چشمهایم، به هر طرف که میچرخند، تاریکی میبینند و گمراهی، اما شک ندارم که شب هر چند به درازا بکشد، فردایی وجود دارد که حتماً آفتابی است. خورشید عدالت آمدنی ست و روزهای خوب در راهند. تکیه گاه سرگردانیها از راه خواهد رسید و ایمان گم شده، در رگهای وجودم به جریان خواهد افتاد. به همین دلیل است که پاهایم جز به استقبال روشنی فردا نمیروند.
ای خدای بی همتا! از تو میخواهم که به همه انتظارها پایان بدهی و آخرین منجیات را برای ما بفرستی. همین
عبدالرحیم سعیدیراد