امپراطوری عثمانی و مصر در دوران تنظیمات

در دهه‌های میانه قرن نوزدهم، اصلاحاتی که محمدعلی و محمود دوم برای بازسازی نیروهای مسلح آغاز کرده بودند، به تدریج توسط جانشینان آنان به حوزه‌های غیرنظامی نیز گسترش یافت. پیروی از روش‌های اروپایی در اداره، آموزش و سازماندهی سیاسی، نه تنها دامنه نفوذ دولت را وسعت بخشید، بلکه نیاز به مقامات و کارشناسان فنی شایسته و کارآمد را نیز فزونی داد. اگرچه در آغاز بسیاری از این مناصب توسط اروپاییان تصدی می‌شد، مدارس تازه‌تأسیس تحت حمایت دولت، روزبه‌روز شمار فزاینده‌ای از فارغ‌التحصیلان عثمانی و مصری را پرورش دادند که به سرعت در رده‌های بالای هرم دولتی جای گرفتند.
 در همین دوران، نفوذ اقتصادی اروپا در خاورمیانه ابعادی تازه و همه‌گیر یافت. افزون بر فروش سلاح و کالاهای صنعتی، سرمایه‌گذاری گسترده و دسترسی آسان به اعتبار مالی، چهره‌ای نو از تسلط اقتصادی را آشکار ساخت. اصلاح‌طلبان محلی در تلاش برای تأمین منابع مالی پروژه‌های خود، با وام‌هایی که در ابتدا مطلوب می‌نمود، از سوی بانک‌ها و سرمایه‌گذاران اروپایی تغذیه شدند؛ اما همین وام‌ها به نقطه ضعف بزرگ جنبش اصلاحات تبدیل شد و انباشت بدهی‌ها، به شکل مستقیم، به اشغال مصر توسط بریتانیا و از دست رفتن حاکمیت اقتصادی در بخش‌هایی از امپراطوری عثمانی انجامید. دوره‌ میان سال‌های ۱۸۳۹ تا ۱۸۷۶ در تاریخ عثمانی، به «عصر تنظیمات» موسوم است؛ عصری که پرتکاپوترین مرحله‌ اصلاحات عثمانی در سده‌ نوزدهم را رقم زد. این اصلاحات، نه برآمده از خواست سلاطین، بلکه محصول تفکر دیوان‌سالاران اروپایی‌شده‌ای بود که با عنوان «فرانسه‌دانان» شناخته می‌شدند و اندیشه و شخصیت آنان در پرتو نهادهایی شکل گرفته بود که محمود دوم بنیان نهاده بود. 
الگوهای شغلی برجسته‌ترین اصلاح‌طلبان غیرنظامی عصر تنظیمات، نشان می‌دهد تجربه‌های آنان تا چه اندازه با نسل پیش از خود تفاوت داشت و چگونه تماس مستقیم با اروپا، مسیر صعودشان به قدرت را هموار ساخت. پانزده سال نخست این دوران تحت سلطه‌ رشید پاشا (۱۸۰۰–۱۸۵۸) بود؛ مردی که شایستگی خود را از طریق خدمت به‌عنوان سفیر عثمانی در پاریس و لندن در دهه ۱۸۳۰ اثبات کرده بود. 
او به سرعت در دستگاه اداری عثمانی ترقی کرد و در سال مرگ محمود دوم، وزیر امور خارجه بود. از این جایگاه بلند، رشید پاشا نفوذی بی‌سابقه یافت و در ادامه، شش بار به مقام صدر اعظم و دو بار به وزارت خارجه منصوب شد. پایبندی او به بازسازی نهادهای حکومتی بر اساس الگوی اروپایی، او را واداشت تا پیشرفت جوانان همفکر خود را تشویق و حمایت کند؛ دو تن از مهم‌ترین آنان، جانشینان او در رهبری جریان اصلاحات شدند. نخستین شاگرد برجسته، علی پاشا (۱۸۱۵–۱۸۷۱)، نمونه‌ آشکاری است از ارتباط میان آشنایی با زبان‌های اروپایی و دسترسی به قدرت در عثمانی نیمه‌ قرن نوزدهم. او، فرزند یک دکان‌دار استانبولی، در هجده‌سالگی وارد اداره‌ ترجمه و در بیست‌وشش‌سالگی به مقام سفارت عثمانی در لندن منصوب شد. پس از پنج سال اقامت در بریتانیا، به استانبول بازگشت و در سال ۱۸۴۶ وزیر امور خارجه شد و در ۱۸۵۲ به صدر اعظمی رسید؛ مقامی که تا زمان مرگش چندین بار دیگر نیز عهده‌دار آن بود.

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و چهل و یک
 - شماره هشت هزار و نهصد و چهل و یک - ۰۱ بهمن ۱۴۰۴