در حافظه موقت ذخیره شد...
درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۱۱)
استقلال و آزادی هدف اساسی نهضت مشروطیت و انقلاب اسلامی
همانگونه که آشکار است، از نظر موسای کلیم(ع) فرعون مردم را «عبد» و مطیع محض خویش میخواست؛ در حالی که خالق آنان چنین چیزی را نمیپسندید و پیامبرش را مأمور آن انقلاب آزادیبخش ساخت.
جالب آنکه فرعون و درباریانش نهتنها در برابر این اتهام دفاع نکردند، بلکه به زبان خویش اعتراف میکردند که «قوم موسی و هارون (بنیاسرائیل) بنده و برده ما هستند» و «ما بر [حقوق و سرنوشت] آنان سلطه داریم»! به تعبیر نایینی: «در آیه مبارکه دیگر از لسان قوم فرعون میفرماید: وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ. از آیه مبارکه دیگر هم که از لسان آنان میفرماید: وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ، ظاهر است عبودیت اسرائیلیان عبارت از همین مقهوریتی است که بدان گرفتار بودند.»
از این آیات و دیگر نمونهها از کتاب و سنت معلوم میشود اساس همه نهضتهای الهی، از ابتدا تا انتها که منجر به حکومت عدل مهدوی(عج) میشود، دفاع از حقوق و آزادیهای انسان است که خود به دفاع از توحید بازمیگردد. شیوه فرعون اختصاصی به او نداشت، چنانکه هدف موسی(ع) منحصر به وی نبود. همه فرعونیان چنان بودهاند و همه رهبران الهی چنین، و بشر در همه تاریخ باید از این داستانهای پندآموز قرآن درس بگیرد. امام علی(ع) در خطبه معروف به «قاصعه» به همین جریان چنین اشاره کرده است: «فرعونیان، آنها را به بندگى گرفتند و بدترین شکنجهها را بر آنان روا داشتند و داغها به آنان چشاندند و پیوسته خوار و مقهور بودند. نه چارهاى براى سرپیچی داشتند، و نه راهى براى دفاع مىیافتند.»
سپس این قصه را نمونهای از یک قاعده کلی دانسته و توصیه فرموده است که: «از سرنوشت فرزندان اسماعیل و اسحاق و اولاد اسرائیل، عبرت بگیرید، که چه بسیار متناسباند سرگذشتها، و چه شبیه و نزدیکاند داستانها! در سرگذشت آنان و چگونگى پراکندگى و جدایىشان از یکدیگر، اندیشه نمایید، در شبهایى که کسریها (پادشاهان عجم) و قیصرها (پادشاهان روم)، سرور آنان بودند. آنها را از کشتزارها و دریاى عراق و سبزهزار جهان، به جاهایى راندند که دَرْمَنه مىرویید و بادهاى تند مىوزید و زندگانى، سخت بود. پس، آنان را درویش و مستمند و بادیهنشین و چراننده شتران پشتْ ریش، رها کردند، در حالى که خوارترین امتها از جهت جایگاه، و بدبختترین آنان از جهت آسایشگاه بودند. [آنان] به زیر بار مهترى گرد نمىآمدند که به آن پناه برند، و به زیر سایه الفتى نمىرفتند که بر عزت آن، تکیه کنند. پس با حالات نگران و دستهاى پراکنده مختلف و جمع پریشان، در رنج و نادانى به سر مىبردند. پس به فرود آمدن نعمتهاى خداوند بر آنها ـ هنگامى که بر آنان پیامبرى فرستاد و آنها را فرمانبر شریعت او گردانید و آنان را بر دعوت او با هم مهربان ساخت ـ بنگرید که چگونه نعمت [و آسایش]، بال بزرگوارى خود را به روى آنها گسترد و نهرهاى نعمت را براى آنان روان کرد و شریعت [او] آنها را در سودهاى پربرکت خود گرد آورد؛ پس، غرق نعمت او شدند و از خرمى زندگانى، خشنود گردیدند. زندگانى آنان، در سایه دولتى نیرومند، برقرار شد و نیکویى حالشان آنان را به عزت رسانید و کارها برایشان در سایه دولتى استوار، آسان گردید. پس آنان، فرماندهنده جهانیان و حاکم اطراف زمین شدند. بر کسانى که بر آنها تسلط داشتند، مسلط گشتند و بر کسانى که فرمانده بودند، فرمان مىراندند. نه نیزهشان مىشکست و نه سنگ سختشان خرد مىشد (یعنی: کسى نمىتوانست به آنان آسیبى برساند).»
نایینی، چنین بینشی را از مبانی گرایش به نهضت مشروطیت اعلام کرده است و این همان چیزی است که در انقلاب اسلامی ایران نیز صادق است. پهلویها به همان اندازه که در برابر بیگانگان خوار و سرسپرده بودند، در مقابل مردم تکبر و سرکشی میورزیدند. حقوق ملت را قربانی زیادهخواهیهای خود و اربابانشان میکردند؛ تا اینکه مردم به رهبری امام خمینی(ره) که به نام و سیرت «موسوی» بود از عبودیت طاغوت رها شدند و به عزت استقلال و آزادی رسیدند. بدیهی است که مستکبران سلطهطلب هیچگاه از دسیسه و دشمنی با این مرز و بوم و با این مردم خوب دست برنخواهند داشت، اما «دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست»
در آستانه آغاز جشنهای دهه فجر و با گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، خدا را سپاس گفته، در انتظار روزی هستیم که با ظهور امام موعود(عج) همه ستمها و بیعدالتیها از صحنه گیتی زدوده شود: «خدایا! ما از تو خواهان دولت کریمى هستیم که به یمن آن، اسلام و مسلمانان را سربلندى بخشى و نفاق و منافقان را خوار سازى، و ما را در آن دولت، از زمره دعوتکنندگان به سوى اطاعتت و راهبران به راه خود قرار دهى و در سایه آن، کرامت دنیا و آخرت را روزى ما سازى.»

