گفت و گو با علی اکبر فرازی، دیپلمات پیشین درباره مواضع اروپا در جنگ تحمیلی علیه ایران

اروپا درگیر پرونده اوکراین است

گروه دیپلماسی - علی‌اکبر فرازی، دیپلمات پیشین ایران در اروپا، در گفت‌وگو با ما روند واکنش های اروپایی را واکنشی منطقی از سوی اروپایی‌ها می‌داند. به گفته او، تجربه‌های گذشته، از جنگ‌های عراق و افغانستان گرفته تا فشارهای تحریمی و بحران‌های منطقه‌ای، اروپایی‌ها را به این نتیجه رسانده که شرکت در ابتکارات نظامی آمریکا می‌تواند استقلال راهبردی آنها را تهدید کند. فرازی معتقد است، اروپایی‌ها اکنون می‌خواهند نقش خود را فراتر از تأمین منافع کوتاه‌مدت واشنگتن تعریف و ضمن رعایت موازین دیپلماتیک، استقلال تصمیم‌گیری خود را تقویت کنند. او با تأکید بر این نکته که «اروپا دیگر نمی‌خواهد مهره‌ای در طرح‌های جاه‌طلبانه آمریکا باشد»، می‌گوید این رویکرد می‌تواند به کاهش تنش در منطقه کمک کند. از نگاه فرازی، بیانیه‌های اخیر، پیام روشنی به واشنگتن دارند: اروپا مسیر خود را انتخاب کرده و حاضر نیست به‌راحتی وارد جنگی شود که مستقیماً منافع امنیتی و تجاری آن را تهدید کند.

در ابتدا برخی تصور می کردند کشورهای اروپایی وارد جنگ شوند و همراهی بیشتری نشان دهند، اما اکنون نشانه‌ها حاکی از آن است که کشورهایی مانند آلمان و انگلیس تمایل چندانی برای ورود مستقیم به این درگیری ندارند. آیا این رویکرد به معنای تأکید آنان بر مسیر دیپلماتیک است یا اینکه نمی‌خواهند در تنش‌ها درگیر شوند و شاید از پیامدهای آن نگرانند؟
 
روابط فراآتلانتیکی در سال‌های اخیر، به‌ویژه با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ، وارد مرحله‌ای پرتنش و پیچیده شده است. کشورهای اروپایی از همان ابتدای حضور ترامپ در کاخ سفید دریافتند که با رویکردی متفاوت از سنت‌های پیشین سیاست خارجی آمریکا مواجه هستند؛ سیاست‌هایی که بیش از آنکه بر همکاری‌های چندجانبه و اتحادهای سنتی غرب استوار باشد، بر اولویت دادن به منافع ملی آمریکا و بازتعریف روابط اقتصادی و امنیتی با متحدان تأکید داشت.
یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان اروپا و دولت ترامپ، موضوع تعرفه‌های تجاری بود. واشنگتن در چهارچوب سیاست «اول آمریکا» تعرفه‌هایی را بر کالاهای اروپایی، به‌ویژه در حوزه فولاد و آلومینیوم اعمال کرد؛ اقدامی که واکنش‌های تندی در بروکسل و پایتخت‌های اروپایی به همراه داشت. 
این تصمیم از نگاه بسیاری از سیاستمداران اروپایی نه‌تنها یک اختلاف تجاری ساده، بلکه نشانه‌ای از تغییر رویکرد آمریکا نسبت به متحدان سنتی خود بود. همزمان، مسأله امنیت اروپا نیز به یکی از محورهای اختلاف تبدیل شد. ترامپ بارها کشورهای اروپایی عضو ناتو را به دلیل آنچه «سهم ناکافی در هزینه‌های دفاعی» می‌نامید، مورد انتقاد قرار داد و از آنان خواست سهم بیشتری از هزینه‌های امنیتی خود را برعهده گیرند. 
این موضع‌گیری‌ها به‌تدریج در میان رهبران اروپایی این نگرانی را تقویت کرد که اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا ممکن است در بلندمدت با چالش‌های جدی مواجه شود.
در نتیجه همین تحولات، بحث «استقلال راهبردی اروپا» بیش از گذشته در محافل سیاسی و امنیتی قاره سبز مطرح شد. بسیاری از تحلیلگران اروپایی بر این باور بودند که اتحادیه اروپا باید توانایی بیشتری برای تصمیم‌گیری مستقل در حوزه‌های امنیتی، دفاعی و حتی سیاست خارجی داشته باشد. در واقع سیاست‌های ترامپ تا حدی اروپا را به این جمع‌بندی رساند که برای تضمین امنیت و آینده سیاسی خود، ناگزیر از تقویت ظرفیت‌های مستقل تصمیم‌گیری است.
با این حال در برخی پرونده‌های بین‌المللی، از جمله بحران اوکراین، روابط اروپا با برخی بازیگران دیگر از جمله ایران نیز تحت‌تأثیر این تحولات قرار گرفت. 
در این میان، برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که در چنین پرونده‌هایی می‌شد رویکردی اتخاذ کرد که استقلال بیشتری از خود نشان دهد و از ایجاد سوءبرداشت‌ها جلوگیری کند.
در مجموع، شکاف‌های ایجاد شده میان اروپا و دولت ترامپ نشان داد روابط فراآتلانتیکی دیگر مانند گذشته بدون چالش نیست. همین مسأله نیز موجب شده است اروپا در قبال تحولات جاری از جمله موضوع جنگ علیه ایران بیش از پیش به دنبال بازتعریف جایگاه خود در معادلات امنیتی و سیاسی جهان باشد؛ مسیری که احتمالاً در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

بنابراین در ادامه تنش‌های ناشی از جنگ و افزایش فشارهای سیاسی در منطقه، آیا اروپا همچنان در چهارچوب سیاست‌های آمریکا عمل خواهد کرد یا تلاش می‌کند رویکردی مستقل‌تر در قبال بحران‌های خاورمیانه، از جمله جنگ علیه ایران در پیش بگیرد؟ 
ایران بارها اعلام کرده است که به‌طور مستقیم در جنگ اوکراین در کنار روسیه مشارکت نظامی ندارد. با این حال، برای کشورهای اروپایی مسأله امنیت در اولویت قرار دارد و طبیعی است که تحولات مربوط به اوکراین حساسیت‌های خاص خود را در قاره اروپا ایجاد کرده باشد. با وجود این، نباید فراموش کرد که ایران و اروپا سابقه‌ای طولانی از روابط دارند و اروپا در طول دهه‌های گذشته یکی از شرکای مهم ایران به شمار می‌رفته است.
البته تجربه‌هایی مانند رفتار اروپا در پرونده برجام و عدم ایفای تعهداتش در قبال این توافق نشان داده که در برخی مقاطع، فاصله‌ای میان انتظارات ایران و عملکرد اروپایی‌ها شکل گرفته است. این در حالی است که سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه ترامپ، چه در حوزه تجارت و چه در مسائل امنیتی در سال‌های اخیر فاصله قابل توجهی میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی ایجاد کرده است؛ فاصله‌ای که می‌توانست زمینه‌ای برای تعاملات متوازن‌تر میان ایران و اروپا فراهم کند.
 
آیا تجربه جنگ‌های گذشته باعث شده اروپا این‌بار در قبال تنش‌های خاورمیانه محتاط‌ تر عمل کند؟
 بله، اکنون به نظر می‌رسد اروپایی‌ها تمایل چندانی ندارند تا خود را درگیر سیاست‌های پرهزینه آمریکا کنند، به‌ویژه در منطقه حساس خاورمیانه. نشانه‌هایی از این رویکرد در مواضع برخی رهبران اروپایی دیده می‌شود. رفتار محتاطانه کشورهایی مانند آلمان و همچنین مواضع امانوئل مکرون نشان می‌دهد که اروپا تلاش می‌کند با دقت بیشتری تحولات منطقه را دنبال کند.
این رویکرد را می‌توان نشانه‌ای از نوعی ملاحظه کاری سیاسی در اروپا دانست؛ تلاشی برای آنکه منافع ملی و منطقه‌ای خود را قربانی رقابت‌های راهبردی واشینگتن نکند. تجربه‌های گذشته، از جمله جنگ‌های عراق و افغانستان، برای اروپا یادآور این واقعیت بوده که همراهی کامل با سیاست‌های نظامی آمریکا همواره نتایج مطلوبی به همراه نداشته است.
در چنین شرایطی، اگر این رویکرد محتاطانه در اروپا تداوم یابد، می‌تواند فرصتی برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه فراهم کند.
راهبرد کلی اروپایی ها در جنگ جاری چیست؟
 روابط ایران و اروپا تنها به مناسبات سیاسی محدود نمی‌شود. سابقه طولانی ارتباطات میان دو طرف نشان می‌دهد که ایران و اروپا در بسیاری از حوزه‌ها می‌توانند بطور بالقوه نقش مکمل یکدیگر را ایفا کنند. از ظرفیت‌های انرژی و بازار ایران گرفته تا توان صنعتی و فناوری اروپا، زمینه‌های متعددی برای همکاری وجود دارد که در صورت وجود اراده سیاسی می‌تواند بار دیگر فعال شود.
برخی مواضع محتاطانه در قبال تحولات منطقه‌ای از جمله جنگ جاری علیه ایران نشان می‌دهد که کشورهای اروپایی تلاش می‌کنند رویکرد محافظه کارانه تری 
اتخاذ کنند. 
چنین رویکردی می‌تواند در تثبیت شرایط و جلوگیری از تشدید تنش‌ها نقش مهمی ایفا کند؛ چرا که پرهیز از مداخله در بحران‌ها یکی از عوامل مهم در جلوگیری از گسترش درگیری‌ها به شمار می‌رود.
تجربه‌های گذشته نیز در شکل‌گیری این نگاه محتاطانه بی‌تأثیر نبوده است. اروپایی‌ها در پرونده‌هایی مانند جنگ‌های عراق و افغانستان دریافتند که همراهی کامل با برخی سیاست‌های مداخله‌جویانه می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد. همین تجربه‌ها موجب شده است که امروز با احتیاط بیشتری به تحولات منطقه‌ای نگاه کرده و تلاش کنند وارد  جنگ نشوند.
در چنین فضایی، اگر این رویکرد در اروپا ادامه یابد، می‌تواند زمینه‌ای برای کاهش تنش میان ایران و اروپا فراهم کند. 
این مسأله نه‌تنها به نفع دو طرف خواهد بود، بلکه می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد ثبات بیشتر در منطقه نیز کمک کند.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی-جهان
  • اقتصادی
  • ایران زمین - زیست بوم
  • اجتماعی - حوادث
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد
 - شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴