پدیده تجملگرایی بدون پیشزمینه مالی
به دنبال درخشیدن
مرجان قندی
گروه گزارش
شما هم دستهگلهای غولپیکری که با کمک جرثقیل و کامیون جابهجا میشوند، دیدهاید؟ پدیدهای که اخیراً مد شده و در فضای مجازی عکس و فیلمهای بسیاری از آن منتشر میشود. مهم نیست اصلاً این حجم از گل روی جرثقیل زیباست یا نه، مهم نمایش آن در کوچه و خیابان است! در گوشه و کنار شهر، ویترینهای پرزرق و برق مغازهها، هیاهوی تبلیغات شبکههای اجتماعی و تصاویر زندگیهای به ظاهر بینقص سلبریتیها، همه یک پیام واحد را به مخاطبان القا میکند؛ برای خوشبختی و ارزشمند بودن در میان مردم، باید خود را با آخرین ترندهای جهانی وفق بدهیم. این پیام در ذهن بسیاری از جوانان ریشه دوانده و گاهی سبب میشود حس حسرت و کمبود به قلب آنها راه یابد. ظاهراً «سندروم لاکچری بودن»، یک نگرانی جدید و رو به رشد در جامعه ماست؛ پدیدهای که در آن افراد بدون توجه به توان مالی خود، به دنبال اشیای لوکس، برندهای معروف و تجملگراییهای گوناگون هستند؛ انگار با داشتن اینها میتوانند احساس ارزشمندی، موفقیت و پذیرش را تجربه کنند. پژوهشهای جامعهشناختی نشان میدهد این پدیده، بیشتر در جوامع مصرفگرا و میان افرادی که احساس تعلق و امنیت روانی پایینی دارند، گسترش مییابد؛ چون تجملگرایی را بهعنوان راهی برای جبران کمبودهای درونی و جلب توجه دیگران میبینند؛ اما این تلاشهای بیپایان برای رسیدن به یک تصویر رویایی، تأثیرات بسیار بزرگی بر سلامت روانی و روابط اجتماعی افراد میگذارد.
«هر کنش مصرفی، حامل معنایی اجتماعی است و ناخواسته تفاوتها و مرزهای طبقاتی را بازتولید میکند.» دکتر ابراهیم جعفری، مدرس علوم ارتباطات اجتماعی با بیان این مطلب بر اهمیت ابراز هویت در انسانهای امروزی تأکید میکند و میگوید: «انسانها همواره در تلاشند خود را در یک جمع یا جامعه معرفی کنند و به پرسش بنیادین «من کیستم؟» پاسخ بدهند.»
او با اشاره به اینکه میل به ابراز هویت در همه اقشار جامعه وجود دارد؛ از افراد بیسواد تا تحصیلکرده، جوان تا پیر و از ساکنان مناطق مرفهنشین تا حاشیهنشین، توضیح میدهد:«اغلب افراد احساس میکنند در گردونه اقتصاد و دسترسی به یک زندگی مرفه، عقب ماندهاند و فرصتهای پیشرفت و برابری را از دست دادهاند. بنابراین سعی میکنند از راههای گوناگونی همچون روابط خانوادگی، تعلقات قومی و قبیلهای، مدرک تحصیلی و... برای نشان دادن هویت خود تلاش کنند.»
جعفری با اشاره به اینکه در مواردی افراد جامعه صرفاً به دنبال دیده شدن هستند، میگوید:«نمایشهای ظاهری برای ایجاد تفاخر و تمایز از دیگران، مانند استفاده از لباسهای مد روز، خودروهای لوکس، آخرین مدل گوشیهای برند و دیگر نمادهای زندگی اشرافی، نشانهای از پدیدهای به نام سندروم تظاهر به لاکچری بودن است که در این میان محتواهای فضای مجازی بسیار تأثیرگذار است.»
تقویت جامعه مدنی، راهی برای ابراز وجود سالم
جعفری با اشاره به اینکه شکاف طبقاتی اقشار مختلف جامعه، یکی از دلایل مقایسه افراد با یکدیگر است، میگوید:«فاصله طبقاتی، این حس را تشدید میکند که افراد خود را با دیگران مقایسه کنند. برای کاهش این فاصله، به برنامهریزی بلندمدت و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت تشکلهای مدنی و فرهنگسازی نیاز است که البته در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.»
این جامعهشناس با تأکید بر لزوم وجود بستری مناسب در جامعه برای ظهور و بروز هویت فردی، معتقد است این بستر میتواند به ایجاد تعادل و کاهش ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند. جعفری با بیان اینکه ایجاد و تقویت حوزه عمومی، از طریق گسترش سازمانهای مردمنهاد، انجمنها و تشکلهای مدنی، برای آموزش و تمرین ابراز وجود به شکل معقول و سازنده ضروری است، میگوید:«فضاهایی که در آن افراد بتوانند نظرات و دیدگاههایشان را به طور آزادانه بیان کنند و در مورد مسائل مختلف گفتوگو و تبادلنظر داشته باشند، به افراد کمک میکند تا درک بهتری از جامعه و مسائل آن پیدا کنند. این اقدام موجب فعال شدن مثلث جامعه، دولت و جامعه مدنی میشود و به افراد کمک میکند تا با ابراز وجود سالم، حس هویت و مسئولیتپذیری را در خود تقویت کنند.»
رقابتهای فوتبالی، بستری برای ابراز هویت
این جامعهشناس با اشاره به تمایزات اجتماعی، توضیح میدهد:«برخی افراد با وجود محدودیت در دسترسی به امکانات مادی، تلاش میکنند خود را از راههای جدیدی مطرح کنند که فوتبال یکی از آنهاست. اغلب هواداران دوآتشه باشگاهها با هزینه کم، فرصتی برای خودابرازیشان در استادیومها دارند. بنا بر مشاهدههای میدانی در استادیومهای ورزشی، هوادارانی که با رنگآمیزی صورت و سر دادن شعارهای خاص و...، خود را طرفدار پر و پا قرص یک باشگاه و تیم ورزشی نشان میدهند، بر اساس نظریه آبراهام مازلو در سلسله نیازهای انسانی، با اعلام هواداری به یک تیم خاص به نوعی هویت خود را ابراز میکنند.»
جعفری با اشاره به تجربه حضور خود در استادیومهای ورزشی و در بازیهای دربی، میگوید:«من متوجه شدم که بسیاری از تماشاگران صرفاً به دلیل تشویق تیمشان به استادیوم نمیآیند، بلکه آنان به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود هستند. در این فضا با اینکه شغل و سطح طبقاتی اهمیت چندانی ندارد، اما اغلب تماشاگران از طبقات پایینتر جامعه و بیش از ساکنان مناطق شمال شهر، به دنبال چنین فرصتی هستند. آنها با اتخاذ برچسبی همچون هواداری استقلال یا پرسپولیس، خود را به دیگران معرفی میکنند.»
برش
تأثیر فرهنگ غرب و بازگشت به هویت سنتی در میان جوانان
جعفری، مدرس علوم ارتباطات اجتماعی با اشاره به اینکه جهان امروز با نفوذ فرهنگ غرب روبهرو است؛ فرهنگی که هم مزایا و هم معایبی دارد، توضیح میدهد:«پدیده «جهانیسازی»، نسل جوان را تحتتأثیر زرق و برق و سبک زندگی غربی قرار میدهد؛ هر چند در کنار این گرایش، گروهی از جوانان به هویت سنتی خود تمایل نشان میدهند. این دو گرایش، یعنی پذیرش فرهنگ غربی و بازگشت به سنت، هر کدام با پیامدهایی همراه است. پذیرش مطلق فرهنگ غرب به از دست رفتن ارزشهای بومی و هویت ملی منجر میشود و از سوی دیگر، بازگشت به سنتها بدون نوآوری و در نظر گرفتن نیازها و واقعیتهای زمان معاصر، میتواند مانع پیشرفت و توسعه جامعه شود. به همین دلیل بهترین شکل ممکن مواجهه نگاه انتقادی به تحولات دنیای غرب است که نه شیفته آن شویم و نه قلم بطلان بر دستاوردهای آن بکشیم.»
ایـــــن جامعهشنـــــاس تقویــــت مهارتهای ارتباطی، سواد رسانهای، تمرین کار گروهی، بهبود مهارتهای نگارشی، تشویق به مطالعه کتاب به جای صرفاً مصرف محتواهای زودگذر شبکههای اجتماعی و... را از نکات آموزشی مهم میداند.
او با بیان اینکه خودابرازی لزوماً بد نیست، اما اگر به فراموشی اصالت خود منتهی شود نباید نسبت به آن بیتفاوت بود، میگوید:«برای ایجاد جامعهای پویا و با انسجام، باید فضای مدنی، تشکلهای سالم و سرمایهگذاری مؤثر در فرهنگ و آموزش را تقویت و از ظرفیتهای فرهنگی و ملی استفاده کرد.»
او توضیح میدهد:«سرمایهگذاری برای آموزشهای منظم از مهدکودک تا دانشگاه برای تقویت سواد رسانهای، آشنایی با ظرفیتهای فرهنگی ایران مثل شاهنامه فردوسی، گلستان سعدی، مثنوی معنوی مولانا و... بهعنوان ابزارهای هویتبخشی و جذاب کردن فرهنگ ملی و کاهش تأثیر منفی رسانههای غربی و تهاجم فرهنگی از طریق تقویت هویت فرهنگی ملی، از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.»
جعفری با تأکید بر اینکه راهحلی میانه باید اندیشید، میگوید:«جوانان باید با نگاهی انتقادی و آگاهانه، از فرهنگهای مختلف بیاموزند و در عین حال، به ریشهها و ارزشهای خود پایبند باشند. تقویت هویت ملی و فرهنگی، از طریق آموزش، هنر و رسانه، میتواند به این هدف کمک کند.»

