تحلیل زمینه‌ها و محرک‌های همگرایی ایران- ترکیه در یک ماه اخیر

تحول چشمگیر در روابط تهران-آنکارا

 محمد علی فلاحی
پژوهشگر مسائل ترکیه در مرکز مطالعات خاورمیانه


طی یک ماه اخیر شاهد تحرکی چشمگیر در مناسبات دوجانبه ترکیه و ایران بوده‌ایم که در اظهارات حمایتی صریح رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه  نسبت به ایران و همچنین سفرهای دیپلماتیک متقابل تجلی یافته است. این تحرک که در تقابل با دوره‌هایی از رقابت و حتی تنش در سال‌های گذشته قرار می‌گیرد، حاکی از یک بازنگری راهبردی در محاسبات آنکارا در قبال منطقه و بازیگران فرامنطقه‌ای است. 
به نظر می‌رسد همگرایی کنونی صرفاً یک همکاری موقت نبوده، بلکه پاسخی ساختاری به مجموعه‌ای از تحولات ژئوپلیتیکی است که منافع ملی ترکیه را در چند جبهه به طور همزمان تحت فشار قرار داده است. 
تحلیل پیش رو به بررسی محرک‌های کلانی می‌پردازد که آنکارا را به سمت تنش‌زدایی و تعمیق همکاری با تهران سوق داده است.

محور اول - مسأله سوریه و تهدید هم‌پیمانی بالقوه جولانی با اسرائیل
یکی از عمیق‌ترین نگرانی‌های آنکارا در شمال سوریه، احتمال همکاری تحریرالشام به رهبری احمد الجولانی (تحت حمایت آمریکا) با اهداف اسرائیل است. از منظر آنکارا، همکاری جولانی با اسرائیل می‌تواند به معنای تقویت بیش از حد این گروه و ایجاد تهدیدی دوگانه (کمکی به اهداف اسرائیل و تثبیت حضور آمریکا) علیه عمق استراتژیک ترکیه باشد. این امر، ضرورت هماهنگی امنیتی و تبادل اطلاعات با ایران، به عنوان بازیگری کلیدی در سوریه که نفوذ قابل توجهی بر زمین دارد را برای ترکیه افزایش داده است. 
در واقع شاید بتوان گفت که ترکیه به دنبال ورود دوباره ایران در سوریه برای مدیریت رفتار اسرائیل و نیز جولانی باشد. آنکارا به دنبال اتخاذ سیاست همکاری استراتژیک به جای سیاست رقابت-همکاری در سوریه برای مقابله با اسرائیل است؛ زیرا ایران تنها بازیگری است که فقط سخن نمی‌گوید، بلکه عمل می‌کند.

محور دوم - نفوذ اسرائیل در آفریقا 
و تهدید منافع ترکیه
ترکیه در دو دهه اخیر سرمایه‌گذاری سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای در قاره آفریقا به‌ویژه در شاخ آفریقا انجام داده است. اقدام اخیر اسرائیل در برقراری روابط رسمی با سومالی‌لند و احتمال به رسمیت شناختن آن، خطری استراتژیک برای ترکیه محسوب می‌شود. این حرکت نه تنها حاکمیت موگادیشو (که ترکیه حامی آن است) را تضعیف می‌کند بلکه با اعطای دسترسی اسرائیل به سواحل باب‌المندب و دریای سرخ، موقعیت راهبردی ترکیه در این آبراه حیاتی جهانی را به چالش می‌کشد. این توسعه، همگرایی منافع آنکارا و تهران را در مقابله با گسترش نفوذ اسرائیل در مناطق حاشیه‌ای جهان اسلام تقویت می‌کند. اززمان شروع حادثه 7 اکتبر و افزایش تنش‌ها بین اسرائیل و ترکیه در پی روی کارآمدن جولانی، پروژه امنیتی‌سازی ترکیه بیش از پیش در دستور کار جامعه امنیتی اسرائیل قرار گرفت. بازوی امنیتی - رسانه‌ای اسرائیل، اسرائیل هیوم، ترکیه را یکی از حامیان اصلی حوثی‌ها معرفی کرد. در واقع اسرائیل ترکیه را در کنار ایران از حامیان اصلی حوثی‌ها تهدیدی برای دریای سرخ و باب‌المندب در نظر گرفته است. با توجه به آسیب‌پذیری اسرائیل از طریق دریا و از کار افتادن 80درصد بندر ایلات، اسرائیل با استفاده از راهکار نرم یعنی سازوکار حقوقی تلاش می‌کند تا دسترسی ژئوپلیتیکی دیگری به باب‌المندب برای ضربه به حوثی‌ها و سپس ایران و ترکیه پیدا کند.

محور سوم - تهدیدات مشترک 
در عراق و افزایش نفوذ آمریکا
تحولات عراق نیز بر همگرایی ترکیه و ایران افزوده است. افتتاح بزرگ‌ترین کنسولگری آمریکا در اربیل، نشان‌دهنده تعمیق رابطه واشنگتن با منطقه کردستان عراق است که می‌تواند به کاهش نفوذ سنتی ترکیه در این منطقه بینجامد. در واقع گونه‌شناسی رفتار آمریکا در قبال ترکیه یادآور زخم کهنه رهاشدگی ترکیه در جریان جنگ داخلی سوریه در قبال مسأله کردی و داعش است، بدین معنی که آمریکا بار دیگر ترکیه را رها کرده است و به دنبال جایگزین کردن بازیگری دیگر در برخی معادلات منطقه‌ای است. ظاهراً آمریکا دوباره در معادلات منطقه‌ای خود در حوزه اعطای مدیریت سوریه به تحریرالشام و ترکیه اشتباه کرده است و همگرایی ترکیه و ایران را در نظر نگرفته است یا تاکتیکی برای درگیر کردن ترکیه در باتلاق سوریه است.
 از سوی دیگر، گزارش‌های مربوط به آزادی شمار زیادی از زندانیان سابق داعش از زندان‌های تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک و ورود احتمالی آنان به عراق، تهدیدی امنیتی مشترک برای هر دو کشور ایران و ترکیه محسوب می‌شود. تجربه تصرف عراق توسط داعش با 800 نیرو ممکن است دوباره تکرار شود، کما اینکه این زندانی‌ها تجربه دوچندان نیز کسب کرده‌اند. لذا یکی از زمینه‌های دیگر برای ضربه زدن به ایران و ترکیه در عراق اتفاق می‌افتد. این عوامل، زمینه‌های همکاری اطلاعاتی و امنیتی دو کشور در عراق را برای جلوگیری از بی‌ثباتی و مقابله با تهدیدات تروریستی و نفوذ رقبای خارجی فراهم می‌آورد.
 
محور چهارم - رقابت اسرائیل و ترکیه 
در قفقاز و آسیای مرکزی
نفوذ روزافزون اسرائیل در جمهوری آذربایجان (از طریق فروش تسلیحات پیشرفته، همکاری امنیتی و انرژی) برای ترکیه که خود را رهبر طبیعی جهان ترک می‌داند، خوشایند نیست. این نفوذ می‌تواند استقلال‌عمل باکو را در سیاست خارجی افزایش داده و فضای مانور آنکارا در سازمان کشورهای ترک را محدود کند. تا پیش از وقوع حادثه 7 اکتبر، ترکیه از همکاری‌های باکو- تل‌آویو استقبال می‌کرد، اما سطح همکاری‌ها بیش از حد لزوم شد و منافع راهبردی ترکیه را در قفقاز به خطر انداخت. ایران نیز از افزایش عمق استراتژیک اسرائیل در همسایگی شمالی که سنگ بنای آن بر پایه دکترین بن گوریون مبنی بر تعمیق روابط با کشورهای غیرعرب است، نگران است. بنابراین، همکاری ترکیه و ایران می‌تواند به عنوان یک عامل متعادل‌کننده در برابر نفوذ بیرونی در قفقاز عمل کند و مانع از آن شود که آذربایجان به طور کامل در حوزه نفوذ اسرائیل قرار گیرد. این مهم امکان دارد از طریق عضویت ایران در سازمان کشورهای ترک اتفاق بیفتد که بستر مناسبی برای توسعه نفوذ ایران در قفقاز از طریق سازمانی بین‌المللی است.
 محور پنجم - پتانسیل همکاری 
دفاعی و نظامی تهران-آنکارا
ایران دارای توانمندی‌های موشکی بالایی است که در درگیری‌های منطقه‌ای از جمله جنگ ۱۲ روزه، به نمایش گذاشته شد. ترکیه نیز با دارا بودن سامانه پدافند هوایی گنبد فولادین، جنگنده‌های نسل پنجم (در حال برنامه‌ریزی) و صنعت پهپادی پیشرفته از ظرفیت‌های دفاعی قابل توجهی برخوردار است. این اشتراک توانمندی‌ها، پتانسیل ایجاد یک پیمان دفاعی-امنیتی مشترک یا همکاری‌های فنی در حوزه پدافند هوایی، موشکی و پهپادی را میان دو کشور افزایش می‌دهد. چنین همکاری‌ای می‌تواند امنیت منطقه‌ای هر دو کشور را در برابر تهدیدات مشترک ارتقا بخشد. 
کما اینکه انعقاد پیمان دفاعی مشترک بین ترکیه و پاکستان نیز بر محوریت تهدید مشترک اسرائیل بنا شد. عضویت ایران در این پیمان برای مقابله با اسرائیل بسیار حیاتی است. لذا شاید بتوان گفت یکی دیگر از اهداف افزایش سطح روابط دیپلماتیک ایران و ترکیه از طریق هاکان فیدان ورود ایران به پیمان دفاعی مشترک باشد.

محور ششم - تشدید تنش 
ترکیه و اسرائیل در شرق مدیترانه
تنش‌های فزاینده ترکیه با اسرائیل بر سر مسأله فلسطین، همچنین رقابت در شرق مدیترانه بر سر حقوق انرژی، به نقطه اوج جدیدی رسیده است. حمایت تسلیحاتی و نظامی اسرائیل از یونان و قبرس شمالی به طور مستقیم موازنه قوا در مدیترانه شرقی را به ضرر ترکیه تغییر داده است. این وضعیت، ترکیه را در جبهه‌ای جدید در مقابل یک اسرائیل مسلح و متحد با رقبای سنتی آنکارا قرار داده و لزوم یافتن متحدان استراتژیک در منطقه را برای آنکارا پررنگ‌تر کرده است. ایران به عنوان دشمن اول اسرائیل، طبیعی‌ترین گزینه برای ایجاد وزنه متقابل در این معادله است. اسرائیل در زمینه ناوگان دریایی ضعف بزرگی دارد، لذا برای مقابله با ترکیه و به خصوص ایران در صورت ایجاد یک پیمان دفاعی و ائتلاف دریایی مشترک، شروع به تسلیح یونان، حمایت از احزاب ترک موافق جدایی از ترکیه در قبرس جنوبی به عنوان سرزمینی که ترکیه ادعای مالکیت آن را دارد کرده است.

محور هفتم - ناکارآمدی ناتو 
و درک تنهایی استراتژیک
ترکیه در سال‌های اخیر به طور فزاینده‌ای از ناتو و بویژه از متحدان غربی خود به دلیل حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل و هم‌پیمانی با گروه‌هایی مانند یگان‌های مدافع خلق در سوریه، احساس بیگانگی کرده است. مفهوم تنهایی ارزشمند که توسط ابراهیم کالین، رئیس سرویس اطلاعات ملی ترکیه مطرح شده، بازتاب این احساس است که ترکیه باید در پی منافع ملی خود، مستقل از اتحادهای سنتی حرکت کند. این مفهوم به «تنهایی استراتژیک» ایران که طی چهار دهه در برابر فشارهای غرب شکل گرفته، بسیار نزدیک است. ایران هیچ متحد طبیعی و دائمی به دلیل ژئوپلیتیک ندارد. ناکارآمدی ناتو در مهار رفتارهای تهاجمی اسرائیل و حمایت مستقیم واشنگتن و اروپا از اقدامات آن، ترکیه را به این نتیجه رسانده که برای تأمین امنیت خود در محیطی پرآشوب، باید به هم‌پیمانی با بازیگران منطقه‌ای غیرغربی مانند ایران روی آورد.

 جمع‌بندی
همگرایی اخیر ترکیه و ایران را باید در چهارچوب یک تغییر پارادایم در سیاست خارجی آنکارا تحلیل کرد که در آن، تهدیدات چندجانبه و همزمان از سوی بازیگرانی چون اسرائیل و متحدان غربی آن، اولویت‌های جدیدی ایجاد کرده است. آنکارا دریافت که برای حفظ منافع خود در سوریه، عراق، قفقاز، آفریقا و مدیترانه نمی‌تواند صرفاً بر پیمان‌های سنتی غربی تکیه کند. ناتو زنجیری بر گردن ترکیه انداخته است که توان کنش ترکیه به صورت واقعی را سلب کرده است. شاید بتوان گفت آنکارا دریافته است امتیازاتی که از جانب غرب مانند بازگشت دوباره ترکیه به زنجیره تأمین جنگنده  F-35 دریافت کرده فقط برای کوتاه مدت منافع ترکیه را تأمین خواهد کرد. در این شرایط، ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای با ثبات دارای منافع تقریباً همسو در مقابله با نفوذ اسرائیل و آمریکا و دارای توانمندی‌های نظامی و امنیتی مستقل به شریکی ضروری تبدیل شده است. اظهارات اخیر اردوغان و فیدان نشان می‌دهد که این چرخش استراتژیک در بالاترین سطح حکومت ترکیه مورد تأیید قرار گرفته است. البته این ائتلاف طبیعی خالی از چالش نیست و رقابت تاریخی، اختلافات مذهبی-مذهبی و رقابت در برخی میدان‌های منطقه‌ای (مانند قفقاز) همچنان باقی است. اما فشارهای ژئوپلیتیک مشترک در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، احتمالاً بر این اختلافات غلبه خواهد کرد و همکاری امنیتی، اطلاعاتی و دیپلماتیک دو کشور را در سطحی بی‌سابقه تقویت خواهد نمود. موفقیت این همگرایی به توانایی دو طرف در مدیریت اختلافات و تمرکز بر تهدیدات مشترک بستگی خواهد داشت. فضای ذهنی نخبگان اسرائیلی ترکیه را به عنوان ایران دوم در نظر گرفته است که ظرفیت بالایی برای تسلط بر منطقه دارد.  به نظر می‌سد مثلث فیدان-اردوغان-کالین در تلاش برای بازگشت ایران به منطقه در کنار یکدیگر برای مقابله با اسرائیل است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و چهل و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و چهل و پنج - ۰۶ بهمن ۱۴۰۴