دبیرسابق جشنواره فیلم فجر در گفت و گو با «ایران» برای محافظت از سرمایه ارزشمند فرهنگی و هنری جشنواره فیلم فجر پیشنهاد داد
گفت و گوی نظاممند دولت و سینماگران
شاید برای بسیاری از هنرمندان و مخاطبان سینما رسیدن به زمان تحویل سال هنر هفتم که همان برگزاری جشنواره فیلم فجر است، علاوه بر جذابیت، حائز اهمیت ویژه ای باشد. برای بسیاری از افرادی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سینما در ارتباط هستند، این پرسش پیش می آید که آیا به واقع برگزاری بیش از چهاردهه ای این رویداد بزرگ تاکنون چه دستاوردهایی داشته و چه چشم اندازی خواهد داشت. با وجود انتقادهایی که گاها به روال برگزاری این جشنواره در ادوار مختلف شده اما در نهایت نمی توانیم از مولفه های مثبت، تاثیرگذار و مهم برگزاری مهمترین رویداد سینمایی چشم پوشی کنیم. موضوعی که به چرایی برگزاری جشنواره فیلم فجر پاسخ می دهد. گرچه برگزاری هر گردهمایی و رویداد به خاطر تنوع دیدگاه صاحبان، دست اندرکاران و شرکت کنندگان آن حوزه متفاوت است و به طور قطع نمی توان همیشه انتظار داشت که پایان هرجشنواره بدون هیچ انتقادی به ایستگاه پایانی برسد. علیرضا رضاداد، کسی که ۶ دوره دبیری فجر را تجربه کرده، تصویر روشنتری از این واقعیت را بازگو می کند. او معتقد است جشنواره فیلم فجر اگر قرار است بماند، باید نه از سر عادت، بلکه با آگاهی و اصلاح دائمی برگزار شود؛ جشنوارهای که داوریاش قابل دفاع باشد، ساختارش از سیاستزدگی فاصله بگیرد و بتواند وضعیت واقعی سینما را- با همه خوبیها و ناگزیریهایش- روی میز بگذارد. این گفتوگو بیش از هر چیز تلاشی است برای فهمیدن اینکه، جشنواره فیلم فجر چطور میتواند همچنان معنا داشته باشد؛ نه به اتکای شعار و رسمیت، بلکه به اندازهای که سینماگران و مخاطبان هنوز باور کنند حضورش الزامی است.
نیلوفر ساسانی
گروه فرهنگی
با توجه به نقش جشنواره به عنوان ویترین سینمای ملی، برگزاری آن در شرایط کنونی جامعه (صرفنظر از حواشی)، چه پیام فرهنگی مهمی برای هنرمندان و مخاطبان ارسال میکند؟
جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رخداد فرهنگی، هنری کشور میتواند نقش مهمی در همگرایی جامعه ایفا کند. اصولاً فعالیتهای فرهنگی، هنری فارغ از هدف اولیه آن یعنی توسعه نقش فرهنگ در جامعه ، دارای ارزش افزودههایی برای جامعه است که این ارزش افزودهها در شرایط بحرانی یا در تنشهای اجتماعی میتوانند نقش مضاعفی هم در جامعه ایفا کنند. حتی در مقاطعی که سیاست نتواند توفیق پیدا کند، فرهنگ و هنر میتواند بخشی از توفیقات را به دست آورد و به کاهش تنشهای سیاسی در داخل جامعه و حتی در مناسبات میان کشورها کمک کند. از این روست که میتوان گفت یکی از پیشنهادهای حوزه فرهنگ به سیاست میتواند فرهنگی شدن سیاست باشد.
به نظر شما، استمرار برگزاری یک رویداد هنری مهم مانند فجر، فارغ از نوسانات اجتماعی یا سیاسی، چه تعهد فرهنگی را به جامعه نشان میدهد؟
توفیق هر فعالیت و رویداد فرهنگی-هنری در استمرار آن است. در کشور بسیار شاهد بودهایم، رویدادهایی که یکی، دو دوره برگزار شدهاند و سپس متوقف، امروزه نام و نشانی از آنها نیست. هر رویدادی که خلق میشود ابتدا باید لوازم و امکان استمرار آن مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد و اگر استمرار آن امکانپذیر نیست بهتر است آغاز نشود. جشنواره فیلم فجر به عنوان یک سرمایه ملی متعلق به خود سینماگران است و خودشان در شرایط گوناگون تحولات و تغییرات و حتی در جریان کنشهای سیاسی از آن به خوبی محافظت و در جهت توسعه فرهنگ و هنر استفاده کردهاند. این تعهد در ذات فعالیت هنرمند و هنرمندان است که از این سرمایه و همه سرمایههای ممکن فرهنگی -هنری محافظت میکنند.
در شرایطی که تولید و عرضه آثار سینمایی با چالشهایی روبهروست، جشنواره فجر آیا میتواند به مثابه موتور محرکهای برای حمایت از تولیدکنندگان و همچنین محلی برای تبادلنظر میان سینماگران عمل کند؟
یکی از کارکردهای جشنواره فجر به عنوان آینه سینمای ایران، بررسی نقاط ضعف و قوت کارنامه یکساله سینما در وجوه گوناگون است. این بررسی در ابعاد مختلف و توسط ذینفعان گوناگون صورت میپذیرد. مدیریت سینمای کشور با ارزیابی نتیجه و عملکرد خود به گلوگاههای نیازمند اصلاح پی میبرد و اگر هوشمندی به کار برد میتواند روشهای تعامل خود را با اصحاب فرهنگ و هنر و سینما ارتقا و بهبود بخشد. فعالان عرصههای مختلف نیز در طول جشنواره از این امکان برخوردار میشوند که بتوانند با پیشرفتهای سینما در بخشهای گوناگون آشنا شوند و از آن وجوه در آثار بعدی خود بهترین استفاده را ببرند.
یکی از راههای رفع چالشهای سینمای ایران، همین رویدادهایی نظیر جشنواره فجر است. به نمونههای خیلی مشخصی میتوان در سالهای گوناگون اشاره کرد. مثلاً در سال گذشته بخش عمدهای از توفیق فیلم «پیر پسر» در اکران مدیون و مرهون فضایی است که در جشنواره برای آن فیلم ایجاد و ساخته شد. اصولاً رسانهها مهمترین نقطه تلاقی و شناختشان از سینما در جشنواره فجر شکل میگیرد و حرکت یک فیلم به سمت موفقیت در داخل کشور عمدتاً از جشنواره فجر و در خارج از کشور از جشنوارههای معتبر آغاز میشود. همچنین میتوان از فرصت جشنواره فجر به عنوان مهمترین رویداد سینمایی با استعدادیابی در حوزههای گوناگون سینمایی و حرفههای مختلف اشاره کنیم. نقطه عزیمت توفیق بسیاری از سینماگران در حرفههای مختلف، جشنواره فیلم فجر است و از همین روست که حضور در جشنواره برای سینماگران در حرفههای مختلف از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در دورههایی که فضاهای فرهنگی با فشارهایی مواجه میشوند، جشنواره فجر به کدام سمت کشیده میشود؛ آیا می تواند حفظ جایگاه خود به عنوان تنها مجمع عمومی سینما را حفظ کند؟ سیاستگذاران چگونه میتوانند این مسأله را مدیریت کنند تا اصالت هنری حفظ شود؟
گرچه سنگ بنای جشنواره بر فاصلهگیری از سیاست گذاشته شده و این رویکرد، رویکرد صحیحی هم هست اما فرهنگ و هنر و سینما و به تبع آن رویدادهای فرهنگی، هنری و سینمایی و از جمله آن جشنواره فجر هنوز تأثیرپذیر از سیاست است و نتوانسته آن طور که باید و شاید استقلال خود را در مقابل سیاست و به خصوص سیاستبازان حفظ کند.
این وظیفه عمدتاً به عهده مدیران بالادستی برگزاری جشنواره فجر است که مثل یک سد در مقابل تأثیرگذاری سیاستبازان و سیاستپیشگان عمل کنند و مانع از آن شوند که رویدادهای فرهنگی، هنری را به جهتگیریهای سیاسی و جناحی وادار کنند.
اصولاً اگر وجه ملی و فراجناحی این رویدادها حفظ نشود، هم از تأثیر این رویدادها در میان جامعه و در میان کنشگران و فعالان سینمایی کاسته میشود و هم این رویدادها اعتبار و وزانت خود را نزد جامعه از دست میدهند. رسیدن به این نقطه که جشنواره از این آسیبها مصون و محفوظ بماند و وجه ملی و فراجناحی خودش را مستمراً حفظ کند البته نیاز به لوازم و الزاماتی دارد که باید در بلند مدت به انجام آنها همت گماشت.
با توجه به سابقه جشنواره، چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد تمرکز اصلی بر کیفیت فنی و هنری فیلمها باقی بماند و جشنواره محلی برای ارزیابی سینمای ملی بر اساس استانداردهای هنری باشد؟
مهمترین شاخصه آن کارنامه خود این رویداد است. البته استثنا را میتوان در همه رویدادها و در برخی از ادوار جشنواره هم مشاهده کرد اما عموم داوریها و ارزیابیهای انجام شده در جشنواره، مورد پذیرش جامعه سینمایی قرار گرفته است و در دورههای مختلف که فیلمها در رویدادهای مشابه مثل جشن خانه سینما یا جشن منتقدین مورد داوری قرار گرفتهاند، اکثر لیستها یکسان بودهاند و اختلاف در داوریها چندان زیاد نیست.
لااقل نامزدهای گروههای داوری با لیست فیلمهای مورد ارزیابی قرار گرفته مشابه عموماً به هم نزدیک بوده است و این میتواند یکی از شاخصههای راستیآزمایی عملکرد داوریها در جشنواره فجر باشد. در حقیقت باید گفت داوری داوران جشنواره فجر در دو مقطع از نظر دیگران مورد داوری قرار میگیرد؛ یکی در مرحله اکران و نقد منتقدین در آن مقطع و یکی دیگر در مقطع داوری رویدادهای دیگر مثل جشن خانه سینما، جشن منتقدین، جایزه حافظ و رویدادهایی از این دست؛ لذا داوران همیشه خود را در معرض یک داوری از سوی دیگران میبینند وسعی میکنند بر اساس استانداردهای هنری داوری کنند و اگر اختلافی هست، ممکن است ناشی از تفاوت دیدگاهشان نسبت به آن استانداردها
باشد.
در شرایطی که فروش فیلمهای روی پرده افت کرده است، جشنواره فجر چه مزیت محتوایی یا ساختاری ارائه میدهد که مخاطب را وادار به حضور فیزیکی کند؟ برگزاری جشنواره در شرایط فعلی چه کمکی به برقراری ارتباط میان آثار سینمایی جدید و مخاطبان میکند، خصوصاً اگر هدف، تقویت گفتمان فرهنگی باشد؟
ما همیشه مثال میزنیم که جشنواره فیلم فجر مقطع تحویل سال سینمای ایران است. نه فقط به این دلیل که به زمان نوروز و سال تحویل شمسی نزدیک است، بلکه علاوه بر آن از این بابت که پخشکنندگان در این رویداد است که میتوانند برای سال بعد با سبد داشتههای سینمای ایران روبهرو شوند و ذینفعان حوزه اکران بتوانند کمبودهای اکران سال آتی را شناسایی کنند و چه بسا در طول سال برای رفع آنها همت به خرج دهند.
اینکه امسال ممکن بود با افت فروش روبهرو شویم فارغ از اینکه بخشی از آن به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه برمیگردد، کموبیش از زمان جشنواره سال قبل برای متخصصین امر اکران قابل حدس بود. اگر به اظهار نظر این گروه از فعالان در آن مقطع مراجعه کنید، این وضعیت قابل پیشبینی را میتوان مشاهده کرد. جشنواره فیلم فجر میتواند به مثابه یک پیشنمایش عمل کند و این پیشنمایش، هم برای خود سازندگان آثار مفید است و هم برای ذینفعان دیگر.
البته توجه داریم که مخاطبان جشنواره فجر الزاماً برآیندشان با مخاطبین فعال سینما در طول سال یکسان نیست. خصوصاً اینکه تعدادی از فیلمهای با قابلیت جذب مخاطب در طول سال ساخته میشوند که لزوماً امکان حضور در جشنواره را ندارند.
به نظر شما چطور باید ساختار برنامهریزی محتوا (برنامههای جنبی و نشستها) را عمیقتر کرد؟
راهکارهای ارتقای تعلق خاطر به حضور در رویدادهای فرهنگی-هنری، متفاوت و در مقاطع گوناگون هم مختلف است. مثلاً برخی از سینماگران از برخورد غیرعمیقی که از سوی برخی رسانهها با فیلمها میشود دلنگران هستند و این شاید یکی از دلایل کمانگیزگی برای مشارکت فعال در نشستها باشد. پیشجلسهها با دستاندرکاران و سازندگان فیلم و تصحیح سطح توقع و انتظار آنان از یک سو و پیشجلسههایی با فعالان رسانه که علاقهمند به حضور در این نشستها هستند و حتی سطحبندی آنان، شاید بتواند در درازمدت به حل برخی از مشکلات کمک کند.
اصولاً یکی از نیازهای جشنواره فجر که امیدواریم با تبدیل شدن آن به سازمان برگزاری جشنواره -که در دستور کار سازمان سینمایی و دبیرخانه جشنواره فیلم فجر هم هست- حل شود، تبدیل به زمان برگزاری این رویداد از یک مقطع دو سه ماهه به یک فرآیند در طول سال است. اگر این اقدام درست اتفاق بیفتد و برنامهریزی و مطالعات ما به جای دو سه ماه در طول سال گسترش پیدا کند، برای همه این بخشها، جشنواره فیلم فجر مثل همه جشنوارههای معتبر دیگر میتواند برنامه داشته باشد.
سلامت یک جشنواره فرهنگی در گرو حفظ استقلال آن است. به اعتقاد شما این مرز ظریف میان پشتیبانی لازم دولت و دخالت مخل چگونه باید در دبیرخانه مدیریت شود تا جشنواره از میز مذاکرات سیاسی دور بماند؟
مطلب و اشاره بسیار مهمی است. سینمای ایران در زمانه وضعیت فعلی آنقدر ارتقا پیدا کرده است که دیگر نیاز به نگاه مداخلهجویانه نداشته باشد. لذا باید آرامآرام با آماده کردن لوازم و الزامات آن به سمت و سویی حرکت کنیم که این قبیل فعالیتها و حتی فعالیتها و اقداماتی که از نظر قانونی نیز بر عهده دولت است به خود دستاندرکاران واگذار شود و امور سینما توسط سینماگران صورت پذیرد. امروز بسیاری از اقداماتی که دولت درگیر انجام آن است، دیگر کارکردهای قبلی خود را ندارد و دولت باید برای تغییر دیدگاه خود به مدیریت فرهنگی آماده باشد و فکر جدی کند و مانند بسیاری از رویدادهای جهانی از برگزاری جشنواره فیلم فجر حمایت کند اما سازوکارهای اجرایی آن را به عهده خود فعالان بسپارد. در حقیقت بهترین نگاه دولت حتی در برگزاری توسط خودش هم این است که رویدادها را به نیابت از جامعه فعالان برگزار کند، همچنان که دولت حسن تدبیر به خرج داده و برای دبیری جشنواره از یک تهیهکننده و مدیر شناخته شده و با سابقه اجرایی در فعالیتهای صنفی مثل منوچهر شاهسواری دعوت کرده است، میتواند در شئون دیگر نیز برای این نهاد، سفارش اساسنامهای با توجه به وضعیت، نیازها و اقتضائات فعلی دهد و برای بسیاری از مناسبات، در آن اساسنامه تعریف مشخصی ارائه کند. به هر حال آینده تأثیرگذار این رویداد و نه فقط این رویداد، بلکه همه فعالیتهای فرهنگی-هنری که ربطی به دولت پیدا میکند، در گرو روزآمدی ساختاری آن است که نشانههای این روزآمدی را در رفتار دولت با این رویداد میتوان مشاهده کرد.
اگر بخواهیم برگزاری فجر را نه صرفاً یک رویداد سالانه، بلکه یک سرمایهگذاری فرهنگی بلندمدت بدانیم، مهمترین نیازی که امروز سینما برای بقای هویت خود دارد (فراتر از بودجه)، چه عاملی است که جشنواره باید بر آن تأکید کند؟ (مثلاً تربیت منتقد، تقویت سینمای تجربی، یا احیای سینمای اجتماعی)
در ادامه پاسخ سؤال قبلی به نظرم توجه به همین روزآمدی و بیرون آمدن از قالبهای از پیش تعیین شده قبلی مهمترین نیاز هر رویداد فرهنگی-هنری و از آن جمله جشنواره فیلم فجر است. ضرورت توجه به آن در سینما شاید بیشتر از رویدادهای دیگر باشد چرا که تجربههای سینماگران تجربههای به بار نشستهتری است و نتایج این تجربیات ضرورت این روزآمدی را بیش از پیش به ما یادآوری میکند. دولت که مسئولیتی در تربیت منتقد یا فیلمساز در گونههای مختلف مثل سینمای تجربی با سینمای اجتماعی به شکل مستقیم ندارد و روزآمدی در قوانین، مقررات و رویهها و اجزای مدیریت سینما حکم میکند زمینهای فراهم کند که توسط خود سینماگران و نظامهای پشتیبانی سینما مثل مراکز آموزشی و دانشگاههای رشتههای هنری و از جمله سینما این اتفاقات بیفتد و انتظارات دولت نیز محقق شود.
اگر روزآمدی را در دستور کار قرار دهیم، خود فعالان مشاوران خوبی برای دولتها هستند که تشخیص و پیشنهاد بدهند که در کدام زمینه چه کارهایی را میتوانند انجام دهند و چه مسئولیتهایی که در حال حاضر به دوش دولت است و چه بسا دولت از تحمل آنها ناتوان باشد، میتوانند به عهده بگیرند. گفتوگوی نظاممند و دارای چهارچوب میان دولت و فعالان میتواند آغاز خوبی برای محافظت از این سرمایه ارزشمند فرهنگی-هنری باشد.
برش
اگر برگزاری جشنواره در هر شرایطی به معنای تداوم است، آیا میتوانیم انتظار داشته باشیم فیلمهای امروز، تبدیل به اسنادی فرهنگی شوند که تضادها، امیدها و مرزهای تحمل جامعه در آن بازه زمانی را به درستی منعکس کنند؟ آیا انتظاری بیش از حد از این رویداد دارید؟
این انتظار از آثار هنری انتظاری معقول و منطقی است. اصولاً یک اثر هنری برخاسته از دریافتها، علایق، شناخت و ادراک هنری از محیط و زمانه خلق آن اثر است و خودآگاه و ناخودآگاه خود را در اثر نمایان میسازد. اگر حال هنرمند خوب باشد و اثر با حال خوب ساخته شود، فرق آن با حال بد هنرمند یا جامعه پیرامون هنرمند در اثر کاملاً نمایان است. به هنرمند نمیتوان گفت اینگونه که من میگویم بیندیش و جهان پیرامون خود را آنگونه که من میبینم یا من میگویم ببین. حتی میتوان و باید گفت، هنرمند به دلیل نخبگیاش قاعدتاً زودتر از جامعه خود میتواند تعارضاتی را که زمینههای آن فراهم یا پدیدار شده است، حدس بزند و به استقبال اعلام یا کاهش آن برود. از همین رو است که در مطالعات اجتماعی و اسنادی، فیلم بهعنوان یک سند مورد توجه جامعهشناسان و اسنادشناسان امروز قرار گرفته است؛ چه از جهت شکلی و وجه ظاهری و چه در وجه مفهومی یا معناشناسانه آن.

