جریانشناسی هنر کاریکاتور در ایران معاصر
کاریکاتور زنده است و نمیمیرد
حسین نوروزی
پژوهشگر مطالعات هنر
در پرسش از چیستی واژه کاریکاتور با لغت «کاریکاره» در زبان ایتالیایی به معنای غلو، اغراق کردن در هر چیزی اعم از رفتار، گفتار و شکلِ ارائه موضوعی فراتر از آنچه در اصل وجود دارد و ارائه تصویری غلو شده برای تأکید به اهمیت «موضوعی» که گاه منفی است و زمانی بهشدت مثبت است مواجه میشویم. اما این تمام ماجرا نیست. سخن از کاریکاتور سهل است و ممتنع. سهل از آن جهت که یکی از گونههای هنرهای تجسمی است، ممتنع از آن حیث که کاریکاتور چالشبرانگیز و از سویی پرسشآفرین و در تدارک ارائه پاسخ به انواع پرسشهاست.
کاریکاتور نوعی تصویرگری است که با بهرهگیری ازاصول و مبانی هنرهای تجسمی در تدارک خلق اشکال و تصاویر است اما با دیگر گونههای تصویر مانند نقاشی، تصویرسازی، گرافیک و عکاسی متفاوت است. شاید در گرایشهای مرسوم هنرهای تجسمی پرداختن به مضمون و محتوا مانند کاریکاتور از اهمیت و مرتبه چندانی برخوردار نباشد.
کاریکاتور هنری ترسیمی است و مانند دیگر گونههای تجسمی که با عناصری چون فرم، خط، سطح، رنگ و بافت در تلاش است تا مضامین و موضوعات اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی و...را به نقد کشد و آن را در ذهن و چشم مخاطب با تکنیکهای خاص برجسته کرده و ایجاد شوک آنی نماید و ذهن مخاطب را با انفجار مفهومی هدف قرار دهد.
این روش اگرچه در تصویرسازی مرسوم و مورد استفاده است، با این حال کاریکاتور همواره هنر تجمیع تناقضهای فرمی، شکلی و رفتاری است؛ چیزهایی که به لحاظ حجم، نوع و شکل تناسبی با هم ندارند اما در چهارچوب کاریکاتور به یک مفهوم بدیع و جدید میانجامد و ذهن مخاطب را وارد یک میدان مفهومی بهتآور میکند که حاوی نکتههای جدیدی است.
اگر چه این نوع اغراقها از دیرباز در ادبیات و کلام هم اتفاق میافتاد؛ کاریکلَماتور (آمیخته کاریکاتور و کلمات) نیز در پی خلق مفاهیمی دیگر گونه است و نوعی کاریکاتور را با ساختار و مواد واژگانی ترکیب میکند و البته از جهت هدف و نوع رفتار اغراقآمیز با کاریکاتور و طنز ترسیمی سنخیت و مشابهتی روشمند دارد.
علیرغم آنچه اشاره شد روشهای اغراقآمیز و غلو در بیان مفاهیم اگرچه از دیرباز در آثار قدیمی به چشم میخورد با این حال چیزی که امروزه به نام کاریکاتور از آن نام میبریم، پدیدهای است که همزاد با تولد رسانههای مکتوب، نشریات و مطبوعات در معرض دید و ذهن مخاطب قرار گرفت.
تاریخ اولین کاریکاتور مهم به سال 1835 و انتشار نشریه فرانسوی فلیپیون باز میگردد؛ در یک اتفاق بسیار مهم هنرمند معروف «آئودره دومیه» با ترسیم چهره شاه لویی و استفاده از شباهت گلابی و چهره شاه - در فرهنگ فرانسه گلابی به عنوان نماد و سمبل حماقت و بلاهت استفاده میشود - باعث ایجاد هیجان و انتقال مفهومی تازه برای مخاطب شد؛ شاهی که بسیار ابله و احمق است با یک مفهوم و پیام کاملاً سیاسی در قالب تصویر درآمد و از آن به بعد در دیگر کشورهای جهان این شیوه در مطبوعات بارها و بارها تکرار شد. در این رخداد استفاده از سمبلها و نمادها توسط کاریکاتوریستها مورد تأکید قرار گرفت.
یکی دیگر از نمونههای بهرهگیری از نماد و سمبل توسط کاریکاتوریستها در عرصه سیاسی به حضور توماس ناست، کاریکاتوریست آمریکایی بازمیگردد. دو حیوان الاغ و فیل به عنوان حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا یادگار نبوغ ذهنی توماس ناست است. تا زمان حال نیز این نمادها همچنان مورد استفاده قرار میگیرند.
کاریکاتور چطور وارد ایران شد
اما این پدیده که کاریکاتور نام گرفت، چطور وارد ایران شد؟ کاریکاتور با اولین مطبوعات در ایران متولد شد اما به صورت غیرمستقیم. تاریخ نشریات و مطبوعات در ایران با کاغذ اخبار، وقایع اتفاقیه، روزنامه شرف و شرافت، سفرنامههای ناصرالدین شاه و نشریات دولتی آغاز شد که بیشتر جنبه خبری داشتند. به این شکل که تصویرسازی با گراورهای دستی در کنار متن گنجانده شد.
با آغاز مشروطه اولین نشریهای که کاریکاتور را ترویج داد، نشریه «ملانصرالدین» بود؛ نشریهای که در ادبیات نوشتاری و ترسیمی بسیار پیشتاز بود.
اما نشریه «ملانصرالدین» چگونه شکل گرفت؟ فردی به نام جلیل محمد قلیزاده ساکن تفلیس مؤسس این نشریه بود. او با پی بردن به قدرت تصویر،مفاهیم سیاسی و انتقادی را با چاشنی طنز و کاریکاتور به مخاطب منتقل میکرد . چون بیشتر مردم ایران بیسواد بودند، این روش بسیار مورد توجه قرار گرفت.
قلیزاده از دو کاریکاتوریست برجسته فرانسوی به نام روتر و شیلینگ درخواست کرد تا به روستاها و شهرهای ایران سفر کنند و کاراکترهای ایرانی را در کوچه و بازار استخراج و طراحی کنند تا در نشریه ملانصرالدین چاپ شود. این کاریکاتورها در نشریه ملانصرالدین بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت مخصوصاً برای افراد بیسواد.
بعد از تأثیراتی که نشریه ملانصرالدین در مطبوعات ایران گذاشت، از شهریور 1320 بعد دور جدید اتفاقات سیاسی و آزادیهای نسبی در ایران رقم خورد و نشریاتی با قلم صور اسرافیل و دهخدا چاپ و منتشر شد.
در آن سالها شاهد تولد نشریه توفیق هستیم، چیزی که آقای مسعود برزین به آن اشاره میکند این است که حدود 700 عنوان نشریه در آن سالها منتشر میشد؛ مطبوعاتی که با زحمت چاپ میشدند.
هیجانات سیاسی، التهابات و حضور متفقین در ایران و احزابی که فعال بودند باعث اوج و بلوغ کاریکاتور شد؛ در سال 1332 کنسرسیوم نفت و اختلافات مصدق و آیتالله کاشانی و کودتای آمریکایی با استبداد شاهی منجر به قلع و قمع مطبوعات شد و 700 عنوان نشریه به حدود 70 عنوان رسید.
بعد از 1332 در عمل نشریات به محاق رفتند و کاریکاتور با آن زبان تلویحی و کنایه به حاشیه رفت و دیگر اغراق و گزندگی در کاریکاتورها به چشم نخورد.
در دهه 40 و 50 آرام آرام کاریکاتوریستها دیگر خودشان را منحصر به مطبوعات نکردند و یک سری آثار تولید شد که حدیث نفس بود مثل غربت انسان، مسائل زنان و بیعدالتی در حق کارگران.
در این دوره هنرمندان حرفهای با تکنیک اغراق و طنز ترسیمی دست به خلق کاریکاتور زدند. افرادی چون اردشیر محصص که سفارش گیرنده از مطبوعات نبود؛ هنرمندی که با طنز ترسیمی و ضربه قلمهای فلزی مفاهیم عجیبی را که اغلب نیز بار انتقادی داشت، خلق کرد.
در دهه 40 و 50 اسامی بزرگی از جمله کامبیز درمبخش و محسن دولو صرفاً با مطبوعات شناخته نشدند و هنوز هم به عنوان هنرمندانی صاحب ایده و فکر از آنها یاد میشود همچنین افراد دیگری مثل سخاورز، عربانی و عبداللهینیا بودند که با مطبوعات کار میکردند.
دهه 50 هم نسبتاً در اختناق پهلوی دوم گذشت. در اعتراضات سال 57 همه چیز تغییر یافت و نشریات به احیای جایگاهشان پرداختند تنها نشریهای که از گذشته با تولد کاریکاتور باقی ماند، نشریه توفیق بود که آن هم تعطیل شد و بعد از آن شاهد تولد گلآقا با کیومرث صابری فومنی بودیم. بعد از آن در زمان دولت محمد خاتمی در نشریه کیهان گروهی از حرفهایهای کاریکاتور در «کیهان کاریکاتور» دور هم جمع شدند و با زبان طنز کاریکاتورهای سیاسی و اجتماعی کشیدند. با سعه صدری که در آن زمان بود با کاریکاتوریستهای دنیا ازجمله آرژانتین، آمریکای لاتین، ترکیه، بلوک شرق و اروپای شرقی ارتباط گرفتند و در نمایشگاههایشان شرکت کردند و متقابلاً آنها به ایران آمدند و در رویدادهای فرهنگی حضور پیدا کردند.
نوستالژی کیهانکاریکاتور
کیهان کاریکاتور از یک نشریه صرفاً ماهانه تبدیل به کانون و انجمنی برای رفت و آمد کاریکاتوریستهای جوان و پیشکسوت شد و آرام آرام این کاریکاتوریستها به مؤسساتی که در زمینه کاریکاتور فعال بودند، رفتند.
خیلی از جوانهایی که در کیهان کاریکاتور فعالیت داشتند، جزو کاریکاتوریستها و انیماتورهای برجسته هستند و کیهان کاریکاتور نیز به عنوان آغازگر حرکتهای نوین کاریکاتور در ایران به شمار میرود و پل ارتباطی بین کاریکاتوریستهای ایرانی با خارج از کشور و جشنوارههای جهانی شده است.
با گسترش اینترنت، مطبوعات دیگر جایگاه خبری سابق را نداشته و به کاریکاتور و طنزهای ترسیمی اهمیت نمیدهند. کاریکاتوریستها به انزوا رفتند و کارهایشان در حد یک اثر اکسپرسیو شخصی بوده ولی جایگاه گزنده و انتقادیاش را دارد.
بــــرش
ضرورتهای کاریکاتوری
کاریکاتور با مطبوعات متولد و با افت مطبوعات افول کرد اما شیوه و نگاه گزنده طنز کاریکاتور هنوز حفظ شده به طوری که طراحان گرافیک در پوسترها نگاه کاریکاتوری دارند، بنابراین کاریکاتور تأثیرش را در گرافیک معاصر گذاشته است.
با توسعه پویانمایی و اینفوگرافی اتفاقاتی در فضای مجازی صورت گرفت، موشنهایی با فکر کاریکاتوری خلق شد صدا و حرکت به کاریکاتورهای تک فریم اضافه و کمیک استریپ و انیمیشن خلق شد.
فکر خلاق و تأثیرگذار کاریکاتوریست امروزه به یک اثر هنری تبدیل شده و به جاهای مختلف به صورت غیر مستقیم نفوذ کرده و سرویس میدهد.
کاریکاتور هنر زندهای است که نمرده و نمیمیرد فقط جایگاه و شکلش عوض شده است؛ اثری که زاییده فکر طناز، ناراحت،
غر زننده و معترض است که زشتیها را به خوبی نشان میدهد.
فکر برپایی دوسالانه برای کاریکاتور از همان اول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وجود آمد با فراز و فرودهای بسیار. چون کاریکاتور جزو هنرهایی است که زود تولید میشود، خیلی راحت فایلش را میتوان برای یک نمایشگاه به آن طرف دنیا برد.
نمایشگاههای کاریکاتور توسط سازمانها و نهادها در قالبهای مختلف برگزار میشود، دوسالانه کاریکاتور به صورت رسمیتر با حمایت خانه کاریکاتور و شهرداری برگزار شده اما متولی اصلی نمایشگاههای کاریکاتور همیشه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و در جشنوارههای تجسمی کاریکاتور همیشه وجود داشته اما بزرگترین اتفاق دوسالانه مختص کاریکاتور را همیشه در دوسالانه کاریکاتور که امسال با موضوع «عجله» برگزار شد شاهد بودیم.

