چرا روند کار در بزرگ‌ترین میدان مشترک نفتی کشور کُند پیش می‌‌رود؟

گره توسعه در «آزادگان»

با گذشت بیش از یک سال از امضای قرارداد توسعه یکپارچه میدان نفتی آزادگان به ارزش ۱۱.۵ میلیارد دلار، این میدان بزرگ مشترک هنوز وارد فاز عملیاتی پرشتاب نشده است. در حالی که تجربه توسعه میادین مشترک در منطقه نشان می‌دهد سرعت تصمیم‌گیری و نوع راهبری پروژه، نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان برداشت نهایی دارد، بررسی‌ها حاکی از آن است که چالش اصلی آزادگان نه کمبود منابع، بلکه نحوه سازماندهی و مدیریت توسعه میدان است.
 
تجربه همسایه؛ توسعه مجنون چگونه جلو رفت؟
برای درک بهتر این موضوع، کافی است نگاهی به تجربه کشورهای همسایه در میادین مشترک انداخته شود. در میدان مجنون عراق، توسعه با یک اصل مشخص پیش رفت: راهبری فنی پروژه در اختیار شرکت‌های بزرگ و تخصصی بالادستی قرار گرفت. دولت عراق در سال ۲۰۰۹ قرارداد توسعه این میدان مشترک را با کنسرسیومی متشکل از شل و پتروناس امضا کرد؛ قراردادی که هدف آن افزایش سریع تولید و ارتقای ضریب بازیافت مخزن بود. نتیجه این مدل، رسیدن ظرفیت تولید میدان مجنون به حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز بود.
این مسیر در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد. در سال ۲۰۲۵، چهارچوب همکاری جدیدی میان عراق و اکسون‌موبیل تعریف شد تا با ورود فناوری‌های پیشرفته‌تر و مدیریت دقیق‌تر مخزن، توسعه میدان وارد مرحله تازه‌ای شود. عراق اکنون هدف‌گذاری کرده است ظرفیت تولید میدان مجنون را تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۶۰۰ هزار بشکه در روز برساند؛ هدفی که برپایه تداوم همان مدل تخصص‌محور دنبال می‌شود.
مدل توسعه در این میدان روشن است؛ سرمایه مالی در کنار تخصص فنی معنا پیدا می‌کند. تصمیم‌گیری‌های مرتبط با مخزن در اختیار مهندسان مخزن قرار دارد. برنامه حفاری بر اساس مدل‌سازی دینامیک مخزن تنظیم می‌شود و توسعه مرحله‌ای با تمرکز بر افزایش ضریب برداشت پیش می‌رود. در این چهارچوب، معیار موفقیت نه وعده‌های روی کاغذ، بلکه اعداد واقعی تولید است.
 
آزادگان؛ ظرفیت بزرگ
تولید محدود
اکنون اگر تصویر به غرب کارون در ایران منتقل شود، مقایسه‌ای معنادار شکل می‌گیرد. میدان نفتی آزادگان به‌عنوان بزرگ‌ترین مخزن مشترک نفتی کشور، بیش از ۲۰ میلیارد بشکه نفت درجای دارد؛ ظرفیتی که برآورد می‌شود توان تولیدی در بازه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز را داشته باشد. با این حال، تولید فعلی این میدان حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز است. فاصله میان ظرفیت بالقوه و تولید موجود، پرسش‌هایی جدی درباره مسیر توسعه این میدان ایجاد کرده است.
 
قرارداد ۱۱.۵ میلیارد دلاری 
و چالش راهبری
در اسفندماه ۱۴۰۲، قرارداد توسعه یکپارچه آزادگان با ارزش ۱۱.۵ میلیارد دلار امضا شد؛ قراردادی که می‌توانست نقطه عطفی در توسعه این میدان باشد. با این حال، از همان ابتدا توجه‌ها به ساختار راهبری پروژه جلب شد. در مدل تعریف‌شده، کنسرسیومی با محوریت بانک‌ها نقش اصلی را در پیشبرد پروژه برعهده گرفت. هرچند تأمین مالی یکی از ارکان توسعه میادین نفتی است، اما مدیریت و راهبری مخزن، مأموریتی متفاوت و کاملاً تخصصی به شمار می‌رود.
 
ضرب‌الاجل تعیین تکلیف
پروژه در وضعیت انتظار
پنجم آذرماه ۱۴۰۴ جلسه‌ای به ریاست مسعود پزشکیان برگزار شد و ضرب‌الاجلی دو هفته‌ای برای تعیین تکلیف پروژه تعیین شد. موضوع اصلی در این مقطع، تأمین آورده اولیه ۸۰۰ میلیون دلاری بود؛ آورده‌ای که قرار بود مسیر آغاز عملیات اجرایی را هموار کند. با گذشت این زمان، منابع مورد نظر تأمین نشد و اگرچه قرارداد به‌صورت مشروط تنفیذ شد، اما عملیات میدانی جدی در میدان آزادگان آغاز نشد. به این ترتیب، پروژه‌ای ملی در وضعیت انتظار باقی ماند.
زمان به نفع چه کسی است؟
در میادین مشترک، زمان عامل تعیین‌کننده است. طرفی که سریع‌تر حفاری می‌کند و مدیریت فشار مخزن را در دست می‌گیرد، عملاً سهم بیشتری از برداشت خواهد داشت. مهاجرت سیال یک واقعیت فنی انکارناپذیر است و اگر برنامه تولید و تزریق در یک سوی مخزن جلوتر باشد، برداشت همان سمت افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، هر ماه تأخیر می‌تواند به معنای کاهش سهم ایران از یک مخزن مشترک باشد. کارشناسان حوزه انرژی تأکید می‌کنند توسعه آزادگان صرفاً یک پروژه مالی نیست. این میدان به مدیریت یکپارچه مخزن نیاز دارد؛ از طراحی چاه‌های افقی گرفته تا تعیین الگوی بهینه تزریق آب یا گاز و پایش مداوم فشار لایه‌ها. این تصمیم‌ها ماهیت مهندسی دارند و نیازمند تجربه عملیاتی در توسعه میادین بزرگ نفتی هستند. از این منظر، نحوه تفکیک نقش تأمین مالی از راهبری فنی، یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده آزادگان است.
 
تجربه داخلی
وقتی توسعه متوقف نشد
در عین حال، ایران تجربه‌های موفقی در این زمینه دارد. در پروژه پارس جنوبی، زمانی که شرکت‌های خارجی از توسعه فازها خارج شدند، شرکت‌های اکتشاف و تولید داخلی مسیر کار را متوقف نکردند. ساخت سکوها، حفاری دریایی و راه‌اندازی تأسیسات فرآورشی با اتکا به توان داخلی ادامه یافت و تولید پایدار شکل گرفت. در آزادگان جنوبی نیز افزایش تولید با حضور همین شرکت‌ها به ثبت رسید؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد ظرفیت فنی لازم در داخل کشور وجود دارد. از این رو، پرسش اصلی امروز بیش از آنکه متوجه نقد گذشته باشد، ناظر بر اصلاح مسیر آینده است. اگر در طراحی اولیه توسعه آزادگان، ناهماهنگی‌هایی در ساختار راهبری شکل گرفته، همچنان امکان بازنگری وجود دارد. در این چهارچوب، بانک‌ها می‌توانند نقش اصلی خود را در تأمین مالی ایفا کنند و در مقابل، راهبری فنی میدان به شرکت‌های بزرگ و متخصص اکتشاف و تولید سپرده شود. شفاف‌سازی مرز میان سرمایه‌گذاری و مدیریت مخزن، یکی از پیش‌نیازهای شتاب‌گرفتن پروژه محسوب می‌شود.
 
هنوز فرصت اصلاح باقی است
  اگرچه چالش‌هایی در مسیر توسعه آزادگان وجود دارد، اما همچنان فرصت اصلاح باقی است. بازگشت هر نهاد به نقش تخصصی خود، می‌تواند مسیر پروژه را هموار کند. تأمین مالی در جایگاه خود، و راهبری فنی در اختیار تیم‌های مهندسی و عملیاتی. تصمیم‌های مهندسی زمانی بیشترین اثر را دارند که در چهارچوب تخصصی خود گرفته شوند. تنها در این صورت است که می‌توان فاصله میان ظرفیت بالقوه و تولید واقعی در بزرگ‌ترین میدان مشترک نفتی کشور را کاهش داد.

 

برش

عددها چه می‌گویند؟ فاصله سند تا عملیات
عدد ۱۱.۵ میلیارد دلار زمانی معنا پیدا می‌کند که به دکل فعال و چاه تولیدی تبدیل شود. آورده ۸۰۰ میلیون دلاری نیز زمانی اثرگذار است که عملیات حفاری را وارد فاز اجرایی کند. در غیر این صورت، قراردادها در حد اسناد باقی می‌مانند. در سوی دیگر، عراق با تداوم مدل تخصص‌محور خود، مسیر افزایش تولید را دنبال می‌کند و به هدف‌گذاری ۶۰۰ هزار بشکه‌ای نزدیک می‌شود.
میدان آزادگان می‌تواند به یکی از موتورهای محرک اقتصاد نفتی کشور تبدیل شود. افزایش چندصد هزار بشکه‌ای تولید، ظرفیت ایجاد منابع ارزی پایدار برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اولویت‌دار را دارد. با این حال، تعلل در تصمیم‌گیری و کندی در آغاز عملیات اجرایی، این فرصت را محدود می‌کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هفت
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هفت - ۰۵ اسفند ۱۴۰۴