ایدئولوژی پشت تعرفه‌ها

چگونه هنری کری الهام‌بخش ملی‌گرایی اقتصادی آمریکای معاصر شد؟

در سال‌های اخیر، واژه «ملی‌گرایی اقتصادی» بار دیگر از متون دانشگاهی و صفحات مطبوعات به میدان عمل سیاست‌گذاری بازگشته است - نسخه آمریکایی این ملی‌گرایی اقتصادی به ‌صورت یک جریان سیاسی پوپولیستی با وعده «حمایت از طبقه کارگر ملی» و «دفاع از صنایع داخلی» خود را معرفی می‌کند. در این گزارش چهارچوب فکری هنری چارلز کری، پدر معنوی ملی‌گرایی اقتصادی پوپولیسم محافظه‌کار آمریکایی یا به عبارت ساده‌تر ریشه‌های فکری سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ ارائه می‌شود.

برزین جعفرتاش
 پژوهشگر توسعه

ملی‌گرایی اقتصادی در ساده‌ترین شکل، به بینش و مجموعه سیاست‌هایی اطلاق می‌شود که می‌گوید اقتصاد باید در خدمت ملت و منافع جمعی آن باشد، نه صرفاً تابع بازارهای بین‌المللی یا منافع گروه‌های فراملیتی. این برداشت گاهی در قالب نئومرکانتیلیسم یا «سیستم ملی» بروز و ظهور پیدا می‌کند: اولویت دادن به افزایش قدرت تولیدی و ثروت ملی از طریق ابزارهایی مانند تعرفه‌ها، یارانه صنایع نوپا، کنترل سرمایه یا سیاست‌های صنعتی فعال. اما ملی‌گرایی اقتصادی یک الگوی واحد نیست - از فریدریش لیست و سنت کلاسیک نئومرکانتیلیستی تا اشکال مدرن ترکیب‌شده با پوپولیسم و توزیع‌گرایی، گونه‌های متفاوتی دارد. اثر کلاسیک لیست که پایه فهم سنت «نظام ملی» است، ایده استفاده از سیاست‌های تجاری هدفمند برای پرورش ظرفیت تولیدی کشورها را برای اولین بار به صورت نظام‌مند صورت‌بندی کرد. فریدریش لیست و نوشته او در این باره در قالب کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» پرسش‌ها و خط‌مشی‌هایی را مطرح کرد که قرن‌ها بعد همچنان زنده است.
 
بازگشت ملی‌گرایی اقتصادی 
به آمریکا - یک موج نو اما آشنا
در ایالات متحده، از اواخر دهه ۱۹۸۰ و شدت‌گرفتن جهانی‌سازی، نوعی آشفتگی اجتماعی-اقتصادی به ‌وجود آمد: جابه‌جایی صنایع به خارج، فشار بر دستمزدها و احساس بی‌عدالتی در میان بخش‌هایی از طبقه کارگر این کشور. این شرایط اقتصادی، بستر مناسبی برای بازگشت روایت‌های ملی‌گرایانه فراهم کرد. بویژه در دهه 1990 و پس از آن، چهره‌هایی مانند پت بوکانان که بر «ناسیونالیسم اقتصادی» تأکید می‌کردند، نشان دادند که محافظه‌کاری می‌تواند پوپولیستی شود و از ابزارهای حمایت‌گرایانه برای جذب رأی کارگران استفاده کند. این گرایش بعدها در انتخابات و سیاستگذاری‌های تجاری قرن حاضر مورد توجه قرار گرفت. در انتخابات ۲۰۱۶ و دوران پس از آن، شعارها و اقدامات دولت ترامپ که با عنوان «ملی‌گرایی اقتصادی» ترویج شدند، ترکیبی از موانع تجاری، فشار بر توافق‌های تجاری بین‌المللی و تمرکز بر بازگرداندن زنجیره‌های تأمین به داخل کشور بودند. تیم مشاوران ارشد دولت جدید از این ایده به ‌عنوان هسته برنامه اقتصادی نام برد؛ مثلاً استیو بنون صراحتاً «ملی‌گرایی اقتصادی» را یکی از ستون‌های راهبردی اتحاد سیاسی جدید خواند: «ما یک ملت با یک اقتصادیم، نه صرفاً اقتصادی در بازار جهانی».
آنچه در سبد ملی‌گرایی معاصر آمریکایی متفاوت است، ترکیب نئومرکانتیلیسم قدیمی با لحن و تکنیک‌های پوپولیستی است: برجسته‌سازی تضاد «نخبگان جهانی» و «مردم محلی»، وعده توزیعی برای طبقه کارگر و هویتی‌سازی اقتصادی (اقتصاد ما = فرهنگ ما). این ترکیب، با چهارچوب مد نظر فریدریش لیست تفاوت اساسی دارد؛ لیست بیشتر بر ساخت قدرت تولیدی بلندمدت و رقابت میان کشورها برای رسیدن به «برتری صنعتی» تمرکز داشت، در حالی که محافظه‌کاری پوپولیستی مدرن آمریکا از صنایع داخلی به ‌عنوان ابزار حفظ یا بازتوزیع قدرت درون یک کشور استفاده می‌کند.
 
پدر معنوی محافظه‌کاری پوپولیستی ملی‌گرا: شرح 
ساختار فکری هنری چارلز کری
اگر در تاریخ فکری ناسیونالیسم اقتصادی آلمان نام لیست برجسته است، در میدان اندیشه آمریکایی نام هنری چارلز کری، نقش محوری و گاهی مغفول‌مانده دارد. کری (قرن نوزدهم) با مجموعه آثارش، بویژه سه‌جلدی «اصول علوم اجتماعی» چهارچوبی ارائه داد که بعدها به‌ عنوان «سنت حمایت‌گرایی جمهوری‌خواه آمریکا» شناخته شد و تأثیرات گسترده‌ای بر سیاست تجاری ایالات متحده در پایان قرن نوزدهم 
گذاشت.
هسته فکری کری را می‌توان  در چند گزاره کلیدی خلاصه کرد:

۱. تمرکز بر تبعات اجتماعی تجارت آزاد: برخلاف برخی نئومرکانتیلیست‌ها که صرفاً به افزایش ظرفیت تولید ملی می‌اندیشیدند، کری مسأله توزیع داخلی و تأثیر تجارت آزاد بر وضعیت کارگران و جوامع محلی را در مرکز نگرانی خود قرار داد. او استدلال می‌کرد که تجارت آزاد، طبقه تاجران و سرمایه‌داران را توانمند می‌کند در حالی که هزینه‌های اجتماعی (کاهش دستمزدها، فقر کارگری، تضعیف ارزش‌های اجتماعی) را بر دوش طبقات کارگر می‌گذارد. این بازتابی است از نوعی محافظه‌کاری اجتماعی که خواهان دفاع از هویت و استاندارد زندگی «ملت» است - موضوعی که امروز در زبان پوپولیستی محافظه‌کاران آمریکایی نیز طنین‌انداز است.

۲. حمایت‌گرایی به ‌عنوان ابزار حفاظت از کار و اجتماع سیاسی: برای کری، تعرفه‌ها و حمایت‌های صنعتی نه‌تنها ابزار «افزایش قدرت ملی» بلکه وسیله‌ای برای تضمین حداقل‌های معیشتی و حفظ انسجام اجتماعی بودند. او حمایت‌گرایی را راهی برای دفاع از «مردم کارگر» می‌دید، بی‌آنکه لزوماً به تغییرات رادیکال در نظام مالکیت یا ساخت دولت منجر شود - نقطه‌ای که موجب پذیرش این سیاست‌ها در بین بخش‌هایی از محافظه‌کاری آمریکایی 
شد.

۳. نسبت به مهاجرت و سرمایه خارجی رویکردی پیچیده و تا اندازه‌ای باز: برخلاف سیاستمداران محافظه‌کار معاصر که گاه از کنترل مهاجرت و محدودیت سرمایه خارجی حمایت می‌کنند، کری در برخی نوشته‌هایش از جذب سرمایه و نیروی کار خارجی استقبال کرده و بر مزایای تعامل کنترل‌شده بین‌المللی تأکید داشته است.  بنابراین سنت فکری او کاملاً همسو با انزواگرایی نیست؛ بلکه ترکیبی از حمایت‌گرایی مرزی با باز بودن انتخاب‌شده نسبت به جریان‌های مفید بین‌المللی را  نشان می‌دهد.

۴. انتقاد از تمرکز صرف بر هژمونی یک قدرت: کری مانند لیست نگران سلطه یک کشور نبود اما دیدگاه او نسبت به اینکه چگونه منافع داخلی باید در مرکز سیاست اقتصادی قرار گیرد، او را از لیست متمایز  می‌کرد. 
او به ‌صورت مشخص توجه بیشتری به پیامدهای توزیعی سیاست‌ها داشت و این یکی از دلایلی است که اندیشه کری نزد سیاستمداران آمریکایی محافظه‌کار پوپولیست در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم (که خواهان ترکیب حمایت‌گرایی با وعده توزیعی‌ هستند) جذاب بوده است.

 

جمع‌بندی: نو و کهنه در یک قاب

ملی‌گرایی اقتصادی امروز آمریکا، گرچه ردپایی از سنت‌های کلاسیک لیست دارد، بیش از همه میراث ارتقا‌یافته‌ای از فیلسوفان و اقتصاددانان آمریکایی مانند کری را نشان می‌دهد: ترکیب حمایت از تولید ملی با دغدغه‌های توزیعی و هویتی که بتواند سرمایه سیاسی طبقه کارگر را جذب کند.
 این سنت، وقتی در دست بازیگران پوپولیست قرار می‌گیرد، زبان «ما در برابر نخبگان جهانی» را با راه‌حل‌های اقتصادی مشخص (تعرفه، محدودیت واردات، فشار بر توافق‌ها) پیوند می‌زند - و چالشی جدی برای نظم لیبرال پیشین در تجارت بین‌الملل پدید می‌آورد. درک تفاوت‌های ظریف فکری میان لیست، کری و گونه‌های معاصر ملی‌گرایی اقتصادی ضروری است تا بتوانیم بهتر بفهمیم چرا این ایده‌ها دوباره زنده شده‌اند و به چه شکل ممکن است سیاست و جامعه را در دهه‌های پیش‌رو شکل دهند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • بورس
  • دولت چه کار می‌کند
  • حوادث
  • ورزشی
  • ایران زمین
  • توسعه
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هشت - ۰۶ اسفند ۱۴۰۴