فعالان سیاسی از پیام رئیس جمهوری به مردم استقبال کردند
گامی رو به جلو
گروه سیاسی/ اعتراضات معیشتی اخیر در ایران موجب حوادثی تلخ و زخمهایی بر پیکر جامعه شد و بار دیگر مسأله «نحوه مواجهه مسئولان با مردم» به کانون توجه افکار عمومی بازگشت. در همین راستا میتوان گفت پیام اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری درباره مسئولیت دولت و سایر قوای کشور در قبال همه آسیبدیدگان این حوادث و تأکید صریح بر حق اعتراض مردم و ضرورت شنیده شدن صدای آنان، نشانهای معنادار از تلاش برای بازتعریف این رابطه است. رابطهای که در سالهای گذشته بهدلیل برخی رویههای نادرست، بیتوجهی به مطالبات معیشتی و ضعف در گفتوگو با جامعه، دچار فرسایش شده است. پزشکیان با اشاره به تلخی آسیبهایی که بر بخشی از مردم وارد شده، مسئولیت دولت را نه گزینشی، بلکه فراگیر دانست و تصریح کرد که حاکمیت در برابر همه آسیبدیدگان مسئول است. او همچنین با به رسمیت شناختن حق اعتراض، اعلام کرد که دولت برای شنیدن صدای مردم و بررسی دقیق علل و عوامل بروز خشونت، به گروههای مختلف مأموریت داده تا ریشههای اصلی این رخدادها شناسایی و برای همیشه خشکانده شود.
به گفته فعالان سیاسی، اگرپیام رئیس جمهوری از سطح بیان فراتر رود، میتواند نقطه آغازی برای ترمیم شکاف میان مردم و ساختار و سامان سیاسی حکومت باشد. چرا که تجربههای گذشته نشان داده است که نادیده گرفتن اعتراضات، نهتنها مسأله را حل نمیکند بلکه آن را به بستری برای انباشت خشم اجتماعی و سوءاستفاده جریانهای بیگانه تبدیل میکند. جریاناتی که خود پایگاه اجتماعی در ایران ندارند اما بر موج نارضایتیهای داخلی سوار میشوند.
فعالان سیاسی و حزبی در همین رابطه پیام رئیسجمهوری را گامی رو به جلو در بازتعریف رابطه دولت و مردم ارزیابی میکنند. آنان با استقبال محتاطانه از تأکید پزشکیان بر مسئولیتپذیری حاکمیت، حق اعتراض و شنیده شدن صدای جامعه بر ضرورت عبور از موضعگیریهای صرفاً کلامی و حرکت بهسوی اقدامات عملی تأکید دارند.
به باور آنها، دلجویی از آسیبدیدگان، شفافسازی درباره علل حوادث، اصلاح سیاستهای معیشتی، تقویت گفتوگوی مستقیم با مردم و افزایش نقش احزاب و نهادهای مدنی در تصمیمسازیها، میتواند به کاهش شکاف اجتماعی، مهار خشونت و بازسازی سرمایه اجتماعی منجر شود. مسیری که بهگفته آنان، تنها راه خنثیسازی سوءاستفاده دشمنان و تقویت ثبات و انسجام ملی است.
مردم؛پشتوانه امنیت کشور
علی صوفی
دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات
مردم ایران مردمی نجیب، صبور و مظلوماند؛ واقعیتی که در جریان جنگ ۱۲روزه بهروشنی خود را نشان داد. در آن مقطع، مردم ثابت کردند تا چه اندازه میهندوستاند و با چه احساس مسئولیتی از کشورشان دفاع میکنند.
آنان نشان دادند که دل در گرو بیگانگان ندارند و با ایستادن در برابر ترامپ و نتانیاهو، دست رد به سینه دشمنان ایران زدند. همین رفتار آگاهانه و ملی، ضربه محکمی به دشمن وارد کرد و این پیام را رساند که مردم، مهمترین پشتوانه امنیت کشور هستند.
این رخداد با وجود تلخیهایی که داشت حادثهای مهم و تعیینکننده بود، چرا که جایگاه واقعی مردم در ایران را آشکار کرد. مشخص شد ایران به واسطه روحیه ایراندوستی و گرایشهای میهنپرستانه مردمش، موهبتی بزرگ در اختیار دارد و همین سرمایه اجتماعی موجب ناکامی دشمنان شد. انتظار میرفت پس از این تجربه، مسئولان در برخی رویهها یا برداشتهای نادرست نسبت به مردم تجدید نظر کنند و مردم را در کنار خود، به عنوان یک پدافند غیرعامل قدرتمند ببینند. اما متأسفانه چنین تغییری در رویکردها به صورت مشهود و محسوس رخ نداد.قابل پیشبینی بود که همین بیتوجهیها در کنار فشارهای معیشتی، تورم و گرانیهای فزاینده، به اعتراضاتی منجر شود.این اعتراضات هم زمینهای فراهم کرد تا دشمنان سوءاستفاده کنند. دشمنانی که پایگاه اجتماعی در ایران ندارند بر موج نارضایتیهای داخلی سوار شدند و چنین القا کردند که مردم به دعوت آنان به خیابان آمدهاند، در حالی که واقعیت، ریشه در مشکلات داخلی و مطالبات واقعی مردم داشت. مردم امروز خواستار تغییرات در وضعیت معیشتی خود هستند. این وضعیت حاصل برخی عملکردهای ضعیف و سوءمدیریتها و رضایتیهاست.
رویکرد آسیبشناسانه رئیسجمهوری
محمود صادقی
دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
رویکرد رئیسجمهوری به حوادث اخیر با نگاهی آسیبشناسانه و ریشهیابی علمی، متمایز ارزیابی میشود. این رویکرد، که با مأموریت به دانشگاهها برای مطالعه علمی اعتراضات همراه است، در میان ناراحتی و اندوه عمیق جامعه، بازخوردهای متفاوتی دارد. رئیسجمهوری با تأکید بر نگاهی آسیبشناسانه، خواستار مطالعه علمی و ریشهیابی دلایل اعتراضات از سوی دانشگاهها شده است. این موضع که نشانگر نوعی همدلی و همدردی با مردم تلقی میشود، در نامهای به وزیر علوم نیز بازتاب یافته است. به نظر میرسد بطور کلی رویکرد علمی و آسیبشناسانه در نگاه رئیس جمهوری غلبه دارد.جامعه در حال حاضر ناراحت و اندوهگین است.
صرف پیامهای واقعگرایانه برای آرام کردن فضا کافی نیست و نیازمند اقدامات عملی است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، جامعه زمانی آرام میگیرد که به خواستهها و مطالبات مردم پاسخ عملی داده شود. در بین نخبگان و بخشی از جامعه، این پیام میتواند آثار مثبتی داشته باشد، این نوع ادبیات نشاندهنده عقلانیت است، اما تا زمانی که اظهارات گفتاری در عمل نمود پیدا نکند، نمیتواند موجب آرامش پایدار جامعه شود.
مردم نیازمند دلجویی هستند
منصور حقیقت پور
نماینده ادوار مجلس
پیش از پرداختن به مطالبات معیشتی و اقتصادی معترضان و جامعه، باید به یک مطالبه بنیادین مردم توجه کرد و آن مطالبه کرامت است. مردم انتظار دارند نظام حکمرانی با آنان محترمانه و در شأن جایگاهشان برخورد کند. نقشی که مردم در حفظ نظام ایفا کردهاند، نقشی سنگین و تعیینکننده است و همین امر ضرورت برخورد کریمانه با آنان را دوچندان میکند.
مردم باید این امکان را داشته باشند که هم اعتراض خود را بیان کنند و هم محبت و همراهیشان با نظام را نشان دهند. حضور مستمر آنان در راهپیماییها و مراسم مختلف، نشانهای روشن از این همراهی و وفاداری است. در مقابل، مردم انتظار دارند صدایشان شنیده شود و گوش شنوایی برای مطالباتشان در ساختار نظام وجود داشته باشد. همانگونه که رئیسجمهوری نیز تأکید کردهاند، مردم ایران مردمی کریم و بزرگوار هستند و باید با آنان کریمانه رفتار شود.
حفظ امنیت مردم و به رسمیت شناختن حق اعتراض، ضرورتی انکارناپذیر است تا نارضایتیها انباشته نشود و به عقدههای اجتماعی تبدیل نگردد و زمینه سوءاستفاده جریانهای نامحرم از مطالبات مردمی فراهم نشود.
در این مسیر، لازم است اقدامات جدیتر و مؤثرتری برای شنیده شدن صدای مردم صورت گیرد.
میتوان اینگونه تعریف کرد که بسیاری از افرادی که در جریان اعتراضات دچار آسیب شدند، مرتکب جرم یا تخلفی نشدهاند و شایسته دلجویی و برخوردی مبتنی بر محبت و احترام هستند. همان طوری که رئیسجمهوری در سخنان اخیرشان گفتند دولت میتواند با اتخاذ مواضع شفافتر و اثرگذارتر، نقش مهمی در ترمیم اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی ایفا کند.
هر دو بعد داخلی و خارجی ناآرامیها را ببینیم
ناصر ایمانی
تحلیلگر سیاسی
نکته بسیار مهمی که در پیام آقای رئیس جمهوری وجود داشت و متأسفانه اکنون از آن غفلت میکنیم، به مجموعه اخبار و روایتگریای برمیگردد که درباره حوادث تلخ چند روز گذشته ارائه میدهیم. مجموع روایت ما این است که یکسری عوامل بیگانه و سرویسهای جاسوسی خارجی آمدند و این آشوب و اغتشاش را به پا کردند. این روایت در مجموع حرف درستی است اما نیمهتمام است. یعنی یک بخش بسیار مهم از حوادث آن چند روز ایران را یا آگاهانه یا ناآگاهانه نادیده میگیریم.
همان نکتهای که در پیام آقای رئیس جمهوری هم وجود داشت. اینکه بالاخره یک خشونت بسیار شدید، تعجبآور و تأسف بار در این چند روز گذشته رخ داد.قاعدتاً درخصوص این خشونت ممکن است بگوییم (البته درست هم هست)که سردمداران و تحریککنندگان آن عوامل بیگانه بودند، اما سؤال اصلی این است که مجریان آن خشونتهای عجیب چه کسانی بودند؟ کسانی که خودشان عوامل بیگانه نبودند. بله، از جوانان همین مردم بودند. چرا چنین خشونت وحشتناکی را علیه افراد، مساجد و اماکن مقدس انجام دادند؟ حالا اینکه علیه اتوبوسها، بانکها و اینگونه مراکز اقدام کنند، شاید برای برخی قابل توجیه باشد اما اینکه انسانهایی را به فجیعترین شکل بکشند یا به اماکن مقدس مردم، آن هم به تعداد زیاد حمله کنند و آنها را به آتش بکشند، مسألهای بسیار خطرناک است. این خشونتها زنگ خطر بزرگی است و باید نسبت به آن بررسی بسیار جامع و دقیقی انجام شود.این بررسی نباید صرفاً دولتی باشد، بلکه جامعهشناسان، روانشناسان اجتماعی و اهل فن و خبرگان باید بنشینند و این مسأله را تحلیل کنند.
بنابراین اهل فن و اساتید محترم باید کاملاً واقعگرایانه وارد میدان شوند، نه اینکه فقط کار به دستگاهها یا کارشناسان دولتی سپرده شود. باید ریشهیابی و راههای جلوگیری از تکرار این خشونتها مشخص شود.اگر نفهمیم چه اتفاقی افتاده و چرا بخشی از جوانان ما به چنین مسیر خطرناکی کشیده شدند، در آینده با هزینههای سنگینتری روبهرو خواهیم شد. بنابراین روایت ما از حوادث باید کامل باشد. یعنی هم نقش عوامل خارجی دیده شود و هم نقش داخلیها بهصورت علمی، دقیق و شجاعانه بررسی شود تا بتوان از تکرار چنین خشونتهایی جلوگیری کرد.

