مقاله اختصاصی دو فعال ضد جنگ آمریکایی برای مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران

کشورتان را حفظ کنید

 در میان افزایش هشدارها و تهدیدهای نظامی خارجی علیه امنیت ملی ایران، دو کنشگر صلح‌طلب سرشناس بین‌المللی، بلین مارسل کولمن و دکتر مژگان صوابی اصفهانی، که اخیراً میهمان ویژه روزنامه ایران‌دیلی نیز بودند، پس از ۲۲ سال فعالیت مستمر در زمینه دفاع از صلح و عدالت جهانی، این بار توجه خود را به ایران معطوف کرده‌اند. 
این دو فعال، که سال‌ها در عرصه‌های گوناگون از جمله شورای شهر آن آربر میشیگان، علیه کمک‌های نظامی به رژیم صهیونیستی مبارزه کرده‌اند، با احساس خطر فزاینده از طرح‌های تهاجمی اسرائیل و آمریکا، در گزارشی تحلیلی به واکاوی تاریخی و هشدار درباره پیامدهای ناگوار مداخلات بیگانه پرداخته‌اند. مقاله حاضر بازتابی از دغدغه عمیق آنها برای افشای اهداف سلطه‌گرانه و حفظ استقلال ایران است.    آنچه در ادامه آمده؛ متن کامل مقاله این 2 کنشگر صلح بین‌الملل در نقد و توصیف این روزهای ایران و دستکاری ذهنی برخی از هموطنان توسط پروپاگاندای اسرائیلی در توجیه مداخله خارجی در این سرزمین است.
در این مقاله ما می‌خواهیم با دو گروه مختلف از ایرانیان گفت‌و‌گو کنیم:
اول، شما‌یی که تصور می‌کنید اسرائیل و آمریکا به نوعی متحد شما هستند. با وجود اینکه آنها اقیانوسی از خون در منطقه به جا گذاشته‌اند و اعمال وقیح تاریخی آنها در تجزیه ملت‌های عرب همسایه بر همه آشکار است.
دوم، شما‌یی که می‌دانید ایران می‌باید از استقلال خود در برابر خشونت نسل‌کشانه اسرائیل و آمریکا دفاع کند. شما‌یی که می‌دانید حتی در ایرانی با انتخابات کاملاً آزاد، اسرائیل و آمریکا همچنان تمایل دارند آن استقلال را با بمباران به کلی نابود کنند.
 
اتحاد با اسرائیل و آمریکا خودکشی است
سخن اول با شما خوانندگانی که تصور می‌کنید اسرائیل - این رژیم نسل‌کش- به نوعی متحد شما در مبارزه با هزینه‌های بالای زندگی است.
بگذارید به روشنی بگوییم که هیچ تظاهرکننده مسالمت‌آمیزی هرگز و در هیچ تظاهراتی نباید آسیب ببیند. نه در مینیاپولیس آمریکا و نه در ایران. پلیس باید نقش خود را به همکاری با تظاهرات‌کنندگان برای کنترل ترافیک و منزوی کردن سریع افرادی که از خشونت استفاده می‌کنند، محدود سازد.
اهمیت تظاهرات مسالمت‌آمیز ملی در تاریخ ایران را فراموش نکنیم. تظاهرات مسالمت‌آمیز از زمان نهضت تنباکو - ۱۲۶۸ - ۱۲۷۱خورشیدی - تاکنون برای متوقف کردن سلطه خارجی بر ایران، و برای احقاق حقوق مردم در برابر دولت‌ها، کلیدی و مهم بوده‌اند. تظاهرات‌ها پدیده‌ای صرفاً برای «تحمل» نیستند، بلکه آنها ضرورتی برای توسعه کشور هستند.
اینها تصاویری از پیشینیان شما هستند (سال ۱۳۳۰). ببینید که آنها چگونه قبل از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای دموکراسی و مردم‌سالاری مبارزه می‌کردند!
همچنین نادیده نگیریم که چگونه اسرائیل و آمریکا در مورد مداخله‌شان در تظاهرات ضد فساد ایران لاف زده‌اند و پدیده‌ای پاک و صادقانه را به میدانی برای آموزش شبه‌نظامیان مسلح اسرائیل تبدیل کرده‌اند. اسرائیل و آمریکا هرگز نمی‌توانند متحد ایرانیان باشند. آنها این واقعیت را به‌خوبی از خود نشان داده‌اند. آنها اگر فرصتی بیابند، مردم را قتل‌عام کرده و کشور را در جنگ‌های داخلی فرو خواهند برد.
همین چند ماه قبل بود که همه شاهد کشتار بیش از هزار ایرانی توسط بمب‌های اسرائیلی در خیابان‌های ایران بودیم. اما متأسفانه پس از دو سال و نیم کشتار و بمباران و گرسنگی دادن به فلسطینیان، هنوز بسیاری با سنگدلی می‌گویند «غزه به ما چه؟»
پس از این همه شقاوت و خون‌ریزی، اگر شما هنوز به اسرائیل - هیتلر امروز ـ برای ورود به خیابان‌های ایران خوشامد می‌گویید، چقدر در اشتباه هستید. این کار مانند این است که شما برای درمان سرماخوردگی با اسلحه به مغز خود شلیک کنید. و البته، ما از اوضاع وخیم و خون‌آلود خیابان‌های ایران در طول ماه گذشته باخبریم. اما به این خیال که دوقلوهای هیتلر (اسرائیل و آمریکا) با شما مهربان‌تر از غزه رفتار خواهند کرد، آنها را به خیابان‌ها دعوت نکنید.
آنچه ما امروز در سال ۱۴۰۴ می‌گوییم، دکتر حسین فاطمی 76 سال پیش گفته بود.

از دکتر حسین فاطمی پیروی کنیم - نه از نتانیاهو، ترامپ  و ساواک
دکتر فاطمی، مغز متفکر ملی شدن نفت ایران بود. او سردبیر روزنامه باختر امروز و وزیر امور خارجه در دوران نخست‌وزیری دکتر مصدق بود.
دکتر فاطمی در سال ۱۳۲۸ در سرمقاله باختر امروز بشدت علیه «به رسمیت شناختن اسرائیل» موضع گرفت. او با وحشت از نسل‌کشی مردم فلسطین توسط اسرائیل، و از آواره شدن فلسطینیان به لبنان سخن گفته و ابراز انزجار کرده بود. او این آوارگان را به چشم خود در لبنان دیده بود.
دلیل انزجار دکتر فاطمی از اسرائیل با آرمان‌ها و تلاش‌های او برای ملی کردن نفت ایران همخوانی کامل داشت. آرمان او  محافظت از «گرسنگان و پابرهنگان» بود. تعهد او به این آرمان‌ها بود که باعث شد شاه پس از به قدرت رسیدن در یک کودتای آمریکایی-بریتانیایی، فاطمی را به قتل برساند.
به محض اینکه دکتر مصدق، نفت را ملی کرد و ایران را به استقلال رساند، تلاش‌های بریتانیا برای از بین بردن این استقلال آغاز شد. بریتانیا با استفاده از تحریم‌های اقتصادی و کشتار به جنگ ایران آمد تا ملتی را به زانو درآورد. ایالات متحده نیز بی‌تأمل همکاری با انگلیس را آغاز کرد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد، اسرائیل هم به جمع آنها پیوست و عهده‌دار نظارت بر ساواک و شکنجه‌ مردم ایران شد.
آیا با این روایات، هنوز برای شما واضح نیست که آمریکا و اسرائیل تمایلی به پرورش دموکراسی در ایران ندارند؟ آنها فقط خواهان نابودی استقلال ایران هستند. حتی اگر ایران موفق به ایجاد یک دموکراسی کامل شود، آنها فروپاشی کامل آن دموکراسی را می‌خواهند. این واقعیت از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا به امروز هر روز آشکار‌تر شده و امروز نیز صادق است.
 
اسرائیل و آمریکا یعنی جنگ‌های داخلی بی‌پایان در ایران
اگر آرزوی به قدرت رساندن پسر شاه را دارید، و اگر به رژیم نژادپرست و قاتل اسرائیل به عنوان متحد خود نگاه می‌کنید، سخن ما با شماست.
تاکنون باید فهمیده باشید که اگر بگذارید، اسرائیل و آمریکا، ایران را تجزیه خواهند کرد و هر یک از تکه‌های ایران پاره‌پاره را علیه یکدیگر مسلح خواهند کرد. باید بدانید که اسرائیل آرزوی تبدیل هر تکه از ایران به «غزه»‌ای دیگر را در سر دارد و آمریکا شوق آن دارد که هزینه ایجاد حمام خون دیگری را، این‌بار در ایران، بپردازد.
شما باید این همه را بدانید، چون شاهد آن بوده و هستید که اسرائیل و آمریکا چگونه کشورهای مستقل سابق آسیای‌غربی و آفریقا را به مجموعه‌هایی از حمام‌های خون، جنگ‌های داخلی تبدیل کرده‌اند. آنها تنها غزه، لیبی، سوریه، لبنان و سودان را نمی‌خواهند، آنها به خون شما ایرانیان هم تشنه‌اند.
به یاد بیاورید که آمریکا و اسرائیل چگونه سنگ «حقوق بشر» را در لیبی، سوریه و سودان به سینه زدند، و سپس آن ملت‌ها را درگیر جنگ‌های داخلی متعدد - یکی پس از دیگری - کردند. امروز همه ما شاهد نتایج آن اعمال شقاوت‌آمیز آمریکا و اسرائیل هستیم.
پیش از آن هم، در دوران دولت‌های نیکسون، فورد، کارتر و ریگان، می‌توانید نمونه‌های مشابه و خونین این مداخلات را در آنگولا، موزامبیک و افغانستان ببینید. آمریکا و اسرائیل جنگ‌های داخلی بی‌شماری را در این کشور‌ها دامن زدند و در طول چندین نسل باعث مرگ میلیون‌ها انسان بیگناه شدند.
دلیل دیگری که هرگز نباید خود را با اسرائیل «یکی» بدانید این است که امروز جهانیان - به خاطر نسل‌کشی فلسطینیان در غزه - از اسرائیل انزجاری بی‌حد دارند. امروز اسرائیل حتی از آفریقای جنوبی ‌نژادپرست هم منفور‌تر است و آینده‌ای شبیه همان دولت نژادپرست آپارتاید در انتظار اسرائیل است. امروز اسرائیل به‌سرعت به سمت فرو رفتن در زباله‌دان تاریخ قدم برمی‌دارد. به دنبال اسرائیل به آن راه نروید.
در چنین شرایطی، آیا عاقلانه است که از دفاع فلسطین دست کشیده، لبنان را رها کنید، و از جلادان اسرائیلی و آمریکایی در خاک ایران استقبال کنید؟ آیا این خودکشی نیست که از شکنجه‌گران ساواک استقبال کنید؟ اگر رأی شما به چنین تسلیم خجالت‌آوری «بلی» است، در نظر داشته باشید که این مشاورین اسرائیلی و آمریکایی بودند که بر اعمال ساواک نظارت داشته و شکنجه‌گران آن را آموزش می‌دادند و اجداد شما را با شکنجه‌های دردآور نابود می‌کردند. 
 پس از آنکه سرانجام مردم ایران در سال ۱۳۵۷ دیکتاتوری شاه را سرنگون کردند، آمریکا و اسرائیل جنگ و تحریم‌های اقتصادی، تحریم‌های تجاری و تحریم‌های فناوری را علیه ایران آغاز کردند. آن جنگ و آن تحریم‌ها هرگز پایان نیافتند.  
شما که از وضعیت اضطراری دائمی خسته و دلزده شده‌اید حتی ممکن است این مقاله را در سطل زباله بیندازید، چون عمیقاً از صحبت کردن در این مورد بیزار هستید. یعنی اگر در روز روشن، دولت بگوید خورشید می‌درخشد، شما بگویید نه! نیمه‌شب است.
آزادی مطبوعات در ایالات متحده مانع از ارتکاب قتل‌عام توسط این کشور نمی‌شود، پس روی صحبت ما با شماست، کسانی که این نوشته را در سطل زباله انداخته‌اید. 
 بگذارید در توصیف رسانه‌های آمریکایی صادق باشیم و آنها را ایده‌آل جلوه ندهیم. این رسانه‌ها بدون هیچ انتقادی به نقل قول از سران و سیاستمداران دولت آمریکا بسنده می‌کنند. آنها سیاست‌های مرگبار و‌ نژاد‌پرستانه این سران را علیه کل جمعیت‌های آسیای غربی، آفریقا و آمریکای لاتین سفیدشویی و ترویج می‌کنند. ما سناتور جان مک‌کین و هیلاری کلینتون را به یاد داریم که مرتباً ایران را تهدید به «بمباران اشباع» یا «بمبارانِ فرشی» می‌کردند. فراخوان‌های مرگبار این سیاستمداران خونخوارهیچ‌گاه با مخالفت جدی رسانه‌های خبری ایالات متحده مواجه نشده و نمی‌شوند. هنگامی که ترامپ بطورغیر قانونی به ایران حمله می‌کند و خاک ایران را بمباران می‌کند، این «رسانه‌های میراثی» با صاحبان پر‌نفوذ، متمول شان این حملات غیر قانونی را بطور جدی زیر سؤال نبرده و محکوم نمی‌کنند و آنها در سکوت به تماشای این جنایات می‌نشینند. 
در تاریخ رسانه‌های ایالات متحده می‌بینیم که چگونه این رسانه‌های خبری با همه کشتار‌های آمریکایی و اسرائیلی همکاری کرده‌اند. این همکاری‌ها به دولت ایالات متحده کمک کرد تا لومومبا را در کنگو به قتل برساند (۱۳۳۱). این رسانه‌ها به بمباران مردم کنگو در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور، کندی و جانسون چهره «مردم پسند» داده و این جنایات را «نرمالیزه» کردند. همکاری رسانه‌ای همچنین به ایالات متحده کمک کرد تا میلیون‌ها ویتنامی را قتل عام کند، میلیون‌ها انسان دیگر را درعراق و افغانستان بکشد و آمریکای لاتین و اندونزی را با کودتاهای نظامی ویران کند. رسانه‌های خبری ایالات متحده همه آن حمام‌های خون را به عنوان امری عادی پذیرا شده و آن کشتار‌ها را به صداهایی جزئی در پیش‌زمینه زندگی روزمره مردم تقلیل داده و می‌دهند.
و همچنین بگذارید انتخابات در ایالات متحده را هم ایده‌آلیزه نکنیم. نامزد‌های دفاتر سیاسی قبل ازهر چیز برای تبلیغات مبارزات سیاسی خود به کوهی از پول نقد محتاج هستند. این احتیاج آنها را بشدت به اهداکنندگان ثروتمند متکی می‌کند.
درست است که رؤسای‌جمهوری ایالات متحده منتخب مردم‌اند. اما نتیجه این انتخابات را ایده‌آل جلوه ندهیم. زیرا همه این رؤسای‌جمهوری، از جورج واشنگتن گرفته تا دونالد ترامپ، در نسل‌کشی، برده‌داری، جنگ‌های وحشیانه، کودتا و قتل عام ید‌طولایی داشته و دارند. به این معنی که هیچ انتخاباتی و هیچ روزنامه‌ای تاکنون نتوانسته و نمی‌تواند جلوی این جنایات مکرر را بگیرد. چون ایالات متحده برپایه این گونه جنایات ساخته شده. مثلاً قوانین محافظت از اقلیت‌ها یا ارائه خدمات اجتماعی به مردم در ایالات متحده فقط وقتی تصویب شد که اعتراضات عمومی سیاهپوستان برای آزادی و مساوات سال‌ها بود که در جریان بود.
ما، نویسندگان این نوشته، به آزادی بیان بسیار پایبندیم. ما خواهان آزادی بیان بیشترهستیم و در عین حال می‌بینیم که دولت ایالات متحده آزادی بیان را به تمسخر گرفته. آنها دانشجویان مدافع حقوق فلسطینیان را به دفعات ربوده، زندانی کرده و بسیاری از آنها را حتی در معرض اخراج از کشور قرار داده است. آنچنان که جنبش اعتراضی وسیعی که در دانشگاه‌های ایالات متحده علیه نسل‌کشی اسرائیل در غزه شکل گرفته بود، اکنون تقریباً کاملاً نابود شده است.
خود ما از آزادی بیان موجود نهایت استفاده را کرده و می‌کنیم. اما مثلاً هنگامی که در جلسات شورای شهر 
آن آربر ایالت میشیگان درخواست خود را برای تصویب قطعنامه‌هایی علیه اسرائیل مطرح می‌کنیم، تقریباً همیشه توسط رسانه‌های خبری محلی نادیده گرفته می‌شویم. دلیل نادیده گرفتن چنین درخواست‌های کاملاً انسانی رسانه‌ها این است که اعتراض به نسل‌کشی در ایالات متحده عجیب و حرکتی ناپسند می‌نماید.
 ترامپ «آزادی بیان» بر سر ایران نخواهد ریخت. او بمباران هوایی می‌کند.
 اگرچه هر دوی ما طرفدار آزادی بیان هستیم، اما وجود «آزادی بیان» درآمریکا دلیلی برای دعوت از ترامپ به بمباران شهرهای ایران نیست. او بر سر ایران و ایرانیان بمب ریخته و خواهد ریخت نه «آزادی بیان».
 اگر کمی به تاریخ بنگرید خواهید دید که دولت ایالات متحده در دوران حکومت ترومن و آیزنهاور، کودتاهای خشونت‌باری علیه دولت‌های دموکراتیک و منتخب مردم در سوریه (۱۳۲۸) و ایران (۱۳۳۲) کرده. درعراق هم در دوران حکومت کندی کودتایی علیه دولت عراق (۱۳۴۱) به انجام رسید. بهانه همه این کودتا‌ها «حقوق بشر» بود اما آن کودتاهای مرگبار به هیچ وجه برای احقاق «حقوق بشر» انجام نشده بودند.
اگر امروز از شرایط سوریه و ایران ناراضی هستید، به یاد داشته باشید که ایالات متحده با این کودتاها چقدر به توسعه و رشد ایران و سوریه لطمه زد و آنها را فلج کرد و می‌کند.
خلاصه اینکه، برای نجات خود به آمریکا و «آزادی بیان» نمایشی آن چشم ندوزید. برای ایرانی آباد و مستقل به خود بنگرید. به مهارت‌ها، اندیشه‌ها و ایده‌های ۹۲ میلیون ایرانی تحصیل‌کرده اعتماد کنید.
اسرائیل و ایالات متحده برای نجات شما نمی‌آیند، آنها برای کشتن شما می‌آیند. اسرائیل و ایالات متحده در رسانه‌های خود درباره جاسوسان اسرائیلی که درماه گذشته به تظاهرات ایرانیان فرستاده شدند، حرف می‌زنند و هنوز هم با استفاده از هر بهانه‌ای، ایران را تهدید به بمباران می‌کنند. ما امیدواریم که شما بدانید و آگاه باشید که اگر درهای کشور خود را به روی چنین «متحدان» خونخواری باز کنید، دیگرهیچ کنترلی به روی اعمال آنها در کشور تان نخواهید داشت.
شمایی که می‌دانید باید از ایران دفاع کرد: حفاظت از کلاهبرداران به امنیت ایران لطمه می‌زند. 
بیایید اینجا کمی مکث کنیم و نگاهی اجمالی به پدیده «فساد» بیندازیم. فسادی که مردم ایران را آزرده کرده است، در مقایسه با فساد عظیمی که روزانه در ایالات متحده به عنوان «موفقیت تجاری» جشن گرفته می‌شود، ناچیز است.
در ایالات متحده، تصاحب ثروت ملی برای خود، فساد نامیده نمی‌شود. بلکه این عمل به «قتل عام» معروف است. «قتل عام» یا تصاحب ثروت ملی توسط افراد صاحب قدرت، در حوزه سیاست و تجارت ایالات متحده بسیار مورد تحسین قرار می‌گیرد.
و دیگر آنکه در ایالات متحده، صرف تریلیون‌ها دلار برای نابودی ویتنام، عراق و افغانستان و در نتیجه ثروتمند کردن تولیدکنندگان اسلحه، به عنوان یک استفاده کاملاً عادی و قابل دفاع از ثروت ملت تلقی می‌شود. در حالی که پرداخت یارانه‌های غذایی به فقرا را «هزینه‌های بیهوده دولتی» می‌نامند. 
بنابراین بحث ما در مورد «فساد» باید در چنین چهارچوبی مطرح و درک شود. 
مردم ایران شایسته پاداش هستند.
پس اولاً، لازم به یاد‌آوری این حقیقت تلخ نیست که افراد مسلح اسرائیلی به راحتی وارد تظاهرات مسالمت‌آمیز ایرانیان شدند و صدها اتوبوس، آمبولانس و ساختمان را با نهایت کارآمدی نظامی به آتش کشیدند و اعتراضات مسالمت‌آمیز و بحق مردم را به شرایطی اضطراری و «کشتار جمعی» تبدیل کردند.
ثانیاً، در چنین شرایط اضطراری، مردم انتظار دارند که دولت با مردم مهربان‌تر باشد . مگر نه آنکه این مشارکت و همیاری مردم ایران بود که دولت را در جنگ 12 روزه سال گذشته به پیروزی رساند؟ 
در شرایط «غرب وحشی» امروز، که ترامپ و نتانیاهو مثل گوریل‌های دیوانه به اطراف و اکناف جهان بمب پرتاب می‌کنند، مردم می‌خواهند که تمرکز مقامات دولتی‌‌شان به روی دفاع و رفاه آنها باشد.
ایرانیان به اندازه کافی دانا ومعتمد هستند که با قاتلان اثبات شده نسل‌کشی - مانند اسرائیل و آمریکا - متحد نشوند. آنها جمعیتی باسواد و با مهارت‌های فنی، علمی، مهندسی، پزشکی، معماری، هنری و بسیاری اندوخته‌های دیگر هستند. ایرانیان می‌توانند همه چیز بسازند.
اگر مردم ایران دولت خود را مشروع ندانند، مهاجمان به راحتی وارد کشورشده و این بار چیزهای بیشتری از آمبولانس‌ها، اتوبوس‌ها و ساختمان‌ها را به آتش خواهند کشید. این مهاجمان استاد ایجاد جنگ داخلی هستند و اگرمردم اهمیتی به آنچه به سر کشورشان می‌آید ندهند، به دست خود عوامل ویرانی کشور را وارد ایران خواهند کرد.
انتظار خشنود کردن چنین هیولایی را هرگز نداشته باشید. به یاد بیاورید که ایالات متحده و دست‌نشانده‌هایش دکتر مصدق و دولت منتخب مردم را سرنگون کرد و دکتر فاطمی، این چهره محبوب مردم را کشت. 
هدف دولت باید توانمندسازی مردم - بویژه گرسنگان و پابرهنگان - باشد تا بتوانند از خود در برابر مهاجمان خارجی محافظت کرده و منابع ملت خود را صرف نیاز‌های مردم کنند. مردم، هر مجلسی را که برنامه ساختن مسکن ملی برای مردم را در دستورکار خود قراردهد دوست خواهند داشت. برآوردن این نیاز مبرم اجتماعی با ساختن خانه‌های ارزان قیمت و باکیفیت مهر مسئولین را در قلب مردم خواهد نشاند. بی‌شک مردم به چنین مجلسی احترام خواهند گذاشت.
متأسفانه، خزانه ملی ناچار است - تا زمانی که دولت نسل‌کش اسرائیل مانند دولت آپارتاید آفریقای جنوبی نابود نشده - مبالغ هنگفتی را صرف دفاع از ایران کند. مطمئناً هر مجلسی که با صداقت انتخاب شود، به همه این نیاز‌ها رأی خواهد داد و مردم آن را تأیید خواهند کرد.
مایه تأسف است که راهپیمایی اعتراضی که یک سنت بزرگ و ضروری ایرانی است، توسط شبه‌نظامیان اسرائیلی که به میان راهپیمایی‌ها شلیک کرده‌اند، مسموم شده‌. 
اگر می‌توانستیم در ایران رأی بدهیم، به شاگردان دکتر فاطمی رأی می‌دادیم. ما به محافظت از گرسنگان و پابرهنگان رأی می‌دهیم. ما به ساختن مسکن ملی برای همه ایرانیان رأی می‌دادیم.

نویسندگان این مقاله بلین مارسل کولمن و دکتر مژگان صوابی اصفهانی هستند. آنها بیش از ۲۲ سال است که در جلسات شورای شهر آن آربر، میشیگان، از تصویب قطعنامه‌هایی علیه کمک‌های نظامی ایالات متحده به اسرائیل حمایت می‌کنند.
تمرکز تحقیقات علمی دکتر صوابی اصفهانی عمدتاً روی نقص‌های مادرزادی ناشی از آلاینده‌های جنگی در آسیای غربی است. آثار علمی او به طور برجسته‌ای در رسانه‌های خبری ایران و جهان منتشر شده‌اند.