محدودیت کالری ناشی از آمپولهای لاغری، تهدیدی برای رشد طبیعی کودکان
پشت پرده یک بحران خاموش
مرجان قندی
گروه گزارش
افزایش چشمگیر چاقی در میان کودکان و نوجوانان، هم در ایران و هم در جهان، زنگ خطری جدی برای سلامت نسل آینده است. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۲ بیش از ۳۷ میلیون کودک زیر پنج سال و حدود ۳۹۰ میلیون کودک و نوجوان ۵ تا ۱۹ ساله اضافه وزن داشتهاند؛ وضعیتی که میتواند زمینهساز مشکلاتی مانند دیابت، فشار خون بالا، کبد چرب، اختلالات هورمونی و حتی بلوغ زودرس شود. ایران امروز در جمع 10 کشور چاق جهان قرار گرفته؛ هشداری که با افزایش چاقی در استانها و پایین آمدن سن ابتلا به دیابت نوع ۲ تا مرز ۱۵ سالگی، جدیتر از همیشه به گوش میرسد. در چنین شرایطی، گرایش به داروهای لاغری در میان نوجوانان هم افزایش یافته، اما WHO تأکید میکند این داروها فقط زمانی میتوانند مؤثر باشند که در کنار اصلاح سبک زندگی، فعالیت بدنی و حمایت رفتاری به کار گرفته شوند. با وجود محدود بودن شواهد درباره اثرات بلندمدت داروهای گروه GLP‑1 که از مؤثرترین روشهای دارویی برای کاهش وزن هستند، کارشناسان بر این باورند که چاقی یک بیماری مزمن است و درمان آن نیازمند نگاه چندبعدی، پیگیری مداوم و برنامهریزی گسترده در سطح سلامت عمومی است.
دکتر فاطمه نائینی، متخصص تغذیه با اشاره به اینکه چاقی در کودکان و بزرگسالان بر اساس معیارهای متفاوتی سنجیده میشود، میگوید:«در بزرگسالان معمولاً شاخص توده بدنی یا همان BMI معیار اصلی تشخیص است، بهطوریکه اگر عدد BMI فرد بالاتر از ۳۰ باشد، چاق محسوب میشود و مقادیر بالاتر از ۲۵ نشاندهنده اضافه وزن است. درصد چربی بدن هم میتواند معیار کمکی باشد و زمانی که این درصد از حدود ۳۰ درصد فراتر رود، احتمال اضافه وزن یا چاقی مطرح میشود. اما این معیارها برای کودکان قابل استفاده نیست، چون بدن آنها در حال رشد است و باید وضعیت وزنیشان بر اساس سن و جنس بررسی شود. برای کودکان از نمودارهای رشد سازمان جهانی بهداشت (WHO) و CDC استفاده میشود. وزن هر کودک باید نسبت به صدکهای استاندارد ارزیابی شود تا مشخص شود در محدوده طبیعی قرار دارد یا نه. زمانی که وزن کودک روی صدک ۵۰ باشد، یعنی وزن کاملاً نرمال است. حتی قرار گرفتن روی صدک ۷۵ هم همچنان در محدوده طبیعی محسوب میشود و جای نگرانی ندارد. اما اگر وزن کودک بالاتر از صدک ۹۵ یا ۹۹ باشد، نشاندهنده اضافه وزن و چاقی است و نیاز به مداخلههایی مانند اصلاح رژیم غذایی و افزایش فعالیت بدنی دارد.»
او با اشاره به اینکه در این شرایط لازم است اقدامات اصلاحی آغاز شود، میگوید:«روند چاقی در کودکان طی سالهای اخیر رو به افزایش بوده و برآورد میشود بین ۱۰ تا ۱۵ درصد کودکان در ایران دچار چاقی باشند. این وضعیت میتواند زمینهساز بروز بیماریهای مزمن در بزرگسالی از جمله کبد چرب شود. با اقداماتی مانند اصلاح رژیم غذایی، کنترل کالری دریافتی و افزایش فعالیت بدنی میتوان از پیشرفت چاقی جلوگیری کرد.»
نائینی میگوید:«عوامل اصلی این افزایش، به سبک زندگی امروز کودکان برمیگردد؛ رژیم غذایی بچهها سرشار از فستفودها، غذاهای پرچرب و سرخشده و شیرینیها شده است. البته در کنار تغذیه نامناسب، کمتحرکی هم نقش مهمی دارد. در واقع دو عامل رژیم غذایی نامناسب و کمتحرکی، مهمترین دلایل افزایش روند چاقی کودکان در سالهای اخیر هستند.»
نقش پررنگ ژنتیک در چاقی کودکان
این متخصص تغذیه با اشاره به نقش دیگر عوامل در افزایش چاقی کودکان توضیح میدهد:«مجموعهای از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری در بروز این مشکل دخیل هستند. ژنتیک حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد در چاقی کودکان نقش دارد. برخی افراد ژنهایی دارند که باعث میشود تعداد سلولهای چربی در بدنشان نسبت به دیگران بیشتر باشد و همین موضوع زمینه چاقی را در آنها تقویت میکند.»
این متخصص تغذیه به عوامل محیطی و رفتاری هم اشاره میکند و میگوید:«تبلیغات گسترده فستفودها و غذاهای آماده، افزایش تعداد رستورانهای عرضهکننده این نوع غذاها در سطح شهر و همچنین شاغل بودن بسیاری از والدین باعث شده کودکان بیشتر به مصرف غذای بیرون عادت کنند.»
او با بیان اینکه الگوی غذایی کودکان تحتتأثیر سبک زندگی خانواده قرار دارد، توضیح میدهد:«وقتی والدین فرصت کافی برای آمادهسازی لقمههای سالم ندارند، کودکان به خوراکیهای بوفه مدرسه روی میآورند. این رفتارها در کنار دسترسی آسان به غذاهای ناسالم، از مهمترین عوامل محیطی و رفتاری مؤثر بر چاقی کودکان است.»
لزوم پیشگیری و درمان چاقی از سنین پایین
این متخصص تغذیه به تجربههای بالینی خود اشاره میکند و میگوید: «جالب است که وقتی خانوادهها برای اصلاح سبک زندگی مراجعه و رژیم غذایی را به صورت جمعی رعایت میکنند، در جلسات بعدی گزارش میدهند که وضعیت همه اعضای خانواده بهتر شده است؛ یعنی تغییر رفتار والدین مستقیماً روی رفتار غذایی کودک اثر میگذارد.»
او با تأکید بر نقش محوری خانواده در پیشگیری از چاقی کودکان میگوید:«خانواده اولین نهادی است که کودک در آن آموزش میبیند. اگر الگوی غذایی والدین سالم باشد، احتمال چاقی در کودکان به طور قابلتوجهی کاهش پیدا میکند. البته عواملی مانند استرس، کمخوابی و برخی مشکلات روانی هم میتوانند نقش مهمی در افزایش وزن کودکان داشته باشند که باید مورد توجه قرار گیرند.»
او با اشاره به سازوکارهای هورمونی مرتبط با این موضوع توضیح میدهد:«چه در کودکان و چه در بزرگسالان، اگر فرد دچار استرس یا کمخوابی باشد، سطح هورمون کورتیزول در بدن بالا میرود. وقتی کورتیزول افزایش پیدا کند، برخی فرآیندهای بدن از جمله تشکیل چربی شدت میگیرد و بدن تمایل بیشتری به ذخیره چربی پیدا میکند. علاوه بر این، هورمونهای سیری مانند لپتین در شرایط استرس و کمخوابی سرکوب میشوند. این موضوع باعث افزایش اشتها میشود و کودک تمایل بیشتری به خوردن پیدا میکند. بنابراین استرس و کمخوابی میتوانند به طور مستقیم در چاقی کودکان نقش داشته باشند.»
این متخصص تغذیه با تأکید بر اهمیت توجه به سلامت روان و خواب کودکان میگوید:«اگر استرس و کمخوابی مدیریت نشود، چرخهای ایجاد میشود که هم اشتها را افزایش میدهد و هم ذخیره چربی را بیشتر میکند. این چرخه در نهایت میتواند به چاقی منجر شود. بنابراین توجه به سلامت روان کودکان، مدیریت استرس و شناسایی رفتارهای تغذیهای ناشی از فشارهای روانی باید بخشی از برنامههای پیشگیری و درمان چاقی در سنین پایین باشد.»
این متخصص تغذیه با تأکید بر اینکه چاقی کودکان فقط یک مسأله تغذیهای نیست و پیامدهای اجتماعی و روانی آن میتواند مسیر رشد و سلامت آینده کودک را تحت تأثیر قرار دهد، میگوید:«چاقی در سنین پایین میتواند زمینهساز مجموعهای از مشکلات جسمی و روانی در سالهای بعدی زندگی کودک باشد.»
او با اشاره به پیامدهای روانی چاقی میگوید:«علاوه بر مشکلات جسمی، چاقی در سنین کودکی میتواند باعث بروز یکسری مشکلات روانی نیز بشود. بچهها در مدرسه مورد مقایسه با سایر همکلاسیها قرار میگیرند و به آنها القا میشود که چاق هستند. همین موضوع باعث خجالت و کاهش اعتمادبهنفس در آنها میشود. این فشارهای روانی میتواند در سنین نوجوانی زمینهساز اختلالات تغذیهای شود؛ مثل بیاشتهایی عصبی و بسیاری از اختلالات دیگر. به همین دلیل اگر چاقی در دوران کودکی درمان شود، احتمال بروز اختلالات خوردن در نوجوانی که جنبه روانی دارند، کاهش پیدا میکند.»
برش
آمپولهای لاغری برای درمان چاقی کودکان
این متخصص تغذیه با اشاره به اینکه در سالهای اخیر، استفاده از آمپولهای لاغری برای کنترل وزن بسیار رایج شده است، میگوید:«این آمپولهای لاغری که با هدف کاهش اشتها، کنترل قند خون یا افزایش سوختوساز بدن عمل میکنند، انواع مختلفی دارند و در بازار ایران هم برندهای گوناگونی از آنها عرضه شده، اما این تصور که هر فردی میتواند از این داروها استفاده کند، کاملاً نادرست است.»
به گفته نائینی، حتی در بزرگسالان هم شرایط و اندیکاسیونهای مشخصی باید در فرد وجود داشته باشد تا تجویز این داروها منطقی و ایمن باشد.
او توضیح میدهد:«معمولاً این داروها زمانی مطرح میشوند که بیامآی فرد یا بالای ۲۷ باشد یا بیامآی بالای ۲۵ همراه با بیماریهای مزمن وجود داشته باشد. در چنین شرایطی ممکن است دارویی مانند اسپارتینا که یک آمپول لاغری است، تجویز شود. اما در غیر این صورت، مسیر درمان باید از رژیم غذایی، مکملهای لازم و افزایش فعالیت بدنی آغاز شود.»
نائینی درباره استفاده از آمپولهای لاغری برای درمان چاقی کودکان به صراحت میگوید:«روند درمان چاقی در کودکان و نوجوانان کاملاً متفاوت از بزرگسالان است. همانطور که قبلاً به آن اشاره کردم، اگر کودک در صدک ۹۵ یا ۹۹ قرار داشته باشد، ابتدا رژیم غذایی کاهش وزن و تشویق به فعالیت بدنی در اولویت قرار میگیرد و هیچ دارو یا مکملی برای او تجویز نمیشود. تنها دارویی که استاندارد مصرف آن برای کودکان بالای ۱۲ سال تأیید شده، مهارکنندههای لیپاز روده هستند و بهجز این مورد، هیچ داروی دیگری برای کاهش وزن کودکان تأیید نشده است.» او تأکید میکند که بهعنوان متخصص تغذیه ترجیح میدهد برای کودکان و نوجوانان، مسیر درمان از رژیمهای غذایی اصولی، متنوع و متعادل و افزایش فعالیت فیزیکی آغاز شود، چون این روشها هم ایمنترند و هم پایدارتر.
نائینی میگوید:«استفاده از آمپولهای لاغری برای کودکان از نظر علمی و پزشکی معمولاً مجاز نیست. این داروها با کاهش اشتها باعث میشوند دریافت کالری و مواد مغذی محدود شود، درحالیکه در سنین رشد، بدن کودک برای رشد قدی و تکامل طبیعی به انرژی کافی نیاز دارد. محدود شدن کالری در این سن میتواند رشد را تحتتأثیر قرار دهد، به همین دلیل تزریق آمپولهای لاغری هرگز انتخاب اول در درمان چاقی کودکان نیست.» او توضیح میدهد که در روند درمان، ابتدا باید از رژیم غذایی اصولی، متعادل و متنوع و همچنین افزایش فعالیت بدنی کمک گرفت و فقط در شرایط بسیار خاص و برای گروههای سنی مشخص، برخی داروها ممکن است مطرح شوند. اما برای اغلب کودکان، هیچ داروی لاغری تأییدشدهای وجود ندارد و درمان باید بر پایه اصلاح سبک زندگی باشد.
او علت اصلی اینکه برخی والدین به سمت داروها و آمپولهای لاغری برای فرزندانشان میروند را تمایل به گرفتن نتیجه سریع میداند و میگوید:«هرچند من کمتر با والدینی مواجه شدهام که برای کودکشان اصرار به تجویز آمپول لاغری داشته باشند، اما در مواردی که چنین درخواستی مطرح میشود، معمولاً والدین تصور میکنند این داروها میتوانند روند کاهش وزن را زودتر و راحتتر پیش ببرند.»
او تأکید میکند:«چه در کودکان و چه در بزرگسالان، کاهش وزن یک روند تدریجی است و بدن به زمان نیاز دارد تا به تغییرات پاسخ بدهد. به همین دلیل، انتظار نتیجهگیری سریع واقعبینانه نیست و همین عجله میتواند والدین را به سمت انتخابهای نادرست سوق دهد. احتمالاً همین عجله برای رسیدن به نتیجه فوری، دلیل اصلی چنین درخواستهایی است.»

