تهرانی‌ها در اولین ساعات یکشنبه خود را به میدان انقلاب رساندند تا به سوگ شهادت رهبر انقلاب بنشینند

عزای سحرگاه


از همان دقایق ابتدایی اعلام رسمی خبر شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سیدالشهدای انقلاب اسلامی، و دختر، داماد، نوه و عروس ایشان از رسانه ملی و کانال‌های خبری، فضای تهران به ‌تدریج دستخوش اندوهی سنگین شد. هنوز سحرگاه یکشنبه به ‌طور کامل فرا نرسیده بود که بسیاری از مردم، بی‌‌هیچ فراخوان رسمی و صرفاً از سر واکنشی طبیعی به تلخ‌ترین خبر زندگی‌شان، از محله‌های مختلف شهر به سمت میدان انقلاب تهران حرکت کردند. این حرکت‌ها پراکنده آغاز شد. برخی با موتور و خودروهای شخصی درحال عزیمت به میدان انقلاب بودند، برخی با وسایل نقلیه عمومی و برخی هم پیاده، آرام و اشک‌ریزان راه میدان را در پیش گرفته بودند. اساساً مردم بیش از آنکه به دنبال حضور در یک تجمع رسمی باشند، در پی یافتن فضایی مشترک برای مواجهه با اندوه سنگین‌شان بودند. فضایی که بتوانند بغض در گلوی‌شان را بشکنند.
پس از اذان صبح به وقت تهران، میدان انقلاب به تدریج شاهد افزایش حضور مردم عزادار پایتخت شد. اولین جمع‌ها کوچک بود و فاصله‌ها میان افراد زیاد، اما هرچه می‌گذشت این فاصله‌ها کمتر شد. افراد کنار یکدیگر می‌ایستادند، گاهی بی‌آنکه گفت‌وگویی در میان باشد. چهره‌ها حکایت از شبی بی‌خواب داشت: نگاه‌هایی خسته، پلک‌هایی سنگین و سکوت‌هایی که بیش از هر سخنی گویای حال درون بود. برخی در گوشه‌ای نشسته بودند و به زمین خیره مانده بودند، و تعداد زیادی نیز به پهنای صورت اشک می‌ریختند.
با نزدیک شدن ساعت به شش و نیم بامداد روز یکشنبه، جمعیت حاضر در میدان انقلاب و خیابان‌های اطراف به ‌طور محسوسی افزایش یافته بود. دیگر نه فقط محدوده میدان، بلکه خیابان‌های منتهی به آن نیز شاهد حضور مردم سیاه‌پوشی بود که پیوسته بر شمارشان افزوده می‌شد.
در میانه این تجمع مردمی، در خود میدان، مداحان اهل بیت(ع)، از جمله مهدی رسولی، نریمان پناهی و حسین طاهری به مرثیه‌خوانی پرداختند. صدای مرثیه، فضای میدان را در بر گرفته بود و واکنش جمعیت یکدست: همه اشک می‌ریختند و نام رهبر شهید انقلاب اسلامی را فریاد می‌زدند. همزمان، در گوشه ‌و کنار خیابان‌ها، گروه‌های کوچک‌تری شکل گرفته بود و مردم برای یکدیگر روضه می‌خواندند. هر کسی به شیوه خودش می‌خواست با این اندوه کنار بیاید.
همزمان با تهران، در شهرهای مختلف کشور نیز مردم خودشان را به میدان‌های اصلی شهرها رسانده بودند تا در کنار یکدیگر به سوگ این بلای عظیم بنشینند. گزارش‌ها و تصاویر پراکنده از شهرهای سراسر ایران صحنه‌هایی مشابه را نشان می‌دهد، میدان‌هایی با جمعیت‌هایی که آرام گرد هم آمده بودند، برخی ایستاده و برخی نشسته مشغول عزاداری بودند.
همه اینها در شرایطی اتفاق می‌افتاد که حملات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهرهای ایران نیز در جریان بود. با این حال، آنچه در میدان انقلاب تهران و میادین اصلی شهرهای دیگر دیده می‌شد، نشان می‌داد که ترس، عامل تعیین ‌کننده رفتار مردم در صبح دیروز نبود. بسیاری با آگاهی از احتمال بروز خطر آمده بودند، نه از سر بی‌خبری، بلکه با پذیرش واقعیت شرایط. حضورشان به این معنا نبود که خطری وجود ندارد، بلکه بیانگر این بود که خبر شهادت رهبر مجاهد ایران چنان سنگین بود که ماندن در خانه را تاب نمی‌آوردند.
شامگاه یکشنبه نیز مردم تهران و شهرستان‌های استان بعد از اقامه نماز مغرب و عشا با تجمع در میادین اصلی مناطق مختلف استان در سوگ شهادت رهبر معظم انقلاب تجمع برگزار کردند.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • کتاب
  • زندگی نامه
  • اقتصادی
  • اطلاع رسانی
  • قاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و دو
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و دو - ۱۱ اسفند ۱۴۰۴