گزارش «ایران» از مادر و وطن که این روزها هر دو داغدار هستند

چیزی نیست دا

گروه اجتماعی / سرو صدا خوابیده اما گرد و غبار و دود همه جا را گرفته، نمی‌دانم نامش چیست و چه کاره است ،شدت انفجار او  و موتورش را به زمین انداخته. مرد جوان با سر و صورتی خاکی مجروح شده ، درد امانش را بریده ، ریه‌هایش مملو از خاک است، اما تلفنش که زنگ می‌خورد سینه صاف می‌کند، می داند که مادر است و او نمی‌خواهد آب در دل مادر تکان بخورد. او برای ایران ایستاده ، وقتی کسی پای ایران ایستادە‌، آوار هم نمی‌تواند کمرش را خم کند. پس صدایش را صاف می‌کند درد را برای لحظە‌ای کنار می‌گذارد و می‌گوید: «چاکر مادر… مادر آن طرف خط، مستأصل و دل نگران سوال می‌پرسد و جویای حالش می‌شود، اما مرد جوان می‌خندند و می گوید:« چیزی نیست دا» و دا یعنی مادر . مادر و وطن در هم عجین شده اند ، رابطه ای عجیب که این روزها خیلی بیشتر به چشم می آید.  وطن دوستی و احساس دلدادگی نسبت به زادگاه و یا جایی که انسان در آن رشد می‌کند و شخصیتش شکل می‌گیرد، یک احساس طبیعی و میلی غریزی است که خداوند در نهاد بشر قرار داده است. دکتر روح الله ساعی جامعه شناس و استاد دانشگاه با بیان این مطلب به «ایران» می‌گوید: « فقط زندگی کردن در یک مکان خاص لزوماً احساس تعلق به آن برای انسان ایجاد نمی‌کند. متغیرهایی مانند بازه زمانی که انسان ها در یک مکان خاص زندگی کرده اند، مقطع زمانی شکل گیری شخصیت هر فرد، تعلق والدین  فرد به یک آب و خاک و ریشه‌های آباء و اجدادی شان، سنت ها، زبان و خرده فرهنگ هایی که به نوعی با یک زیستگاه خاص عجین شده و  جزء لاینفکی از آن شده‌اند و میزان تاثیر پذیری انسان‌ها از آنها، در ایجاد علاقه‌های ناگسستنی انسان به وطن تاثیر گذار بوده و هستند.» این جامعه شناس با بیان این‌که  ممکن است ناکامی‌ها، فراهم نبودن مقطعی شرایط مطلوب زندگی و یا فقدان امکانات ایده آل زیستی، اشتغال و یا حتی شرایط سیاسی، اجتماعی مناسب، انسان‌ها را وادار به گلایه هایی ‌کند، توضیح می‌دهد: «حتی ممکن است با توجه به موارد گفته شده افراد اقدام به مهاجرت از وطن کنند، اما همه ما دیده ایم با وجود برخی خاطرات ناخوشایند انسان ها از زادگاه شان، بسیاری از آنها هرگز از وطن دل نمی‌کنند و کشور مقصد هیچگاه وطن همیشگی آنها نشده است و همواره فروغ مهر وطن در دل ابنای بشر روشن مانده است.»

وطن دوستی ارزش است
ساعی معتقد است وطن دوستی در میان همه ملیت‌ها و بین همه فرهنگ ها  به خودی خود  یک « ارزش» قلمداد می‌شود. بر این مشخصه حتی در قرآن کریم هم صحه گذاشته شده است. در حرمت و عزت «وطن»در کلام  الله مجید آمده است:« خداوند شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند، نهى نمى کند، چرا که  پروردگار عدالت پیشگان را دوست دارد. (او) تنها شما را از دوستى کسانى نهى مى‌کند که در امر دین، با شما پیکار کردند و شما را از خانه‌های تان بیرون راندند، یا به بیرون راندن شما کمک کردند، از این که با آنها دوستى کنید و هر کس آنها را دوست دارد، ظالم و ستمگر است».(آیات 8 و 9 سوره مبارکه ممتحنه). این جامعه‌شناس می‌گوید: «حد و حدود وطن دوستی و رویکردهای مختلف نسبت به این مقوله در کلماتی چون وطن پرستی و ناسیونالیسم از یک سو و ایده « جهان وطنی» از سوی دیگر تجلی پیدا می‌کند. حس وطن دوستی به عنوان یک ارزش اگر در قامت یک حرکت جمعی و به عنوان یک ایدئولوژی ظاهر شود و به دنبال یکپارچه سازی و حذف دیگر هویت ها باشد می‌تواند تبدیل به ناسیونالیسم افراطی شود که انسان قرن بیستم تجربه تلخ آن را داشته و بسیار خطرناک است. از طرفی دیدگاه‌های ایده آلیستی مبتنی بر جهان وطنی نیز نتوانسته است خللی در وطن دوستی ملت ها ایجاد کند و آن طور که تصور می‌شد، موفق شود. احساس تعلق به یک کشور و ملیت و حب وطن همواره وجود خواهد داشت و در فراز و نشیب تحولات بین المللی دستخوش تغییر نخواهد شد.» ساعی می‌گوید: «ما به عنوان یک ایرانی در هر گوشه ای از این کره خاکی که زندگی می‌کنیم، با در نظر داشتن فرهنگ غنی و تمدن کهن خویش و با هرالگو و سبکی از زندگی که انتخاب کرده‌ایم، نمی‌توانیم از ریشه‌ها و آموزه‌های ایرانی خود دل بکنیم.» او با بیان این‌که  شاید بهترین استعاره‌ای که بتوانیم برای وطن استفاده کنیم، «مادر» است. توضیح می‌دهد: « مادر ما هر که باشد در شکل دادن به نگرش و رفتار ما اثرگذار است؛ حتی اگر این مادر ما را پس از بدنیا آمدن مان رها کرده باشد و یا حتی خود به خواسته خود از همان لحظه تولد، او را ترک کرده باشیم، در هر سو او بر حال ما اثر گذاشته است. ما می‌توانیم او را دوست نداشته باشیم یا حتی زن دیگری را مادر خود تلقی کنیم ولی این نگاه، اصل مذکور را تغییر نمی‌دهد. حتی اگر مادر همه ما در درازای تاریخ یکی باشد، باز نیز آن مادر می تواند مفهوم وطن را برای ما معنا کند.»

وطن ما را به هم پیوند می‌دهد
ساعی می‌گوید: «به نظرم وطن مفهومی فراقانونی، فرامذهبی، فرازبانی، فراقومی است که بعد مکان با بعد زمان در آن باهم پیوند می‌خورند و هویت ما را شکل می‌دهند. سرزمینی مثل ایران  هر چه که باشد حکم مادر را برای ما و مادربزرگ را برای فرزندان مان دارد. مادر در هر وضعی که باشد، مادر است و همیشه برای ما پذیراست. مادر فارغ از هویت و وجودی که به ما می‌دهد، آزادی نیز می‌دهد؛ احساس آزادی همان حس رهایی، با خود بودن و دویدن در جای جای آن است؛ حسی که بدون تلاش برای اجتماعی بودن و ذوب شدن در جامعه‌ای بتوانیم زندگی را ادامه دهیم. احساسی که هیچ کسی نمی‌تواند از ما بگیرد، حتی اگر به او آسیبی برسانند، این حس در ما برانگیخته می‌شود که باید برایش کاری کنیم. وطن، ما را با هم پیوند می‌زند، خویشاوند می‌کند و برادران و خواهرانی از ما می‌سازد که سرگذشت ها، داستان ها، غم ها و شادی ها و حتی چهره‌های مان را مشترک می‌کند؛ وطن باعث بقا و صیانت ما از بدخواهان و دشمنان می‌شود و هر جا که برویم و هر چه کنیم، او مادر ما خواهد بود و این قابل تغییر نیست. به اینجا که می‌رسد وطن ممکن است تداعی‌گر یک ارزش باشد. ارزشی که باید آن را باور داشت و آن را گسترش داد. ارزشی که میان ما همبستگی ایجاد می‌کند و ما را از دیگران متمایز می‌کند. ارزشی که به ما در برابر دیگران برتری می‌دهد. اگر وطن چنین ارزشی دارد؛ دیدگاه رقیبی نیز خواهد داشت. دیدگاهی که ممکن است پایین ترین ارزش را برای وطن قائل باشد زیرا همنوعان را از هم دور می‌کند. دیدگاهی که ممکن است این واژه را تهی و بی خاصیت کند. مگر آنکه همه ما همنوعان بپذیریم وطن همه ما، مادرمان است. در هر سو تجربه کوتاه ما نشان داده، هرجا که وطن معادل مادر قرار گرفته است، آن جا آباد شده است و هر جا غیر آن بود، ویرانی به بارآمده است.» این استاد دانشگاه با اشاره به ویدیوی پر بازدیدی که جوان مجروح می‌خواهد نگرانی را از مادر خود دور کند، می‌گوید: « باید بیندیشیم وطن چه جوانان نجیبی  دارد که هوای هر دو مادر یعنی مادر طبیعی و ایران خانم زیبا مام وطن را دارند. همه باید بدانیم که وطن خانه نیست که بتوانیم آن را تغییر بدهیم و جا به جا کنیم وطن مادر است و هیچ  کسی مادرش را تغییر نمی‌دهد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • اجتماعی
  • کتاب
  • ایران زمین- حوادث
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و پنج - ۱۴ اسفند ۱۴۰۴