از فرمان «خط شریف گلخانه» تا «خط همایون»

همکار او در دو دهه‌ پایانی عصر تنظیمات، فؤاد پاشا (۱۸۱۵–۱۸۶۹) بود؛ مردی که تحصیلات عالی خود را در مدرسه‌ طب نظامی تأسیس‌شده به دست محمود دوم آغاز کرد و سپس به اداره‌  ترجمه منتقل شد. این پیش‌زمینه‌ آموزشی، راه را برای انتصاب او به سفارت عثمانی در لندن هموار ساخت؛ جایگاهی که در نهایت به نخستین دوره‌  وزارت خارجه‌ او در سال ۱۸۵۲ انجامید و تا پنج بار تجدید شد. فؤاد پاشا، که کاملاً اروپایی‌مآب شده بود، در محافل دیپلماتیک به شوخ‌طبعی گزنده و فرانسوی بی‌نقص خود مشهور بود؛ نقل است که روزی بانویی انگلیسی با اصرار از او پرسید که چند زن دارد، و او پاسخ داد: «همان تعداد که شوهر شما دارد – دو تا؛ فقط او یکی را پنهان می‌کند و من نه».رشید پاشا و دو شاگرد برجسته‌اش، همراه با دیگر دیوان‌سالارانی که گاه با اقناع و گاه با اجبار به همکاری واداشته می‌شدند، ستون‌های اصلی هدایت و پیشبرد جنبش اصلاحات عصر تنظیمات بودند؛ جنبشی که ساختار اداری امپراطوری عثمانی را به شکلی بنیادین دگرگون ساخت و مسیر مدرن‌سازی را در سده‌ نوزدهم هموار کرد.
آشکارترین نشان از جهت‌گیری نوین امپراطوری عثمانی را می‌توان در دو فرمان سلطنتی یافت که جوهره‌ عصر تنظیمات را تعریف می‌کنند. نخستین فرمان، «خط شریف گلخانه»، در سال ۱۸۳۹ و به اصرار رشید پاشا صادر شد. این فرمان، بیش از آن که یک قانون باشد، بیانیه‌ای از نیت سلطنتی بود که سلطان خطاب به رعایای خویش صادر کرد. در این بیانیه، حاکم عثمانی وعده داد به اصلاحاتی اداری دست زند: لغو نظام التزام مالیاتی که جمع‌آوری مالیات را به پیمان‌کاران می‌سپرد، استانداردسازی خدمت نظام وظیفه و ریشه‌کن ساختن فساد اداری. 
گرچه این مضامین پیش‌تر نیز مطرح شده بودند، اما آنچه «خط شریف» را استثنایی می‌ساخت، تعهد صریح سلطان به تعمیم اصلاحات به تمامی رعایای امپراطوری، فارغ از دین و مذهب آنان بود.  در سال ۱۸۵۶، در پایان جنگ کریمه، علی پاشا و فؤاد پاشا سلطان را به صدور فرمان دومی ترغیب کردند: «خط همایون»، که اصول فرمان ۱۸۳۹ را تکرار کرد و به‌طور صریح تضمین‌هایی درباره‌ برابری همه‌ اتباع ارائه داد. بر اساس این فرمان، مسلمان و غیرمسلمان موظف به انجام خدمت نظامی شدند و از فرصت‌های برابر برای اشتغال در دستگاه دولتی و پذیرش در مدارس دولتی برخوردار گشتند. هدف دو فرمان سلطنتی روشن بود: در دورانی که جنبش‌های ملی‌گرایانه در ایالات اروپایی شدت یافته بود، وفاداری رعایای مسیحی امپراطوری تضمین شود. در خلال فرایند تمرکززدایی عثمانی در سده‌ هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، ملیت‌ها و جوامع مذهبی خودمختار نسبت به گذشته استقلال بیشتری یافته بودند؛ فرمان‌های ۱۸۳۹ و ۱۸۵۶ کوشیدند این خودمختاری را محدود کنند و به جای آن، مفهوم شهروندی مشترک عثمانی یا «عثمانی‌گرایی» را بنیان نهند؛ مفهومی که قرار بود جایگزین نظم مذهبی سنتی شود، جایی که مسلمانان در موقعیتی ممتاز قرار داشتند. این تعهدات هرگز به‌طور کامل محقق نشدند؛ نه فقط به سبب تداوم احساس برتری مسلمانان، بلکه به‌دلیل گرایش روزافزون مسیحیان به هویت‌های ملی‌گرایانه نوظهور.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • بورس
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • گفت و گو
  • اندیشه
  • کتاب
  • دولت چه کار می‌کند
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و سی و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و سی و شش - ۲۴ دی ۱۴۰۴