«ایران»سکوت مجامع بین المللی در قبال تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به اماکن ورزشی را بررسی می‌کند

استانداردهای دوگانه؛ بلای جان ورزش

گروه ورزشی / هشت روز از تجاوز آشکار به ایران می‌گذرد. در جریان این حملات وحشیانه که به طرز هدفمندی اماکن غیرنظامی را نشانه رفت، جمع کثیری از هموطنانمان به خاک و خون کشیده شده‌اند. در میان این قربانیان، ورزشکارانی بودند که می‌توانستند فرداها برای کشورشان افتخارآفرینی کنند، اما گلوله‌های دشمن، رویاهای آنها را در خون خفه کرد. نکته تکان‌دهنده‌تر، آماج قرار گرفتن اماکن ورزشی در این حملات است. این اقدام، فراتر از یک تجاوز نظامی، یک جنایت جنگی آشکار و مصداق بارز نقض پروتکل‌های بین‌المللی است که اماکن ورزشی را در هر شرایطی مصون از تعرض می‌داند.
اما در این میان، فریادی برنمی‌خیزد. از فدراسیون‌های جهانی خبری نیست. از کمیته بین‌المللی المپیک صدایی شنیده نمی‌شود. گویی این کشتار و این تجاوز به حریم ورزش، در یک سیاه‌چاله خبری فرو رفته است. آیا اگر به جای ورزشگاه‌های ایران، ورزشگاهی در تل‌آویو یا پایگاه نظامی آمریکا در منطقه هدف قرار گرفته بود، باز هم این سکوت مرگبار حکمفرما بود؟ قطعاً خیر. در آن صورت، طوفان بیانیه‌های محکومیت، پیاپی از راه می‌رسید و آسمان ورزش را ابرهای تیره سیاست و تبعیض می‌پوشاند.
این سکوت گزینشی، دیگر برای هیچ ناظر منصفی قابل توجیه نیست. اینجا پای نفوذی عمیق و ساختاری در میان است. اینجا لابی قدرتمند صهیونیست ها و اربابان آمریکایی شان، اراده خود را بر پیکره بی‌جان فدراسیون های جهانی تحمیل کرده‌اند. این نهادها که باید حافظ ارزش های پاک ورزش و نماد صلح و دوستی باشند، به ابزاری در دست قدرت های زورگو تبدیل شده و استقلال خود را برای همیشه قربانی منافع نامشروع آنها کرده‌اند.
کارشناسان به درستی می‌گویند این رفتار، افول اخلاق و مرگ وجدان در ورزش جهان را نشان می‌دهد. این سکوت، نه یک بی‌خبری ساده که یک همدستی آشکار است. آیا خون یک ورزشکار ایرانی با خون یک ورزشکار اروپایی رنگش فرق می‌کند؟ آیا ارزش اماکن ورزشی ما از پروتکل‌های بین‌المللی کمتر است؟
تا وقتی که این استانداردهای دوگانه و این نفوذ مهلک بر بدنه ورزش جهان حاکم است، نباید توقع عدالت و انصاف داشت. تاریخ قضاوت خواهد کرد که فدراسیون های جهانی در برابر این همه جنایت، در کدام سوی میدان ایستاده بودند.