داستان همزیستی هزاران ساله ای که ناخواسته به هم خورده است
«تشی»ها چگونه بلای جان درختان « بنه» شدند؟
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
در سکوت شبهای جنگلهای ایرانی-تورانی کرمان، صدای جویدن پوست درختان کهنسال، زنگ خطر برای یک اکوسیستم را به صدا درآورده است. «تشی» یا «سیخور»، این جانور خاردار بومی که روزگاری زیر سایه درختان بنه (پسته وحشی) آسوده بود، امروز برای رفع تشنگی ناشی از خشکسالیهای پیدرپی، به جان درختان بنه شهرهایی چون بافت، بردسیر، راور و... افتاده است؛ هرچند این آفت به بنههای کرمان محدود نمیشود و وسعت زیادی از جنگلهای بنه کشور را تهدید میکند. کارشناسان ریشه این دشمنی ناخواسته را نه در رفتار حیوان که در دستدرازیهای بیرویه انسان به منابع آبی میدانند.
علی قادری، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان، در گفتوگو با «ایران» وضعیت را اینگونه توصیف میکند:«گونههایی مثل تشی غیربومی نیستند؛ همیشه اینجا بودهاند، اما وقتی خشکسالی حاکم شود، منابع غذایی اولیه از بین میروند و جانور برای زنده ماندن سراغ اولویتهای دوم و سوم تغذیهای خود میرود، اینجاست که به آفت تبدیل میشود. متأسفانه پوست درختان بنه، امروز به یکی از این گزینهها تبدیل شده است.» به گفته وی، تشیها معمولاً در شب و گاه در دستههای چندتایی به تنه درختان بنه بویژه درختان جوان هجوم میبرند و با دندانهای تیز خود پوست پایین درختان را میجوند تا به آوندهای آبکش و مغذی برسند. این عمل، مسیر تغذیه درخت را قطع کرده و میتواند به خشکیدگی آن منجر شود. قادری هرچند میزان خسارت فعلی در کرمان را «گسترده و بحرانی» نمیداند و آن را محدود توصیف میکند، اما هشدار میدهد که این پدیده نشانهای از تحت فشار بودن طبیعت و به هم خوردن تعادل ظریف اکوسیستمهاست.
زنجیره شکسته یک اکوسیستم
اگر دقیقتر بنگریم، داستان این هجوم شبانه از جایی دیگر آغاز شده است؛ از چاههای عمیق، سدسازیهای بیرویه و برداشتهای غیراصولی آب. این، قصه یک «اثر پروانهای» ویرانگر است: حلقه اول: خشکسالی تشدید شده، اول پوشش گیاهی مراتع را نابود میکند.
حلقه دوم: با فرسوده شدن این سفره سبز، گیاهخوارانی مانند آهو و دیگر نشخوارکنندگان که طعمه اصلی شکارچیانی چون پلنگ هستند، کاهش مییابند.
حلقه سوم: شکارچیان وابسته مانند پلنگ، با کم شدن طعمه، رمق میبازند و جمعیتشان رو به افول میگذارد. پلنگ دشمن اصلی تشیهاست و تعداد آنها را تعدیل میکند.
حلقه چهارم: «تشی» که روزگاری طعمه طبیعی پلنگ بود، در فقدان این شکارچی، احساس امنیت کرده و جمعیتش افزایش مییابد.
حلقه پنجم که بحران را رقم میزند: خشکسالی حتی به این جانور فربه شده هم رحم نمیکند. در نبود علوفه و آب چشمههای خشکیده، نگاهش به آخرین منبع حیات میافتد؛ همان درختان بنه کهنسال که سایهسارشان همیشه مأمنش بوده است. اینگونه است که حلقههای زنجیره یک اکوسیستم شکسته، یکییکی بر گرده درختانی میافتد که قرنها پایدار ایستاده بودند.
گستره یک بحران منطقهای
این معضل تنها به کرمان محدود نمیشود؛ سالهاست که تشیها به آفت جنگلهای بنه «خراسان جنوبی» تبدیل شدهاند. درختان بنه استان «فارس» هم از دندانهای تیز این گونه در امان نیستند. این جانور که در زیستگاههای متنوعی زندگی میکند، اکنون در بسیاری از رویشگاههای ایرانی-تورانی به چالشی جدی تبدیل شده است.
پاسخ اولیه مسئولان در برخی استانها مانند خراسان جنوبی، پیشنهاد «صدور مجوز شکار کنترل شده» برای اقلیتهای مذهبی بود. با این حال، این طرح با استقبال مواجه نشد و در عمل شکست خورد. این شکست نشان میدهد راهحلهای مقطعی و صرفاً مقابلهای با معلول، نمیتواند پاسخگوی عمق این بحران اکولوژیک باشد.
از توریکشی تا مسئولیت اجتماعی
بر اساس آنچه قادری میگوید، در حال حاضر در کرمان و بسیاری از استانهای دیگر کشور، اقدامات عملی در عرصه بر دو محور متمرکز است: محافظت فیزیکی و جبران محدودیت بودجه با مشارکت مردمی و صنعتی.
قادری از اصلیترین اقدام دفاعی خبر میدهد و میگوید:«در مناطقی که آسیب مشاهده شده، برای جلوگیری از قطع آوندها، تنه درختان را تا ارتفاع حدود یک تا یکونیم متر با توریهای مشبک محافظت میکنیم.» برخی کارشناسان نیز استفاده از «چیدن تختهسنگ» اطراف تنه درخت را بهعنوان یک مانع فیزیکی ساده و در دسترس طبیعتدوستان پیشنهاد میکنند.
همچنین معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری کرمان با اشاره به محدودیت بودجه میگوید:«تمرکز فعالیتهای کنترلی ما بر کانونهای اصلی شناساییشده است. در سایر مناطق، از ظرفیت تفاهمنامههای همکاری و مسئولیت اجتماعی شرکتهای صنعتی و معدنی استان بهره میبریم تا این اقدامات حفاظتی را پیش ببریم.»
مقصر کیست؟
نکته کلیدی که این گزارش بر آن تأکید دارد، پرهیز از سرزنش یک جانور برای رفتار غریزی ناشی از بقاست. قادری سخن را بهدرستی به سمت ریشه اصلی میبرد:«این پدیده، نشاندهنده تأثیر مستقیم تغییرات اقلیمی و خشکسالی بر تعادل ظریف اکوسیستمهای طبیعی است.»
مقصر خشکیدن درختان بنه، تشیهای تشنه نیستند. مقصر اصلی، بهرهبرداری بیرویه از آبهای زیرزمینی، مدیریت نادرست منابع آبی و توسعه نامتوازنی است که تابآوری طبیعت را درهم شکسته است. خشکی، تنها گیاهان را نمیخشکاند، بلکه پیوندهای هزاران ساله همزیستی را نیز از هم میگسلد. نبردی که حل آن، نه با شکار یک گونه که تنها با بازنگری جامع در رابطه انسان با طبیعت و احیای مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز ممکن خواهد بود، پیش از آنکه بحرانی زیستمحیطی به نقطه غیرقابل بازگشت برسد.

