محاکمه کارگرانی که جشن عروسی را عــزا کردند

گروه حوادث، کامران علمدهی‌/  کارگران تشریفات یک مجلس عروسی در شهریار که به اتهام قتل یکی از میهمانان پای میز محاکمه ایستاده بودند مدعی شدند، قتل را یکی از دوستانشان مرتکب شده که از کشور فرار کرده است.
به گزارش «ایران»، اواسط سال 1401 گزارش یک نزاع دسته‌جمعی مقابل یکی از باغ‌های شهریار به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران و بررسی‌های اولیه مشخص شد، درگیری میان کارگران شرکتی که برگزارکننده مجالس و جشن‌ها بودند با میزبان و میهمانان یک عروسی رخ داده و در جریان آن یکی از میهمانان به نام پوریا با ضربات متعدد چاقو و قمه مجروح شده است.
بدین ترتیب پوریا به بیمارستان منتقل شد و 5 نفر از شرکت‌کنندگان نزاع بازداشت شدند. تحقیقات میدانی نشان می‌داد که چند نفر از کارگران بر سر موضوعی با میزبان اختلاف پیدا کرده‌اند و در اقدامی عجیب با بستن درهای باغ روی میهمانان، شروع به تخریب خودروهای آنان کرده‌اند. وقتی میهمانان متوجه ماجرا شدند از کارگران خواستند درها را باز کنند تا با هم صحبت کرده و اختلاف را حل کنند، اما به محض باز شدن درها میهمانان با کارگران شرکت درگیر و در نهایت چند نفر مجروح شدند که پوریا به خاطر وخامت حالش به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان منتقل شد اما ساعتی بعد خبر رسید که پوریا به دلیل شدت خونریزی تسلیم مرگ شده است.
با مرگ مرد جوان 5 متهم پرونده تحت بازجویی قرار گرفتند و پس از تجمیع اطلاعات، پلیس یکی از متهمان به نام «دوشنبه» را که از اتباع افغانستانی بود آزاد کرد اما برای 4 متهم دیگر به اتهام مشارکت در نزاع جمعی منجر به فوت، کیفرخواست صادر شد و پرونده به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در اولین جلسه محاکمه، اولیای‌دم مقتول درخواست قصاص کردند، سپس متهمان به جایگاه رفتند و با رد اتهام‌شان مدعی شدند ضارب اصلی پوریا همان «دوشنبه» است که وقتی آزاد شده به افغانستان گریخته است. پس از این اظهارات قضات تصمیم گرفتند پرونده را برای تحقیقات بیشتر به دادسرا برگردانند تا مشخص شود که اظهارات متهمان چقدر صحت دارد.
با انجام تحقیقات تکمیلی، پرونده بار دیگر به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
 دومین جلسه دادگاه 
در این جلسه نیز اولیای‌دم بازهم برای قاتل پسرشان درخواست قصاص کردند. پس از آن متهمان بر ادعای خود تأکید کردند و گفتند قاتل همان شخص متواری است. یکی از متهمان به قضات گفت: «آن شب من مسئول باند و آمپلی‌فایر بودم که قیمت آن 800 میلیون تومان بود و باید از آن محافظت می‌کردم به همین خاطر اصلاً وارد درگیری نشدم فقط در آخرین لحظات با قسمت پخی قمه یک ضربه به پهلوی پوریا زدم که نه تأثیری در مرگش داشت و نه آسیبی به او زد، چون فکر کنم آن موقع دیگر مرده بود.»
قاضی در واکنش به اظهارات این متهم گفت: «حرف‌های شما با واقعیت منطبق نیست چرا که در گزارش بیمارستان نوشته شده پوریا در بیمارستان زنده بوده و چند ساعت بعد به دلیل شدت خونریزی فوت کرده است.»
با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و نه
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و نه - ۰۷ اسفند ۱۴۰۴