواب بودند.»

