یادداشت
دانشآموزان هم هدف مشروع هستند؟!
مرتضی حاجی
وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات
رژیم صهیونیستی بارها در تاریخ حیات جنایتکارانه خود ثابت کرده که برای رسیدن به اهداف توسعهطلبانه و تجاوزکارانهاش، از هیچ روش غیرانسانی و ضدانسانی فروگذار نمیکند. در نگاه این رژیم، جان انسانها هیچ ارزشی ندارد و مرزهای اخلاقی و انسانی کاملاً نادیده گرفته میشود.
برای این رژیم تفاوتی نمیکند که هدف بمباران، کودک معصوم باشد یا بزرگسال، جوان با آیندهای روشن باشد یا فردی ناتوان و از کارافتاده، کسی که توان دفاع داشته باشد یا نداشته باشد همه در یک ردیف قرار میگیرند؛ چرا که هدف اصلی، ایجاد وحشت و تثبیت سلطه از طریق کشتار و خونریزی است.
در ادامه همان سیاستهای وحشیانه و با همان نگاه تجاوزکارانه، این بار شاهد درگیری رژیم صهیونیستی با کودکان دبستانی هستیم. حمله به مدرسهای که دانشآموزانش جز درس خواندن، بازی کردن، شادی کردن و پرورش امید و عشق برای آیندهای بهتر برای خود و خانوادههایشان، هیچ کار دیگری نداشتند، نشاندهنده عمق بیرحمی و غیرانسانی بودن این رژیم است.
گویا برای رژیم صهیونیستی، هر ایرانی یا هر فردی که در چهارچوب مقاومت تعریف شود، فارغ از سن و سال، یک هدف مشروع به شمار میآید. کودک و بزرگسال برایشان فرقی نمیکند؛ چرا که منطق آنها مبتنی بر کشتار و ارعاب است، نه بر اساس هیچ قاعده انسانی یا حقوق بشری.
اما آنچه این جنایت را دلخراشتر میکند، سکوت تأسفبار جهان مدعی تمدن و حقوق بشر است. جامعه بینالمللی که دم از ارزشهای انسانی میزند، در برابر این جنایات یا کاملاً سکوت کرده یا در بهترین حالت به محکومیتهای لفظی و بیاثر بسنده میکند.
این سکوت معنادار، این پرسش بزرگ را در اذهان ایجاد میکند که چرا همان قدرتهایی که روزی با بهانهکشی از فجایع تاریخی مانند کشتار یهودیان، خود را پرچمدار عدالت و حقوق بشر معرفی میکردند، امروز اجازه میدهند صهیونیستها به هر بهانهای، هر فردی را در هر سن و مکانی هدف قرار دهند؟ چرا آنها به جای مواجهه با نیروهای نظامی در چهارچوب قواعد جنگ، بیمارستانها، مدارس و مناطق مسکونی را بمباران میکنند؟
متأسفانه اعتراض جدی و عملی از سوی کشورهای غربی نسبت به این جنایتها دیده نمیشود و به نظر میرسد نوعی همسویی فکری و سیاسی در این زمینه وجود دارد. گویی این سکوت، چراغ سبزی است برای ادامه این جنایات.
در چنین فضای خفقانآوری، هر کشور و ملتی که بخواهد مستقل زندگی کند و زیر بار سلطه قدرتهای جهانی و امپریالیستی نرود، محکوم به فشار، تهدید و حتی کشتار است. این کشتارها هیچ مرز اخلاقی نمیشناسد؛ چه کودک دبستانی باشد که تازه دنیای اطرافش را میشناسد، چه پیرمردی سالخورده و چه بیماری که در درمانگاه در حال مداواست. این جنایتها و سکوت مجامع بینالمللی در برابر آن، نشان میدهد که ارزشهای انسانی و حقوق بشر تنها تا زمانی معنا دارد که با منافع قدرتهای بزرگ در تضاد نباشد. در غیر این صورت، سکوت، بیتفاوتی و حتی همراهی پنهان با جنایتکاران، جایگزین شعارهای حقوق بشری میشود.

