شکست دشمن از مردم
معاون سردبیر
صبح دیروز دو نفر از دوستانم با فاصله بسیار کم با من تماس گرفتند: «-مرتضی میخواد محله شما رو بزنه؟ + کی میخواد بزنه؟ -اسرائیل، نقشه داده و گفته این محدوده رو میزنم.» دوباره با دوستم تماس گرفتم و گفتم نقشهای را که ادعا کردند هدف قرار میدهند برایم بفرست. به نقشه نگاه کردم، نقشهای که دشمن اسرائیلی از محدوده مورد حمله در دقایق آینده خبر میداد، کاملاً در مجاورت مسیرهای راهپیمایی تهرانیها در مراسم روز قدس قرار داشت. این، نهایت ناجوانمردی و نهایت قساوت بود؛ هدف قراردادن عامدانه مکانهایی که دشمن دقیقاً میداند در آن ساعت و در آن روز، با ازدحام راهپیمایان روز قدس مواجه است. هدف اصلی دشمن از این نقشه و از این حمله مشخص شد؛ ترساندن مردم و تلاش برای جلوگیری از برگزاری راهپیمایی روز قدس.
یکی از نقشههای دشمن اسرائیلی برای هدف قرار دادن، محدوده میدان فردوسی تا خیابان سمیه بود و نقشه دیگر محدوده تئاترشهر تا دانشگاه انقلاب. این دو نقطه، دقیقاً در وسط مسیر راهپیمایی روز قدس هر ساله در شهر تهران است. چه کار کثیفی! حمله نظامی به مکان هایی که همه دنیا می داند در این روز و در این ساعت پر از جمعیت است! و دشمن متجاوز حمله کرد. ساعتی پس از آن «مثلاً هشدار تخلیه» دشمن متجاوز چند نقطه در محدوده تعیین شده را با موشک مورد اصابت قرار داد. اما چیزی که دشمن فکرش را نمی کرد، اتفاق افتاد: نه کسی از رفتن به راهپیمایی روز قدس منصرف شد، نه کسی از راهپیمایان بعد از اصابت موشک های دشمن ترسی به خود راه داد، فرار کرد یا نظم راهپیمایی را به هم ریخت. اتفاقاً حمله دشمن به مکانهایی نزدیک راهپیمایی تهرانیها در روز قدس، درستی راه این مردم را به آنان نشان داد و استواری شان در این مسیر را صدچندان کرد. حتماً دولت های متجاوز و کارمندان شان فیلم واکنش مردم تهران به این تجاوز نظامی کثیف را دیده اند و آن را به روسایشان هم نشان داده اند که «ببینید! این حربه هم نگرفت و این بار هم تیر ما به سنگ خورد!» چه کار کثیف و شنیعی!
در تصویر نقشهای که دوستانم برایم ارسال کردند، یک چیز عجیب دیگر هم دیده میشد؛ یک اسم بی مسما: «ارتش دفاعی اسرائیل!» در همه 80 سال برقراری رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی، کدام کشور و کدام همسایه بوده است که این رژیم به آن حمله نکرده باشد! در همین سال جاری که چند روزی از آن باقی است، این رژیم دو بار به ایران حمله کرد و بهانه هایی که هر بار برای این تجاوز ارائه کرد، بی معناتر و بی پایه تر از بهانه های تجاوزهای دیگرش به دیگر کشورها بود.
اما اگر واقعاً این «ارتش دفاعی» است، با محدوده های شهری چه کار دارد؟ این ارتش تجاوزگر است مگر در خیابان مخصوص تهران، در خیابان ویلا، پایین و بالای تئاترشهر، پایگاه نظامی یا لانچر پرتاب موشک قرار دارد که به آنجا حمله می شود؟ این چه «دفاعی!» است که به مناطق مسکونی و محدودههای غیرنظامی «حمله!» می کند. دیروز صبح فقط محدوده های انقلاب، ویلا، تئاترشهر و خیابان فردوسی نبود که با حملات نظامی هدف قرار گرفته شد، یک ساختمان در یک کوچه تنگ و باریک در محله بریانک هم مورد اصابت قرار گرفت. در فیلمها، پیرمردی دیده می شد که آسیمهسر و گریان به دنبال خواهر و دامادش می گشت که هرکدام بیش از 60 سال سن داشتند. دامادش را دید که روی برانکارد درحال انتقال به بیمارستان بود و در ویرانههای خانه دنبال خواهرش میگشت. جنایت هایی از این دست و بیش از این، نتیجه قساوت ها و خشونتهای آن ارتش «به اصطلاح دفاعی» است.
در همین هنگام یکی از ساکنان ساختمان ما به همراه خانواده اش درحال خروج از خانه بود. آقای سلطانی و همسر و دخترش، می خواستند به خانه دخترش در نزدیکی های میدان آزادی بروند. اما خب! آنجا هم از تجاوز دشمن ایمن نیست. اما ترجیح دادند در کنار هم باشند.
من و چند نفر دیگر از همسایه ها در پارکینگ جمع شدیم. درباره مسائل مربوط به این تجاوز نظامی بحث شد.
سوال مشترک من و همسایه هایم این بود: این دشمن هر جایی، هر کوچهای و هر ساختمانی را مورد اصابت قرار میدهد. کسی چه می داند، با این که شهر اساساً غیرنظامی و مدنی است، اما او برای تجاوز به شهر بهانه هایی جور می کند؛ «فلان مأمور را به شهادت رساندم، به فلان ساختمان به این دلیل حمله کردم.» درحالی که مطابق کنوانسیونهای بینالمللی، اگر یک نیروی نظامی، بدون سلاح و در مکانی غیرنظامی قرار داشته باشد، مثلاً در خانه خود، نباید مورد تعرض و تجاوز قرار بگیرد. اما در اراک، برای به شهادت رساندن شهید عسگری، یک فرمانده هوافضای سپاه، همه اعضای خانواده اش را به شهادت رساندند؛ زن و مرد، دختر و پسر.
حمله به گشتها و ایستهای بازرسی هم تجاوز کثیفی است. مطابق قوانین بینالمللی، نباید به نیروهایی که خارج از خطوط نظامی هستند حمله کرد. اما برای دشمنی که هیچ خط قرمزی ندارد، قوانین بینالمللی هم محلی از اعراب ندارند، چه رسد به قواعد یک جنگ مردانه. شهدای حمله دشمن اسرائیلی به گشتهای ایست بازرسی در تهران، سند رسوایی دشمن و سند رسوایی نظم جهانی هستند. پس از اصابت موشک و سقوط یک سوخترسان آمریکایی در غرب عراق، فرماندهی دشمن آمریکایی اعلام کرد «ما درحال بررسی و جستوجو هستیم و تا زمان نهایی شدن بررسی، به دلیل نگرانی خانوادهها، کسی چیزی اعلام نکند.» پس سربازان آنان خانوادهای دارند که نگران آنان است، اما نیروهای حافظ امنیت شهرهای ما را میتوان ناجوانمردانه و درحالی که مسلح و در میدان اصلی نبرد نیستند، با شلیک پهپاد به شهادت رساند! این جنگی که بر ما تحمیل شد، خیلی چیزها را روشن کرد. نه فقط روشن کرد که این دشمن هیچ خط قرمزی ندارد، بلکه نشان داد متجاوزان، برای غیر از خودشان، هیچ ارزش انسانی
قائل نیستند.

