بررسی چالش وزارت نیرو و جهاد کشاورزی با ستاد احیای دریاچه ارومیه
امنیت آبی پیش نیاز امنیت غذایی است
بخش هایی از اراضی ملی تصرف و حقابه دریاچه هم به این زمین ها هدایت شده است
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
در تمام 11 سال گذشته که کارشناسان روی کاهش وسعت زمینهای کشاورزی برای کم کردن مصرف آب تأکید میکردند، کمتر کسی سخن از این موضوع به میان آورد که مدیریت 70 درصد از 100 سد بزرگ و کوچک ساخته شده روی حوضه دریاچه ارومیه، در دست کشاورزان است. سدهایی که بسیاری از آنها از دهه 70 توسط وزارت جهاد کشاورزی ساخته شد. این آمار را مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه به «ایران» میدهد. سدسازیهایی که باعث شد تا احیای دریاچه ارومیه وارد یک تسلسل باطل شود. چون از همان روزی که دولت اعتدال ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه را روی میز اجرا برد، کارشناسان اعلام کردند که باید بخش قابل توجهی از زمینهای کشاورزی کور شود تا بتوان دریاچه ارومیه را احیا کرد. اما هیچ کس نگفت وقتی مدیریت سدهای معیشتی در دست کشاورزان است، چطور باید جلوی استفاده آنها از حقابه دریاچه را گرفت؟ شرایطی که باعث شد سال گذشته دریاچه ارومیه 114 روز فرصت آبگیری در فصل غیرزراعی را از دست بدهد و در تابستان سال جاری خشک شود. بنابراین برخلاف پیشبینی کارشناسان که فکر میکردند گردوغبار نمکی دریاچه در خشکی کامل آن، در نهایت به کرج و زنجان میرسد، گردوغبار آن به 400 کیلومتر آن سوتر یعنی «اردبیل» رسید.
این شرایط پرسشهایی در پی دارد. چرا در همه این سالها که بسیاری انگشت انتقاد را بهحق، به سمت وزارت نیرو برای ساخت سدها گرفته بودند، کمتر کسی درباره نقش سدسازی جهاد کشاورزی در چند دهه گذشته روی دریاچه ارومیه حرف زد؟ آن هم در زمانی که احیا و زنده نگاه داشتن دریاچه ارومیه چارهای جز کاهش زمینهای کشاورزی ندارد. اما مهمترین نکته این گزارش پاسخ به این سؤال است که چرا جهاد کشاورزی در یک دهه گذشته ارادهای برای ساماندهی به سدهای معیشتی نداشت؟
چرا دریاچه خشک شد
سعید عیسیپور مدیر دفتر برنامه ریزی ستاد احیای دریاچه ارومیه توسعه ناپایدار و شدید کشاورزی، بدون توجه به ظرفیت منطقه در حوضه را دلیل اصلی شرایط امروز دریاچه ارومیه میداند و میگوید: «بیش از 100 سد کوچک و بزرگ در حوضه احداث شده است. نزدیک به 60 تا 70 درصد از این سدها دست وزارت نیرو هم نیست. این سدها دست کشاورزان و بهره برداران است. یعنی هر چقدر و هر جا که دلشان خواست آب را برمیدارند و بهرهبرداری میکنند. این شرایط باعث شده تا مصرف زیاد شود.»
او میگوید: «بر اساس برآورد ما قبلاً مصرف کشاورزی دو میلیارد مترمکعب آب بود و الان به 4 و نیم میلیارد رسیده است.» عیسیپور سه میلیارد از مصرف کشاورزی را حقابه دریاچه ارومیه میداند و میگوید: «حتی این آب که در بسیاری از نقاط مصرف آن غیرمجاز است صرف تولید محصولات راهبردی هم نمیشود. بنابراین ارزش افزوده خاصی هم ندارد. همه این شرایط باعث شده که دریاچه ارومیه به این سرنوشت دچار شود. این مصرف آب باید به حالت سابق خودش برگردد چون طبیعت دارد آب مورد نیاز را تولید میکند اما مسیر مصرف آن منحرف شده است.»
او مدیریت و بهرهبرداری نزدیک به 70 سد از 100 سد ساخته شده روی منابع تغذیهکننده دریاچه ارومیه توسط کشاورزان را اتفاق خیلی عجیبی میداند و میگوید: «سال 1374 دریاچه ارومیه طغیان کرد و حجم آن نزدیک به 33 میلیارد مترمکعب رسید. مسئولان وقت آن را تهدید تعبیر کردند. همان موقع وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی بدون آنکه برنامهای یا تصوری از آینده، هر چقدر توانستند سد زدند. خیلی از این سدها توسط وزارت جهاد کشاورزی زده شد که به آن سدهای معیشتی میگویند. اختیار بهرهبرداری از آنها را هم به کشاورزان داد.»
به گفته عیسیپور عمده سدهای معیشتی در استان آذربایجان شرقی است. این سدها اجازه نمیدهد سدهای بزرگی مثل سد علویان پر شود و سرریز آن به سمت دریاچه ارومیه بیاید. بعضی از این سدهای معیشتی خارج از بستر رودخانه هستند، یعنی با ایجاد نهر، آب را منحرف کرده، در جایی ذخیره کرده و حتی تابستان هم از آب آن بهرهبرداری میکنند. این سدها، جلوی ورود رودخانههای اصلی به دریاچه ارومیه را میگیرند و در استخرها و فضاهای تعبیه شده ذخیره میشود. سدهای پایین دست هم از آب سرشاخهها محروم میشوند. بنابراین مدیریت کاملاً دست کشاورزان است و وزارت نیرو و جهاد کشاورزی هیچ ملاحظه و برنامهای ندارند.
عیسیپور در پاسخ به این سؤال که چرا ستاد احیا جلوی این پدیده را نمیگیرد، این ستاد را یک هماهنگ کننده میداند و میگوید: «ستاد یک نهاد استانی است و نمیتواند برای یک وزارتخانه تصمیم بگیرد.» حرفهای او سر زخم عمیق حذف ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه در دولت سیزدهم را باز میکند. بسیاری از کارشناسان از ابتدای دولت چهاردهم خواستار احیای ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه شدهاند. ستادی ملی که بتواند جلوی دخالت مسئولان استانی، وزرا و نمایندگان شهرهای مختلف سه استان متأثر از دریاچه ارومیه را بگیرد.
البته عیسیپور اعتقاد دارد اگر وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی کار خودشان را درست انجام بدهند، نیاز به ایجاد ستاد نیست. او ستاد اجرایی را فاقد بازوی اجرایی میداند و میگوید: «یک ستاد مشورتی است که سیاستگذاری میکند.»
این کارشناس بستن سردهنهها به روی زمینهای کشاورزی در فصل غیر زراعی امسال را هم نتیجه دخالت مستقیم استاندار آذربایجان غربی میداند و میگوید: «اگر استاندار آذربایجان غربی ورود نمیکرد مسئولان اجرایی مرتبط اصلاً به حرف ستاد گوش نمیدادند چون وزارت نیرو دوست دارد آب را بفروشد. وزارت جهاد کشاورزی هم میخواهد تولیدش را افزایش دهد.»
چرا جهاد کشاورزی
دفتر سدهای معیشتی را نمیبندد؟
مسأله دیگری هم وجود دارد که اجازه نمیدهد جهاد کشاورزی به سدهای معیشتی که عملاً به خشک شدن دریاچه ارومیه انجامیدهاند، سامان بدهد. وزارت جهاد کشاورزی در استانهای آذربایجان غربی، شرقی و کردستان هر سال به دولت تعهد میدهند تا یک عدد مشخصی از تولیدات باغی- زراعی را افزایش دهند. از سوی دیگر اقدامات و مصوبات ستاد احیا هم نقطه مقابل این افزایش است. چون ستاد احیا از روزی که ایجاد شد تا به امروز مصوب کرده که یکی از راههای نجات دریاچه ارومیه کاهش سطح زیر کشت برای کاهش آب مصرفی و افزایش حقابه دریاچه است.
این تضاد برنامه نجات دریاچه ارومیه را به تسلسلی باطل وارد کرده است که دود سفید شور(گردوغبار نمکی) آن در چشم بخش بسیار زیادی از وسعت ایران خواهد رفت. جهاد کشاورزی درمقابل اعتراض ستاد احیا، «امنیت غذایی» را پیش میکشد ولی عیسیپور نکته درستی را یادآوری میکند: «امنیت آبی، تضمینکننده امنیت غذایی است.»
او میگوید: «دوستان ما در وزارت جهاد کشاورزی به جای افزایش سطح زمینهای زراعی برای تولید محصول بیشتر، باید ارزش افزوده محصولات را بالا ببرند. باید بهرهوری افزایش پیدا کند. باید با ترویج و آموزش، به جای کشاورزی افقی، کشاورزی عمودی افزایش یابد.» اما حل مسأله به این راحتی هم نیست.
500 هزار هکتار زمین کشاورزی باید کم شود
براساس آمار ستاد احیای دریاچه ارومیه، سدها عامل توسعه کشاورزی هستند. ظرفیت کشاورزی حوضه، 350 هزار هکتار است که به 800 هزار هکتار رسیده است. باید 500 هزار هکتار آن کاهش پیدا کند.
عیسیپور میگوید: «تا این تناقضها حل نشود، احیای دریاچه ارومیه اتفاق نمیافتد.»او اعتقاد دارد این مسائل باید همان زمان که ستاد احیا در شکل ملی فعالیت میکرد و دبیر آن در حد معاون رئیسجمهور قدرت اجرایی داشت، حل میشد.
مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه از ورود به این موضوع و تصویب یک مصوبه خبر میدهد: «براساس این مصوبه، جهادکشاورزی سه استان باید به جای «امنیت غذایی» روی «امنیت آبی» برنامهریزی کنند.»
این کارشناس، هشدار میدهد که اگر دریاچه خشک شود در مرحله اول امنیت غذایی از بین میرود و میگوید: «در کوتاه مدت فکر میکنیم داریم امنیت غذایی را تأمین میکنیم چون هنوز آثار خشک شدن دریاچه ارومیه پدیدار نشده است.»
زمین های دیم هم آبی می شوند!
به گفته عیسیپور تبدیل زمینهای دیم به آبی یکی دیگر از دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه است. «غلامرضا نوری قزلجه» وزیر جهاد کشاورزی در پاسخ به سؤال کارشناسان که پرسیدهاند چرا جلوی تبدیل اراضی دیم به آبی گرفته نمیشود، گفته است، قانونی که با استناد به آن بتواند جلوی این پدیده را بگیرد، در دست ندارد. وقتی مصوبه هیأت وزیران(مصوب سال 1394) را به او یادآوری کردهاند پاسخ داده است که این مصوبه را قضات دادگاه قبول ندارند.
عیسیپور میگوید: «ای کاش در یک دهه گذشته این مسأله که قضات مصوبه را قبول ندارند، مطرح میشد تا مصوبه به لایحه تبدیل میشد.» عیسیپور درباره آنچه در دادگاهها اتفاق میافتد میگوید: «وقتی از کشاورزی که زمین دیم را به آبی تبدیل میکند، شکایت میشود کشاورز مثلاً در دادگاه میگوید من زمین را با تانکری پر از آب معدنی آبیاری میکنم و درخت میکارم، قاضی هم میگوید این زمین خودش است. قضات هم معمولاً میگویند ما با قانون کار میکنیم نه با مصوبه هیأت وزیران.»
این اتفاق به گفته او باعث شده است تا در 15 مهرماه سالجاری و در جلسه کارگروه احیای دریاچه ارومیه، جهاد کشاورزی موظف شود، یک مصوبه قانونی را تهیه کند، حتی اگر لازم است به قانونهای قبلی هم بندی را اضافه کند، تا این مصوبه در هیأت وزیران مصوب شود و برای تبدیل به قانون به مجلس برود. این مسئول، تأکید میکند تبدیل مصوبه هیأت وزیران به قانون باید در 10 سال پیش در کارگروه ملی احیای دریاچه انجام میگرفت و قانون مصوب میشد.
کسی حرف ستاد استانی را نمیخواند
عیسیپور هم مثل بسیاری از کارشناسان دلنگران است و اعتقاد دارد وجود دبیرخانه ستاد احیای دریاچه ارومیه در استان باعث ضعیف شدن این ستاد شده است و میگوید: «وقتی ستاد احیا در تهران بود، ارتباطات گستردهتر بود. مسئولان دم دست بودند. قبلاً ستاد احیای دریاچه ارومیه در تهران نزدیک به 60 نفر نیرو داشت. در ارومیه نزدیک به 40 نفر روی موضوع کار میکردند. الان تبدیل به دو نفر شده است.»
تصرف اراضی ملی
عیسیپور از تصرف 120 تا 150 هزار هکتار از زمینهای ملی توسط کشاورزان منطقه خبر میدهد و میگوید: «وزارت کشاورزی باید این زمینها را خلع ید کند. این زمینها باید رفع تصرف شود و به اراضی ملی برگردند. حتی نباید شخم زده شوند، چون شخم زدن باعث میشود تا ضریب نگهداشت آب در زمین بیشتر شود و روان آبها به سمت دریاچه ارومیه کاهش پیدا میکند.»
با تلاش ستاد احیا در سال گذشته، سازمان منابع طبیعی در ابتدای دولت پزشکیان نزدیک به 50 تا 60 هزار هکتار از این اراضی را آزاد کرد اما با ورود و فشار یکی از نمایندگان منطقه، بازپسگیری اراضی ملی متوقف شد.
کارشناسان دخیل در این ماجرا میگویند اگر دوباره بخواهند زمینهای ملی را آزاد کنند حداقل 6ماه طول میکشد تا فقط کارگروه مربوطه را ایجاد کنند. از سوی دیگر، ورود نمایندگان به ماجرای دریاچه ارومیه موضوع کهنهای است.
برای مثال در زمانی که ستاد احیا، ملی بود، خروج چغندر بهعنوان محصول پر آب بر از استان آذربایجان غربی ممنوع شد تا کشت آن کم شود اما فشار نمایندگان وقت باعث شد تا یک کارخانه در مهاباد مستقر شود که آنها مجبور به صدور چغندر قند نشوند. بنابراین نه تنها کشت چغندر کاهش نیافت که افزایش هم داشت. مصوبههای ستاد ملی هم به راحتی نادیده گرفته شد.
نمایندگان دو استان آذربایجان غربی و شرقی در یک دهه گذشته، هم دریاچه ارومیه را میخواهند- همیشه معترض شرایط دریاچه بوده و هستند- هم جلوی هر برنامهای که ستاد احیا برای دریاچه ارومیه باید انجام دهد، مثل توقف سدسازیها، بازگرداندن اراضی ملی، کاهش سطح کشت و... ایستاده و میایستند.
سهم دریاچه در فصل غیر زراعی
سال گذشته تمامی نهرهای منشعب از رودخانههای دریاچه ارومیه، در فصل غیرزراعی به روی زمینهای کشاورزی باز بود و حقابه آب دریاچه ارومیه برای 114 روز هدر رفت. خشکسالی جوری به جان دریاچه ارومیه افتاد که گرد و غبار آن در تابستان به اردبیل رسید. بسیاری نگران هستند که امسال هم همین اتفاق بیفتد و حقابه دریاچه در فصل غیر زراعی هم به زمینهای کشاورزی برود.
عیسیپور اما از ورود جدی ستاد احیا برای گرفتن حقابه دریاچه ارومیه در فصل غیرزراعی منطقه خبر میدهد. او گزارشهای میدانی دبیرخانه کارگروه استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه را در بسته شدن سردهنههای رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه مؤثر میداند و میگوید: «استاندار آذربایجان غربی پس از خواندن این گزارشها در یک جلسه، به فرمانداران و مدیرعامل آب منطقهای استان دستور داد و در همان جلسه بخشهای مرتبط سراغ سردهنهها و رودخانهها رفتند.»
عیسیپور با توجه به بارندگیای که در زمان انجام همین مصاحبه (سهشنبه 22 دی ماه) هم در حال باریدن است شرایط دریاچه راخوب توصیف میکند، هرچند تراز دریاچه 9 سانتیمتر تا رسیدن به وضعیت سال گذشته در همین محدوده زمانی فاصله دارد. براساس آمارهای عیسیپور از وسعت 5 هزار کیلومترمربعی دریاچه ارومیه، 500 کیلومتر مربع آن آب دارد که ماحصل بارش و مدیریت رودخانه هاست.
او میگوید: «پارسال بارندگی خیلی کم بود. از سوی دیگر کشاورزان هم نگران کشتهای پاییزه بودند.» براساس گزارشهایی که به روزنامه ایران رسیده بود، سال گذشته برخی از کشاورزان به دلیل همین نگرانیها، برخی از سردهنهها را شکستند تا حقابه دریاچه را به زمینهای کشاورزی خود منحرف کنند. این اتفاق در سال جدید هم به گفته منابع محلی در حال وقوع است اما عیسیپور میگوید: «نسبت به سال گذشته خیلی کمتر اتفاق میافتد.» این کارشناس پای کار بودن استاندار آذربایجان غربی را هم از دیگر دلایلی میداند که باعث شده وضعیت دریاچه بهتر شود. او البته با توجه به وضعیت بارشها و برفگیر شدن کوههای منطقه در دو استان آذربایجان غربی و شرقی، تأکید میکند که امسال شرایط به گونهای است که باید حقابه کامل به دریاچه ارومیه برسد.
ولی شرایط به سمتی نمیرود که خیال همه را از بابت احیای دریاچه ارومیه راحت کند. او تأکید میکند که برای نجات دریاچه، باید کارهای جدیتری انجام داد. عیسیپور دریاچه ارومیه را قابل احیا میداند اما یک پیش شرط را تذکر میدهد: «به شرطی که کارهایی که سالهای قبل (در دولت روحانی) انجام گرفت دوباره از سر گرفته شود.»

