سوگیری بازماندگی چگونه بر انتخابهای ما اثر میگذارند؟
خطای پنهان در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری
والا صنیعزاده
گروه بورس
در بازارهای مالی، سرمایهگذاران همواره میکوشند با اتکا به دادههای گذشته، الگوهای رفتاری و تجربیات پیشین، تصمیمهایی عقلایی و بهینه برای آینده اتخاذ کنند. با این حال، فرآیند تصمیمگیری انسان همواره کاملاً منطقی نیست و اغلب تحت تأثیر سوگیریهای شناختی قرار میگیرد؛ سوگیریهایی که میتوانند برداشت ما از واقعیت را بهشدت مخدوش کنند. یکی از مهمترین و در عین حال پنهانترین این خطاها، «سوگیری بازماندگی» است؛ سوگیریای که بویژه در بازارهای مالی آثار گسترده و گاه پرهزینهای به همراه دارد.
سوگیری بازماندگی زمانی رخ میدهد که تحلیلگر یا سرمایهگذار تنها بر دادهها و نمونههای موجود تمرکز میکند و مواردی را که به مرور زمان حذف شدهاند، نادیده میگیرد. در این حالت، فقط «بازماندگان» دیده میشوند و اطلاعات مربوط به شکستخوردهها، ورشکستگان یا حذفشدگان از میدان تحلیل کنار گذاشته میشود. پیامد این رویکرد، شکلگیری تصویری بیش از حد خوشبینانه از عملکرد بازار، میزان بازدهی و حتی سطح ریسک سرمایهگذاری است؛ تصویری که الزاماً با واقعیت منطبق نیست. یکی از نمونههای کلاسیک بروز سوگیری بازماندگی، ارزیابی عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری مشترک است. معمولاً گزارشها و تبلیغات مالی بر صندوقهایی تمرکز دارند که طی یک دوره چندساله عملکرد مطلوبی داشتهاند و همچنان فعال هستند. در مقابل، صندوقهایی که به دلیل عملکرد ضعیف منحل شده یا در صندوقهای دیگر ادغام شدهاند، از آمارها حذف میشوند. در نتیجه، میانگین بازدهی محاسبهشده بر اساس صندوقهای «باقیمانده»، بهطور مصنوعی بالا به نظر میرسد و این تصور ایجاد میشود که مدیران صندوقها از مهارت بالایی برخوردارند یا بازار فرصتهای سودآور فراوانی در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهد، در حالی که بخش مهمی از واقعیت نادیده گرفته شده است. این پدیده در ارزیابی استراتژیهای معاملاتی و سبدهای سهام نیز بهوفور مشاهده میشود. رسانههای مالی و شبکههای اجتماعی معمولاً داستان معاملهگران یا سرمایهگذارانی را برجسته میکنند که به سودهای چشمگیر دست یافتهاند. این افراد همان «بازماندگان» هستند. اما از هزاران نفری که با استفاده از همان استراتژیها متحمل زیانهای سنگین شده یا حتی از بازار خارج شدهاند، خبری منتشر نمیشود. این روایتهای یکسویه، این تصور نادرست را القا میکند که موفقیت در بازارهای مالی امری ساده و در دسترس همگان است و ریسکهای ذاتی بازار را به حاشیه میراند.
در بازار سهام ایران نیز میتوان نمونههای روشنی از تأثیر سوگیری بازماندگی مشاهده کرد. در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، بخش قابل توجهی از اخبار و تحلیلهای منتشرشده پیرامون بورس، بر کسب سودهای کلان و بازدهیهای خارقالعاده برخی سرمایهگذاران تمرکز داشت. این فضا سبب شد افراد بسیاری، بدون شناخت کافی از ریسکهای بازار سهام و بدون برخورداری از دانش مالی لازم، وارد بورس شوند. آنچه کمتر دیده شد، سرمایهگذارانی بودند که با زیانهای سنگین مواجه شدند یا پس از افت بازار، سرمایه خود را از دست دادند. تمرکز صرف بر نمونههای موفق، تصویری ناقص از واقعیت بازار سرمایه ایران ارائه داد و انتظارات غیرواقعبینانهای را در میان سرمایهگذاران خرد شکل داد.
تأثیر سوگیری بازماندگی تنها به تصمیمگیریهای فردی محدود نمیشود و حتی در تحلیلهای آکادمیک و پژوهشهای اقتصادی نیز میتواند نفوذ کند. برای مثال، اگر مطالعهای صرفاً بر شرکتهای حاضر در یک شاخص بورسی متمرکز شود و شرکتهایی را که در طول زمان ورشکست شده یا از فهرست شرکتهای بورسی حذف شدهاند در نظر نگیرد، برآوردهای حاصل از بازدهی بلندمدت بازار یا میزان پایداری بنگاهها دچار انحراف خواهد شد. چنین تحلیلی ممکن است این برداشت اشتباه را تقویت کند که سرمایهگذاری در شرکتهای باسابقه یا بزرگ، ذاتاً کمریسک است؛ در حالی که تاریخ اقتصاد و بازارهای مالی، مملو از بنگاههایی است که زمانی بسیار قدرتمند به نظر میرسیدند اما در نهایت شکست خوردند.
برای کاهش اثرات مخرب سوگیری بازماندگی، اولین و مهمترین گام، آگاهی از وجود این خطاست. سرمایهگذاران هوشمند باید همواره این پرسش مهم را مطرح کنند: «دادههای گمشده کجا هستند؟» به جای تمرکز صرف بر برندگان، لازم است داستان بازندگان نیز بررسی شود. استفاده از دادههای تاریخی جامع که شامل شرکتها، صندوقها یا استراتژیهای ناموفق نیز باشد، میتواند تحلیل واقعبینانهتری از ریسک و بازده ارائه دهد.
برش
برندگان و بازندگان را با هم ببینیم
درک این نکته ضروری است که عملکرد گذشته - بهویژه زمانی که بر پایه نمونههای گزینششده باشد- هیچ تضمینی برای موفقیت آینده ایجاد نمیکند. تنوعبخشی در سبد سرمایهگذاری، توجه به مدیریت ریسک و پرهیز از پیروی هیجانی از «موفقیتهای پررنگشده»، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند سرمایهگذار را در برابر این سوگیری محافظت کنند.
در نهایت، سوگیری بازماندگی به ما یادآور میشود که تصمیمگیری مالی مؤثر، مستلزم دیدن تمام صحنه است؛ نه فقط بخش روشن و جذاب آن. بازارهای مالی- از جمله بازار سهام ایران- اکوسیستمهایی پیچیده و پویا هستند که در آنها موفقیت و شکست، هر دو اجزایی جداییناپذیرند. نادیده گرفتن بخش شکست، ما را به خوشبینی افراطی و پذیرش ریسکهای غیرمنطقی سوق میدهد. تنها با در نظر گرفتن همزمان قهرمانان و بازندگان فراموششده است که میتوان به درکی واقعبینانهتر از بازار دست یافت و تصمیمهایی مستحکمتر و آگاهانهتر اتخاذ کرد.

