در حافظه موقت ذخیره شد...
به اتهام قتل ۲ راننده مسافربر
زوج جنایتکار به قصاص محکوم شدند
حکم قصاص زوج میانسالی که در تهران و گیلان دو راننده مسافرکش را به قتل رسانده بودند، از سوی دیوانعالی کشور مهر تأیید خورد و هر دو در یک قدمی چوبه دار قرار گرفتند.
به گزارش «ایران»، اواخر سال 1400 گزارش کشف جسد مرد میانسالی در اطراف شهرستان قرچک به پلیس اعلام شد. مأموران پس از بررسیهای اولیه دریافتند مرد 55 ساله بر اثر فشار بر ناحیه گردن خفه شده است.
با شروع تحقیقات پلیسی هویت مقتول شناسایی و ردیابیها برای دستگیری عامل یا عاملان قتل آغاز شد. چند روز بعد خودروی مقتول در حالی اطراف ورامین کشف شد که بررسیها نشان میداد علاوه بر تلفن همراه مقتول، کپسول آتشنشانی داخل خودروی او نیز به سرقت رفته است. با گذشت 2 سال از این جنایت اواسط سال 1402 تلفن همراه سرقت شده مقتول با یک سیمکارت ناشناس در شهر رشت روشن شد و مأموران با ردیابی تلفن همراه به مرد جوانی به نام خسرو رسیدند و او را دستگیر کردند. خسرو پس از انتقال به پلیس آگاهی و در جریان بازجوییها قصد داشت خودش را بیخبر از ماجرا نشان دهد و با تناقضگویی سعی در انحراف مسیر تحقیقات داشت اما در نهایت به قتل محمود با همدستی همسرش سارا اعتراف کرد. با اعتراف وی، سارا نیز دستگیر شد و او نیز اتهامش را پذیرفت. دو متهم اعتراف کردند که پس از گرفتن خودرو دربستی تصمیم گرفتند راننده را به قتل برسانند تا اموالش را سرقت کنند.
در ادامه بازجوییها دو متهم به جنایت دیگری نیز اعتراف کردند و گفتند: «پس از قتل محمود به رشت رفتیم مدتی بعد بار دیگر تصمیم به سرقت گرفتیم به همین خاطر سوار یک خودروی مسافربر شدیم به خاطر 200 هزار تومان راننده آن خودرو را نیز با چاقو کشتیم.» با اعتراف صریح متهمان پرونده با صدور دو کیفرخواست برای قتل در تهران و رشت به مرحله محاکمه رسید. در جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری تهران اولیای دم درخواست قصاص کردند.
پسر مقتول به قضات گفت: «پدرم پولهایش را داخل خودرو نگهداری میکرد. روز حادثه به من زنگ زد و 500 هزار تومان پول خواست که من برایش کارت به کارت کردم. بعد از اینکه خودرو پیدا شد، دیدیم پولهای پدرم دست نخورده و فقط تلفن و کپسول آتشنشانی داخل خودرو سرقت شده است.»
پس از آن خسرو به جایگاه رفت و گفت: «آن روز سوار ماشین محمود شدیم من جلو نشستم و سارا پشت سر راننده نشست. به یک سربالایی که رسیدیم، سارا یک شلوار از داخل کیفش بیرون آورد و دور گردن راننده انداخت آنقدر فشار داد که بیهوش شد. من نقشی در قتل نداشتم و در آن لحظه فقط ترمز دستی خودرو را میکشیدم که ماشین به عقب نرود.» سپس سارا به جایگاه رفت و گفت: «من یک زنم و توان خفه کردن آن مرد را نداشتم. خسرو ابتدا جلو نشسته بود اما بعد از دقایقی به صندلی عقب آمد و با طنابی که زیر صندلی راننده بود، گلوی او را فشرد تا خفه شود.»
خسرو گفت: «جسد را در جایی خلوت رها کردیم فقط 80 هزار تومان پول داخل داشبورد بود که برداشتیم و 500 هزار تومان هم از کارتش برداشت کردیم؛ پولهای دیگر را پیدا نکردیم. بعد هم کپسول گاز ماشین را برداشتیم و 2 میلیون تومان فروختیم و به رشت رفتیم و در آنجا راننده دیگری را با چاقو کشتیم.»
با پایان جلسه، قضات سارا را به قصاص و حبس برای مباشرت در سرقت و خسرو را به حبس برای معاونت در قتل و مباشرت در سرقت محکوم کردند.
پس از آن خسرو رأی را پذیرفت و سارا به آن اعتراض کرد و پرونده در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفت. اما قضات دیوان پس از بررسی دقیق پرونده حکم صادره را تأیید کردند.
این در حالی است که پرونده این دو متهم در گیلان هم مورد رسیدگی قرار گرفته بود و در آن پرونده خسرو به قصاص و سارا به حبس محکوم شده بود.

