روایتی صدرایی از انقلاب

حمید پارسانیا در حدیث پیمانه به تبارشناسی و آرایش نیروهای اجتماعی و سیاسی مؤثر در انقلاب اسلامی می‌پردازد

مهرداد دیلمی
روزنامه‌نگار


انقلاب اسلامی ایران با توجه به ایجاد دگرگونی بنیادی در ابعاد مختلف جامعه و نیز ویژگی‌های ممتازی که نسبت به سایر انقلاب‌های بزرگ دنیا دارد، از جنبه‌های مختلف قابل بررسی است که یکی از آنها شناخت جریان‌ها و نیروهای اجتماعی و سیاسی، اعم از نیروهای مذهبی، روشنفکران، سازمان‌ها، احزاب و گروه‌های مختلفی است که در تحولات انقلاب شرکت داشته‌اند؛ البته باید در بررسی جریان‌ها و نیروهای سیاسی‌ـ‌اجتماعی با نگاهی دقیق، میزان تأثیرگذاری آنها را در رخدادهای قبل و بعد از انقلاب در نظر گرفت تا تحریفی در این زمینه اتفاق نیفتد.
 
ریشه‌های تاریخی و هویتی انقلاب
«حدیث پیمانه» پژوهشی درباره انقلاب اسلامی است که حجت‌الاسلام حمید پارسانیا آن را نوشته است. این پژوهش علاوه بر توجه به جریان‌های صدر اسلام و نیز اصول اعتقادی و حرکت سیاسی تشیع، ویژگی‌های نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر، صفویه، قاجاریه، پهلوی اول و دوم و نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی را مفصل بررسی کرده و به تبیین هویت، ریشه‌های تاریخی، منابع قدرت و عوامل ظهور و افول آن پرداخته و مطالعه آن به شناختی دقیق از جریان‌ها، احزاب و گروه‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی منجر می‌شود. «مذهب و عصبیت»، «غرب و غرب‌زدگی»، «منورالفکری و استبداد استعماری»، «روشنفکری در جابه‌جایی قدرت»، «سنت و تجددطلبی دینی» و «نیروهای اجتماعی و انقلاب اسلامی ایران» فصل‌های این کتاب هستند و در این فصول نویسنده به موضوعاتی چون: حرکت سیاسی تشیع، واقعیت اجتماعی تشیع از صفویه تا قاجاریه، جریان‌شناسی ماسونی‌ها، نیروهای اجتماعی ایران در تاریخ بیست ساله پهلوی اول، نیروهای اجتماعی و مذهبی ایران از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ و همچنین ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، ویژگی روشنفکری در ایران، تاریخچه حرکت‌های نوگرایانه دینی در ایران، جریان‌های روشنفکری در ایران، انقلاب اسلامی و استکبار جهانی، انقلاب اسلامی و نیروی روشنفکری و انقلاب اسلامی و نیروهای مذهبی و... پرداخته است.
 
جامعه‌شناس صدرایی
حمید پارسانیا (متولد ۱۳۳۷ در مشهد)، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. او فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم (از شاگردان آیت‌الله جوادی‌آملی) و از افراد فعال در زمینه حکمت صدرایی است. پارسانیا علاوه بر عضویت در هیأت علمی دانشگاه تهران، ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم، ریاست پژوهشگاه معارج و مسئولیت‌های متعدد دیگر را بر عهده داشته است. پارسانیا در چالش با رویکردهای معرفتی مدرن، دغدغه بازسازی و احیای میراث معرفتی دنیای اسلام را همواره در کار خود تعقیب می‌کند. بازخوانی علم مدرن از طریق بازسازی علم دینی، روح حاکم بر بسیاری از اندیشه‌های انتقادی اوست و می‌کوشد حکمت صدرایی را در سطوح گوناگون فعال کند. او در زمینه علم دینی، علوم انسانی اسلامی و فرهنگ نظریه‌پردازی کرده است. نظام فکری پارسانیا مبتنی بر اصول حکمت متعالیه صدرایی شکل گرفته است. از نظر او، وحی قرآنی، عقل برهانی و شهود معصومانه عرفانی در طول هم هستند، نه در عرض هم و تمسک به یکی، ما را از تمسک به دیگری بی‌نیاز نمی‌کند. از این رو در نظام فکری او، با بهره‌ بردن از عقل، نقل و شهود، قرآن کریم قرارگاه تمامی علوم است. در نظام فکری او، روش‌های مختلف فکری بر اساس روش عقل و نقل و شهود پذیرفته شده است.
دکتر حمید پارسانیا در کتاب «حدیث پیمانه» به معرفت‌شناسی اجتماعی و فضای فکری‌ـ‌فرهنگی‌ای که زمینه‌ساز انقلاب اسلامی در ایران بود و نیز سمت‌وسوی محورهای فکری گروه‌هایی پرداخته است که در سقوط رژیم پهلوی مؤثربودند. در مقدمه کتاب با عنوان «برنامه راهبردی اندیشه‌ ایرانی در آستانه انقلاب» آمده است:«از سؤالات رایجی که همواره ایرانیان از خود می‌پرسند این است که کدام گروه نقش اصلی را در ساختار‌سازی انقلاب ایران ایفا کرد؟ آیا گروه دینی نقش رهبری را به عهده داشت، یا اصولاً برنامه‌ای برای ایجاد انقلاب وجود نداشت و این گروه نیز در این زمینه نقشه‌ای در سر نداشت؟ آیا ایده‌های انقلاب در سر افرادی قرار داشت که به روشنفکران دینی موسومند و یا تمامی شناخته‌شدگان در فضای فرهنگی ایران حضور داشتند؟ و دیگر آنکه شهیدان زیادی که تقدیم انقلاب شد عمدتاً به چه گروه‌هایی تعلق داشتند؟» نویسنده تلاش می‌کند به این سؤالات پاسخ دهد. او برای این کار به تبیین و توضیح زیرساخت‌های معرفتی و اجتماعی که هر گروه مبارز، سازمان خود را روی آنها بنا و در فعالیت‌های اجتماعی بر آنها تکیه کرده بود، می‌پردازد. مؤلف همچنین به پیشینه تاریخی هر یک از گروه‌ها پرداخته و در این مسیر به حیثیتی که این گروه‌ها از خود خرج کرده و از آن طریق به تقویت این حرکت‌ها پرداختند، توجه می‌کند.
 
رویکرد دینی چگونه رویکردی است؟
به اعتقاد پارسانیا از آنجا که وحدت و انسجام افراد در رفتارهای فردی و اجتماعی و براساس آرمان‌ها و اهداف آنها شکل می‌گیرد ـ‌و هدف‌ها نیز تابع چگونگی شناخت افراد نسبت به انسان و جهان است‌ـ وحدت و انسجام و در نتیجه قدرت و اقتدار نیروی مذهبی بر پایه معرفت مذهبی پدیدار می‌شود. او در ادامه درباره شاخص‌ها و ویژگی‌های معرفت مذهبی و ضرورت نگاه دین‌مدارانه به هستی می‌نویسد:«معرفت مذهبی، مشتمل بر شناختی خاص نسبت به طبیعت و ماورای آن است. امتیاز نگاه دینی و غیردینی در این است که در نگاه دینی، طبیعت نه همه حقیقت، بلکه بخش نازل و پست آن است؛ بدین‌معنا که برای هستی بخش دیگری نیز تصور می‌شود که فایق بر طبیعت بوده و نسبت بدان نقشی تعیین‌کننده دارد. نام‌های گوناگونی که در فرهنگ‌های دینی برای عالم محسوس ذکر می‌شود، حاکی از نگاه دینی‌شان به طبیعت است؛ مانند «عالم» که به‌ معنای عَلَم و نشانه است و «دنیا» به‌ معنای نزدیک. در تعبیرهای اسلامی، از پدیده‌های طبیعت به آیت، نشانه، شهادت و مانند آن یاد شده که همه آنها نمودار بخش دیگری است که آخرت و یا غیب طبیعت خوانده می‌شود. توجه به این بخش از هستی و احاطه و نقش تعیین‌کننده آن نسبت به عالم ظاهر یا شهادت موجب می‌شود اشیای طبیعی به لحاظ باطن خود به حوزه‌های مختلفی از قداست و پلیدی متصف شوند؛ یعنی اگر هستی چهره دینی نداشته باشد، طبیعتی که در معرض ادراک و آگاهی حسی است، مشتمل بر کثرتی خواهد بود که در عرض یکدیگر قرار داشته و در نتیجه از هر نوع ارزش ـ‌که ناظر به حقیقت و یا باطن آن است‌ـ بی‌بهره خواهد بود. اگر نگره آدمی به هستی دین‌مدارانه باشد، چون همه ابعاد زندگی مادی خود را در احاطه غیب می‌داند، هیچ‌گاه در مناسبات و رفتار طبیعی خود، از باطن امور ـ‌که نسبت به ظاهر نقشی تعیین‌کننده دارد‌ـ غافل نمی‌شود و بر این اساس کردار فردی و اجتماعی خود را تبیین و یا توجیه می‌کند. احاطه و حضور غیب، به شهادت و به جای‌جای زندگی آدمی رنگی دینی می‌بخشد و به همین‌ رو نظریه جدایی دین از زندگی فردی یا اجتماعی و یا جدایی دین از حوزه زندگی طبیعی، تنها در پرتو نگاهی غیردینی به عالم و آدم ترسیم می‌شود.» به گفته پارسانیا، انسان در صورت انکار عالم غیب، باورهای دینی را به ‌صورت بخشی از هستی خود که مربوط به ذهن یا وجدان فردی یا غرایز افراد است، تصویر می‌کند، ولی در صورت نگرشی دینی به هستی، به غیب و باطنی باور خواهد داشت که در عرض وجود او یا وجود اشیای دیگر نیست، بلکه محیط بر امور است؛ آن‌سان که هیچ واقعیتی بدون توجه بدان قابل بررسی و شناخت نیست و در ادامه می‌نویسد:«ترسیم حقیقتی که از یک‌ سو با همه چیز و در همه احوال بوده و با این حال مربوط به باور و زندگی فردی افراد باشد و از دیگر سو در زندگی طبیعی و اجتماعی انسان حضور نداشته و نقشی را نیز ایفا نکند، تصویری تناقص‌آمیز و بی‌معناست و به همین ‌رو در فرهنگ‌های دینی نمی‌توان الفاظی را که بیانگر این‌گونه جدایی باشند، یافت. این‌گونه الفاظ که در فرهنگ لائیک و غیردینی به‌کار می‌روند، آن هنگام که به محدوده فرهنگ‌های دینی انتقال یابند، هیچ‌گاه معنایی مناسب نمی‌یابند؛ مانند واژه «سکولاریسم» که در کشورهای اسلامی به علمانیت، جدایی دین از دنیا، یا جدایی دین از سیاست و عبارت‌هایی که گاه مشتمل بر چند لفظ است، ترجمه شده اما با این وصف همچنان در انتقال مراد و معنا، با کاستی و نقصان روبه‌روییم.»
به باور نویسنده «حدیث پیمانه» نگاه دین‌مدارانه به عالم سبب می‌شود آدمی همه احوال فردی و اجتماعی خود را به خطا و یا به صواب، توجیه دینی کند. مثلاً وقتی از حضور در بخشی از فعالیت‌های زیستی و اجتماعی دوری می‌کند، این را نیز وظیفه‌ای دینی می‌داند؛ مانند اینکه می‌گویند مسیح فرمود: دنیا را به قیصر واگذار کنید و یا چون به گونه شما سیلی زدند، گونه دیگر را پیش آورید:«توجیه و تبیین دینی زندگی، از راه آگاهی به غیب حاصل می‌شود که بی‌گمان فراتر از ادراک حسی و عقلی است؛ زیرا ادراک حسی مربوط به ظاهر زندگی دنیاست و از باطن آن بی‌خبر. به ‌بیانی دیگر، ادراک حسی از بود یا نبود غیب خبر نمی‌دهد. ادراک عقلی در صورت کامل‌ بودن، به کلیات عوالم پی ‌می‌برد؛ بدین ‌معنا که با ادراک عقلی، اصل وجود حقیقت و یا حقایقی که فایق بر انسان و جهان‌اند، اثبات می‌شود و بیش از آنکه به ویژگی‌های خاص باطن هر فرد و افعال او مربوط باشد، در گرو شناخت عالم غیب و باطن هستی است و این شناخت که با شهود غیب همراه است، از راه وحی صورت می‌پذیرد.»

 

حدیث پیمانه

پژوهشی در انقلاب اسلامی

 نویسنده: حمید پارسانیا
 انتشارات: دفتر نشر معارف
 تعداد صفحات: ۴۰۸ صفحه
 قیمت: ۳۶۰۰۰۰ تومان

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و پنجاه و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و پنجاه و شش - ۲۱ بهمن ۱۴۰۴