آیا ترک فعل در سرمایهگذاری آزادراهی ادامه خواهد داشت؟
زیرساخت؛ ابزار مهجور خروج از رکود
خدایار خاشع
دبیر کمیته سرمایهگذاران آزادراهها
در تجربه اقتصادهای بزرگ جهان، سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل صرفاً یک اقدام عمرانی نبوده، بلکه ابزار شناختهشده سیاست مالی ضدچرخهای برای مقابله با رکود و بیکاری بوده است. هنگامی که اقتصاد با افت تقاضا و کاهش اشتغال مواجه شده، دولتها با اتکا به پروژههای بزرگ راهسازی، موتور رشد را دوباره روشن کردهاند.
مرور تفکیکشده این تجربهها، تصویر روشنی پیشروی ما قرار میدهد:
آمریکا؛ زیرساخت به مثابه
احیای تقاضا
در رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰، دولت روزولت با اجرای برنامه «نیو دیل»، هزاران پروژه راهسازی را آغاز کرد. هدف روشن بود: اشتغال فوری و تحریک تقاضای کل. نتیجه آن سیاستها تنها کاهش بیکاری نبود؛ دو دهه بعد، شبکه بزرگراههای بینایالتی، ستون فقرات رشد صنعتی و توسعه آمریکا شد.
پیام روشن تجربه آمریکا: پروژه عمرانی اگر درست طراحی شود، از ابزار موقت اشتغال به زیرساخت دائمی رشد تبدیل میشود.
آلمان؛ اتوبان و فعالسازی
صنایع سنگین
آلمان در دهه ۱۹۳۰ با احداث شبکه اتوبان سراسری، همزمان سه هدف را دنبال کرد:
- کاهش بیکاری گسترده
- تحریک صنایع فولاد و سیمان
- ایجاد زیرساخت ملی برای توسعه صنعتی
این شبکه بعدها به یکی از پایههای اقتصاد صادراتمحور آلمان بدل شد.
پیام تجربه آلمان: پروژههای مقیاس ملی میتوانند هم اثر کوتاهمدت ضدرکودی داشته باشند و هم مزیت رقابتی بلندمدت بسازند.
ژاپن؛ محرک عمرانی
با هشدار بدهی
در دهه ۱۹۹۰، ژاپن برای خروج از رکود طولانی، بستههای عمرانی گسترده اجرا کرد. اگرچه این سیاست از سقوط عمیقتر اقتصاد جلوگیری کرد، اما برخی پروژهها فاقد اولویت اقتصادی بودند و بدهی عمومی افزایش یافت.
پیام ژاپن: زیرساخت بدون ارزیابی دقیق اقتصادی، میتواند به فشار مالی بلندمدت تبدیل شود.
چین؛ سرعت، مقیاس
و راهبرد ملی
در بحران ۲۰۰۸، چین با اجرای بسته محرک عظیم، سرمایهگذاری سنگینی در بزرگراهها و راهآهن سریعالسیر انجام داد و نتیجه آن؛
- تثبیت سریع رشد اقتصادی
- گسترش یکپارچگی سرزمینی
- تقویت جایگاه چین در تجارت جهانی
پیام چین: اگر پروژههای زیرساختی در چهارچوب راهبرد ملی و تأمین مالی منسجم اجرا شوند، اثر ضدرکودی آنها قابلتوجه خواهد بود.
کره جنوبی؛ زیرساخت
در کنار اصلاح نهادی
کره جنوبی پس از بحران مالی آسیایی، توسعه زیرساخت را در کنار اصلاحات مالی و نهادی پیش برد.
پیام کره: سرمایهگذاری عمرانی زمانی مؤثر است که با اصلاح حکمرانی اقتصادی همراه باشد.
جمعبندی تجربه جهانی وجه مشترک این کشورها روشن است:
در دوران رکود، زیرساخت به میدان میآید. اما موفقیت آن وابسته به سه شرط است:
- ثبات قواعد و قراردادها
- تأمین مالی پایدار
- اولویتبندی بر اساس بازده اقتصادی
اکنون ایران؛ فرصت یا تعلل؟
اقتصاد ایران با افت سرمایهگذاری و فرسایش تشکیل سرمایه ثابت روبهروست. دهها پروژه آزادراهی با توجیه اقتصادی آماده اجراست. بخش خصوصی توان فنی و تجربه دارد. با این حال:
- سازوکار تعدیل متناسب با تورم تضعیف شده
- تعادل اقتصادی قراردادهای BOT مخدوش است
- نااطمینانی بازگشت سرمایه، انگیزهها را کاهش داده است
در چنین شرایطی، ابزار آزمودهشده جهانی برای خروج از رکود، در عمل بلااستفاده مانده است.
آیا استمرار این وضعیت، در حالی که اقتصاد به اشتغال و رشد نیاز فوری دارد، مصداق ترک فعل در سیاستگذاری زیرساختی نیست؟
نتیجه تجربه آمریکا، آلمان، ژاپن، چین و کره جنوبی نشان میدهد، راهسازی در دوران رکود میتواند موتور رشد باشد. اما زیرساخت، با بیثباتی قراردادی و تصمیمات کوتاهمدت، به ضد خود تبدیل میشود. امروز توسعه آزادراهها فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ یک سیاست رشد، اشتغال و تقویت بهرهوری ملی است.
البته مهمترین نکته که باید به آن توجه کرد: برای موفقیت در این امر باید توجیه و ارزیابی دقیق اقتصادی طرحها با مشارکت بخش خصوصی واقعی و اولویتبندی درست طرحها در کنار اصلاحات مالی و نهادی صورت پذیرد، در غیر این صورت همانند تجربه ژاپن که بهدلیل اولویتبندی ناکافی برخی پروژهها، بدهی عمومی را افزایش داد، این مزیت به ضد خود تبدیل خواهد شد و نیاز است نهاد بررسی توجیه اقتصادی و اولویتبندی طرحها از افراد شاخص باتجربه و دور از فشارهای کانونهای قدرت و منطقهای و تصمیمات کوتاهمدت عمل کرده و همراه با اصلاحات حکمرانی اقتصادی باشد.

