رقابت انگلستان و روسیه در ایران ناصری

عدم وجود ابتکار مستقیم دولت در معرفی اصلاحات به سبک اروپایی به این معنی نبود که ایران از تأثیرات غربی رهایی یافته باشد. هم روسیه و هم بریتانیا کشور ایران را از اهمیت استراتژیک بسیار بالایی برخوردار می‌دانستند و دخالت‌های مکرر آنها در امور ایران به فلج شدن اداری رژیم ناصرالدین شاه کمک کرد. در نیمه اول قرن نوزدهم، روسیه مناطقی  راکه به طور سنتی توسط ایران در ترکستان و در منطقه قفقاز و در کنار دریای خزر ادعا می‌شد اشغال کرد، از جمله بخش‌هایی از استان مهم آذربایجان. با جذب ترکستان، تاجیکستان و اراضی قفقاز به امپراطوری روسیه، تزارها وظیفه دشوار حکمرانی بر جمعیتی متنوع از مسیحیان و مسلمانان سنی و شیعه را بر دوش گرفتند. گسترش‌طلبی روسیه در ایران اهداف تجاری و همچنین سرزمینی داشت. پس از پیروزی نظامی قاطع علیه نیروهای قبیله‌ای نامنظم شاه در سال ۱۸۲۸، روسیه پیمان ترکمانچای را بر ایران تحمیل کرد. این پیمان شامل مواد خاصی بود که به تجار روسی حقوق خارج از قلمرو و نرخ‌های تعرفه‌ای مطلوب می‌داد، مشابه امتیازاتی که به اروپاییان غربی در قراردادهای کاپیتولاسیون عثمانی اعطا می‌شد.
به نظر مقامات بریتانیایی، پیشروی‌های روسیه در ایران تهدیدی برای امنیت هند محسوب می‌شد و رقابتی ناخوشایند برای جست‌و‌جوی بازارهای خارجی توسط صنعت بریتانیا به شمار می‌رفت. این چالش تجاری با امضای معاهده‌ای در سال ۱۸۵۷ پاسخ داده شد که طی آن شاه ایران به بازرگانان بریتانیایی همان مزایای تعرفه‌ای پایین و امتیازات حقوقی خارج از مرزهایی را که پیش‏تر به روس‌ها اعطا شده بود، اعطا کرد. همان‌طور که در امپراطوری عثمانی و مصر رخ داد، توافقنامه‌های کاپیتولاسیونی زمینه‌ساز نفوذ اقتصادی ایران شد و این کشور را وارد اقتصاد جهانی تحت سلطه اروپا کرد. اگرچه حجم تبادلات تجاری بین‌المللی ایران به مراتب کمتر از مصر و امپراطوری عثمانی بود، تحول اقتصادی این کشور پیروی از الگویی مشابه آنها را نشان داد. ایران کالاهای کشاورزی خام نظیر پنبه، ابریشم و گندم را صادر کرده و کالاهای تولیدی – عمدتاً پارچه‌ها و کالاهای سخت‌افزاری – را از بریتانیا و روسیه وارد می‌کرد. صنعت سنتی نساجی ایران در برابر رقابت واردات ارزان قیمت خارجی کاهش یافت. اما، یکی از بخش‌های تولیدی که از باز شدن اقتصاد ایران سود برد، صنعت فرش‌بافی بود. با محبوبیت فرش‌های ایرانی در غرب، تولید این محصولات برای پاسخ به تقاضای جدید افزایش یافت.
نگرانی بریتانیا از پیشروی‌های قلمرویی روسیه به سمت مرزهای هند باعث شد که بریتانیایی‌ها به سنت پترزبورگ اطلاع دهند که در صورت تجزیه ایران، از موضع خود عقب‌نشینی نخواهند کرد. از آنجا که هیچ‌کدام از دو قدرت تمایلی به جنگ بر سر ایران نداشتند، به‌طور ضمنی توافق کردند که به ایران اجازه دهند به‌عنوان یک کشور حائل بین منافع استراتژیک آنها باقی بماند، ترتیبی مشابه با آنچه در مورد امپراطوری عثمانی اتخاذ شده بود. اما، هر دو قدرت امپریالیستی به رقابت برای نفوذ بر دولت ایران ادامه دادند. سیاست روسیه بر تضعیف و عقب‌ماندگی ایران متمرکز بود، در حالی که بریتانیا به تشویق بهبودهای اقتصادی می‌پرداخت که ممکن بود قدرت کشور را تقویت کرده و آن را قادر سازد تا در برابر تجاوزات روسیه مقاومت کند. ناصرالدین شاه، که در میانه این رقابت گرفتار شده بود، سعی داشت تا با استفاده از تنها اهرم قدرتی که در اختیار داشت، یعنی اعطای امتیازات اقتصادی، دو قدرت را علیه یکدیگر به بازی بگیرد. این روش همچنین راهی برای ناصرالدین شاه بود تا وجوه مورد نیاز برای تأمین هزینه‌های مصرفی خود، از جمله تمایلاتش به کالاهای لوکس وارداتی و سفرهای پرهزینه به روسیه و اروپای غربی را تأمین کند.

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و چهار
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و چهار - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴