در حافظه موقت ذخیره شد...
بخشش قاتل به حرمت ماه مبارک رمضان
به گزارش «ایران»، اواخر زمستان سال ۱۴۰۰ گزارش قتل زنی میانسال در خانهاش به پلیس اعلام شد. وقتی تیم جنایی به محل حادثه رفت، با دیدن جسد زن میانسال که با ضربه چاقو به قفسه سینهاش به قتل رسیده بود، تحقیقات خود را آغاز کرد. پسر او که شاهد جنایت بود، هویت قاتل را برملا کرد و گفت: «دوستم مادرم را کشت و فرار کرد. ما مدتی قبل مغازهای را به طور شریکی راه انداخته بودیم اما بعد از چند ماه کار به اختلاف خوردیم و حساب و کتابها جور درنمیآمد؛ در این میان هر کدام دیگری را مقصر ماجرا میدانست. تا اینکه روز حادثه دوستم برای صحبت و حل مشکلاتمان به مقابل خانهام آمد. طولی نکشید که صحبت ما به دعوا تبدیل شد و با سر و صدای ما همسایهها و مادرم از خانه بیرون آمدند. مادرم که مشغول غذا درست کردن بود، با شنیدن صدای دعوای ما خودش را هراسان به حیاط رساند. وقتی مادرم آمد، چاقویی در دست داشت. من با دیدن چاقو آن را از دستش گرفتم و به سمت امید پرتاب کردم. اما امید چاقو را از دستم گفت و ضربهای به سمت من پرتاب کرد اما در این میان ناگهان چاقو به قفسه سینه مادرم که برای دفاع از من جلو آمده بود اصابت کرد. امید هم با دیدن پیکر خونین مادرم بلافاصله متواری شد.»
اعتراف به قتل
به دنبال اظهارات پسر جوان، تحقیقات برای دستگیری قاتل فراری آغاز شد. در حالی که تیم تحقیق به دنبال امید بود، پسر جوان چند روز بعد به یکی از کلانتریهای شهر رفت و خودش را تسلیم کرد.
او در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای صدور حکم به دادگاه کیفری ارجاع شد و پسر جوان در دفاع از خود مدعی شد که از جنایت پشیمان است و ناخواسته دست به قتل زده است.
اولیای دم که تنها پسر و همچنین مادر و پدر مقتول بودند، خواهان قصاص شدند.
با تأیید حکم قصاص در دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرای حکم به دادسرا ارجاع شد. در حالی که نام امید در لیست محکومان به قصاص قرار گرفته بود، تلاش واحد صلح و سازش برای گرفتن رضایت از اولیای دم آغاز شد. تا اینکه چند روز قبل پسر مقتول با مراجعه به دادسرا از قصاص قاتل مادرش گذشت کرد و گفت: «در تمام این مدت عذاب وجدان داشتم. درست است که مادرم به قتل رسیده است اما امید واقعاً قصد قتل مادرم را نداشت. در ماجرای اختلاف حساب ما، من هم بی تقصیر نبودم و زمانی که امید به مقابل خانهمان آمد اگر من عصبانی نمیشدم و چاقو را از مادرم نمیگرفتم و به سمت امید پرتاب نمیکردم، این اتفاق نمیافتاد. امید به نوعی میخواست از خودش دفاع کند، در این میان مادرم هم جلو آمد تا از من محافظت کند که این اتفاق رخ داد. البته از طرفی چون مادرم به قتل رسیده بود در دوراهی انتقام و بخشش بودم که یک شب خواب مادرم را دیدم. او روزه بود و دیدم که امید برایش آب آورد و مادرم افطار کرد. با دیدن این خواب خیالم راحت شد و به حرمت ماه مبارک رمضان از قصاص قاتل گذشت کردم. من توانستم رضایت پدر بزرگ و مادر بزرگم را هم جلب کنم تا قاتل را ببخشند.»
با بخشش اولیای دم، امید به زودی در دادگاه کیفری از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.

