در حافظه موقت ذخیره شد...
طراحی سناریوی سرقت با تحویل سفارش اینترنتی
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ سه پیک موتوری وقتی سفارشات را به خانههای اعیانی و مجلل تحویل میدادند با شناسایی خانه، سناریوی سرقتها را در فرصتی مناسب اجرا میکردند.
مأموران او را به صورت نامحسوس زیر نظر گرفتند و لحظاتی بعد دو پسر جوان که آنها نیز کلاه و ماسک داشتند هراسان از برج بیرون آمده و سوار بر موتورسیکلت شدند. سارقان یک تابلو فرش نفیس هم به دست داشتند اما مأموران بلافاصله وارد عمل شده و آنها را بازداشت کردند.
در تحقیقات مشخص شد سارقان ماسکدار همان سارقان خانههای اعیانی در منطقه جردن هستند. آنها در تحقیقات به همدستی با یک پسر جوان و نامزدش در این سرقتها اعتراف کرده و پس از هماهنگی قضایی، آنها نیز بازداشت شدند. به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، متهمان در اختیار پلیس قرار گرفته و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
سرقتهای سریالی
بهنام و همدستانش، پیکهای اینترنتی هستند که از اعتماد مالباختهها سوء استفاده کرده و سناریوی سرقتهایشان را اجرا میکردند. بهنام در مورد شناسایی سوژههایشان گفت: «ما سوژههایمان را زمانی که برایشان جنس و کالا میبردیم شناسایی میکردیم. وقتی به مقابل ساختمان یا برجی برای تحویل سفارش میرفتیم معمولاً صاحب خانه پایین نمیآمد و از ما میخواست کالا را برایش به طبقه محل سکونتش ببریم. وقتی هم مقابل واحد مورد نظر میرسیدیم و در باز میشد، در فاصلهای که جنس را تحویل دهیم، داخل خانه را نگاه میکردیم. اگر وضعیت خوب بود، در دفترچهای که برای این کار در نظر گرفته بودیم، مشخصات منزل را مینوشتیم.»
چه زمانی برای سرقت میرفتید؟ ما تمامی سرقتها را در زمان غروب آفتاب یا به اصطلاح همان گرگ و میش هوا انجام میدادیم. آن موقع معمولاً اگر کسی در خانه باشد چراغ خانهها روشن میشود. به سراغ خانههایی که آدرس آنها را در لیستمان نوشته بودیم، میرفتیم و اگر چراغ خانه خاموش بود، زنگ واحد مورد نظر را میزدیم و اگر کسی پاسخ نمیداد، برای سرقت اقدام میکردیم.
چطور وارد خانه میشدید؟ اگر خانه شمالی بود از بالای در و دیوار به داخل ساختمان میرفتیم. اگر جنوبی یا برج بود که زنگ یکی از واحدها را میزدیم و چون اسم و مشخصات صاحبخانه را از قبل داشتیم به دروغ نام صاحبخانه را میگفتیم و خواهش میکردیم در را برایمان باز کنند. برای ورود به آپارتمان هم از دو شیوه استفاده میکردیم. اگر در قفل نبود با کارت تلفنهای قدیم یا کارتهای عابربانک در را باز میکردیم. اگر در قفل بود که با پیچ گوشتی قفل در را تخریب کرده و وارد خانه میشدیم.
چه اموالی سرقت میکردید؟ ما برعکس سارقان که فقط دنبال پول و سکه و طلا بودند، وسایل عتیقه، فرشها و تابلو فرشهای گرانقیمت و وسایل باارزش را از داخل خانه سرقت میکردیم.
زنی که همدستتان است چه نقشی داشت؟ او نامزد یکی از همدستانم بود. برای فروش بعضی از وسایل از او کمک میخواستیم وگرنه نقش خاصی در سرقتها نداشت.
سابقه داری؟ هر سه نفرمان سابقه سرقت داریم. من نوجوان بودم که کار خلاف را آغاز کردم و مدتی هم در کانون زندانی بودم. حدود 7 سال از عمرم را در زندان گذراندهام.

