«ایران» در گفت‌وگو با فعالان سیاسی بررسی می‌کند

ضرورت تقویت همبستگی اجتماعی پابه پای دفاع نظامی

 در روزهایی که حملات هوایی دشمن و نشستن زخم موشک‌ها بویژه در مناطق مسکونی و اماکن غیرنظامی  از خواسته شوم  دشمنان برای چندپاره کردن این پیکر هزاران ساله خبر می‌دهد ؛ بر روی زمین و در رگ خیابان های شهرهای  مختلف ایران حکایت از تکرار پدیده ای دارد که پیشتر در جنگ دوازده روزه نیز هویدا شد. ایرانی که در کمتر از دو ماه پیش شاهد اعتراضات منتهی به ناآرامی های خیابانی و بسیاری از صحنه های تلخ تالی آن بود حالا شاهد نضج گرفتن دوباره همبستگی اجتماعی است که دشمن تصور می کرد در جریان آن اعتراضات بر باد رفته است. حالا اما طیف گسترده تری از مردم از قبل حملات هوایی دشمن صهیونیستی – آمریکایی به مناطق مسکونی و اماکن غیرنظامی آنچنان که در میناب به پرپر شدن 160 کودک دبستانی منجر شد و تا کنون سبب شهادت صدها تن از هموطنانشان شده است؛ دروغین بودن ادعاهای  دشمن درباره بشردوستی و دموکراسی خواهی را از عمق جان دریافته اند.
در سمت دیگر نیز در میان نخبگان سیاسی و نهادهای حاکمیتی این باور همچنان در حال یادآوری است که دفاع از کیان تمامیت ارضی ایران همچنان که  به جانفشانی و قدرت نمایی نیروهای مسلح کشور وابسته است به تقویت بیش از پیش همبستگی اجتماعی و عبور از اختلافات داخلی به نفع بروز یکپارچگی  ملی در برابر دشمن نیز نیازمند است. در چنین شرایطی شنیدن خبر به مرخصی آمدن سه فعال سیاسی در روز گذشته و علنی شدن تذکر نهادهای امنیتی به اظهارات خلاف واقع و تفرقه  افکنانه یکی از نمایندگان در برنامه ای تلویزیونی از جمله سیگنال های نشان دهنده درک این ضرورت است. روز گذشته ابتدا خبر به مرخصی آمدن علی شکوری راد فعال سیاسی اصلاح طلب و حسین کروبی منتشر شد . بر اساس خبر ایرنا، شکوری راد به علت بیماری و با نظر پزشک متخصص پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر بر اساس قانون از زندان آزاد شد. ساعتی بعد هم خبر به مرخصی آمدن قربان بهزادیان‌نژاد منتشر شد. رسانه ها نوشتند که این فعال سیاسی، از زندان فشافویه به مرخصی آمد.  
در ادامه برخی رسانه ها از به مرخصی آمدن حسین کروبی هم خبر دادند. 
به هر ترتیب، نکته مهم این است که این اخبار می‌تواند به منزله پیامی مثبت در حوزه تحولات داخلی باشد و جامعه نیز از اینگونه تصمیم‌گیری‌ها استقبال می‌کند.
روز گذشته همچنین خبرگزاری جماران در خبری نوشت : «در پی سخنان خلاف واقع و نادرست یکی از نمایندگان مجلس در برنامه‌ای تلویزیونی وی از طریق مرجع ارشد امنیتی مورد تذکر قرار گرفته است». اشاره این خبر به سخنان یک نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی بود که سخنان غیرمسوولانه اش توسط مجری قطع شده و گفت و گوی با او در همان لحظه به پایان رسیده بود. به نماینده مذکور تذکر لازم داده شده و موارد در دست پیگیری است.
با وجود این، خبرگزاری ایسنا انتقاد یک فعال سیاسی از تداوم حضور برخی چهره هایی که ملاحظه انسجام ملی در این روزها راندارند در صدا و سیما را بازتاب داد و به نقل از محمد نعیمی پور  درباره نقش رسانه ملی در شرایط حساس کشور، نوشت: لازم است مدیریت این سازمان با اعتماد بیشتر به افراد منطقی‌تر، زمینه پوشش همه سلایق جامعه در رسانه ملی را فراهم کند. در شرایطی که همه مردم در این روزها و شب‌ها در صحنه هستند تا همبستگی خود را نشان دهند و واکنش مناسبی نسبت به دشمن داشته باشند، هدف اصلی این است که با این انسجام، فشار دشمن بر کشور کاهش یابد و دشمن از موفقیت در اقدامات خود ناامید شود.
مردم ایران بارها نشان داده اند که علیرغم گلایه‌های انباشته‌شده از مشکلات اقتصادی و معیشتی منافع کلان کشور و الزامات شرایطی را که در آن دشمن تمامیت ایران را هدف قرار داده است درک می کنند و با صبری استراتژیک و بلوغی نه از سر انفعال بلکه از سر بصیرتی عمیق مطالبات بحق خود را به زمانی دیگر موکول می‌کنند.
در جنگ تحمیلی این روزها  دشمن که روی گسست‌های داخلی  ایرانیان حساب باز کرده بود، پاسخی از مردم ایران گرفت که محاسباتش را بر هم زد.  اکنون وظیفه همه ارکان نظام است که با گشایش‌های سیاسی و فرهنگی این پیمان مردمی و انسجام و همبسستگی ملی را تقویت کند.
 

یادداشت

از میدان نبرد تا میدان همبستگی
حمیدرضا جلایی‌پور
 جامعه شناس
در هفتمین روز از جنگی که بر کشور تحمیل شده است، ایران در یکی از خطیرترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. در چنین شرایطی، وظیفه همه نیروهای اجتماعی، به‌ویژه کسانی که مسئولیت رسمی حکومتی ندارند آن است که برای حفظ کشور و عبور از بحران، نقش خود را به‌درستی ایفا کنند. پیروزی در این نبرد نیز زمانی معنا می‌یابد که طراحان و حامیان این جنگ، یعنی ائتلافی که با محوریت سیاست‌های جنگ‌طلبانه شکل گرفته، از ادامه تجاوز پشیمان شوند و ایران بتواند با اقتدار از این مرحله عبور کند.  نخستین وظیفه در این شرایط، حمایت همه‌جانبه از نیروهای مسلح کشور است. امروز حافظان اصلی ایران، نظامیان ما هستند که در برابر قدرت‌های بزرگ ایستاده‌اند و از سرزمین دفاع می‌کنند. پشتیبانی مردمی از این نیروها و همکاری با پلیس و نیروهای بسیج محلات برای حفظ امنیت شهرها، بخش مهمی از مقاومت ملی در این روزهاست.  دومین اقدام مهم، حضور فعال و آرام مردم در فضای عمومی شهرهاست. همان‌گونه که نیروهای نظامی در خطوط دفاعی از کشور پاسداری می‌کنند، حضور اجتماعی مردم در میادین و خیابان‌ها می‌تواند نشانه‌ای از همبستگی ملی و آرامش عمومی باشد. چنین حضوری مانع از آن می‌شود که دشمن، در کنار حملات نظامی، به ایجاد آشوب و بی‌ثباتی در شهرها امید ببندد.
سومین محور، حمایت از دستگاه دیپلماسی کشور است. تجربه تاریخ نشان داده است که هر جنگی در نهایت بر سر میز مذاکره پایان می‌یابد. بنابراین ضروری است که تیم دیپلماسی ایران با پشتوانه افکارعمومی بتواند در تعامل با کشورهای منطقه و جهان، از منافع ملی دفاع کند و راهی برای پایان دادن به جنگ با حفظ عزت و منافع کشور بیابد.
 چهارمین موضوع، حضور گسترده مردم در آیین تشییع پیکر امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای است؛ رخدادی که می‌تواند به نمادی از همبستگی ملی و همدلی جهان اسلام تبدیل شود. چنین مراسمی نه‌تنها یادآور نقش رهبری در تحولات اخیر است، بلکه پیام روشنی از انسجام مردم ایران به جهان مخابره می‌کند.  پنجمین نکته، حمایت از روند قانونی انتخاب رهبر جدید توسط مجلس خبرگان است. در چنین شرایط حساسی، اعتماد به سازوکارهای قانونی کشور و پرهیز از توجه به شایعات و اخبار غیرموثق، اهمیت ویژه‌ای دارد و می‌تواند به حفظ ثبات و آرامش سیاسی کمک کند.
 در کنار این موارد، توجه به همبستگی ملی و تقویت سرمایه اجتماعی نیز ضروری است. یکی از گام‌های مهم در این مسیر می‌تواند ایجاد فضای آشتی و اعتماد در جامعه باشد؛ از جمله با بازنگری در وضعیت زندانیان سیاسی و حرکت به سوی آزادی آنان. چنین اقدامی می‌تواند نشانه‌ای از همدلی ملی و اراده برای وحدت در شرایط جنگی باشد و پیام روشنی به جامعه و جهان مخابره کند که ایران در لحظات دشوار، بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی داخلی تکیه دارد.

 

 تقویت انسجام ملی مهم‌ترین سرمایه در این مقطع تاریخی است
محمدکاظم انبارلویی
عضو شورای مرکزی مؤتلفه اسلامی 
 بیست‌ودومین حمله قهرمانانه ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران به نیروهای آمریکا و رژیم صهیونیستی رقم خورد؛ رویدادی که به گفته ناظران، جلوه‌ای تازه از مقاومت دلیرانه و مقتدرانه ایران را در برابر دشمنان به نمایش گذاشته است. ایران طی چند روز گذشته توانسته است پاسخ‌هایی هماهنگ و گسترده در سه حوزه هوا، دریا و زمین به مهاجمان بدهد. این رخداد از آن جهت اهمیت دارد که به باور بسیاری، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها تصور روشنی از ظرفیت گسترده دفاعی و بازدارندگی ایران نداشتند. در عرصه دریایی نیز نیروهای آمریکایی تا فاصله‌ای حدود هزار کیلومتری از مرزهای آبی ایران عقب رانده شده‌اند و پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس و اطراف ایران هدف ضربات سنگین قرار گرفته‌اند. همزمان، سرزمین‌های اشغالی به‌ویژه تل‌آویو و قدس اشغالی زیر ضربات پی‌درپی و تعیین‌کننده نیروهای مسلح ایران قرار دارد. در داخل کشور نیز صحنه‌ای متفاوت از همبستگی اجتماعی شکل گرفته است. مردم با حضور گسترده در میدان‌ها و خیابان‌ها آمادگی خود را برای مقابله با هرگونه تحرک ضدانقلابی نشان داده‌اند؛ حضوری که در بسیاری از شهرها و حتی روستاها به‌صورت مداوم ادامه دارد و توجه ناظران را به خود جلب کرده است. در کنار این حضور مردمی، اداره امور کشور نیز با اقتدار دنبال می‌شود. دولت همچنان روند مدیریت کشور را با صلابت پیش می‌برد و تأمین کالاهای اساسی در مسیر عادی خود قرار دارد. رئیس‌جمهوری نیز با حضور فعال در میدان، از مقاومت کشور حمایت می‌کند. با توجه به این شرایط، برخی تحلیلگران معتقدند که دشمن در نهایت در برابر این سطح از مقاومت و همبستگی ناچار به درخواست آتش‌بس و مذاکره خواهد شد. با این حال در فضای داخلی کشور نشانه‌ای از تمایل به پذیرش چنین درخواست‌هایی دیده نمی‌شود و اراده عمومی بر ادامه مقاومت در برابر هرگونه تجاوز نظامی شکل گرفته است. ناظران این وضعیت را نوعی «جنگ وجودی» برای کشور توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که بیش از هر زمان دیگری به وحدت ملی و انسجام اجتماعی گره خورده است. ملت ایران، به‌گفته بسیاری از تحلیلگران، با تکیه بر همین وحدت توانسته‌اند سوگ و فشارهای ناشی از بحران را به حماسه‌ای ملی تبدیل کنند.
شاید بتوان گفت در طول تاریخ معاصر ایران کمتر زمانی چنین همبستگی و همصدایی گسترده‌ای در برابر تهدید خارجی دیده شده است. از این رو بسیاری تأکید می‌کنند که حفظ و تقویت این وحدت و انسجام ملی، با هر شیوه و ابتکار لازمی مهم‌ترین سرمایه کشور در این مقطع تاریخی است؛ سرمایه‌ای که با حضور همیشگی مردم در صحنه شکل گرفته و باید قدر آن را دانست و برای پاسداری از آن تلاش کرد.

 

ضرورت انسجام نهادی

سعید نورمحمدی
عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان
ظرفیت‌های حقیقی و درونی نظام‌های سیاسی را در لحظاتی مانند بحران‌ها بهتر می‌توان شناخت. کمتر بحرانی مانند جنگ، به‌ویژه زمانی که به یک کشور تحمیل می‌شود، وجود دارد که یک کشور را دچار چالش کند. جنگ تنها یک چالش نظامی نیست. بلکه آزمونی برای کارآمدی ساختارهای حکمرانی، توان هماهنگی نهادها و کارکرد سازوکارهای قانونی در شرایط فوق‌العاده است. تجربه‌ کشورهای مختلف در جهان که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتند، نشان می‌دهد کشورهایی که در چنین شرایطی موفق عمل کرده‌اند، عموماً سه ویژگی کلیدی داشته اند: سازوکارهای قانونی روشن برای مدیریت بحران، ساختار اجرایی منعطف برای هماهنگی در این شرایط و هم‌افزایی میان نهادهای مختلف حاکمیتی.
دولت‌ها در شرایط بحرانی باید این قابلیت را داشته باشند که میان سرعت تصمیم‌گیری و مشروعیت قانونی تعادل برقرار کنند. اگر در بحران‌های پیش آمده، سرعت تصمیم‌گیری، قربانی بوروکراسی‌های اداری و قانونی شود، قطعاً دولت زمینگیر خواهد شد. همین طور اگر به بهانه سرعت در تصمیم‌گیری، ساز و کارهای قانونی و انتظارات مردمی نادیده گرفته شوند، تصمیمات از مشروعیت لازم برخوردار نخواهند بود. به بیان دیگر، بحران‌ها اگرچه نیازمند تصمیم‌های سریع هستند، اما این تصمیم‌ها باید در چهارچوب قواعد حقوقی و نهادهای رسمی اتخاذ شوند تا هم از کارآمدی برخوردار باشند و هم از حمایت اجتماعی و سیاسی لازم بهره ببرند. در غیر این صورت، حتی تصمیم‌های درست نیز می‌توانند به دلیل فقدان اجماع نهادی یا بی‌ثباتی در اجرا، با چالش مواجه شوند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز برای چنین شرایطی پیش‌بینی‌هایی صورت گرفته است. اصول مختلف قانون اساسی، از جمله ظرفیت‌های مرتبط با شورای موقت رهبری، اختیارات دولت در شرایط اضطراری و نقش نهادهای حاکمیتی در تأمین امنیت و مدیریت بحران، چهارچوبی قانونی برای اداره کشور در شرایط خاص فراهم کرده‌اند.
اهمیت این سازوکارها در بحران‌هایی مانند جنگ، تهدیدات امنیتی گسترده یا شرایط فوق‌العاده خود را نشان می‌دهد. در چنین وضعیتی، قانون نه مانعی برای اقدام سریع، بلکه ابزاری برای ساماندهی تصمیم‌گیری و جلوگیری از پراکندگی اقدامات است.
اما تجربه بحران‌های بزرگ یک موضوع دیگر را هم نشان داده است. اینکه صرف وجود ساختارهای رسمی کافی نیست. آنچه کارآمدی ساختارها و نهادها را تضمین می‌کند، هماهنگی میان نهادها و شکل‌گیری نوعی هم‌افزایی نهادی است. به خصوص در شرایط بحرانی، دستگاه‌های مختلف حاکمیتی از دولت و نیروهای مسلح گرفته تا نهادهای تقنینی، قضایی و نهادهای عمومی، همگی باید در قالب یک منظومه هماهنگ عمل کنند. نبود هماهنگی می‌تواند موجب هدر دادن انرژی، دوباره‌کاری، اتلاف منابع و در برخی موارد ارسال پیام‌های متناقض به جامعه شود. در حالی که انسجام نهادی می‌تواند ظرفیت‌های ملی را به شکل مؤثرتری بسیج کند.
موضوع مهم دیگری که دولت و هر نهاد حاکمیتی دیگر در میانه بحران باید به آن توجه کند، مدیریت افکار عمومی و سرمایه اجتماعی است. جامعه در شرایط جنگی یا بحران‌های بزرگ، بیش از هر زمان دیگری به احساس اطمینان و حس امنیت روانی نیاز دارد. شفافیت نسبی در اطلاع‌رسانی، هماهنگی در پیام‌های رسمی و تأکید بر همبستگی ملی می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند. سرمایه اجتماعی، در کنار قدرت نظامی و اقتصادی، یکی از مهم‌ترین منابع قدرت کشورها به خصوص در شرایط بحران محسوب می‌شود. در عین حال بحران‌ها می‌توانند به فرصتی برای بازاندیشی در سازوکارهای حکمرانی نیز تبدیل شوند. بسیاری از اصلاحات نهادی در کشورهای مختلف پس از تجربه بحران‌های بزرگ به وقوع پیوسته‌اند. به همین دلیل، مدیریت بحران نباید صرفاً به اقدامات کوتاه‌مدت محدود شود؛ بلکه باید به تقویت ظرفیت‌های نهادی و ارتقای کارآمدی ساختارهای تصمیم‌گیری در بلندمدت نیز توجه داشته باشد.
در شرایط کنونی که کشور با یک جنگ تحمیل‌شده و فشارهای چندوجهی مواجه است، اهمیت حکمرانی منسجم و هماهنگی بین نهادی بیش از هر زمان دیگری لازم است. استفاده مؤثر از ظرفیت‌های قانونی، تقویت نقش دولت در هماهنگی سیاست‌ها و ایجاد هم‌افزایی میان نهادهای مختلف حاکمیتی می‌تواند به افزایش تاب‌آوری ملی کمک کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین- خودرو
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و شش - ۱۶ اسفند ۱۴۰۴