در سند استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ پنتاگون چه آمده است؟
اولویت زدایی از چین و انداختن بار بر گردن متحدان
پنتاگون استراتژی دفاع ملی (NDS) خود برای سال ۲۰۲۶ را منتشر کرده است که در آن تغییر در اولویتهای نظامی ایالات متحده در دولت ترامپ با تمرکز بر دفاع از میهن، کاهش تأکید بر چین به عنوان تهدید اصلی و درخواستهای قویتر از متحدان برای به عهده گرفتن مسئولیت بیشتر در امنیت منطقهای تشریح شده است.
این استراتژی که در ۲۳ ژانویه منتشر شد، چهارچوب برنامهریزی دفاعی ایالات متحده را در سالهای آینده تعیین میکند و منعکسکننده رویکرد گستردهتر «اول آمریکا»ی دولت به امنیت ملی است.
سند دفاع ملی همچنین تأکید میکند که برتری ایالات متحده در نیمکره غربی (اشاره به دکترین مونرو) یک اولویت است و نشان میدهد که هدف بلندمدت دولت ترامپ کاهش نقش نظامی این کشور در اروپا، شبه جزیره کره و خاورمیانه است.
در سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۶ هیچ اشارهای به تغییرات اقلیمی که دولت قبلی بایدن آن را «تهدیدی نوظهور» توصیف کرده بود، نشده است. این استراتژی به تایوان، شریک آمریکا که چین آن را بخشی از خاک خود میداند، اشارهای نکرده است.
به نوشته وال استریت ژورنال، پنتاگون در استراتژی دفاعی جدید خود لحنی آشتیجویانه نسبت به پکن اتخاذ کرده و میگوید که هدف اصلی وزارت جنگ آمریکا، ایجاد «ثبات استراتژیک» در منطقه هند و اقیانوس آرام (ایندو-پاسیفیک) و کاهش تنشها با ارتش چین است.
در این سند آمده است: «در حالی که نیروهای آمریکایی بر دفاع از خاک خود و منطقه هند و اقیانوس آرام تمرکز دارند، متحدان و شرکای ما در جاهای دیگر مسئولیت اصلی دفاع از خود را با پشتیبانی حیاتی اما محدودتر از سوی نیروهای آمریکایی بر عهده خواهند گرفت.»
وزیر دفاع آمریکا در یادداشتی درباره استراتژی جدید دفاعی ایالات متحده نوشت که دولت ترامپ رویکرد ایالات متحده به امنیت ملی را به طور کلی تغییر داده است. پیت هگست گفت: «دیگر آمریکا با مداخلهگرایی، جنگهای بیپایان، تغییر رژیم و ملتسازی منحرف نخواهد شد.»
سیاستگذاری پنتاگون همچنین نشان میدهد ایالات متحده اساساً در حال بازنویسی معماری امنیتی خود در شرق آسیا است. سند دفاعی واشنگتن، طرحی را برای عقبنشینی از خطوط مقدم شبهجزیره کره نشان میدهد و کره جنوبی را وادار میکند تا «مسئولیت اصلی» بازدارندگی در برابر کره شمالی مسلح به سلاح هستهای را بر عهده بگیرد.
این چرخش که در جدیدترین استراتژی دفاع ملی تشریح شده است، پایان دوران پس از جنگ کره را نشان میدهد که در آن سربازان آمریکایی عامل اصلی حمله به پیونگ یانگ بودند. این اقدام ناشی از یک واقعیت جدید در واشنگتن است: نیاز فوری به حفظ منابع نظامی برای رویارویی قریبالوقوع با چین.
در سند وزارت جنگ، دفاع از سرزمین ایالات متحده و نیمکره غربی به عنوان بالاترین اولویت پنتاگون شناخته شده است. این نشان دهنده تغییر از تعهدات گسترده در خارج از کشور و بازگشت به سمت پرداختن به تهدیدات نزدیکتر به خاک ایالات متحده است که با تمرکز دولت ترامپ بر امنیت داخلی همسو است. این استراتژی، امنیت مرزی را به عنوان یک اولویت امنیت ملی تعریف میکند.
پنتاگون همچنین بر تأمین امنیت مناطق استراتژیک در نیمکره غربی، از جمله گرینلند، کانال پاناما و مسیرهای دریایی کلیدی تأکید میکند و میگوید که ایالات متحده دسترسی نظامی یا تجاری را واگذار نخواهد کرد و بر چهارچوب دکترین مونرو مجدداً تأکید میکند.
چین دیگر اولویت اصلی نیست؟
به گزارش نیوزویک، در یک تغییر قابل توجه از استراتژیهای دفاعی اخیر، این سند دیگر چین را به عنوان تهدید استراتژیک اصلی ایالات متحده معرفی نمیکند. در حالی که نوسازی نظامی و نفوذ منطقهای پکن هنوز به عنوان چالشهای جدی توصیف میشوند، این استراتژی از ترسیم سیاست ایالات متحده حول محور انتظار درگیری کوتاهمدت با چین اجتناب میکند. در عوض، بر بازدارندگی و جلوگیری از تسلط هر قدرتی بر مناطق کلیدی یا تهدید مستقیم منافع ایالات متحده تأکید دارد. در این سند آمده است: «هدف ما از انجام این کار تسلط بر چین نیست؛ و نه خفه کردن یا تحقیر آنها. بلکه هدف ما ساده است: جلوگیری از اینکه هر کسی از جمله چین، بتواند بر ما یا متحدانمان تسلط پیدا کند.»
تقسیم بار بیشتر متحدان
این استراتژی از متحدان ایالات متحده میخواهد که سهم بیشتری از مسئولیت دفاع از خود، بویژه در مقابله با تهدیدات روسیه و کره شمالی را بر عهده بگیرند. متحدان اروپایی تشویق میشوند که در بازدارندگی روسیه پیشگام باشند، در حالی که انتظار میرود کره جنوبی نقش اصلی را در دفاع در برابر تجاوز کره شمالی ایفا کند و نیروهای آمریکایی پشتیبانی محدودتری ارائه دهند. روسیه به عنوان یک تهدید مداوم اما «قابل مدیریت» توصیف میشود در حالی که کره شمالی به عنوان یک نگرانی امنیتی منطقهای مورد توجه قرار میگیرد.
در استراتژی دفاعی پنتاگون، اوکراین تنها چند بار ذکر شده که نشان میدهد در مقایسه با اسناد قبلی ایالات متحده، تأکید کمتری بر آن شده است. در حالی که این استراتژی، جنگ جاری روسیه در اوکراین را تصدیق میکند و خاطرنشان میکند که متحدان ناتو باید رهبری حمایت از دفاع از اوکراین را بر عهده بگیرند، این امر را در درجه اول مسئولیت اروپا میداند. در این سند آمده است که حفظ صلح در داخل و اطراف اوکراین «مستلزم رهبری و تعهد متحدان ما در ناتو» خواهد بود و حمایت ایالات متحده «حیاتی اما محدودتر» خواهد بود.
برنامههای آمریکا برای گرینلند
در این سند از گرینلند به عنوان «منطقه کلیدی» در نیمکره غربی یاد شده است. در این سند آمده است: «ما دسترسی نظامی و تجاری ایالات متحده به مناطق کلیدی، بویژه کانال پاناما، خلیج آمریکا و گرینلند را تضمین خواهیم کرد.» ترامپ بارها علاقه خود را به خرید گرینلند از جمله بحث در مورد ایده خرید این سرزمین از طریق دانمارک ابراز کرده است.
طبق سند دفاعی واشنگتن، تمرکز ترامپ بر گرینلند نشان دهنده نگرانیها در مورد نفوذ روسیه و چین در قطب شمال و پتانسیل استراتژیک و منابع این منطقه است: «ما شاهد افزایش نفوذ دشمنان از گرینلند در قطب شمال تا خلیج آمریکا، کانال پاناما و مکانهای جنوبیتر بودهایم. این امر نه تنها دسترسی ایالات متحده به مناطق کلیدی در سراسر نیمکره را تهدید میکند؛ بلکه قاره آمریکا را نیز بیثباتتر و ناامنتر میکند و منافع ایالات متحده و شرکای منطقهای ما را تضعیف میکند.»
نیوزویک مینویسد: «این سند نشاندهنده بازنگری در اولویتهای دفاعی ایالات متحده در دولت ترامپ است که قصد خود را برای گسترش نفوذ در مناطق کلیدی استراتژیک نشان میدهد.»
ایران و منطقه
در سند راهبرد دفاعی جدید پنتاگون، بار دیگر این ادعا تکرار شده است که واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد و حملات غیرقانونی به تأسیسات هستهای ایران، بهعنوان نشانهای از تحقق عملی این سیاست معرفی شده است. بر اساس این راهبرد، پنتاگون گفته ایران مصمم به بازسازی توان نظامی متعارف خود است. در این سند دفاعی، از محور مقاومت یا آنچه که آمریکا نیروهای موسوم به «نیابتی ایران» میخواند، بهعنوان بازیگرانی یاد شده که در پی بازسازی زیرساختها و توانمندیهای خود هستند.
در سند وزارت جنگ آمده است که آمریکا در قالب یک «کارزار کوتاه، قاطع و سرنوشتساز» موفق شده آزادی کشتیرانی برای کشتیهای ایالات متحده را احیا کند. پنتاگون درباره راهبرد خاورمیانهای خود تصریح کرده که متحدان و شرکای آمریکا در منطقه باید مسئولیت اصلی «بازدارندگی» و دفاع در برابر ایران و متحدانش در منطقه را بر عهده بگیرند؛ از جمله از طریق «حمایت قاطع از دفاع اسرائیل» و «ترویج ادغام و همگرایی آن» در منطقه. با این حال، پنتاگون میافزاید که ایالات متحده همچنان توانایی انجام «اقدامات متمرکز و قاطع برای دفاع از منافع آمریکا» در منطقه را حفظ خواهد کرد.

