سفیر پیشین ایران در اردن دو دلیل تغییر رویکرد کشورهای عربی نسبت به تهران را تشریح کرد

تاب آوری ایران، بی اعتمادی به آمریکا

گروه دیپلماسی / شورای همکاری خلیج فارس طی دهه‌های اخیر بعضاً در همراهی آمریکا علیه ایران موضع گرفته است. اما اکنون، زمانی که تنش بین تهران و واشنگتن تشدید شده دولت‌های عربی همسایه درصدد مقابله با سیاست آمریکا علیه ایران برآمدند. مصطفی مصلح‌زاده استاد دانشگاه و سفیر اسبق کشورمان در اردن در گفت‌و‌گو با «ایران» با اشاره به این موضوع عنوان می‌کند که رویکرد جدید این دولت‌ها ریشه در بی‌اعتمادی شکل گرفته به آمریکا در دو دهه اخیر و همچنین قدرت تاب‌آوری ایران علیه هجمه‌های صورت گرفته دارد. این امر سبب شده تا شاهد تغییر در محاسبات این کشورها نسبت به جایگاه ایران، آینده نظم منطقه و موازنه‌گری تهران در برابر دیگر قدرت‌ها باشیم. حتی در میانه رقابت امارات و عربستان برای نزدیکی بیشتر به آمریکا به منظور راهبری کشورهای عرب منطقه، بازهم نقطه اشتراک هردوعدم بر هم خوردن نظم کنونی است که آسیب‌های آن برای منطقه به مراتب بسیار مخرب و پرهزینه خواهد بود.

یکی از اتفاقات متفاوت در بررسی روندهای منطقه‌ای یک ماه اخیر، واکنش کشورهای عربی منطقه به مواضع جنگ‌طلبانه ترامپ علیه ایران بود. این در حالی است که پیش‌فرض غالب درباره موضع این کشورها در این خصوص، همسویی با آمریکا بود. دلیل این تغییر موضع چیست؟
 
برای تشریح این موضوع ابتدا باید تصویری جامع از روابط ایران با دولت‌های خلیج فارس ارائه دهیم. این کشورها عمدتاً اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند و تقریباً می‌توان گفت حدود ۹۰ درصد موارد، به‌عنوان یک بلوک منسجم در قالب «شورای همکاری خلیج‌فارس» عمل می‌کنند. اگرچه که اکنون شاهد اختلافات داخلی آنها نیز هستیم اما در یک روند کلان این اشتراک همواره برجسته بوده است. شورای همکاری خلیج‌فارس که از حدود 5 دهه قبل تأسیس شده هدفی جز موازنه علیه ایران نداشته است. این بلوک عربی با کارگردانی آمریکا و بعد از انقلاب اسلامی تشکیل شد تا مأموریت‌های سیاسی و نظامی آمریکا را در منطقه خلیج فارس اجرا کند. با اینکه اختلافات نظری، ساختاری و استراتژیک دولت‌های این منطقه با نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه 80 میلادی به تثبیت این شورا کمک کرد در بعد نظری؛ بین ایران و اغلب کشورهای خلیج‌فارس، تفاوت مذهبی فقهی وجود دارد که طبیعی است و به‌صورت عیان خود را نشان می‌دهد. اختلاف بعدی جنبه ساختاری دارد که تمامی این کشورها دارای نظام‌های پادشاهی، امیرنشین یا شیخ‌نشین هستند. در مقابل، ایران نظامی دموکراتیک دارد که نهادهای آن منتخب مردم هستند. این تفاوت بنیادین سبب نگرانی این کشورها از تأثیرگذاری الگوی دموکراتیک ایران بر مردمان خود شده است.جنبه سوم اختلاف مربوط به اختلاف استراتژیک است که این کشورها هم‌پیمان آمریکا و تابع بلوک قدرت ناتو هستند. زمانی که بحث «ناتوی عربی» مطرح شد، توجه‌ها به سمت شورای همکاری خلیج‌فارس جلب شد. این سه ویژگی بنیادین طی پنج دهه گذشته همواره سبب تنش بین ایران و اکثر این کشورها شده است. تلفیق این سه عامل سبب شد تا در تحولات گوناگون نظیر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (با اینکه عراق عضو شورا نبود) یا بهار عربی و تحولات سوریه، موضوع گروه‌های مقاومت علیه اسرائیل و حتی برخی ناآرامی‌های داخلی ایران در دهه 90 شمسی شاهد موضع‌گیری و اقدامات منفی این کشورها علیه ایران باشیم.

آیا اکنون این رویکرد درباره ایران تغییر کرده؟
اختلاف منافع و مواضع بین کشورهای یک منطقه امری طبیعی است و نمی‌توان گفت که کشورهای منطقه حتی خود اعراب در همسویی کامل مواضع و منافع هستند اما برخی رخدادهای سال‌های اخیر نشان می‌دهد که درک متفاوتی از ماهیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و همینطور سیاست آمریکا نسبت به کشورهای عربی منطقه خلیج فارس شکل گرفته است. چند دهه اختلاف اعراب با ایران تحت تأثیر سیاست‌های آمریکا نیز بوده است. این کشورها مجبور بودند با آمریکا هم‌پیمان و همراه باشند، اما اکنون دچار پارادوکس‌هایی شده‌اند. مهم‌ترین پارادوکس این است که آنها با پشتیبانی آمریکا وارد چالش با ایران شدند و هزینه‌های زیادی را متحمل شدند. با وجود این همه هزینه، آمریکا نتوانسته حکومت در ایران را تغییر دهد و دولت ایران پابرجا مانده است. یعنی اگر روزی آرمان این دولت‌ها تغییرات بنیادین در ایران بوده و دنباله رو سیاست‌های آمریکا بودند الان واقعیت پیش روی آنها نشان می‌دهد که آمریکا نتوانسته به این دولت‌های خلیج فارس کمک کند تا در این پروژه‌ها پیروز شوند. خود آمریکا نیز در جنگ‌های متعدد علیه ایران نتوانست دستاورد جدی داشته باشد.
اکنون پس از پنج دهه، این پرسش برای این دولت‌ها مطرح شده است «ما تا کی باید پیرو آمریکا باشیم و هزینه بدهیم، در حالی که ایران همچنان قدرتمند و پابرجاست و نمی‌توانیم هیچ امتیازی از آن بگیریم؟» یعنی آمریکا نمی‌تواند برای این دولت‌ها امتیازی از ایران بگیرد.
دومین مشکل که شاید پارادوکس جدی‌تر و مهم‌تری است این است که آنها احساس می‌کنند آمریکایی‌ها پول‌های زیادی از این دولت‌ها گرفته‌اند، اما هیچ اطمینانی ندارند که آمریکا برای بقای این حکومت‌ها محکم بایستد. این شک از زمانی ایجاد شد که حسنی مبارک در مصر سقوط کرد و آمریکا هیچ اقدامی برای حفظ او نکرد یا نخواست انجام دهد. در تونس نیز در همان دوره بیداری اسلامی، زین العابدین بن‌علی سقوط کرد و باز آمریکا نتوانست یا نخواست مداخله کند. در حالی که این دولت‌ها هم‌پیمان و وابسته به آمریکا بودند. موارد متعدد دیگری از این دست وجود دارد. این موضوع یک تردید جدی برای این دولت‌ها ایجاد کرده است: «ما از دولت آمریکا انتظار پشتیبانی برای حفظ حکومت‌مان را داریم، علیرغم همه هزینه‌هایی که می‌کنیم، اما این پشتیبانی محقق نمی‌شود». عملکرد ترامپ در دو دولت خود با اعراب هم آنها را در سطح تأمین کننده مالی برای پروژه‌های داخلی آمریکا پایین آورده است.
این باعث پارادوکس جدی در این دولت‌ها شده و اکنون احساس تردید به آنها دست داده است. دلایلی که عرض کردم یعنی ضعف آمریکا در مقابل ایران (اینکه نتوانسته دولت ایران را تغییر دهد) و در مقابل، سرنگونی بسیاری از دولت‌های وابسته به آمریکا فرآیندی بسیار تردیدآور و شک‌برانگیز برای این دولت‌ها ایجاد کرده است.  به همین دلیل، آنها تلاش می‌کنند پشتیبانی برای خود فراهم کنند که واقعاً در موقع خطر از آنها حفاظت کند.  در یک جمله می‌توان گفت که تاب‌آوری ایران علیه نقشه‌های آمریکا و عدم اعتماد و اطمینان این کشورها به پشتیبانی آمریکا از آنها، منجر به تغییر رویکردشان نسبت به موضوعات منطقه از جمله ایران شده است.

با توجه به تشدید تنش‌ها در منطقه و اخباری در خصوص تهدید نظامی احتمالی آمریکا، کشورهای منطقه از جمله عربستان، قطر و عراق به طور جدی در تلاشند تا اقدامی علیه ایران صورت نگیرد. دلیل ملاحظات آنها نسبت به ایران چیست؟
ببینید به هر دو دلیلی که من ذکر کردم یعنی تردید نسبت به قابل اعتماد بودن آمریکا و عدم تضمین آن و دوم قدرت ایران و تأثیر مخرب هر اقدامی علیه ایران که بر منطقه می‌گذارد، دولت‌های منطقه را به این موضع رسانده است. 
در جهان کنونی که نظام بین‌المللی در دوره‌گذار به سر می‌برد، منطق دولت‌ها برپایه واقع‌گرایی است و طبیعی است که کشورهای منطقه محاسبات مربوط به موازنه قوا در خاورمیانه و خلیج فارس و تبعات اشاعه تهدید به منطقه بعد از حمله به ایران را در محاسبات خود بسیار مخرب و هزینه ساز برآورد کرده‌اند. این هزینه هم متوجه طرح‌های اقتصادی آنها است و هم ثبات و امنیت داخلی که منجر به این شده که آنها تلاش کنند تا نظم منطقه برهم نخورد.

اما ما شاهد این هستیم که در این مجموعه کشورها برخی دیگر همانند عربستان و قطر آنطور که باید تکاپو ندارند. اگرچه موضعی منفی علیه ایران نداشتند اما به نظر می‌رسد دیدگاه آنها در همسویی کامل با عربستان به عنوان یک راهبر سنتی در جهان عرب نبوده است.
همان‌طور که عنوان کردم اختلاف نظر در شورا وجود دارد و کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس اگرچه در بسیاری از موارد اشتراک نظر دارند، اما در سطح داخلی با یکدیگر اختلافات قابل توجهی نیز دارند. این اختلافات می‌تواند بر واکنش جمعی آنها در موقعیت‌های حساس تأثیر بگذارد. برخی از این اختلافات عبارتند از اختلافات مرزی که مواردی مانند اختلاف مرزی بین کویت و عربستان، امارات و عمان و قطر و عربستان است و رقابت برای نفوذ و سهم‌خواهی منطقه‌ای، نکته کلیدی اینجاست که اگرچه هم عربستان و هم امارات خواهان افزایش نفوذ خود در منطقه هستند اما این رقابت زمانی به تقابل تبدیل می‌شود که امارات بخواهد سهم خود را از حوزه‌هایی که عربستان در آن حاضر است کسب کند. نمونه بارز این موضوع هم یمن است، جایی که منافع و نقش‌آفرینی این دو کشور همپوشانی و رقابت ایجاد کرده است.
در حال حاضر شواهد امر نشان می‌دهد که کانون اصلی تحول و اختلاف بین این کشورها رقابت بر سر ایفای نقش معتمد نظامی بودن یا ژاندارم منطقه برای آمریکا است. به نظر می‌رسد تحول عمیق‌تری در جریان است. شواهد رفتاری نشان می‌دهد آمریکا در حال بررسی تغییر ژاندارم سنتی خود در منطقه از عربستان به سمت امارات است. این شیفت احتمالی هم دلایلی دارد؛ یکی از آنها وضعیت ساختاری عربستان در نظام حکمرانی است. 
از سوی دیگر عادی‌سازی امارات با رژیم صهیونیستی و قدرت‌افکنی نظامی آن در منطقه در یک دهه اخیر از شمال آفریقا تا یمن و سوریه تصویری همسوتر با آمریکا را از یک شریک عملیاتی از امارات نشان می‌دهد. به نوعی این اختلافات داخلی بین امارات و عربستان نیز در موضع گیری‌های منطقه‌ای آنها شکاف‌هایی ایجاد می‌کند اما این اختلاف به این معنا نیست که امارات حامی سیاست حمله آمریکا به ایران باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و چهل و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و چهل و شش - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴