سلطان محمود دوم (۱۸۰۸–۱۸۳۹): تمرکز قدرت و دگرگونی

بحران یونان نیز بر پایه همین منطق حل و فصل شد. در معاهده آدریانوپل (۱۸۲۹) میان امپراتوری عثمانی و روسیه، روس‌ها از بخشی از خواسته‌های ارضی اولیه خود عقب‌نشینی کردند و پذیرفتند تا به پشت رود دانوب بازگردند. وضعیت یونان نیز بر پایه کنوانسیونی در سال ۱۸۳۲ تعیین شد؛ کنوانسیونی که یونان را به‌عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخت، اما تحت حمایت سه قدرت بزرگ یعنی بریتانیا، روسیه و فرانسه قرار داد. یونانی که از دل این قیام سربرآورد، دولتی کوچک با جمعیتی حدود ۸۰۰ هزار نفر بود، در حالی که هنوز ۲.۴ میلیون یونانی در قلمرو عثمانی باقی مانده بودند. این واقعیت عملاً به معنای آن بود که سیاست خارجی یونان از آغاز، ماهیتی «انضمام‌طلبانه» خواهد داشت؛ با هدف پیوستن سرزمین‌هایی که آنان را بخشی از هویت تاریخی و ملی خود می‌دانستند.
اقدام مشترک عثمانی و مصر توانسته بود نیروهای قیام یونان را در میدان نبرد شکست دهد، اما مداخله قدرت‌های بزرگ، نتایج به‌دست آمده در عرصه محلی را مختل ساخت. شورش‌های ملی‌گرایانه بعدی در بالکان، گرچه دقیقاً همان الگوی مداخله قدرت‌های بزرگ را تکرار نکردند، اما همگی با دخالت خارجی همراه بودند؛ امری که دولت عثمانی را ناگزیر می‌ساخت تا نه تنها به شورشیان، بلکه به حامیان بالقوه اروپایی آنان نیز توجه کند. با این حال، تنها شورشیان نبودند که می‌توانستند پشتیبانی قدرت‌های بزرگ را جلب کنند؛ امپراتوری عثمانی نیز آموخت که می‌تواند از رقابت‌های میان این قدرت‌ها برای پیشبرد منافع خود بهره گیرد. محمود دوم این درس را به‌خوبی فراگرفت، آن هنگام که با بهره‌گیری از تهدید روسیه، اتحاد میان فرانسه و بریتانیا را شکل داد؛ اتحادی که ابتدا در سال ۱۸۳۳ و سپس در سال‌های ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۰ توانست پیشروی محمدعلی پاشا را متوقف سازد.برخی از مورخان دیپلماسی در غرب، تصویری منفی از محمود دوم ارائه می‌دهند؛ او را سلطانی می‌دانند که در دوران زمامداری‌اش، روند تجزیه سرزمین‌های عثمانی شتاب گرفت و در سایه قدرت‌یابی یکی از فرماندارانش ـ محمدعلی پاشای مصر ـ قرار گرفت. با این حال، هرچند دوران سلطنت محمود دوم با از دست رفتن برخی قلمروها همراه بود، می‌توان استدلال کرد که او از مؤثرترین سلاطین متأخر عثمانی بود؛ پادشاهی چابک و مصمم که برای امپراتوری همان نقشی را ایفا کرد که محمدعلی برای مصر بر عهده داشت. همانند سلیم سوم، محمود دوم نیز در درجه نخست اصلاح‌طلبی نظامی بود؛ اما تفاوت او با آن پیشینه ناموفق در آن بود که ضرورت اقدام قاطع علیه نیروهای گریز از مرکز  (نیروهایی که پیوسته اقتدار سلطنت را فلج می‌کردند) را به‌خوبی دریافته و برای مهار آن‌ها وارد عمل شد.با توجه به سلطه ائتلاف دربیک‌ها، علما و ینی‌چری‌ها که سلطنت سلیم سوم را سرنگون ساخته بودند، محمود دوم با احتیاط گام برداشت. نخستین سال‌های سلطنت او به بازسازی و تثبیت اقتدار مرکزی در ایالات گذشت. با استفاده از ینی‌چری‌ها، که وفاداری آنان را با پرداخت رشوه و امتیازات تأمین کرده بود، محمود دوم توانست قدرت دربیک‌ها را خرد سازد. تا دهه ۱۸۲۰، با آغاز شورش یونانی‌ها و آشکار شدن برتری نیروهای نظامی اصلاح‌شده محمدعلی پاشا، محمود دوم فرمان به تأسیس سپاهی نوین به سبک اروپایی داد؛ سپاهی که هدفش ادغام واحدهای مختلف ینی‌چری در چارچوب نظم جدید بود. ینی‌چری‌ها، همان‌گونه که پیش‌تر بارها نشان داده بودند، در برابر اصلاحات مقاومت کردند و دست به شورش زدند؛ اما محمود دوم، با آمادگی کامل، از نیروهای تازه‌نفس خود برای سرکوب آن‌ها بهره گرفت. در عرض چند ساعت، در ۱۵ ژوئن ۱۸۲۶، هزاران نفر از ینی‌چری‌ها در خیابان‌ها و پادگان‌هایشان به قتل رسیدند و نهادی که روزگاری ستون فقرات قدرت عثمانی بود، برای همیشه نابود گردید. این حادثه، نه تنها نقطه عطفی در تاریخ نظامی امپراتوری عثمانی بود، بلکه نشان‌دهنده عزم راسخ محمود دوم در بازسازی اقتدار سلطنت و تحکیم دولت مرکزی به شیوه‌ای استوار و بی‌رحمانه بود.حذف ینی‌چری‌ها، بزرگ‌ترین مانع بر سر راه اصلاحات گسترده را از میان برداشت و محمود دوم در سیزده سال پایانی سلطنت خود، برنامه‌ای سریع و همه‌جانبه را آغاز کرد که نظم سنتی عثمانی را دگرگون ساخت. نخستین اولویت او بازسازی ارتش به سبک اروپایی بود. برای پیشگیری از اتهام کفرگویی که پیش‌تر سلیم سوم را تضعیف کرده بود، محمود دوم ارتش نوین خود را «سربازان پیروز محمد» نامید. نفوذ فرهنگ و شیوه‌های اروپایی، از طریق زیرساخت‌های آموزشی که سلطان ایجاد کرد، در ارتش گسترش یافت. در سال ۱۸۲۷، دانشکده پزشکی ویژه پرسنل نظامی در استانبول تأسیس شد و در سال ۱۸۳۴، کالج جنگی امپراتوری گشایش یافت؛ مؤسسه‌ای که بر اساس آکادمی آموزشی افسران فرانسوی در سن-سیر طراحی شده بود و آموزش در هر دو مرکز به زبان فرانسه ارائه می‌شد. به پیروی از الگوی محمدعلی پاشا، محمود دوم گروه‌هایی از دانشجویان را به اروپا اعزام کرد تا تحصیلات پیشرفته‌ای بیاموزند و تعهد عمیق‌تری به مدل‌های اروپایی در میان کادر افسران نوپا ایجاد شود. هم‌زمان با نابودی ینی‌چری‌ها، سلطان واحدهای سیاحی را منحل ساخت و سواره‌نظامی حرفه‌ای و حقوق‌بگیر بنیان نهاد. این تحولات، با لغو نظام تیمار در سال ۱۸۳۱ تکمیل شد و پایه‌های ارتشی مدرن و منظم را فراهم آورد.اصلاحات محمود دوم محدود به حوزه نظامی نبود. او برای افزایش کارآیی اداری دولت و احیای اقتدار سلطنتی در امور حکومتی، بوروکراسی را بازسازی کرد. دفاتر قدیمی لغو شدند، خطوط مسئولیت نو تعریف گردید و وزارتخانه‌هایی به سبک اروپایی پدید آمدند. برای پایان دادن به فساد، حقوق مقامات افزایش یافت و لباس رسمی آنان نیز دگرگون شد؛ همان‌گونه که یونیفورم‌های فرانسوی ارتش پس از نابودی ینی‌چری‌ها نماد مدرنیزاسیون بودند، فِز و کت بلند جای عمامه و روپ‌های سنتی بوروکرات‌ها را گرفت تا بازتاب تلاش‌های سلطان برای اروپایی‌سازی شاخه‌های غیرنظامی دولت باشد. در سال ۱۸۳۸، محمود دوم دو مؤسسه آموزشی ویژه مقام‌های عالی‌رتبه تأسیس کرد؛ مؤسساتی که ترکیبی از دروس سکولار و استاندارد ارائه می‌دادند و آموزش به زبان فرانسه در آن‌ها محور اصلی بود. برای آگاهی بخشی به کارمندان دولت از برنامه‌های اصلاحی، سلطان در سال ۱۸۳۱ روزنامه رسمی «تقویم وقایع» را منتشر کرد؛ نشریه‌ای به زبان عثمانی-ترکی که به خواندنی الزامی برای تمامی مقامات و کارمندان دولت تبدیل شد.در دوران سلطنت محمود دوم، امپراتوری عثمانی با مجموعه‌ای از بحران‌های دیپلماتیک بین‌المللی روبه‌رو بود. کمبود مقامات مسلط به زبان‌های اروپایی، توانایی دولت را در مذاکره و انعقاد قراردادها محدود می‌کرد. حتی استفاده از مترجمان یونانی موسوم به «درگومان‌ها» نیز به دلیل قیام یونان عملاً غیرممکن شده بود. در دهه ۱۸۳۰، محمود دوم برای پر کردن این خلأ گام‌هایی اساسی برداشت: سفارت‌خانه‌های عثمانی در اروپا دوباره تأسیس شد و دفتر ترجمه‌ای پدید آمد تا مکاتبات دولتی را مدیریت کرده و به مقامات امپراتوری زبان‌های اروپایی آموزش دهد. این سفارت‌خانه‌ها و دفتر ترجمه، به مراکز آموزشی مهم برای تربیت نسل بعدی کارمندان دولت تبدیل شدند.محمود دوم، در چارچوب تقویت اقتدار مرکزی، اختیارات دربیک‌ها را محدود و ینی‌چری‌ها را نابود کرد و بوروکراسی را بازسازی و وابسته به سلطان ساخت. یکی از مسائل حساس، محدود کردن قدرت علما بود که پیش‌تر در سرنگونی سلیم سوم نقش مؤثری ایفا کرده بودند. اگرچه برخی از علما اصلاحات نظامی را ضروری می‌دانستند، کل نهاد دینی همچنان مستقل از دولت مرکزی بود و منابع قابل توجهی از طریق کنترل درآمدهای وقف در اختیار داشت. برای مهار این استقلال، محمود دوم تلاش کرد اختیارات شیخ‌الاسلام، مقام عالی‌رتبه دینی، را محدود و دفتر او را جزئی از ساختار بوروکراسی دولتی کند. همچنین، برای مدیریت درآمدهای وقف، وزارت اوقاف در سال ۱۸۲۶ ایجاد شد تا درآمدهای وقف را تحت نظارت دولت قرار دهد و مازاد آن به جای نهاد دینی، به خزانه دولت منتقل شود. هرچند این اقدام به‌طور کامل در زمان سلطنت محمود دوم اجرا نشد، اما شروعی بود بر متمرکزسازی امور مالی و کاهش نفوذ علما نسبت به دولت مرکزی.با وجود از دست رفتن بخش‌هایی از قلمرو امپراتوری عثمانی در دوران سلطنت محمود دوم، اصلاحات او ستون‌های نظامی و اداری دولت را تقویت کرد و زمینه‌ای فراهم آورد که نخبگان نوپا بتوانند شکوفا شوند؛ نخبگانی که دقیقاً «آگاهان به زبان فرانسوی» خوانده می‌شدند. همان‌طور که سلطان به اصلاحات اروپایی پایبند بود و فشارهای اقتصادی و نظامی اروپا بر امپراتوری فزونی می‌یافت، این افراد با تسلط بر شیوه‌ها و زبان‌های غربی، به عالی‌ترین مناصب نظامی و مدنی منصوب شدند. مخالفان اصلاحات یا از میدان خارج شدند یا، چنان‌که در مورد برخی علما رخ داد، به‌تدریج از گردونه قدرت کنار گذاشته شدند. پس از وفات محمود دوم، همین نخبگان که در دفتر ترجمه، سفارت‌خانه‌های اروپایی و آکادمی‌های نظامی پرورش یافته بودند، چراغ اصلاحات او را روشن نگه داشتند و فصل نوینی در تحول نظام عثمانی رقم زدند.

 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • بورس
  • خودرو
  • حوادث
  • اطلاع رسانی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • گفت و گو
  • اندیشه
  • ورزشی
  • گزارش
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و سی و دو
 - شماره هشت هزار و نهصد و سی و دو - ۲۰ دی ۱۴۰۴