ویترین ملی و بینالمللی شعر فارسی
محمدکاظم کاظمی
عضو هیأت داوران جشنواره شعر فجر
امروز دوباره دادگستر شدهایم
مستوجب یک رزق مقدر شدهایم
بردار و بیار داوریهایت را
حافظ، در جشنواره داور شدهایم
سال ۱۳۹۱ بود که این رباعی را به صورت بالبداهه در مسیر جلسه داوری جشنواره شعر فجر نوشتم و به جناب دکتر محمدرضا ترکی فرستادم که من و ایشان هر دو در گروه داوری جشنواره بودیم در بخش شعر کلاسیک. و اینک، زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت، بلکه نه چهار بار، بلکه سیزده سال نواخت و من و دکتر ترکی باز هر دو، در یک جشنواره داور شدیم، به اتفاق دیگر اعزه و اجله شعر و ادب، ابراهیم اسماعیلی اراضی، بهزاد خواجات، سعید بیابانکی و محمد رمضانی فرخانی.
کاروان بیستمین جشنواره شعر فجر به سرمنزل خود نزدیک شده است، آن هم در ایامی که اوضاع منطقه ملتهب است. داوریها هم در ایام ناآرامیهای خیابانی برگزار شد و به این سبب، بسیاری از برنامههای جشنواره از جمله برگزاری اختتامیه و نیز محافل شعر تحقق نیافت. امیدواریم که دوباره روزهای آرامش و اطمینان به کشور برگردد و همین مختصر فعالیتهای ادبی که وجود داشته و اینک لاجرم کمرونق شده است، رونق پیشین خود را باز یابد.
در این یکی دو سال، بزرگترین رویدادهای شعری کشور، جشنواره شعر فجر بودهاند و مسابقه تلویزیونی «سرزمین شعر» که آن هم باز به دلایلی قریب به ده ماه برگزار نشده است. افزون بر این البته ما جشنوارهها و رویدادهای دیگری نیز داریم همچون جایزه دوسالانه شعر حسین منزوی و جایزه قیصر امینپور و جشنوارههای دفاع مقدس. ولی جشنواره شعر فجر همواره یک برنامه خاص و در مقیاس ملی بوده است، هم به سبب اینکه همه کتابهای شعر منتشرشده در یک سال را شامل میشود، هم به سبب اینکه خاص یک قالب یا یک موضوع نیست. در واقع فراگیرترین برنامه است و انتظار هم میرود که امکانات و گستره آن به همین میزان فراگیر باشد. ولی آیا به راستی این آرزو همیشه تحقق مییابد؟
در همه رویدادهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی که در کشور رخ میدهد، شعر پیش از همه هنرها و بیش از دیگران حداقل از نظر کمیت، حاضر است. اگر رشادتها بوده است، اگر شهادتها بوده است، اگر مناسبتهای ملی و حوادث تلخ و شیرین بوده است. ولی واقعیت را باید انکار نکرد که رویدادهای مربوط به شعر همیشه فقیر بودهاند، نه از جهت محتوا، بلکه از نظر امکانات. و امسال که این شرایط خاص، جشنواره را باز هم لاغرتر ساخته است.
جشنوارهها ویترین ارائه محصولات آن هنر یا موضوع خاص هستند. مثل نمایشگاه کتاب، مثل جایزه کتاب سال. ولی همانطور که برگزاری نمایشگاه یا جایزه کتاب سال برای رشد کتاب و کتابخوانی در کشور کافی نیست، خود رویداد جشنواره هم کافی نیست. ورزیدگی شاعران نه در جشنواره، که در جلسات نقد و آموزش شعر، در جلسات نقد کتاب، در کارگاهها و نیز اردوهای آموزشی رخ میدهد. خانه کتاب و ادبیات ایران و دیگر نهادهای فرهنگی البته دستی در کار این برنامهها هم دارند، ولی همواره در تنگنای امکانات و تسهیلات این برنامهها. با این حال من ضروری میبینم به حداقل دو فعالیت دیگر از خانه کتاب و ادبیات ایران اشاره بکنم، یکی «پایگاه شعر» است که محلی است برای نقد شعرهای شاعران جوان به صورت مکتوب و دیگری دوره آموزشی «کلک خیال» که گردهمایی شاعران جوان و برگزاری برنامهآموزشی برای آنان بوده و معمولاً هم مقارن با اختتامیه جشنواره برگزار میشده است.
برای من حضور در اختتامیه، بیش از جنبه مراسم آن، از جهت همین کارگاه «کلک خیال» اهمیت و جاذبه داشت. قابل درک است که امسال و در این اوضاع آن برنامه هم به تعویق افتاده باشد، ولی امیدوارم که به تعطیلی نکشد. اگر بنیه آموزشی شعر مملکت قوی نباشد، محصول آن نیز چشمگیر نخواهد بود. و برگزاری محافل شعر، باز از برنامههای سودمند جشنواره شعر فجر بود، به خصوص محافلی که در شهرهای دورتر برگزار میشد و گاه با برنامههای آموزشی نیز همراه بود.
در این میان جا دارد که به عنوان یک فارسیزبان غیرایرانی، به محافل شعر و فعالیتهای ویژه فارسیزبانان دیگر کشورهای دنیا اشاره کنم. واقعیت این است که جشنواره شعر فجر نه تنها گستردهترین رویداد شعری ایران، که بزرگترین رویداد شعری زبان فارسی در کل جهان است. و از جانبی دیگر بسیاری از فارسیزبانان این کشورها در سرزمینهای خودشان با بیمهری حکومتها نسبت به این زبان مواجهاند. جشنواره شعر فجر میتواند بخشی از این بیمهریها را جبران کند به خصوص در مورد فارسیزبانان افغانستان و ازبکستان که بیشتر در کشورهای خود محروم از توجهات حکومتی هستند.
باری در جشنواره یازدهم شعر فجر، بخشی ویژه برگزار شد که به آثار شعری ده سال اخیر افغانستان اختصاص داشت. و از آن زمان قریب به ده سال میگذرد. چه خوب است که باری دیگر آن رویداد هم تکرار شود در جشنواره بعد مثلاً و اگر افغانستان جشنواره شعر فارسی ندارد، محصولات شعری یک دهه آن دیده و معرفی شوند. همین طور در مورد فارسیزبانان دیگر کشورها هم این اتفاق میتواند رخ دهد. میپذیرم که این قضیه خرج دارد به خصوص در این اوضاع اقتصادی. ولی ما دیدهایم که در بعضی از رویدادها و مناسبتها و کنگرهها و همایشهای تشریفاتی، چه خرجهای سنگینی میشود برای دعوت میهمانانی از اقصی نقاط دنیا. باری برای یک رویداد، میهمانی دعوت کرده بودند از کشوری در جایی دور از این جهان که هیچ پرواز مستقیم یا غیرمستقیمی از آنجا به ایران وجود نداشت و شخص با طی طریق از چند کشور و پروازهای متوالی از چند فرودگاه، به تهران رسیده بود. سرانگشتی حساب کردم، هزینه رفت و برگشت او میتوانست یک تور مسافرتی از شاعران فارسیزبان افغانستان و کشورهای مجاور به ایران را تأمین کند. و آن قضیه چقدر میتوانست آورده داشته باشد؟ بسیار.
اما از داوری جشنواره شعر فجر شروع کردم و به داوری ختم کنم. همواره با هر داوری جشنواره، مرا ترسی شفاف فرامیگیرد از اینکه کار دقیق و درست انجام شده باشد و حق شاعران خوبی که در جشنواره شرکت کردهاند گزارده شود. ولی بالاخره ما همه انسانیم و ممکنالخطا (نمیگوید جایزالخطا). امیدوارم که آنچه در این میان اتفاق افتاد و در اختتامیه اعلام خواهد شد، عادلانه و دقیق باشد. سطح کتابها بسیار نزدیک بود و ترجیحدادن بین آنها خیلی دشوار.

