بازیگرانی کمابیش بی‌اهمیت

کریستین هِیز در پیدایش یهودیت سیر تاریخی این سنت دینی را روایت می‌کند

یهودیت، یکی از کهن‌ترین سنت‌های دینی جهان، چگونه شکل گرفت و در گذر تاریخ دگرگون شد؟ کریستین هِیز، استاد ممتاز بازنشسته مطالعات دینی دانشگاه ییل و از برجسته‌ترین متخصصان یهودیت کلاسیک، در کتاب مستند «پیدایش یهودیت: سنت‌های کهن در چشم‌انداز معاصر» داستان پرپیچ‌وخم پیدایش این سنت دینی را از ریشه‌های پیش از کتاب مقدس تا دوران معبد دوم، تلمود و یهودیت خاخامی دنبال می‌کند. نشر نی  این کتاب را با ترجمه محمدمهدی سیاهکالی مرادی منتشر کرده است.
«پیدایش یهودیت» اثری دانشگاهی و تحلیلی است که نویسنده در آن یهودیت را نه به‌عنوان دینی ازلی و یکپارچه، بلکه به‌مثابه سنتی تاریخی معرفی می‌کند که در واکنش به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جهان باستان به‌تدریج صورت‌بندی شده است. هیز با بهره‌گیری از روش‌های نقد تاریخی و تحلیل متون، تلاش می‌کند نشان دهد باورها، قوانین و نهادهای دینی یهودی چگونه در طول زمان شکل گرفته و تثبیت شده‌اند. زبان کتاب آکادمیک اما روان است و برای مخاطبانی فراتر از محیط دانشگاه نیز قابل استفاده به شمار می‌رود. این کتاب متنی درسی است که با هدف ترسیم خطوط اصلی موضوع خود طراحی شده است و قصد ندارد که نظریه یا پژوهش جدیدی ارائه کند. این اثر از مجموعه‌ای عظیم از تحقیقات درباره اسرائیل دوران کتاب مقدس و یهودیت خاخامی بهره برده و آنها را یکجا گرد آورده است. نویسنده توضیح داده که در طول کتاب، خواننده با شرح حال برخی شخصیت‌های مهم ادبی و تاریخی در سنت یهودی و همچنین بریده‌های منابع دست ‌اول از کتاب مقدس و ادبیات خاخامی همراه با تفسیر روبه‌رو خواهد شد. در پایان کتاب نیز ابتدا واژه‌نامه مختصری از برخی اصطلاحات و سپس کتاب‌شناسی مشروح مفصلی آمده است.
 
 گلچینی از روایت‌ها 
و صداهای متنوع
کریستین هِیز تأکید می‌کند، عهد عتیق مجموعه‌ای همگن با یک دیدگاه واحد نیست، بلکه شامل روایت‌ها و صداهای متنوعی درباره مفاهیمی مانند «عهد الهی»، «قانون»، «قوم برگزیده» و «رابطه انسان با خدا» است و می‌نویسد: «کتاب مقدس کتابی واحد نیست، یعنی اثری نیست که در برهه‌ای از زمان به دست نویسنده‌ای واحد نوشته شده باشد، بلکه یک کتابخانه است: گلچینی از کتاب‌های کوتاه با نویسندگان مختلف از حدود ۱۰۰۰ ق.م تا ۲۰۰ ق.م که هر یک در واکنش به مسائل و شرایط تاریخی خودشان نوشته شده‌اند. در نتیجه کتاب مقدس سبک و پیام واحدی ندارد و دیدگاه فرازهای مختلف آن با یکدیگر متفاوت یا آشکارا در تضاد است. در کتاب مقدس گونه‌ها یا ژانرهای بسیاری به‌ چشم می‌خورد: روایات داستانی؛ احکام شرعی؛ متون دینی / آیینی؛ نبوت‌های پیامبران؛ سرودهای دعا؛ ستایش و شکرگزاری؛ مراثی؛ اشعار عاشقانه؛ امثال و حکم؛ کتاب مقدس عمدتاً به زبان عبری نوشته شده و چند فراز آن به زبان آرامی است.» بسیاری از محققان حدس می‌زنند که دین کتاب مقدس از فعالیت‌های پیامبرانی غیرتمند در پادشاهی شمالی قرن نهم ق.م سرچشمه گرفته که بنا به کتاب اول پادشاهان به شدت با بعل‌پرستی مخالفت کردند. پیامبرانی مانند ایلیا و الیشع یهوه‌پرست بودند و پرستش خدایی دیگر را برنمی‌تافتند. پس از سقوط پادشاهی شمالی به دست آشور، این یهوه‌پرستی در پادشاهی جنوبی نیز پا گرفت و در اواخر قرن هفتم ق.م در مکتب تثنیه‌ای تثبیت شد و بر اصلاحات یوشیا پادشاه یهودا در دهه ۶۲۰ ق.م تأثیر گذاشت. یوشیا با استناد به «کتاب تورات» (احتمالاً کتابی شبیه تثنیه) که به تازگی کشف شده بود، خواستار تمرکز پرستش یهوه در اورشلیم شد. پس مکان‌های مرتفع محلی را به این بهانه که گونه‌ای از بت‌پرستی‌اند تعطیل کرد و دست به تخریب شمایل، ستون‌های آیینی و قربانگاه‌های مرتبط با آنها زد. نویسنده نشان می‌دهد این تنوع دیدگاه‌ها بازتاب شرایط تاریخی متفاوت و گروه‌های فکری گوناگون مانند کاهنان، انبیا و حکما بوده است. در آغاز کتاب «پیدایش یهودیت» درباره قدیمی‌ترین خاستگاه‌های یهودیت آمده: «اسرائیلیان نیاکان باستانی یهودیان بودند، بازیگرانی کمابیش بی‌اهمیت در تاریخ چندین هزارساله خاور نزدیک باستان که از حدود ۱۰۰۰ تا ۵۸۶ ق.م در سرزمین کوچک کنعان یا فلسطین استقلال داشتند. اسرائیلیان در ابتدا پادشاهی واحدی بودند و سپس به دو پادشاهی تجزیه شدند. در ۵۸۶ ق.م بابلیان آخرین اسرائیلیان را شکست دادند و به تبعید فرستادند. در دنیای باستان چنین رویدادی معمولاً نقطه پایان حیات یک گروه قومی بود. با این حال برخی اسرائیلیان، با وجود از بین‌بردن پایگاه قومی- سیاسی‌شان در ۵۸۵ ق.م، دوام آوردند و با هویتی پایدار و با آگاهی تاریخی وارد دوران مدرن شدند. این اسرائیلیان که در قرون پس از تبعید یهودی نام گرفتند، متون (کتاب مقدس عبری)، باورها و سنت‌های مقدس داشتند که پایه و اساس سه دین بزرگ جهان غرب شد: یهودیت، مسیحیت و اسلام.» کریستین هِیز سپس به دوره‌های مهمی چون تبعید بابلی می‌پردازد و توضیح می‌دهد، این تجربه تاریخی چگونه باعث بازاندیشی عمیق در باورهای دینی یهودیان و شکل‌گیری قرائت‌های تازه از رنج، مسئولیت جمعی و وفاداری به شریعت شد.
 
 تقابل و تعامل با فرهنگ‌های پیرامون
بخش میانی کتاب به دوران معبد دوم و تعامل یهودیان با فرهنگ‌های مسلط، به‌ویژه تمدن هلنیستی و جهان یونانی‌ـ‌رومی اختصاص دارد. هِیز توضیح می‌دهد، یهودیت در خلأ رشد نکرد، بلکه در گفت‌وگو، تقابل و گاه تأثیرپذیری از فرهنگ‌های پیرامون خود تکوین یافت. این مواجهه‌ها به پیدایش جریان‌ها و فرقه‌های مختلف یهودی انجامید و اختلاف‌نظرهایی اساسی درباره تفسیر قانون، شیوه عبادت و هویت دینی ایجاد کرد. نویسنده با بررسی این دوره نشان می‌دهد بسیاری از عناصر فکری یهودیت، نتیجه تلاش برای حفظ هویت در برابر فشارهای فرهنگی و سیاسی بیرونی بوده است. بنا به منابع کتاب مقدس در ۵۳۸ ق.م کورش هخامنشی فرمانی صادر کرد و به تبعیدیان یهودی اجازه داد به اورشلیم بازگردند و معبد خود را از نو بسازند. هِیز در شروع فصل چهارم کتابش در این مورد می‌نویسد: «یکی از یافته‌های مهم باستان‌شناختی به نام «منشور کورش» به شکلی غیرمستقیم این ادعا را تأیید می‌کند. این منشور سیاست کورش را توصیف می‌کند که به تبعیدیان اجازه می‌داد به وطن خود بازگردند. بسیاری از یهودیان تبعیدی در بابل باقی ماندند و هسته اولیه جامعه آوارگی یهودی در شرق را تشکیل دادند اما بسیاری دیگر نیز بازگشتند. معبد دوم بین سال‌های ۵۲۱ تا ۵۱۵ ق.م تکمیل شد. بسیاری این رویداد را تحقق سخنان ارمیای نبی می‌دانستند که پیشگویی کرده بود تبعید پس از ۷۰ سال به پایان خواهد رسید. با این حال بین یهودیانی که در زمان تبعید در یهودیه باقی مانده بودند و یهودیان بازگشته از تبعید که گرچه کم‌شمار اما برخوردار از حمایت امپراطوری بودند، تنش زیادی وجود داشت. این «فرزندان تبعید» خودخوانده یهودیان محلی را «مردم سرزمین» می‌نامیدند، اصطلاحی تحقیرآمیز که از اساس یهودی بودن ایشان را زیر سوال می‌برد. در این دوران بر سر هویت یهودی و مرزهای جامعه یهودیه درگیری‌های تلخی جریان داشت. برخی محققان استدلال کرده‌اند که شاهنشاه هخامنشی در راستای سیاست برقراری ثبات از طریق اصلاحات محلی، دینی و قانونی از استقرار تورات به منزله قانون مصوب یهودیان حمایت کرد. برخی دیگر معتقدند، چنین سیاستی وجود نداشته و علاقه ایرانیان به امور استان یهود موقتی و محلی بوده است. با این حال متن کتاب مقدس استقرار مرجعیت تعالیم موسوی را به دو شخصیت نسبت می‌دهد که ترتیب زمانی و رابطه دقیق‌شان با دربار هخامنشی مشخص نیست؛ عزار و نحمیا. بنا به کتاب مقدس، عزرا یهودی‌ای بابلی از خاندانی کهانتی بود، کاتبی متخصص در تورات موسی که از سوی شاهنشاه هخامنشی مأمور شده بود بر معبد نظارت کند، تورات موسی را در استان یهود مستقر سازد، کاتبان و قاضیانی بگمارد و در حیطه مدنی و اخلاقی نظم را برقرار کند. بنا به کتاب مقدس، نحمیا به عنوان فرماندار استان یهود از جانب ایرانیان دست به برخی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی زد.»
 
 گذار از معبد‌محوری 
به خاخام‌محوری
در ادامه کتاب «پیدایش یهودیت» گذار سرنوشت‌ساز «یهودیت معبد‌محور» به «یهودیت خاخامی» پس از ویرانی معبد دوم در سال ۷۰ میلادی مطرح می‌شود. هِیز توضیح می‌دهد که با از میان رفتن مرکز آیینی، سنت‌های تفسیری و نقش خاخام‌ها اهمیت محوری پیدا کرد و متونی مانند تلمود و میدراش به پایه‌های اصلی حیات دینی تبدیل شدند. مفاهیمی چون تورات مکتوب و شفاهی، هلاخا و قانون دینی در این دوره به‌صورت نظام‌مند شکل گرفتند. کتاب «پیدایش یهودیت» همچنین پیوند میان این تحولات کلاسیک و یهودیت معاصر را روشن می‌سازد و نشان می‌دهد بسیاری از مباحث و چالش‌های امروز، ریشه در همین فرآیند تاریخی دارند. کریستین هِیز با بهره‌گیری از تازه‌ترین پژوهش‌ها و منابع دست‌ اول نشان می‌دهد چگونه روایات، آیین‌ها و باورهای اسرائیلیان باستان در بستر تحولات سیاسی و فرهنگی خاور نزدیک شکل گرفتند و به مرور زمان به نظام دینی‌ای بدل شدند که نه‌تنها هویت یهودیان را تعریف کرد، بلکه بر مسیحیت نیز اثر گذاشت.
 

پیدایش یهودیت
  نویسنده: کریستین هِیز
  مترجم: محمدمهدی سیاهکالی مرادی
  انتشارات: نی
  تعداد صفحات: ۲۸۲ صفحه
  قیمت:  ۴۸۰۰۰۰ تومان

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • اجتماعی- گزارش
  • کتاب
  • ایران زمین
  • زیست بوم-علم و فناوری
  • اندیشه
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هشت - ۱۸ اسفند ۱۴۰۴