بورس تهران هفته را با عقب نشینی سرمایه گذاران خرد آغاز کرد
شوک «کویـن وارش» به بازار طـلا و عقبنشینی شاخصها در تهــران
حبیب آرین
گروه بورس
اولین روز هفته برای معاملهگران تالار شیشهای با غلبه مطلق رنگ سرخ بر تابلوهای معاملاتی آغاز شد. در حالی که انتظار میرفت بازار پس از نوسانات اخیر به یک تعادل نسبی برسد، اما همزمانی فشارهای فروش داخلی و سیگنالهای دریافتی از تحولات ژئوپلیتیک و بازارهای جهانی، مسیر متفاوتی را رقم زد.
دماسنجها در سراشیبی
وقتی هموزن تندتر میدود
بازار معاملات روز گذشته با ریزش سنگین شاخص کل بورس همراه بود. دماسنج اصلی بازار با افت ۱.۴۳ درصدی، ۵۷ هزار و ۶۸ واحد عقبنشینی کرد و در سطح ۳ میلیون و ۹۲۴ هزار واحد ایستاد. اما داستان در شاخص هموزن، که نمایی دقیقتر از وضعیت بدنه بازار و شرکتهای کوچک و متوسط را نشان میدهد، نزولیتر بود. این شاخص با افت ۱.۷۷ درصدی (بیش از ۱۸ هزار واحد کاهش)، نشان داد که موج فروش تنها محدود به بزرگان شاخصساز نیست و لایههای عمیقتر بازار را نیز بشدت درنوردیده است. پیشی گرفتن ریزش شاخص هموزن از شاخص کل، پیامی صریح از سوی معاملهگران خرد دارد: «هراس از تداوم اصلاح و ترجیح نقدینگی بر سهامداری».
روندهای معاملاتی
خروج بیسابقه پول خرد
نگاهی به ترازنامه خرید و فروشهای روز گذشته نشان میدهد که رقم خروج پول حقیقی به عدد چشمگیر ۵ هزار و ۵۳۰ میلیارد تومان رسیده است. این خروج پول که عمدتاً از نمادهای سهامی و حقتقدمها صورت گرفته، نشاندهنده تغییر فاز روانی بازار است. سرانه فروش حقیقیها در محدوده ۱۳۲ میلیون تومان قرار گرفت که در مقابل سرانه خرید ۹۰ میلیون تومانی، از قدرت برتر فروشندگان حکایت دارد. در واقع، روز گذشته هر فروشنده به طور میانگین ۱.۴۶ برابر قویتر از هر خریدار ظاهر شده است.
درآمد ثابتها
نقدینگی در مسیر خروج کامل
نکته قابل تأمل در معاملات ۱۱ بهمن، خروج ۳ هزار و ۵۷۱ میلیارد تومانی از صندوقهای درآمد ثابت بود.
به طور سنتی، انتظار میرود با منفی شدن بازار سهام، نقدینگی به سمت صندوقهای درآمد ثابت کوچ کند تا از تلاطم در امان بماند؛ اما خروج پول از این صندوقها نشان میدهد که بخشی از سرمایهگذاران به طور کلی در حال خروج از اتمسفر بازار سرمایه هستند. این «بیاعتمادی موقت» باعث شده تا نقدینگی حتی در پناهگاههای امن بورس هم آرام نگیرد.
ریسکهایی که نقد نمیشوند
معاملات روز ۱۱ بهمن نشان داد که ریسکهای ژئوپلتیک نه تنها از حافظه بازار پاک نشدهاند، بلکه همچنان به عنوان اصلیترین ترمز برای ورود نقدینگی عمل میکنند. اخبار نگرانکننده حول تحولات نظامی منطقه، باعث شده تا معاملهگران در یک وضعیت «انجماد تصمیمی» قرار بگیرند.
در علوم مالی، بازارها همیشه از «ابهام» بیش از «خبر منفی» واهمه دارند. وضعیتی که در آن خریداران بالقوه ترجیح میدهند نظارهگر باشند و سهامداران فعلی با کوچکترین خبر یا شایعهای، در صفهای فروش قرار بگیرند. غلبه ۹۲ درصدی نمادهای منفی در بازار روز گذشته، بیش از آنکه ریشه در متغیرهای بنیادی شرکتها (مانند سودآوری یا گزارشهای ماهانه) داشته باشد، ناشی از حقالضرب ریسک جنگ است که در قیمتها مستهلک نمیشود.
این فضا باعث شده تا حتی در صورت ارزندگی قیمتها، ترس مانع از شکلگیری تقاضای مؤثر شود. تا زمانی که سیگنالهای شفافی مبنی بر تنشزدایی دریافت نشود، بازار بورس تحت تأثیر اخبار «سختافزاری» منطقه باقی خواهد ماند و نوسانات آن بیش از آنکه تابعی از متغیرهای اقتصادی باشد، تابعی از اخبار خبرگزاریها حول تنشها خواهد بود. در چنین اتمسفری، نقدینگی ترجیح میدهد در حالت آمادهباش و در داراییهای نقدشونده باقی بماند.
طلا در محاق؛ وقتی آمار بورس
و منطق فدرالرزرو همصدا میشوند
روز گذشته صندوقهای طلای بورس کالا با خروج ۴۷۹.۳ میلیارد تومانی پول حقیقی و افت محسوس قیمت مواجه شدند. این ریزش داخلی، بازتاب مستقیمی از یک فشار سهجانبه بود: افت قیمت دلار داخلی، ریزش اونس جهانی و سیگنالهای پولی از واشنگتن. روز جمعه، شاهد یکی از شدیدترین ریزشهای تاریخ در فلزات گرانبها یعنی طلا و نقره بودیم. قیمت جهانی طلا که به بالای ۵۶۰۰ دلار به ازای هر اونس افزایش یافته بود، در ۴۸۹۵ دلار به ازای هر اونس هفته خود را پایان داد و نقره نیز که به فراتر از ۱۲۱ دلار به ازای هر اونس رسیده بود، در نهایت تا کانال ۸۵ دلار عقبنشینی کرد.
اما چرا چنین اتفاقی رخ داد؟ یکی از مهمترین دلایل این رخداد را میتوان به نامزد جدید فدرال رزرو نسبت داد.
انتخاب کوین وارش منجر به این شد که دلار آمریکا به یکباره قدرت بگیرد چرا که بازارها و معاملهگران دیگر انتظار یک کاهش شدید و سریع در نرخ بهره را ندارند. این اتفاق باعث شد جذابیت طلا را به عنوان یک دارایی بدون بازده بشدت کاهش داد. در بازار داخلی ایران نیز، همزمان با افت اونس، شاهد فروکش کردن هیجان در نرخ ارز بودیم. ترکیب این دو عامل باعث شد تا صندوقهای طلا با سرانه فروش ۲۲۳ میلیون تومانی (در مقابل سرانه خرید ۱۶۷ میلیونی) مواجه شوند. این واکنش نشاندهنده سرعت بالای بازارهای مدرن در بازتاب انتظارات جدید است، جایی که منطق پولی بر هیجانات سنتی غلبه میکند.
بازار آپشن
پناهگاه حرفهایها در طوفان ریزش
در حالی که بازار سهام با فشار فروش دستوپنجه نرم میکرد، بازار قراردادهای اختیار معامله (Options) پویایی متفاوتی را به نمایش گذاشت. ارزش معاملات این بازار به رقم ۹۰۴.۳ میلیارد تومان رسید و نسبت ارزش معاملات اختیار به معاملات خرد عدد ۵.۲۵ درصد را ثبت کرد؛ سطحی که نشاندهنده بلوغ تدریجی این بازار و حضور پررنگ معاملهگران حرفهای برای مدیریت ریسک است. نکته کلیدی در آمارهای روز گذشته، ورود پول مفهومی به میزان ۴۲۱.۸ میلیارد تومان به این بازار بود. با نگاهی دقیقتر به نقشه معاملات آپشن، شاهد غلبه اختیار فروشها (Put Options) بودیم. در شرایطی که ۹۲ درصد نمادهای بازار سهام در محدوده منفی معامله میشدند، فعالان بازار با خرید قراردادهای اختیار فروش، سعی در بیمه کردن سبد سهام خود یا کسب سود از روند نزولی بازار داشتند. تعداد قراردادهای اختیار فروش با وضعیت صعودی به عدد ۹۱ رسید که نشاندهنده انتظار معاملهگران برای تداوم فشار عرضه در کوتاهمدت است.
در سمت مقابل، قراردادهای اختیار خرید (Call Options) روز سختی را سپری کردند. با ریزش قیمت سهمهای پایه، اکثر این قراردادها در وضعیت خارج از سود (OTM) قرار گرفتند. سرانه خرید در اختیار خریدها حدود ۳۷ میلیون تومان بود که در مقابل سرانه فروش ۷۷ میلیونی، از خروج نقدینگی و شناسایی زیان توسط خریداران قبلی حکایت داشت. این شکاف آماری نشان میدهد که بازار مشتقات در روز ۱۱ بهمن، بیش از آنکه محلی برای نوسانگیری صعودی باشد، به عنوان یک سپر دفاعی برای مقابله با ریزشهای احتمالی روزهای آینده مورد استفاده قرار گرفته است.

