تحولات غیر اقتصادی همسایگان چگونه در بازار سرمایه ایران منعکس شده است؟

تأثـیر شوک‌های خارجی بر بـورس تهران

تشدید تنش‌های غیراقتصادی در سطح جهان و منطقه خاورمیانه در دهه اخیر، توجه بسیاری از تحلیلگران اقتصادی را به نقش این متغیر در نوسانات بازارهای مالی جلب کرده است. با وجود گستردگی پژوهش‌های صورت گرفته درباره اثر ریسک‌های غیر اقتصادی بر اقتصاد، مطالعات اندکی به طور مشخص به کمی‌سازی اثر شاخص‌های غیراقتصادی بر بورس‌های اوراق بهادار کشورهای درگیر در تنش‌های منطقه‌ای پرداخته‌اند. ایران به دلیل موقعیت راهبردی، قرار گرفتن در همسایگی کانون‌های بحران و همچنین تحت تحریم بودن، یکی از بهترین نمونه‌ها برای سنجش میزان تأثیرپذیری بازار سرمایه از این نوع ریسک‌های جهانی و منطقه‌ای محسوب می‌شود. پرسش اساسی این است که کدام‌یک از ریسک‌های منطقه‌ای توانایی توضیح‌دهندگی نوسانات روزانه بورس تهران را دارند و آیا شاخص‌های تهدید (GPT) نسبت به شاخص‌های اقدامات (GPA) اثرگذارتر هستند؟

والا صنیع‌زاده
گروه بورس

موسی بحریه، مجید داودی نصر، غلامعلی حاجی و میثم دعایی، پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامی، در مطالعه‌ای که سال ۱۴۰۴ منتشر شده است، با استفاده از مدل ترکیبی گارچ میداس (GARCH-MIDAS) به بررسی این پرسش پرداخته‌اند. این مدل که امکان ترکیب داده‌های با تواتر متفاوت را فراهم می‌کند، به محققان اجازه داد تأثیر شاخص‌های ریسک غیراقتصادی را بر بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران طی یک بازه ۱۳‌ساله (فروردین ۱۳۹۰ تا فروردین ۱۴۰۳) ارزیابی کنند. در این پژوهش از بازده فصلی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران به عنوان متغیر وابسته و شاخص‌های جهانی شامل شاخص تهدیدات (GPT) و شاخص اقدامات (GPA) به همراه شاخص‌های ریسک ژئوپلتیکی چهار کشور روسیه، اوکراین، ترکیه و عربستان سعودی استفاده شده است. این شاخص‌ها بر مبنای تحلیل محتوای الگوریتمی روزنامه‌های معتبر از یک سایت معتبر در این حوزه استخراج شده است.
نتایج برآورد مدل‌های مختلف در این پژوهش حاکی از آن است که از میان چهار کشور منتخب، تنها ریسک ترکیه اثر معناداری بر نوسانات بازار سهام ایران داشته ‌است. این تأثیر در مورد ترکیه بسیار برجسته‌تر است؛ به‌ گونه‌ای که در تمامی تصریحات مدل (آلمون، استپ و بتا)، شاخص ریسک غیر اقتصادی ترکیه ضرایبی معنادار و قابل‌توجه از خود نشان داده است. جالب آنکه تأثیر این شاخص صرفاً منفی نیست، بلکه در برخی وقفه‌های زمانی، مثبت و در برخی دیگر منفی بوده است؛ رفتاری که نشان‌دهنده واکنش پیچیده و پویای سرمایه‌گذاران به اخبار منطقه‌ای است. در مقابل، علی‌رغم اهمیت سیاسی روسیه و عربستان سعودی و تا حدودی اوکراین در تحولات خاورمیانه و بازار نفت، تأثیر شاخص‌های ریسک این کشور‌ها بر بازدهی بورس تهران در بیشتر مدل‌های آماری معنادار نبوده است.
یکی دیگر از نتایج کلیدی این مطالعه، تمایز معنادار میان دو مؤلفه ریسک مورد نظر است. در حالی که شاخص تهدیدات (GPT) در برخی مدل‌ها اثر منفی و معناداری بر بازده داشته است، شاخص اقدامات (GPA) که رویدادهای عینی مانند جنگ یا حمله نظامی را اندازه‌گیری می‌کند، در اغلب موارد فاقد قدرت توضیح‌دهندگی بوده است. این یافته مؤید آن است که بازار سرمایه ایران نسبت به «فضای تهدید» و انتظارات روانی ناشی از تنش‌ها بیشتر از «وقوع رویداد»های عینی حساس‌ است. به بیان دیگر، سرمایه‌گذاران در تهران پیش از آنکه به وقوع یک جنگ یا درگیری نظامی واکنش نشان دهند، به اخبار مربوط به تشدید لحن‌ها و افزایش تهدیدها واکنش نشان می‌دهند و این واکنش‌ها گاه به فروکش کردن تدریجی نوسانات می‌انجامد.
علاوه بر این عوامل، بازده گذشته نیز نقش پیش‌بینی‌کننده مهمی در بازده کنونی شاخص کل دارد که نشان‌دهنده وجود حافظه کوتاه‌مدت در بازدهی کل است که می‌تواند تحت تأثیر عواملی چون کندی در انتقال اطلاعات به قیمت‌ها باشد.
این پژوهش برای فعالان بازار سرمایه و سیاستگذاران اقتصادی ایران پیامدهای روشنی به همراه دارد؛ اول آنکه در مدل‌سازی و پیش‌بینی نوسانات بورس تهران لحاظ کردن شاخص ریسک ترکیه، می‌تواند با بهبود دقت پیش‌بینی‌ها کمک کند. به همین دلیل، توصیه می‌شود سازمان بورس و نهادهای ناظر برای آمادگی جهت کنترل تأثیرات این تحولات بر شاخص کل بورس، سامانه‌های هشدار سریع مبتنی بر تحولات غیراقتصادی کشورهای همسایه بویژه ترکیه طراحی کنند. دوم آنکه سرمایه‌گذاران نهادی می‌توانند با استفاده از ابزارهای مشتقه و قراردادهای آتی، سبد خود را در برابر شوک‌های ناشی از تنش‌های منطقه‌ای ایمن‌سازی کنند. سوم آنکه با توجه به بی‌اثری نسبی ریسک کشورهای دورتر (نظیر روسیه و عربستان)، بهتر است تحلیلگران به جای تمرکز صرف بر اخبار پرمخاطب جهانی، بر تحولات کشورهای هم‌مرز و دارای پیوندهای اقتصادی با ایران تمرکز بیشتری داشته باشند. در مجموع، این مطالعه نشان می‌دهد که «فاصله جغرافیایی و روانی» یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعدیل‌کننده در انتقال ریسک به بازار سرمایه ایران است.
منبع: بحریه، موسی.، داودی نصر، مجید.، حاجی، غلامعلی و دعایی، میثم. (۱۴۰۴). اثر ریسک ژئوپلتیک جهانی بر بازده و نوسانات بازدهی شاخص قیمت کل بورس اوراق بهادار تهران با رویکرد الگوی داد‌ه‌های ترکیبی با تواتر متفاوت (میداس). حسابداری، امور مالی و هوش محاسباتی.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • انرژی
  • اقتصادی
  • بورس
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • زیست بوم
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و یک
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و یک - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴