فولکر پرتس، دیپلمات پیشین آلمانی در گفت‌وگو با «ایران» درباره چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا:

بدون پیشرفت در مسائل محتوایی، اعتماد پایدار شکل نمی گیرد

عسگر قهرمانپور/ سردبیر ایران دیلی - مذاکرات ایران و ایالات متحده در مقطعی حساس از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی جریان دارد؛ مقطعی که در آن، هم نشانه‌هایی از تمایل دو طرف به رسیدن به توافق دیده می‌شود و هم فاصله‌ای قابل‌توجه میان اهداف و انتظارات آنان پابرجاست. در چنین فضایی، ارزیابی‌های واقع‌گرایانه از بیرون می‌تواند تصویری روشن‌تر از مسیر پیش رو ارائه دهد. فولکر پرتس، دیپلمات و پژوهشگر برجسته آلمانی در حوزه خاورمیانه، از جمله چهره‌هایی است که سال‌ها در قلب سیاست‌گذاری خارجی اروپا و تحلیل تحولات منطقه حضور داشته است. او که مدیریت اندیشکده سیاست و علم آلمان را بر عهده داشته و بعدها به‌عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سودان مأموریت یافت، به دلیل نگاه تحلیلی و تجربه میدانی‌اش در فهم پیچیدگی‌های‌گذار سیاسی و منازعات منطقه‌ای شناخته می‌شود. او به‌عنوان کارشناس تحولات سیاسی جهان عرب، بویژه سوریه و روندهای‌گذار قدرت در منطقه شناخته می‌شود و آثار پژوهشی متعددی در این زمینه منتشر کرده است. پرتس در گفت‌وگو با «ایران»، با تکیه بر همین تجربه، چشم‌انداز مذاکرات تهران و واشنگتن را بررسی می‌کند؛ مذاکراتی که به باور او در سایه اختلاف بر سر ماهیت توافق، فشار بازیگران منطقه‌ای و خطر خطاهای محاسباتی می‌تواند میان دیپلماسی و تقابل نظامی در نوسان بماند. او با اشاره به تمایل طرفین برای دستیابی به توافق، هشدار می‌دهد که بدون پیشرفت ملموس و درک واقع‌بینانه از محدودیت‌ها و پیامدهای هر گزینه، مسیر گفت‌وگو ممکن است بار دیگر به بن‌بست یا بحرانی گسترده‌تر منتهی شود. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح این گفت‌وگو است.

از منظر اروپا، چشم‌انداز ساختاری موفقیت در مرحله کنونی مذاکرات ایران و ایالات متحده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
به نظر می‌رسد هم ایالات متحده و هم ایران خواهان دستیابی به یک توافق هستند و ترجیح می‌دهند این توافق از طریق مذاکرات دوجانبه حاصل شود. با این حال، آنها به دنبال یک توافق مشابه نیستند و به همین دلیل شانس موفقیت نسبتاً محدود است. از بیرون چنین به نظر می‌رسد که ایران خواهان توافقی مشابه برجام ۲۰۱۵ است.
در مقابل، رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به دنبال توافقی است که بسیار فراتر از برجام باشد. او می‌خواهد ایران سطح غنی‌سازی را به صفر برساند.
همچنین در حالی که طرف ایرانی آماده است در چندین دور مذاکره شرکت کند، رئیس‌جمهوری ترامپ خواهان دستیابی سریع به توافق است و اگر چشم‌انداز یک توافق سریع وجود نداشته باشد، او آمادگی استفاده از نیروی نظامی را نیز دارد. ایالات متحده حجم عظیمی از توان آتش را در منطقه مستقر کرده و در صورت تصمیم رئیس‌جمهوری، آماده انجام حمله است.

چه محاسبات راهبردی نادرستی باید از سوی دو طرف اجتناب شود تا از بن‌بست دیپلماتیک جدید جلوگیری شود؟
خطای محاسباتی واقعاً یک خطر جدی است. 
ایران ممکن است آمادگی رئیس‌جمهوری دونالد ترامپ برای استفاده از نیروی نظامی را دست‌کم بگیرد و نمایش قدرت آمریکا را صرفاً یک تاکتیک در روند مذاکره تلقی کند؛ ایران هم قدرت بازدارندگی خود را به وضوح نشان داده است در عین حال، طرف آمریکایی نیز ممکن است دچار خطای محاسبه شود. 
ارتش ایالات متحده بی‌تردید فهرستی از اهدافی دارد که قادر به انهدام آنهاست، اما چندان روشن نیست که آیا پس از نابودی اهداف اصلی، راهبرد مشخصی برای مرحله بعد نیز در اختیار دارد یا خیر. 
یک درگیری نظامی میان آمریکا و ایران می‌تواند به هرج‌ومرج در داخل ایران و در سطح منطقه منجر شود و ایالات متحده را به درگیری‌ای بسیار طولانی‌تر از آنچه رئیس‌جمهوری ترامپ مایل است شاهد آن باشد، بکشـــــاند.
پویایی‌های منطقه‌ای به‌ویژه نقش کشورهای خلیج فارس، رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ و اقدامات رژیم صهیونیستی تا چه اندازه بر مواضع مذاکره تهران و واشنگتن تأثیرگذار است؟
بازیگران منطقه‌ای نقش مهمی دارند. اسرائیل، آمریکا را به اتخاذ موضعی سخت‌گیرانه‌تر تشویق می‌کند و خواستار آن است که هر توافقی شامل پایان غنی‌سازی ایران و چند موضوع دیگر شود. 
در مقابــــــــل، کشورهای عربـــــی خلیـــــــــج فارس بیش از هر چیز خواهان ثبات‌اند. به نظر می‌رسد که آنها از تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران و فروپاشی آنچه «محور مقاومت» نامیده می‌شد خیلی هم ناراحت نیستند، اما تمایلی به جنگ منطقه‌ای یا بی‌ثباتی و هرج‌ومرج در ایران ندارند. از این رو، از مذاکرات حمایت کرده و آن را تسهیل می‌کنند. در سطح کلان‌تر، روسیه و چین نظاره‌گرند. آنها احتمالاً حملات نظامی آمریکا را محکوم خواهند کرد، اما برای جلوگیری از آن اقدامی عملی انجام نمی‌دهند. اروپا نیز از اقدام نظامی آمریکا حمایت نخواهد کرد و نسبت به هر اقدام شتاب‌زده‌ای که موجب بی‌ثباتی بیشتر شود هشدار می‌دهد. کشورهای اروپایی همچنان از تصمیم ترامپ برای خروج از برجام در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش ابراز تأسف می‌کنند، هرچند از عدم پایبندی کامل ایران نیز ناراضی‌اند.

آیا اقدامات اعتمادساز می‌تواند شکاف عمیق بی‌اعتمادی سال‌های اخیر را به‌طور ملموس کاهش دهد؟
خودِ مذاکرات جاری را می‌توان نوعی اقدام اعتمادساز تلقی کرد. مذاکره‌کنندگان اصلی – فرستاده ویژه آمریکا و وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی – در این زمینه پیشرفت‌هایی داشته‌اند. پذیرش مذاکرات مستقیم از سوی ایران نیز می‌تواند به تقویت اعتماد کمک کند. با این حال، این اقدامات به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیستند و بدون پیشرفت سریع و ملموس در مسائل محتوایی، اعتماد پایدار شکل نخواهد گرفت.

اروپا یا چهارچوب‌های چندجانبه چه نقشی می‌تواند در دستیابی به توافقی پایدار ایفا کند؟
اروپا آمادگی دارد در مذاکرات جدی درباره توافقی جامع و جدید مشارکت کند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر می‌رسد نه واشنگتن و نه تهران تمایلی به مشارکت مستقیم اروپا ندارند.  
سازمان ملل متحد می‌تواند در همکاری با بازیگران منطقه‌ای – مانند عمان – نقش میانجی ایفا کند، اما در حال حاضر اراده سیاسی لازم در دو پایتخت برای چنین میانجی‌گری‌ای دیده نمی‌شود.  
در مجموع، اروپا می‌تواند نقش حمایتی و هشداردهنده داشته باشد و بر ضرورت ثبات منطقه‌ای و راه‌حل دیپلماتیک پایدار تأکید کند، اما ابتکار عمل فعلاً در دست تهران و واشنگتن است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و شش - ۰۴ اسفند ۱۴۰۴